ختم ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
خط ۳۷: خط ۳۷:
او با توجه به رؤیایی که دیده است [[جایگاه]] خود را در میان [[اولیا]] همانند [[جایگاه پیامبر خاتم]] {{صل}} در میان دیگر [[پیامبران]] می‌داند. به گفته وی در سال ۵۹۹ در [[خواب]] دیده است که [[کعبه]] را که از خشت‌های طلا و نقره بنا شده، تماشا می‌کند، در یک ردیف از دیوار بینِ رکنِ [[یمانی]] و رکنِ شامی، جای خشتی از نقره و در ردیف دیگر، جای خشتی از طلا را خالی می‌بیند. آن‌گاه خود را می‌بیند که مانند دو خشت طلا و نقره، در جای خالی آن دو خشت قرار می‌گیرد. از [[خواب]] بیدار می‌شود و [[خدا]] را [[سپاس]] می‌کند و در [[تأویل]] آن می‌گوید: "من در نوع خود همچون [[رسول خدا]] {{صل}} در میان [[پیامبران]] {{عم}} هستم و بسا که [[ولایت]] به من ختم می‌گردد و این کار بر [[خدا]] سخت نباشد". [[خواب]] خود را برای یکی از [[عالمان]] می‌گوید، او نیز همان‌گونه تعبیر می‌کند<ref>ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۱، ص۳۱۹.</ref>. تمام [[دلایل]] شیخ بر [[خاتم ولایت]] بودن خود، رؤیای یادشده و [[دلیل]] وی بر [[نفی]] [[خاتم ولایت]] بودن [[حضرت مهدی]] {{ع}} انتساب حسّی و صوری وی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} است؛ چنان‌که وی هیچ دلیلی بر ختم [[ولایت مطلقه]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} ارائه نکرده است. از این رو می‌توان پرسید: مگر انتساب حسّی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} [[مانع]] ختم [[ولایت]] است؟ از آنجا که [[عقل]] و [[نقل]] و [[کشف]] هیچ‌گونه دلالتی بر این امر ندارد، پس این سخن، ادعایی بدون [[دلیل]] است. از این گذشته همان‌گونه که [[حضرت مهدی]] {{ع}} از [[فرزندان]] حسّی و صوری [[پیامبر]] است، از [[فرزندان]] [[معنوی]] او نیز هست؛ به همین سبب بزرگانِ [[اهل]] [[معرفت]]، وی را از اولیای [[محمدیه]] می‌دانند. [[صاحب ولایت]] [[محمدیه]] بودن، حتی اگر [[خاتم ولایت]] هم نباشد، این نشان را دارد که از [[فرزندان]] [[معنوی]] [[حضرت ختمی مرتبت]] {{صل}} است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۴۶۴.</ref>.<ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۵۱-۵۹.</ref>
او با توجه به رؤیایی که دیده است [[جایگاه]] خود را در میان [[اولیا]] همانند [[جایگاه پیامبر خاتم]] {{صل}} در میان دیگر [[پیامبران]] می‌داند. به گفته وی در سال ۵۹۹ در [[خواب]] دیده است که [[کعبه]] را که از خشت‌های طلا و نقره بنا شده، تماشا می‌کند، در یک ردیف از دیوار بینِ رکنِ [[یمانی]] و رکنِ شامی، جای خشتی از نقره و در ردیف دیگر، جای خشتی از طلا را خالی می‌بیند. آن‌گاه خود را می‌بیند که مانند دو خشت طلا و نقره، در جای خالی آن دو خشت قرار می‌گیرد. از [[خواب]] بیدار می‌شود و [[خدا]] را [[سپاس]] می‌کند و در [[تأویل]] آن می‌گوید: "من در نوع خود همچون [[رسول خدا]] {{صل}} در میان [[پیامبران]] {{عم}} هستم و بسا که [[ولایت]] به من ختم می‌گردد و این کار بر [[خدا]] سخت نباشد". [[خواب]] خود را برای یکی از [[عالمان]] می‌گوید، او نیز همان‌گونه تعبیر می‌کند<ref>ابن‌عربی، فتوحات المکیه، ج۱، ص۳۱۹.</ref>. تمام [[دلایل]] شیخ بر [[خاتم ولایت]] بودن خود، رؤیای یادشده و [[دلیل]] وی بر [[نفی]] [[خاتم ولایت]] بودن [[حضرت مهدی]] {{ع}} انتساب حسّی و صوری وی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} است؛ چنان‌که وی هیچ دلیلی بر ختم [[ولایت مطلقه]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} ارائه نکرده است. از این رو می‌توان پرسید: مگر انتساب حسّی به [[خاندان پیامبر]] {{صل}} [[مانع]] ختم [[ولایت]] است؟ از آنجا که [[عقل]] و [[نقل]] و [[کشف]] هیچ‌گونه دلالتی بر این امر ندارد، پس این سخن، ادعایی بدون [[دلیل]] است. از این گذشته همان‌گونه که [[حضرت مهدی]] {{ع}} از [[فرزندان]] حسّی و صوری [[پیامبر]] است، از [[فرزندان]] [[معنوی]] او نیز هست؛ به همین سبب بزرگانِ [[اهل]] [[معرفت]]، وی را از اولیای [[محمدیه]] می‌دانند. [[صاحب ولایت]] [[محمدیه]] بودن، حتی اگر [[خاتم ولایت]] هم نباشد، این نشان را دارد که از [[فرزندان]] [[معنوی]] [[حضرت ختمی مرتبت]] {{صل}} است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ص۴۶۴.</ref>.<ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۵۱-۵۹.</ref>


== [[ختم ولایت]] ==
== ختم ولایت ==
مراد از ختم ولایت، انتهای ظهور اسمای [[حاکم]] بر [[ولیّ]] در هر عصری است و خاتم [[ولایت مطلقه]]، [[باطن نبوت]] مطلقه حضرت ختمی{{صل}} است که [[مظهر اسم اعظم]] «[[الله]]» است و پس از او، نبی‌ای ظهور نمی‌کند و از آنجا که وصیِ هر [[نبی]] تابع آن نبی است، [[وصی پیامبر خاتم]]{{صل}}، امیرالمؤمنین علی{{ع}} است که [[خاتم اوصیا]] و صاحب ولایت مطلقه است.<ref>جامی، نقد النصوص، ۲۶۵–۲۶۷؛ امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.</ref>
مراد از ختم ولایت، انتهای ظهور اسمای [[حاکم]] بر [[ولیّ]] در هر عصری است و خاتم [[ولایت مطلقه]]، [[باطن نبوت]] مطلقه حضرت ختمی{{صل}} است که [[مظهر اسم اعظم]] «[[الله]]» است و پس از او، نبی‌ای ظهور نمی‌کند و از آنجا که وصیِ هر [[نبی]] تابع آن نبی است، [[وصی پیامبر خاتم]]{{صل}}، امیرالمؤمنین علی{{ع}} است که [[خاتم اوصیا]] و صاحب ولایت مطلقه است.<ref>جامی، نقد النصوص، ۲۶۵–۲۶۷؛ امام خمینی، تقریرات، ۲/۲۴۷.</ref>


۱۳۱٬۶۲۶

ویرایش