تقدیر: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۰۴۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
(تغییرمسیر به قدر حذف شد)
برچسب‌ها: تغییرمسیر حذف شد پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۴: خط ۴۴:
ما قرآن را در شبی پربرکت نازل کردیم. ما همواره انذارکننده بوده‌ایم. در آن شب هر امری [[حکیمانه]] جدا [و به گونه مستقل، [[تدبیر]] و تقدیر] می‌گردد؛ [اما تنها] اموری که از سوی ما [و مربوط به ما] است<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ * فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ * أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ}} «که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بی‌گمان ما بیم‌دهنده بودیم * در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند) * به فرمانی از نزد ما که ما فرستنده‌ایم» سوره دخان، آیه ۳-۵.</ref>.
ما قرآن را در شبی پربرکت نازل کردیم. ما همواره انذارکننده بوده‌ایم. در آن شب هر امری [[حکیمانه]] جدا [و به گونه مستقل، [[تدبیر]] و تقدیر] می‌گردد؛ [اما تنها] اموری که از سوی ما [و مربوط به ما] است<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ * فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ * أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ}} «که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بی‌گمان ما بیم‌دهنده بودیم * در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند) * به فرمانی از نزد ما که ما فرستنده‌ایم» سوره دخان، آیه ۳-۵.</ref>.
در این آیه، که از [[شب قدر]] سخن می‌گوید<ref>در ادامه مقاله از شب قدر و ارتباط آن با قضا و قدر الهی سخن خواهیم گفت.</ref>، [[خداوند]] بیان می‌کند که در این شب امور [[جهان]] تقدیر می‌شود. ممکن است شبه‌های به [[ذهن]] خطور کند که آیا این امور شامل [[اعمال انسان]] نیز می‌شوند و حتی [[کردار]] و [[رفتار]] او را نیز خدا از پیش مقدر و معین می‌کند، یا [[تقدیرات الهی]] شامل [[افعال]] انسان نمی‌شود. از این رو است که خداوند در ادامه آیه، حوزه و قلمرو امور مقدر را بیان کرده، می‌فرماید که آنچه در شب تقدیر می‌شود، اموری است مربوط به ما و از سوی ما {{متن قرآن|أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا}}<ref>«به فرمانی از نزد ما که ما فرستنده‌ایم» سوره دخان، آیه ۵.</ref>. معنای دیگر سخن [[الهی]] آن است که اموری که از خود انسانند و تنها به او مربوطند نه به خدا (افعال اختیاری انسان) از حوزه تقدیرات الهی بیرونند. در [[آیه]]، قیدی دیگر نیز برای اموری که در حیطه تقدیر خداوندند، بیان شده است که همان قید «[[حکیم]]» است. آنچه [[انسان]] انجام می‌دهد، چنین نیست که همواره [[حکیمانه]] باشد. گاه از انسان افعالی سر می‌زند که نمی‌توان آنها را حکیمانه نامید (مانند [[گناهان]] و خطاها)، در حالی که بنابر آیه یادشده، اموری را که [[خداوند]] مقدر می‌کند، حکیمانه است و ممکن نیست او به کاری جز آن دست زند. از همین جا می‌توان دریافت که آنچه به [[تقدیر الهی]] انجام می‌شود، به دلیل حکیمانه بودن، باید [[فعل الهی]] باشد، نه فعل بشری، بدین‌سان، این که انسان در [[زندگی]] خود چه تصمیمی می‌گیرد و بر اساس آن، چه فعلی انجام می‌دهد و مثلاً چه [[گناه]] یا طاعتی از او سر می‌زند، و سرانجام، با [[اعمال]] خود، طریق [[ایمان]] و [[بهشت]] را برمی‌گزیند یا در مسیر [[کفر]] و [[دوزخ]] گام برمی‌دارد، هرگز از سوی [[خدا]] مقدر نمی‌شود. این امور به انسان مربوطند نه به خدا، و خداوند اموری مانند [[آفرینش انسان]] و حوادث زندگی او را تقدیر می‌کند که تعیین و ایجاد آنها برعهده او است و از روی [[علم]] و [[حکمت]] صورت می‌گیرند.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۳۰.</ref>.
در این آیه، که از [[شب قدر]] سخن می‌گوید<ref>در ادامه مقاله از شب قدر و ارتباط آن با قضا و قدر الهی سخن خواهیم گفت.</ref>، [[خداوند]] بیان می‌کند که در این شب امور [[جهان]] تقدیر می‌شود. ممکن است شبه‌های به [[ذهن]] خطور کند که آیا این امور شامل [[اعمال انسان]] نیز می‌شوند و حتی [[کردار]] و [[رفتار]] او را نیز خدا از پیش مقدر و معین می‌کند، یا [[تقدیرات الهی]] شامل [[افعال]] انسان نمی‌شود. از این رو است که خداوند در ادامه آیه، حوزه و قلمرو امور مقدر را بیان کرده، می‌فرماید که آنچه در شب تقدیر می‌شود، اموری است مربوط به ما و از سوی ما {{متن قرآن|أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا}}<ref>«به فرمانی از نزد ما که ما فرستنده‌ایم» سوره دخان، آیه ۵.</ref>. معنای دیگر سخن [[الهی]] آن است که اموری که از خود انسانند و تنها به او مربوطند نه به خدا (افعال اختیاری انسان) از حوزه تقدیرات الهی بیرونند. در [[آیه]]، قیدی دیگر نیز برای اموری که در حیطه تقدیر خداوندند، بیان شده است که همان قید «[[حکیم]]» است. آنچه [[انسان]] انجام می‌دهد، چنین نیست که همواره [[حکیمانه]] باشد. گاه از انسان افعالی سر می‌زند که نمی‌توان آنها را حکیمانه نامید (مانند [[گناهان]] و خطاها)، در حالی که بنابر آیه یادشده، اموری را که [[خداوند]] مقدر می‌کند، حکیمانه است و ممکن نیست او به کاری جز آن دست زند. از همین جا می‌توان دریافت که آنچه به [[تقدیر الهی]] انجام می‌شود، به دلیل حکیمانه بودن، باید [[فعل الهی]] باشد، نه فعل بشری، بدین‌سان، این که انسان در [[زندگی]] خود چه تصمیمی می‌گیرد و بر اساس آن، چه فعلی انجام می‌دهد و مثلاً چه [[گناه]] یا طاعتی از او سر می‌زند، و سرانجام، با [[اعمال]] خود، طریق [[ایمان]] و [[بهشت]] را برمی‌گزیند یا در مسیر [[کفر]] و [[دوزخ]] گام برمی‌دارد، هرگز از سوی [[خدا]] مقدر نمی‌شود. این امور به انسان مربوطند نه به خدا، و خداوند اموری مانند [[آفرینش انسان]] و حوادث زندگی او را تقدیر می‌کند که تعیین و ایجاد آنها برعهده او است و از روی [[علم]] و [[حکمت]] صورت می‌گیرند.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۳۰.</ref>.
==تقدیر انواع [[مرگ]]==
از آنچه گفته شد، پاسخ بخش مهمی از مسائل [[قضا و قدر]] روشن می‌شود. بسیاری از [[مردم]] می‌پرسند: افرادی که مثلاً در اثر [[بیماری]] یا سانحه می‌میرند و یا خودکشی می‌کنند، آیا [[خداوند]] چنین مرگی را برای آنان مقدر کرده است؟ برای یافتن پاسخ صحیح این‌گونه [[پرسش‌ها]]، توجه به تفکیک چهارگانه‌ای که در امور مربوط به [[انسان]] آوردیم، بسیار مهم است و نرسیدن به پاسخ درست، غالباً ناشی از تفکیک نکردن آنها از یکدیگر است. پاسخ درست آن است که در اینجا باید میان انواع [[مرگ‌ها]] تفاوت نهاد. مرگ‌هایی که بر اثر بیماری یا سانحه رخ می‌دهند، معمولاً به [[اختیار انسان]] نیستند. هیچ کس به عمد و [[اراده]] و [[اختیار]]، خود را [[بیمار]] نمی‌کند و یا با اراده و تصمیم قبلی، خود را به ورطه حوادث مرگبار نمی‌اندازد. بنابراین، از آنجا که این‌گونه مرگ‌ها خارج از اختیار انسان است<ref>البته روشن است که انسان برای بیمار نشدن و یا احتراز از حوادث ناگوار، باید تمام احتیاط‌های لازم را به کار گیرد. آن چه در بالا، درباره اختیاری نبودن حوادث مزبور، گفته شد، بعد از رعایت همه احتیاط‌ها و عمل به وظایف طبیعی است. درباره رابطه عمل با وظایف طبیعی و مسئله تقدیر، سخن خواهیم گفت.</ref>، آنها را باید جزو حوادث [[زندگی]] محسوب کرد و پیش‌تر گفتیم که همه حوادث زندگی انسان به تقدیر خدای متعالند. پس خداوند است که بنا به [[حکمت]] و [[مصلحت]]، مرگ کسی را با بیماری یا حادثه‌ای تقدیر می‌کند و رقم می‌زند. اما مرگی که بر اثر خودکشی پدید می‌آید، کاملاً متفاوت است؛ زیرا خودکشی امری است که به اختیار انسان روی می‌دهد. درست است که [[دشواری‌ها]] و [[ناملایمات]] زندگی جزو حوادثی به شمارند که خداوند، برای [[امتحان]] [[بشر]] و یا مصالحی دیگر، تقدیر می‌کند، اما [[وظیفه]] انسان [[صبر]] و مقابله در برابر آنها است و اگر کسی در برابر سختی‌های کوچک و بزرگ، تاب نیاورد و خودکشی کند، این [[مرگ]] به هیچ وجه به تقدیر [[خدا]] صورت نگرفته است؛ زیرا این خود [[انسان]] است که با [[اختیار]] خویش تصمیم به خودکشی می‌گیرد، و اگر او این کار را نکند، هرگز [[خداوند]] چنین مرگی را برایش تقدیر نمی‌کند. به همین‌رو است که خودکشی جزو [[گناهان کبیره]] محسوب می‌شود و در [[روایات]] کسی که خودکشی می‌کند، [[اهل دوزخ]] و [[عذاب الهی]] خوانده شده است. اگر خودکشی نیز به [[تقدیر الهی]] باشد، خلاف [[عدالت]] است که خداوند کسی را به [[جرم]] آن [[کیفر]] دهد؛ زیرا انسان فقط در برابر امور اختیاری که نسبت به آنها [[تعهد]] و [[تکلیف]] دارد [[مسئول]] است و [[مؤاخذه]] می‌شود، نه در برابر اموری که به تقدیر خدا و ا و خارج از [[اراده]] [[بشر]] تحقق می‌پذیرد. [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} به روشنی بر این [[حقیقت]] تأکید می‌نماید:
چون خداوند - تبارک و تعالی - [[بندگان]] را به [[روز قیامت]] گرد می‌آورد، از آنان درباره پیمانی می‌پرسد که با او بسته‌اند و از آنچه برایشان تقدیر کرده است، نمی‌پرسد<ref>التوحید، باب قضا و قدر، ح۲.</ref>.
از این [[حدیث]] می‌توان دریافت که آنچه انسان در برابرش [[متعهد]] و مسئول است - یعنی اموری اختیاری و تکلیفی - از حیطه [[قضا و قدر الهی]] خارج است؛ زیرا اگر [[اعمال]] اختیاری نیز به تقدیر الهی باشند، بر اساس [[سخن معصوم]]، [[آدمی]] نباید بابت آنها مؤاخذه شود.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۴۰.</ref>.
==رابطه تقدیر الهی و عمل به [[وظایف]]==
چنان‌که گذشت، رویدادهای [[زندگی]] بشر را، خداوند از پیش مقدر کرده است و اگر عاملی این تقدیر را [[تغییر]] ندهد، تحقق می‌یابند. اما اگر حوادث زندگی انسان، اعم از خوشایند و ناخوشایند، به اراده و تقدیر الهی است، پس [[رفتار]] ما چه تأثیری در رخ دادن حوادث دارد؟ آیا ما نباید بکوشیم و از رویدادهای ناگوار [[پیش‌گیری]] کنیم و یا از اثرهای زیانبارشان بکاهیم؟ آیا نباید با به‌کارگیری صحیح [[عقل]] و دیگر امکانات، نعمت‌های [[مشروع]] را برای خود فراهم آوریم و یا در نگاه‌داری آنها بکوشیم؟ آیا [[کوشش]] ما تأثیری در وقوع یا عدم وقوع آنها دارد؟ اگر اثر دارد، پس چگونه می‌توان گفت که رویدادها به [[تقدیر الهی]] است و اگر [[خداوند]] آنها را برای ما رقم می‌زند، سهم [[تدابیر]] ما چه اندازه است و آیا این [[پندار]]، موجب [[سستی]] و بی‌توجهی [[انسان]] به [[وظایف]] و [[تکالیف]] [[زندگی]] خود نمی‌شود، و در یک [[کلام]]، ارتباط کوشش ما با تقدیر خداوند، چگونه و چسان است؟ باید گفت که رویدادهای زندگی [[آدمی]] گوناگونند و بسته به نوع این رویدادها، پاسخ آن [[پرسش]] هم تفاوت می‌کند:
الف. گاه رویدادی، معلول مستقیم [[سوء]] [[انتخاب]] خود انسان است؛ یعنی او با [[اختیار]] و [[آگاهی]] و به دست خویش، حادثه‌ای را برای خود پدید می‌آورد. پدید آمدن این گونه حوادث به هیچ رو تقدیر قبلی خداوند نیست؛ مثلاً خودکشی، مرگی است که آدمی با تصمیم خویش و [[علم]] به نتیجه کار خود، برمی‌گزیند و چنین نیست که خداوند از پیش برای او چنین مرگی را تقدیر کرده باشد. پیش‌تر نیز گفتیم که [[افعال]] اختیاری انسان، از حوزه [[تقدیرات الهی]] بیرونند<ref>در ادامه مقاله خواهیم گفت که در افعال اختیاری انسان، نوعی تقدیر از جانب خدا وجود دارد که غیر از آن است که فعل ما مستقیماً با تقدیر الهی ایجاد شود. این نکته را در بحث خلق تکوین و خلق تقدیر توضیح خواهیم داد.</ref>. همچنین است کسی که مثلاً با انتخاب خویش راه اعتیاد را برمی‌گزیند، به منجلابی از سیاهی و [[تباهی]] گرفتار می‌شود که لازمه این راه است. او چنین سرنوشتی را به دست خویش برای خود رقم زده است، و اگر چنین نمی‌کرد، ابداً [[خدای عادل]] و [[مهربان]] این راه شوم را برای وی مقدر نمی‌نمود. این مطلب در مورد تمام کسانی که به اختیار و انتخاب خویش هرگونه طریق نادرستی، مانند [[دزدی]] و آدم‌کشی، را برمی‌گزینند و تمام تبعات منفی آن را به [[جان]] می‌خرند و [[مال]] و [[زندگی]] و حیثیت خود را می‌بازند و گاه جان خویش را بر سر این [[انتخاب]] نادرست می‌گذارند، صادق است. هرگز [[مقام]] خیر و [[حکمت]] و [[عدالت الهی]] روا نمی‌دارد که [[خداوند]] خودش چنین مسیر و [[سرنوشت]] نابهنجاری را برای [[بندگان]] مقدر و محقق نماید و سپس آنها را به جهت پیمودن راهی که خود در انتخاب آن نقشی نداشته‌اند در [[دنیا]] یا [[آخرت]] [[مجازات]] نماید.
ب. گاه [[انسان]] خود با [[علم]] و تصمیم قبلی، حوادث ناگوار را برای خویش رقم نمی‌زند، ولی چنان بی‌احتیاطی‌های آشکاری به [[خرج]] می‌دهد و یا به‌گونه‌ای مرتکب [[قصور]] و تقصیر فاحش می‌شود که نتایج [[ناگواری]] برای وی به همراه می‌آورد. در این مورد، سنتی که [[خدا]] تکویناً مقدر کرده است، این است که اگر کسی از عمل به [[وظایف]] طبیعی و عقلایی خویش سر باز زند و مرتکب تقصیر و بی‌احتیاطی عمدی و آشکار شود، گرفتار نتایج نامطلوب آن گردد. انسان موظف است که بکوشد که مثلاً [[بیمار]] یا [[فقیر]] نشود و یا اگر گرفتار [[فقر]] یا [[بیماری]] شد، آن را بر طرف کند. آشکار است که اگر کسی بی‌لباس مناسب در هوای سرد زمستان قرار گیرد، بیمار می‌شود و اگر کسی چشم‌بسته از خیابان بگذرد، به احتمال آسیب می‌بیند. در این گونه موارد نیز چنین نیست که خداوند از پیش برای این کس، زیانی مقدر کرده باشد. تقدیر خدا در این گونه موارد، [[تکوینی]] است؛ یعنی خداوند به صورت یک [[سنت تکوینی]] در عالم مقدر کرده است که اگر کسی در انجام وظایف طبیعی خویش کوتاهی کند به پیامدهایش گرفتار آید.
خدا در [[جهان]] طبیعی، برای هر چیز اثر و خاصیتی مقدر کرده است. مثلاً برای [[آتش]] سوزندگی، برای دارو، [[شفابخشی]]، برای مطالعه [[ازدیاد علم]]، و برای [[ورزش]] [[سلامت]] و [[شادابی]] تقدیر نموده است. اگر کسی دست به آتش بزند می‌سوزد، و اگر هنگام بیماری از مراجعه به [[پزشک]] و [[مصرف]] دارو اجتناب کند، سالم نخواهد شد. این آثار زیانبار، اثر طبیعی و [[تکوینی]] ای است که [[خدا]] برای این [[افعال]] در [[جهان آفرینش]] مقدر کرده است. بنابراین، خدا در [[سنت]] عالم، تکویناً مقدر کرده است که اگر کسی به درس و مطالعه پرداخت، صاحب [[دانش]] و [[معرفت]] می‌شود، و اگر در این امر تقصیر و کوتاهی به [[خرج]] داد، باید همواره بار سنگین [[جهل]] را به دوش کشد و هرگز [[حق]] [[گلایه]] و ابراز [[ناراحتی]] از [[تقدیر الهی]] را ندارد و جز خویش را نباید ملامت کند. او می‌توانست با سعی و تلاش بیشتر و [[پرهیز]] از [[تنبلی]] و [[بی‌مسئولیتی]]، به جای اینکه تقدیر تکوینی [[جهالت]] شامل او شود، خودش را مشمول تقدیر مقابل آن قرار دهد. هیچ کس نباید در [[خانه]] خویش را عملاً باز بگذارد و سپس از تقدیر الهی در مورد آمدن دزد و بر باد رفتن [[اموال]] خود [[شکوه]] کند. این [[روایت]] مشهور که «فردی پای شتر خویش را نبست و پس از مراجعه آن را از دست رفته دید. به [[پیامبراکرم]]{{صل}} [[گله]] کرد که من در مورد [[حفظ]] شتر خویش به خدا [[توکل]] کرده بودم. [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمودند: ابتدا پای شتر خود را ببند و بعد از آن بر خدا توکل کن»، کاملاً نشان می‌دهد که ما با عملکرد صحیح می‌توانیم از بسیاری از این گونه تقدیرات تکوینی و حوادث ناخوشایند اجتناب کنیم، و اگر هم از تقدیر این گونه حوادث سخن به میان آوریم، معنایی جز همان [[سنت تکوینی]] و [[قانونمندی]] عام و طبیعی در [[جهان]] ندارد.
این نوع تقدیر، نه فقط درباره فرد، که درباره [[اجتماع]] هم صادق است. این [[پرسش]] بسیار مطرح می‌شود که چرا بسیاری از [[جوامع]] [[کافر]] و فاقد معیارها و [[ارزش‌های اخلاقی]] و [[انسانی]]، از چنان [[پیشرفت‌های علمی]] و [[اقتصادی]] و تکنولوژیکی برخوردارند، در حالی که [[ملل مسلمان]] علی‌رغم برخورداری از [[کامل‌ترین دین]] و [[تعالیم اخلاقی]] و انسانی و [[اعتقادی]] از اوضاع [[اجتماعی]] [[نابسامانی]] برخوردارند و گاه حتی در حوایج اولیه خود نیز محتاج [[جوامع]] غیرمسلمانند؟ چرا [[خداوند]] برای [[کافران]] [[رفاه]] و [[پیشرفت]] را تقدیر کرده است و برای [[مسلمین]] [[فقر]] و [[عقب‌ماندگی]] را؟
بر اساس آنچه گفتیم، پاسخ روشن است. تقدیر [[تکوینی]] [[خدا]]، به همان معنایی که گفتیم، درباره جوامع هم صادق است. خداوند برای تلاش مستمر، [[تحصیل علم]]، [[فعالیت اقتصادی]]، [[برنامه‌ریزی]] صحیح، بهره‌گیری درست از مواهب و استعدادها و نظایر آن، آثار تکوینی‌ای قرار داده است که هر کس این [[اعمال]] را انجام دهد، اثرات و ثمرات مثبت آن را هم که رفاه و [[توسعه]] است می‌بیند، حتی اگر آن [[جامعه]] [[کافر]] باشد. و متقابلاً خدا برای [[سستی]] و [[تنبلی]] و [[بی‌نظمی]] و بی‌برنامگی و هدر دادن امکانات و نیروها و استعدادها آثار تکوینی منفی قرار داده است که همان فقر و عقب‌ماندگی باشد، حتی اگر آن [[جامعه مسلمان]] هم باشد. اگر مسلمین هم از همان روش‌های مثبت و سازنده در [[زندگی فردی]] و اجتماعی خویش بهره بگیرند، به همان پیشرفت جوامع غیرمسلمان و حتی بیش از آن هم دست می‌یابند؛ چراکه در این صورت، از [[لطف]] و [[نصرت]] خاص [[الهی]] هم بهره‌مند خواهند شد که کافران از آن محرومند. پس چنین پیشرفت‌ها یا عقب‌ماندگی‌های اجتماعی ربطی به [[قضا و قدر]] قبلی الهی ندارد و ناشی از آثار تکوینی‌ای است که خدا برای اعمال فردی و اجتماعی [[بشر]] قرار داده است. از آنجا که توجه به رابطه تقدیر و آثار تکوینی از جهاتی حائز اهمیت است، جا دارد که توضیح بیشتری در مورد آن ارائه شود.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۴۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۲۴۸

ویرایش