بنی یربوع بن حنظله: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۵۱: خط ۵۱:
خودداری [[تمیم]] از [[تمکین]] در برابر [[خلافت]]، به [[ادعای پیامبری]] سجّاح دختر [[حارث]] به [[سوید بن عقفان]] از [[بنی یربوع]] در [[سال ۱۱ هجری]] منجر شد. اُمّ صادر سَجاح، زنی منسوب به دو قبیله بزرگ تمیم و تَغْلِب بود که پس از [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}}، در میان [[بنی تغلب]] در جزیره، - ناحیه شمال [[عراق]]، - ادعای پیامبری کرد. او [[کاهن]] بود و [[مسیحیت]] را از نصارای بنی تغلب فرا گرفته بود و سخنانی با سجع [[کاهنان]] و به [[پندار]] خود، به [[تقلید]] [[قرآن]] می‌‌گفت و [[تعصبات قومی]] را برمی انگیخت. سجاح، طرفداران بسیاری از [[بنی تمیم]] و بنی تغلب از جمله برخی بزرگان مانند [[احنف بن قیس]] و [[حارثة بن بدر]] و [[شبث بن ربعی یربوعی]]<ref>شبث اذان‌گوی مخصوص سجاح بود اما اندکی بعد توبه کرد و به صفوف مسلمانان پیوست. (مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۴۸؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۷۴.) علاوه بر اشعث، جنبة بن طارق بن عمرو هم از دیگر یربوعی‌هایی بود که موؤذنی سجاح را عهده دار بود. (ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۱۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۷)</ref> را با خود همراه کرد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۶۷ـ ۲۷۵؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۲۹۹ و ج۲۱، ص۳۳؛ نیز نک‍: کلاعی، تاریخ الرده، ص۶۲.</ref> و به [[یاری]] آنان، با برخی [[قبایل]] اطراف جنگید. او سپس همراه با دسته‌های زیادی از [[بنی تمیم]] و [[بنی حنیفه]] و نیز اعوان و [[انصار]] خود از [[ربیعه]]، و [[خویشان]] [[مادری]] خود از [[تغلب]]، [[بنی نمر]] و [[بنی شیبان]] از بلاد جزیره به [[فرماندهی]] [[هذیل بن عمران تغلبی]] به سوی [[مدینه]] حرکت کرد اما در "نِباج" (بین [[بصره]] و یمامه) [[شکست]] خورد و [[سرزمین بنی تمیم]] را ترک کرد. پس از این شکست، سجاح جهت [[حمله]] به یمامه و [[مسیلمه]] [[کذّاب]] - دیگر [[پیامبر دروغین]] که بخش اعظم قبایل یمامه را در [[سیطره]] داشت، - به سوی یمامه حرکت کرد. مسیلمه با سجاح دیدار کرد و با او [[متحد]] شد. سجاح [[پیغمبری]] او را پذیرفت و با وی [[ازدواج]] کرد تا به کمک قبایل خود بر همه [[عرب]] مسلط شوند. پیوند سجاح و مسیلمه سه [[روز]] بیشتر دوام نیاورد و در پی [[لشکرکشی]] [[خالد بن ولید]] و کشته شدن مسیلمه در [[نبرد]] یمامه، [[سپاه]] آنها پراکنده شد. سجاح بعد از شکست به جزیره نزد [[قبیله]] بنوتغلب بازگشت<ref>واقدی، الرده، ص۴۸ - ۴۹؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۶۷ - ۲۷۵.</ref> و به قولی، در همانجا درگذشت.<ref>بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۱۱۸.</ref>برخی نیز از باز گشت او به [[اسلام]] پس از [[قتل]] مسیلمه سخن گفته‌اند<ref>ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۸؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۴.</ref> و از زنده بودن او تا [[زمان]] [[حکومت معاویه]] خبر داده‌اند.<ref>ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۸.</ref> گفته شده که در ایام حکومت معاویه، و پس از [[بیعت]] [[مردم کوفه]] با [[معاویه]] در "عام الجماعه" ([[سال ۴۱ هجری]])، سجاح به همراه قبیله‌اش به [[کوفه]] رفت و در آنجا ساکن گردید.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۶۹ - ۲۷۵؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۵۴ - ۳۵۷؛ بَلاذری، کتاب فتوح البلدان، ص۹۹ـ۱۰۰؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۲۴۲. درباره سرنوشت او بعد از جنگ یمامه اختلاف وجود دارد. برخی نوشته‌اند که سجاح موفق به فرار شد و بعدها به بصره رفت و در همان جا از دنیا رفت. (بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۱.) و بنا به نقلی کشته شده است. (ر. ک. مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۶۵)</ref> - <ref>جهت مطالعه بیشتر درباره سجاح رجوع کنید: دانشنامه جهان اسلام، مقاله "رِدَّه"، محمدرضا ناجی و محترم وکیلی سحر؛ رمزیه الاطرقجی، تغلب و دورها فی التاریخ، ج۹، ص۱۷۳؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۲۷۳ - ۲۷۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
خودداری [[تمیم]] از [[تمکین]] در برابر [[خلافت]]، به [[ادعای پیامبری]] سجّاح دختر [[حارث]] به [[سوید بن عقفان]] از [[بنی یربوع]] در [[سال ۱۱ هجری]] منجر شد. اُمّ صادر سَجاح، زنی منسوب به دو قبیله بزرگ تمیم و تَغْلِب بود که پس از [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}}، در میان [[بنی تغلب]] در جزیره، - ناحیه شمال [[عراق]]، - ادعای پیامبری کرد. او [[کاهن]] بود و [[مسیحیت]] را از نصارای بنی تغلب فرا گرفته بود و سخنانی با سجع [[کاهنان]] و به [[پندار]] خود، به [[تقلید]] [[قرآن]] می‌‌گفت و [[تعصبات قومی]] را برمی انگیخت. سجاح، طرفداران بسیاری از [[بنی تمیم]] و بنی تغلب از جمله برخی بزرگان مانند [[احنف بن قیس]] و [[حارثة بن بدر]] و [[شبث بن ربعی یربوعی]]<ref>شبث اذان‌گوی مخصوص سجاح بود اما اندکی بعد توبه کرد و به صفوف مسلمانان پیوست. (مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۴۸؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۷۴.) علاوه بر اشعث، جنبة بن طارق بن عمرو هم از دیگر یربوعی‌هایی بود که موؤذنی سجاح را عهده دار بود. (ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۱۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۷)</ref> را با خود همراه کرد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۶۷ـ ۲۷۵؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۲۹۹ و ج۲۱، ص۳۳؛ نیز نک‍: کلاعی، تاریخ الرده، ص۶۲.</ref> و به [[یاری]] آنان، با برخی [[قبایل]] اطراف جنگید. او سپس همراه با دسته‌های زیادی از [[بنی تمیم]] و [[بنی حنیفه]] و نیز اعوان و [[انصار]] خود از [[ربیعه]]، و [[خویشان]] [[مادری]] خود از [[تغلب]]، [[بنی نمر]] و [[بنی شیبان]] از بلاد جزیره به [[فرماندهی]] [[هذیل بن عمران تغلبی]] به سوی [[مدینه]] حرکت کرد اما در "نِباج" (بین [[بصره]] و یمامه) [[شکست]] خورد و [[سرزمین بنی تمیم]] را ترک کرد. پس از این شکست، سجاح جهت [[حمله]] به یمامه و [[مسیلمه]] [[کذّاب]] - دیگر [[پیامبر دروغین]] که بخش اعظم قبایل یمامه را در [[سیطره]] داشت، - به سوی یمامه حرکت کرد. مسیلمه با سجاح دیدار کرد و با او [[متحد]] شد. سجاح [[پیغمبری]] او را پذیرفت و با وی [[ازدواج]] کرد تا به کمک قبایل خود بر همه [[عرب]] مسلط شوند. پیوند سجاح و مسیلمه سه [[روز]] بیشتر دوام نیاورد و در پی [[لشکرکشی]] [[خالد بن ولید]] و کشته شدن مسیلمه در [[نبرد]] یمامه، [[سپاه]] آنها پراکنده شد. سجاح بعد از شکست به جزیره نزد [[قبیله]] بنوتغلب بازگشت<ref>واقدی، الرده، ص۴۸ - ۴۹؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۶۷ - ۲۷۵.</ref> و به قولی، در همانجا درگذشت.<ref>بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۱۱۸.</ref>برخی نیز از باز گشت او به [[اسلام]] پس از [[قتل]] مسیلمه سخن گفته‌اند<ref>ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۸؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۴.</ref> و از زنده بودن او تا [[زمان]] [[حکومت معاویه]] خبر داده‌اند.<ref>ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۸.</ref> گفته شده که در ایام حکومت معاویه، و پس از [[بیعت]] [[مردم کوفه]] با [[معاویه]] در "عام الجماعه" ([[سال ۴۱ هجری]])، سجاح به همراه قبیله‌اش به [[کوفه]] رفت و در آنجا ساکن گردید.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۶۹ - ۲۷۵؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۵۴ - ۳۵۷؛ بَلاذری، کتاب فتوح البلدان، ص۹۹ـ۱۰۰؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۲۴۲. درباره سرنوشت او بعد از جنگ یمامه اختلاف وجود دارد. برخی نوشته‌اند که سجاح موفق به فرار شد و بعدها به بصره رفت و در همان جا از دنیا رفت. (بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۱.) و بنا به نقلی کشته شده است. (ر. ک. مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۶۵)</ref> - <ref>جهت مطالعه بیشتر درباره سجاح رجوع کنید: دانشنامه جهان اسلام، مقاله "رِدَّه"، محمدرضا ناجی و محترم وکیلی سحر؛ رمزیه الاطرقجی، تغلب و دورها فی التاریخ، ج۹، ص۱۷۳؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ج۱۱، ص۲۷۳ - ۲۷۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


===[[فتوحات اسلامی]]===
===دوران [[فتوحات اسلامی]]===
در جریان فتوحات اسلامی، [[بنی تمیم]] با تیره‌ها و شاخه‌های متعددش، نقش چشمگیری در [[فتوحات]] سرزمین‌های [[ایران]] و [[روم]]، ایفا نمودند.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۴۱؛ نیز نک‍: جعیط، الکوفة، نشأة المدینة العربیة الاسلامیة، ص۳۲؛ صالح احمد علی، التنظیمات الاجتماعیة و الاقتصادیة فی البصرة، ص۲۸ - ۲۹.</ref> آنان به فتوحات سرزمین‌های شرقی توجهی ویژه مبذول داشتند که دلیل آن در برخی منابع، نزدیکی این مناطق به سکونتگاه‌هایشان و آشنایی آنان با این [[سرزمین‌ها]] به سبب ارتباطشان با شاهان [[ایرانی]] و [[آل]] منذر عنوان شده است.<ref>عبداللّه محمود حسین، قبیلة تمیم عبر العصور، ص۱۰۲.</ref> [[فرزندان]] [[تمیم]] سهم بسیار پر رنگی در [[نبرد قادسیه]]، به ویژه در لیلة [[القادسیه]] ([[لیلة الهریر]])، که دو [[لشکر]] تا صبح با یکدیگر می‌جنگیدند، داشتند.<ref>علامه عسگری، صد و پنجاه صحابی ساختگی، ج۲، ص۹۹ - ۱۱۴. رجوع کنید به طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۵۶۱ـ۵۶۲، ۵۶۵، ۵۷۷ ـ ۵۷۸.</ref> آنان در فتح [[اصطخر]] - از شهرهای فارس - <ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۳۲۶؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۸۶ و ۴۰۷.</ref> و [[خراسان]]<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۹۰ - ۳۹۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۸۶ و ۴۰۷.</ref> شرکت جستند و گفته‌اند که فتح برخی از مناطق، چون [[موصل]]، [[حلوان]]، [[همدان]]، [[دورق]] (شادگان)،کاشان و... با [[فرماندهی]] [[سرداران]] تمیمی میسر شده است.<ref>رجوع کنید به عبداللّه محمود حسین، قبیلة تمیم عبر العصور، ص۱۰۲ـ۱۰۳.</ref> از [[بنی یربوع]] – یکی از شاخه‌های [[بنی تمیم]] - نخستین بار در جریان [[فتوحات اسلامی]] در [[سال سیزدهم هجری]] و در [[زمان]] [[جنگ]] بویب سخن به میان آمده است. نقل است که در این سال، جمعی از [[بنی حنظله]] به [[رهبری]] [[ربعی بن حصین یربوعی]] - پدر [[شبث بن ربعی]] - جهت اعزام به [[فتوحات]] [[ایران]]، نزد [[عمر بن خطاب]] آمدند. [[عمر]] نیز، ربعی را بر آنان گماشت و ایشان را نزد سردار خود - [[مثنی بن حارثه]] - در بویب فرستاد.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۴؛ ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۱۵ـ۲۱۶</ref> حضور [[فرزندان]] [[یربوع]] در فتح برخی مناطق [[اهواز]]،<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۸۶.</ref> [[نهاوند]]،<ref>در سال ۲۰ هجری به فرماندهی ابوموسی اشعری. طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۳۹؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۵۹.</ref> رامهرمز،<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۸۵</ref> شوشتر،<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۸۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۷؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۷۸۲.</ref> [[اصفهان]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۹.</ref> و [[خراسان]]<ref>در سال ۵۵ هجری در زمان حکومت معاویه. بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۹۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۵۵.</ref> از دیگر مواضعی است که [[تاریخ]] آن را در خود به ثبت و ضبط رسانده است. در یکی از این گزارشات، به نقل از [[اسید بن متشمس]] - برادرزاده [[احنف بن قیس]] - آمده: «با [[ابوموسی اشعری]] در جنگ اصفهان، [[شاهد]] فتح سرزمین‌هایی بودم که به‌دست [[عبدالله بن ورقاء ریاحی]] و [[عبدالله بن ورقاء اسدی]] انجام گرفت».<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۸۶.</ref> لازم به ذکر است که در برخی از این فتوحات از جمله [[فتح نهاوند]]، افرادی از این [[قبیله]] عهده دار سمت [[فرماندهی]] بودند.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۳۹؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
در جریان فتوحات اسلامی، [[بنی تمیم]] با تیره‌ها و شاخه‌های متعددش، نقش چشمگیری در [[فتوحات]] سرزمین‌های [[ایران]] و [[روم]]، ایفا نمودند.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۴۱؛ نیز نک‍: جعیط، الکوفة، نشأة المدینة العربیة الاسلامیة، ص۳۲؛ صالح احمد علی، التنظیمات الاجتماعیة و الاقتصادیة فی البصرة، ص۲۸ - ۲۹.</ref> آنان به فتوحات سرزمین‌های شرقی توجهی ویژه مبذول داشتند که دلیل آن در برخی منابع، نزدیکی این مناطق به سکونتگاه‌هایشان و آشنایی آنان با این [[سرزمین‌ها]] به سبب ارتباطشان با شاهان [[ایرانی]] و [[آل]] منذر عنوان شده است.<ref>عبداللّه محمود حسین، قبیلة تمیم عبر العصور، ص۱۰۲.</ref> [[فرزندان]] [[تمیم]] سهم بسیار پر رنگی در [[نبرد قادسیه]]، به ویژه در لیلة [[القادسیه]] ([[لیلة الهریر]])، که دو [[لشکر]] تا صبح با یکدیگر می‌جنگیدند، داشتند.<ref>علامه عسگری، صد و پنجاه صحابی ساختگی، ج۲، ص۹۹ - ۱۱۴. رجوع کنید به طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۵۶۱ـ۵۶۲، ۵۶۵، ۵۷۷ ـ ۵۷۸.</ref> آنان در فتح [[اصطخر]] - از شهرهای فارس - <ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۳۲۶؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۱۷۰ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۸۶ و ۴۰۷.</ref> و [[خراسان]]<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۹۰ - ۳۹۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۸۶ و ۴۰۷.</ref> شرکت جستند و گفته‌اند که فتح برخی از مناطق، چون [[موصل]]، [[حلوان]]، [[همدان]]، [[دورق]] (شادگان)،کاشان و... با [[فرماندهی]] [[سرداران]] تمیمی میسر شده است.<ref>رجوع کنید به عبداللّه محمود حسین، قبیلة تمیم عبر العصور، ص۱۰۲ـ۱۰۳.</ref> از [[بنی یربوع]] – یکی از شاخه‌های [[بنی تمیم]] - نخستین بار در جریان [[فتوحات اسلامی]] در [[سال سیزدهم هجری]] و در [[زمان]] [[جنگ]] بویب سخن به میان آمده است. نقل است که در این سال، جمعی از [[بنی حنظله]] به [[رهبری]] [[ربعی بن حصین یربوعی]] - پدر [[شبث بن ربعی]] - جهت اعزام به [[فتوحات]] [[ایران]]، نزد [[عمر بن خطاب]] آمدند. [[عمر]] نیز، ربعی را بر آنان گماشت و ایشان را نزد سردار خود - [[مثنی بن حارثه]] - در بویب فرستاد.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۴؛ ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۱۵ـ۲۱۶</ref> حضور [[فرزندان]] [[یربوع]] در فتح برخی مناطق [[اهواز]]،<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۸۶.</ref> [[نهاوند]]،<ref>در سال ۲۰ هجری به فرماندهی ابوموسی اشعری. طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۳۹؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۵۹.</ref> رامهرمز،<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۸۵</ref> شوشتر،<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۸۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۲۷؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۷۸۲.</ref> [[اصفهان]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۹.</ref> و [[خراسان]]<ref>در سال ۵۵ هجری در زمان حکومت معاویه. بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۹۷؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۵۵.</ref> از دیگر مواضعی است که [[تاریخ]] آن را در خود به ثبت و ضبط رسانده است. در یکی از این گزارشات، به نقل از [[اسید بن متشمس]] - برادرزاده [[احنف بن قیس]] - آمده: «با [[ابوموسی اشعری]] در جنگ اصفهان، [[شاهد]] فتح سرزمین‌هایی بودم که به‌دست [[عبدالله بن ورقاء ریاحی]] و [[عبدالله بن ورقاء اسدی]] انجام گرفت».<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۸۶.</ref> لازم به ذکر است که در برخی از این فتوحات از جمله [[فتح نهاوند]]، افرادی از این [[قبیله]] عهده دار سمت [[فرماندهی]] بودند.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۳۹؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش