←پانویس
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
*در [[روایات]] فراوانی، [[ضرورت]] تمسّک به ثقلین، جدایی ناپذیری ثقلین از هم، برجای گذاشتن ثقلین در میان [[امت]] از سوی [[پیامبر]] و ورود ثقلین بر [[حوض کوثر]] مطرح شده است. | *در [[روایات]] فراوانی، [[ضرورت]] تمسّک به ثقلین، جدایی ناپذیری ثقلین از هم، برجای گذاشتن ثقلین در میان [[امت]] از سوی [[پیامبر]] و ورود ثقلین بر [[حوض کوثر]] مطرح شده است. | ||
*[[حدیث ثقلین]] از [[احادیث]] مشهور است که [[فضیلت]] [[اهل بیت]] را میرساند: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي}}<ref> اثبات الهداة، ج ۳ ص ۸ و ۱۷</ref> در کاربرد [[قرآنی]]، ثقلین به [[جن]] و انس هم گفته شده است {{متن قرآن|سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلانِ}}<ref>الرحمن آیه ۳۱</ref>، چراکه این دو گروه بر جانداران دیگر [[برتری]] دارند.<ref>مجمع البحرین</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۹.</ref> | *[[حدیث ثقلین]] از [[احادیث]] مشهور است که [[فضیلت]] [[اهل بیت]] را میرساند: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي}}<ref> اثبات الهداة، ج ۳ ص ۸ و ۱۷</ref> در کاربرد [[قرآنی]]، ثقلین به [[جن]] و انس هم گفته شده است {{متن قرآن|سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلانِ}}<ref>الرحمن آیه ۳۱</ref>، چراکه این دو گروه بر جانداران دیگر [[برتری]] دارند.<ref>مجمع البحرین</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۹.</ref> | ||
==[[حدیث ثقلین]]== | |||
حدیث ثقلین<ref>ثقل به فتح قاف، امر نفیس و گرانبها و به سکون آن، امر سنگین که کنایه از ثقاست و گرانبهائی است.</ref> از [[احادیث متواتر]] [[اسلامی]] است که [[علماء]] و [[دانشمندان]] آن را از [[پیامبر گرامی]] نقل کردهاند. مراجعه به [[اسناد]] و [[روایات]] این [[حدیث]]، [[صدور حدیث]] را از پیامبر گرامی [[قطعی]] میسازد، و هیچ فردی هر چه هم دیر [[باور]] باشد، نمیتواند در [[صحت]] و [[استواری]] آن، به خود [[شک]] و تردیدی راه دهد.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۲۰۳.</ref>. | |||
===[[بررسی سند]] حدیث=== | |||
[[استدلال]] با این حدیث، در گرو این است که صحت و استواری سند آن برای ما ثابت گردد. اکنون برای آشنا ساختن خوانندگان گرامی به پایه [[صحت حدیث]]، و [[تواتر]] آن، به نقل قسمتی از اسناد آن میپردازیم. مرحوم [[سید هاشم بحرینی]]، در کتاب نفیس خود، [[غایة المرام]] حدیث یاد شده را از دانشمندان [[اهل تسنن]]، به سی و نه طریق نقل میکند، همچنانکه این حدیث را از طریق [[شیعه]] به هشتاد و دو طریق نقل مینماید<ref>غایة المرام، ص۲۱۷-۲۳۴.</ref>. | |||
وی این حدیث را از [[محدثان]] [[سنی]]، مانند [[احمد بن حنبل]]، [[عبدالله بن احمد بن حنبل]]، [[مسلم بن حجاج]] در صحیح معروف خود<ref>مسلم، در صحیح خود این حدیث را به سه طریق نقل کرده است.</ref>، [[ابو اسحاق ثعلبی]] صاحب [[تفسیر]]، [[ابوالحسن علی]] بن محمد، معروف به [[فقیه]] [[ابن مغازلی]]، [[ابوالحسن]]، مؤلف [[الجمع بین الصحاح الستة (کتاب)|الجمع بین الصحاح الستة]]، [[ابو عبدالله محمد بن ابی نصر حمیدی]] مؤلف [[الجمع بین الصحیحین]]، [[سمعانی]] در کتاب [[فضائل الصحابة]] و اخطب الخطباء، [[موفق بن احمد]]، مؤلف کتاب [[فضائل امیرالمؤمنین]] و [[حافظ]] [[ابراهیم بن محمد الحموینی]] و [[عزالدین ابن ابی الحدید]] مؤلف [[شرح نهج البلاغه]] و... نقل میکند. | |||
مرحوم [[شرف الدین]] در کتاب المراجعات صفحات ۲۰ تا ۲۵ آن را از مصادر زیر نقل میکند: | |||
# [[متقی هندی]] در کتاب [[کنز العمال]] جلد ۱ صفحه ۴۴، حدیث را از محدثانی مانند: [[ترمذی]] و [[نسائی]] که سند آنها به جابر منتهی میگردد، نقل کرده است. | |||
# [[احمد بن حنبل]]، این [[حدیث]] را در [[مسند]] خود، ج۵، ص۱۸۲-۱۸۹ نقل کرده است. | |||
[[احمد بن حنبل]]، در موارد دیگر نیز حدیث یاد شده را نقل کرده است (جلد ۳ صفحه ۱۷ و ۲۶) [[متقی هندی]] در [[کنز العمال]] ج۱، ص۴۷ نقل نموده است. | |||
[[حاکم]] در مستدرک، جلد ۳، صفحه ۱۰۹ و ۱۴۸ و ۵۳۳ حدیث را نقل کرده و آن را صحیح خوانده است. | |||
[[ابن حجر]]، در کتاب [[الصواعق المحرقة]] ص۷۵ و ۸۹ نقل کرده است. | |||
در تعالیق [[احقاق الحق]]، با تتبع زاید الوصفی مسانید و [[مراسیل]] حدیث، از کتابهای [[دانشمندان]] [[سنی]] با تعیین شماره جلد و شماره صفحه کتاب، نقل شده است. علاقمندان میتوانند به جلد ۹ صفحه ۳۰۹-۳۷۶ مراجعه کنند و ما برای اختصار، از نقل فهرست آن خودداری نمودیم. | |||
اخیراً از طرف [[دار التقریب]] بین المذاهب الاسلامیة رسالهای پیرامون [[اسناد]] و متون [[حدیث ثقلین]] منتشر گردید و حاکی از آن است که [[اساتید]] [[مصر]] و پایه گذاران دار التقریب، همگی به [[صحت]] و [[تواتر حدیث]] [[ایمان راسخ]] دارند<ref>حدیث الثقلین، از نشریات دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة، سال ۱۳۷۴ق.</ref>. | |||
دانشمند بزرگ [[شیعه]]، مرحوم [[میرحامد حسین هندی]] که در سال ۱۳۰۶ درگذشته است، این [[حدیث]] را از قریب به دویست دانشمند [[سنی]] نقل کرده است که همگی در فاصله قرنهای دوم و سیزدهم [[اسلامی]] میزیستهاند. مجموع تحقیقات ایشان، پیرامون سند و [[دلالت حدیث]]، در شش جلد به چاپ رسیده است، که علاقمندان میتوانند با مراجعه به آنها از [[عظمت]] حدیث [[آگاه]] گردند. | |||
هرگاه تعداد [[راویان حدیث]] را از طریق شیعه و کتابهائی که این حدیث در آنها آمده است بر گذشته بیفزائیم، در این موقع حدیث در عالیترین درجه از اعتبار و [[تواتر]] قرار میگیرد، که برای آن مانندی جز [[حدیث غدیر]] و [[حدیث منزلت]] نمیتوان یافت. | |||
اینک [[متن حدیث]]: | |||
قال [[رسول الله]]{{صل}}: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}. | |||
من در میان شما دو [[امانت]] نفیس و گرانبها میگذارم، یکی [[کتاب خدا]] و دیگری عترت من است شما مادامی که به این دو [[تمسک]] میجوئید [[گمراه]] نمیشوید و این دو یادگار من، هیچ گاه از هم جدا نمیشوند تا در کنار [[حوض]] بر من وارد شوند. | |||
البته این [[حدیث]]، به صورتهای گستردهتر نیز نقل شده است، حتی [[ابن حجر]] میگوید: [[پیامبر]] در آخر حدیث افزود: | |||
{{متن حدیث|هَذَا عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَا يَفْتَرِقَانِ}}<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۳۵.</ref>. | |||
این علی است که پیوسته با [[قرآن]] است و قرآن نیز با علی همراه بوده و از هم جدا نمیشوند. | |||
آنچه ما نقل کردیم، صورت کوتاه و فشرده حدیث است که [[محدثان]] [[اسلامی]] بر [[صحت]] و [[استواری]] آن [[گواهی]] دادهاند. علت [[اختلاف]] صورت حدیث این است که پیامبر در مواقع مختلف [[مردم]] را به پیوند ناگسستنی که میان [[قرآن و عترت]] وجود دارد، توجه داده است. | |||
[[پیامبر گرامی]] تلازم این دو [[حجت]] را در [[روز عرفه]] روی [[ناقه]] خود، در [[مسجد خیف]]، در [[خطبه غدیر]]، در بستر [[بیماری]]<ref>بحار الأنوار، ج۲۲، ص۷۶، نقل از مجالس مفید.</ref> در حالی که [[حجره]] وی مملو از [[صحابه]] بود، یادآوری نموده است. و [[اختلاف حدیث]] از نظر تفصیل و [[اجمال]] مربوط به اختلاف مورد است<ref>برای آگاهی از مدارک آن به المراجعات ص۲۳، طبع سوم، و تعالیق احقاق الحق، ج۹ مراجعه گردد.</ref>. | |||
با اینکه حدیث به صورتهای مختلفی نقل شده و پیامبر از دو یادگار خود، گاهی با لفظ [[ثقلین]] و گاهی با لفظ خلیفتین و احیاناً امرین یاد فرموده است، مع الوصف، همگی [[هدف]] واحدی را تعقیب میکنند و آن، وجود پیوند ناگسستنی میان قرآن و عترت است.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۲۰۳.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:IM010595.jpg|22px]] [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|'''پیشوائی از نظر اسلام''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{یادآوری پانویس}} | {{یادآوری پانویس}} | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||