تقدیر: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
این نوع تقدیر، نه فقط درباره فرد، که درباره [[اجتماع]] هم صادق است. این [[پرسش]] بسیار مطرح میشود که چرا بسیاری از [[جوامع]] [[کافر]] و فاقد معیارها و [[ارزشهای اخلاقی]] و [[انسانی]]، از چنان [[پیشرفتهای علمی]] و [[اقتصادی]] و تکنولوژیکی برخوردارند، در حالی که [[ملل مسلمان]] علیرغم برخورداری از [[کاملترین دین]] و [[تعالیم اخلاقی]] و انسانی و [[اعتقادی]] از اوضاع [[اجتماعی]] [[نابسامانی]] برخوردارند و گاه حتی در حوایج اولیه خود نیز محتاج [[جوامع]] غیرمسلمانند؟ چرا [[خداوند]] برای [[کافران]] [[رفاه]] و [[پیشرفت]] را تقدیر کرده است و برای [[مسلمین]] [[فقر]] و [[عقبماندگی]] را؟ | این نوع تقدیر، نه فقط درباره فرد، که درباره [[اجتماع]] هم صادق است. این [[پرسش]] بسیار مطرح میشود که چرا بسیاری از [[جوامع]] [[کافر]] و فاقد معیارها و [[ارزشهای اخلاقی]] و [[انسانی]]، از چنان [[پیشرفتهای علمی]] و [[اقتصادی]] و تکنولوژیکی برخوردارند، در حالی که [[ملل مسلمان]] علیرغم برخورداری از [[کاملترین دین]] و [[تعالیم اخلاقی]] و انسانی و [[اعتقادی]] از اوضاع [[اجتماعی]] [[نابسامانی]] برخوردارند و گاه حتی در حوایج اولیه خود نیز محتاج [[جوامع]] غیرمسلمانند؟ چرا [[خداوند]] برای [[کافران]] [[رفاه]] و [[پیشرفت]] را تقدیر کرده است و برای [[مسلمین]] [[فقر]] و [[عقبماندگی]] را؟ | ||
بر اساس آنچه گفتیم، پاسخ روشن است. تقدیر [[تکوینی]] [[خدا]]، به همان معنایی که گفتیم، درباره جوامع هم صادق است. خداوند برای تلاش مستمر، [[تحصیل علم]]، [[فعالیت اقتصادی]]، [[برنامهریزی]] صحیح، بهرهگیری درست از مواهب و استعدادها و نظایر آن، آثار تکوینیای قرار داده است که هر کس این [[اعمال]] را انجام دهد، اثرات و ثمرات مثبت آن را هم که رفاه و [[توسعه]] است میبیند، حتی اگر آن [[جامعه]] [[کافر]] باشد. و متقابلاً خدا برای [[سستی]] و [[تنبلی]] و [[بینظمی]] و بیبرنامگی و هدر دادن امکانات و نیروها و استعدادها آثار تکوینی منفی قرار داده است که همان فقر و عقبماندگی باشد، حتی اگر آن [[جامعه مسلمان]] هم باشد. اگر مسلمین هم از همان روشهای مثبت و سازنده در [[زندگی فردی]] و اجتماعی خویش بهره بگیرند، به همان پیشرفت جوامع غیرمسلمان و حتی بیش از آن هم دست مییابند؛ چراکه در این صورت، از [[لطف]] و [[نصرت]] خاص [[الهی]] هم بهرهمند خواهند شد که کافران از آن محرومند. پس چنین پیشرفتها یا عقبماندگیهای اجتماعی ربطی به [[قضا و قدر]] قبلی الهی ندارد و ناشی از آثار تکوینیای است که خدا برای اعمال فردی و اجتماعی [[بشر]] قرار داده است. از آنجا که توجه به رابطه تقدیر و آثار تکوینی از جهاتی حائز اهمیت است، جا دارد که توضیح بیشتری در مورد آن ارائه شود.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۴۱.</ref>. | بر اساس آنچه گفتیم، پاسخ روشن است. تقدیر [[تکوینی]] [[خدا]]، به همان معنایی که گفتیم، درباره جوامع هم صادق است. خداوند برای تلاش مستمر، [[تحصیل علم]]، [[فعالیت اقتصادی]]، [[برنامهریزی]] صحیح، بهرهگیری درست از مواهب و استعدادها و نظایر آن، آثار تکوینیای قرار داده است که هر کس این [[اعمال]] را انجام دهد، اثرات و ثمرات مثبت آن را هم که رفاه و [[توسعه]] است میبیند، حتی اگر آن [[جامعه]] [[کافر]] باشد. و متقابلاً خدا برای [[سستی]] و [[تنبلی]] و [[بینظمی]] و بیبرنامگی و هدر دادن امکانات و نیروها و استعدادها آثار تکوینی منفی قرار داده است که همان فقر و عقبماندگی باشد، حتی اگر آن [[جامعه مسلمان]] هم باشد. اگر مسلمین هم از همان روشهای مثبت و سازنده در [[زندگی فردی]] و اجتماعی خویش بهره بگیرند، به همان پیشرفت جوامع غیرمسلمان و حتی بیش از آن هم دست مییابند؛ چراکه در این صورت، از [[لطف]] و [[نصرت]] خاص [[الهی]] هم بهرهمند خواهند شد که کافران از آن محرومند. پس چنین پیشرفتها یا عقبماندگیهای اجتماعی ربطی به [[قضا و قدر]] قبلی الهی ندارد و ناشی از آثار تکوینیای است که خدا برای اعمال فردی و اجتماعی [[بشر]] قرار داده است. از آنجا که توجه به رابطه تقدیر و آثار تکوینی از جهاتی حائز اهمیت است، جا دارد که توضیح بیشتری در مورد آن ارائه شود.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۴۱.</ref>. | ||
==رابطه تقدیر و علل و عوامل طبیعی== | |||
هرگاه سخن از «تقدیر» به میان میآید، بسیاری از [[مردم]]، آن را عاملی جدا از عوامل طبیعی میپندارند و دست [[قدرت]] و [[اراده الهی]] را تنها در امور [[خارقالعاده]] و [[فوق طبیعی]] میبینند؛ مثلاً چون مردهای زنده میشود و یا عصایی اژدها گردد، همگان آن را به [[خدا]] نسبت میدهند، اما اگر از خاک مرده، بر اساس [[قانون]] طبیعی، گیاهی پدید آید، تنها به یاد [[قوانین طبیعی]] میافتند و ارتباط [[طبیعت]] و قوانین طبیعی را با [[خالق]] و [[مدبر]] هستی، نادیده میگیرند؛ در حالی که در [[جهانبینی اسلامی]] و [[تعالیم]] بزرگان [[معصوم]]{{عم}}، آثار طبیعی، از انواع [[تقدیرات الهی]] است؛ چنان که [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|الدَّواءُ مِن القَدَرِ و هُو يَنفَعُ مَن يَشاءُ بِما شاءَ}}<ref>متقی هندی، علاء الدین، کنز العمال، ح۲۸۰۸۲.</ref>؛ «تأثیر دارو از [[تقدیر الهی]] است و هر کس را خدا بخواهد و به هر گونهای که بخواهد، [[شفا]] میبخشد»<ref>در حدیث دیگری، به جای جمله آخر، آمده است: «و به اذن خدا شفا میبخشد». (کنز العمال، ح۲۸۰۸۱)</ref>. در [[حدیثی]] دیگر آمده است که [[حضرت علی]]{{ع}} از پای [[دیوار]] کج برخاسته و به سوی دیوار دیگری رفته است. برخی گفتند که «ای [[امیرمؤمنان]]، از [[قضای الهی]] میگریزی؟» حضرت در پاسخ فرمود: «از قضای الهی به [[قدر الهی]] میگریزم»<ref>التوحید، باب قضا و قدر، ح۸.</ref>. چنانکه آشکار است، [[امام علی]]{{ع}} از [[سقوط]] دیوار و آسیب و خطرش، که قانون و [[سنت تکوینی]] و طبیعی است، به «قضای الهی» تعبیر فرموده است. از چنین روایاتی میتوان دریافت: | |||
اولاً، تأثیر علل و عوامل طبیعی، از مصادیق تقدیر الهی است؛ یعنی [[خداوند]] مقدر کرده است اشیای مادی و [[افعال]] [[آدمی]]، دارای آثار و نتایجی ویژه باشند و این آثار جز به [[اذن الهی]] تحقق نمییابند. در نتیجه، اگر [[حکمت الهی]] اقتضا کند، همین اشیا و افعال، آثار معمولی خویش را از دست میدهند. از این رو است که [[آتش]]، ابراهیم{{ع}} را نمیسوزاند و خنجر تیز، گلوی اسماعیل{{ع}} را نمیبرد. اما آنجا که [[اذن الهی]] و شرایط طبیعی در کار باشد، این تقدیر به صورت [[سنت تکوینی]] عام تحقق میپذیرد. به همین رو، این گونه تقدیر را در اینجا «تقدیر عام» مینامیم. وانگهی، این [[سنت]] و تقدیر نه تنها شامل فرد، که شامل [[جامعه]] نیز میشود. | |||
ثانیاً، در اینگونه تقدیر، تفاوتی میان [[مؤمن]] و [[کافر]]، [[صالح]] و [[ناصالح]] نیست. [[سنت تکوینی الهی]]، بر این است که اگر به [[اذن خداوند]] مانعی در کار نباشد، هر کس به [[آتش]] دست زند، بسوزد و دارو [[شفا]] دهد و اگر [[دیوار]] فرو ریخت، آسیب رساند و اگر [[آدمی]] برای درآمد مادی یا [[تحصیل علم]] کوشید، ثمره تلاش خود را ببیند؛ خواه مؤمن و صالح باشد و خواه حسن کافر و ناصالح. | |||
ثالثاً، وجود اینگونه سنتهای [[تکوینی]] و [[تقدیرات الهی]]، موجب نمیشود که آدمی همواره به آنها تن بسپارد و راه گریزی از آنها در میان نباشد؛ بلکه او میتواند در محدوده خاصی از پیامدهای زیانبارشان بگریزد. [[سوزاندن]] آتش [[تقدیر الهی]] است، ولی اینکه ما با [[اختیار]] خویش، دست بر آتش بریم یا نه، به تقدیر [[خداوند]] نیست. پس [[حسن انتخاب]] و [[رفتار]] ما غالباً سبب [[جلب منفعت]] و دفع [[زیان]] میشود، و به عکس، [[سوء]] [[انتخاب]] و رفتار [[ناپسند]]، موجب از دست رفتن [[منافع]] و یا پیآمدن زیان میشود. به بیان دیگر، در این گونه موارد، رفتار درست، آدمی را مشمول تقدیرات سودمند میسازد و رفتار نادرست، تقدیرات زیانبار در پی میآورد. | |||
رابعاً، نتیجه آنچه گفته شد، این است که ما از نظر [[عقل]] و [[شرع]]، باید به [[وظایف]] طبیعی خود همواره عمل کنیم و سزاوار نیست به [[سستی]] و کوتاهی تن در دهیم. باید تا آنجا که میتوانیم، از آنچه در اختیار داریم، [[سود]] بریم تا زیان نبینیم. بنابراین، منظور از اینکه حوادث [[زندگی]] به تقدیر خدایند، حوادثی نیست که بر اثر تقصیر و کوتاهی آدمی پدید میآیند و [[اعتقاد]] به [[تقدیر الهی]] به هیچ روی نباید مجوز [[سستی]] و [[تنبلی]] و [[بیمسئولیتی]] هیچ فرد یا جامعهای شود. اگر در اینگونه حوادث، زیانی به [[آدمی]] رسد، به تقدیر الهی است، بلکه به کوتاهی و [[اهمال]] او است؛ چنانکه [[پیامبراکرم]]{{صل}} میفرماید: | |||
دعای چند نفر [[مستجاب]] نمیشود: مردی که گرفتار [[آزار]] [[همسر]] است، در حالی که [[خداوند]] [[طلاق]] او را به دست وی قرار داده است، و کسی که از کنار [[دیوار]] کژ میگذرد و شتابان نمیگذرد و دیوار بر او میریزد، و کسی که وامی به دیگری میدهد، بیآنکه [[گواهی]] بر آن گیرد، و کسی که در [[خانه]] نشسته است و از [[خدا]] روزی میخواهد<ref>صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۹۹.</ref>. | |||
وجه مشترک تمام کسانی که در این [[حدیث]] آمده، این است که همه آنها در [[انجام وظیفه]] طبیعی خود کوتاهی میکنند و با آنکه [[قادر]] بر انجام آنند، تلاش لازم را به [[خرج]] نمیدهند. از این رو، دعای هیچ کدام مستجاب نمیشود؛ چراکه مشکل آنان بر اثر اهمال عمدی خودشان ایجاد شده است، نه تقدیر قبلی [[الهی]]. | |||
[[حضرت علی]]{{ع}} نیز در روایتی، امور مربوط به آدمی را به چند دسته تقسیم میکند و برخی را ناشی از [[قضا و قدر الهی]] و برخی دیگر را حاصل تلاش [[انسان]] میشمارد و این نشان میدهد که حضرت، همه امور را به تقدیر الهی نمیداند تا [[مسئولیت]] و [[تکلیف]] و [[اختیار]] و تلاش آدمی بیاثر نماید، و همه را نیز معلول [[کوشش]] انسان نمیشمارد تا سهم تقدیر الهی را نادیده انگارد: | |||
آنچه به قضا و قدر الهی بسته است، [[عمر]] و [[رزق]] و [[زمان مرگ]] و فرزند است و آنچه به کوشش آدمی بسته است، [[تحصیل علم]] است و [[خواندن و نوشتن]] و [[بهشت و دوزخ]]<ref>مشکینی، علی، المواعظ العددیه، ص۲۶۵.</ref>. | |||
برخلاف حوادثی که بر اثر [[قصور]] عمدی و آشکار آدمی پدید میآیند، گاه حوادثی رخ میدهند که از اختیار او بیرونند. بسیار است که آدمی [[وظایف]] طبیعی خود را انجام میدهد و [[قصور]] عمدی نمیورزد، ولی باز هم حوادثی ناخوشایند برایش رخ میدهند. [[آدمی]] معمولاً احتیاطهای لازم را برای [[پیشگیری]] از [[مشکلات]] به کار میبندد، اما باز [[بیمار]] میشود یا مشکلات [[مالی]] پیدا میکند یا دچار سوانح میشود. درست است که [[رفتار]] نادرست بدو [[زیان]] میرساند و رفتار درست سودش میدهد، ولی همواره چنین نیست. آنچه در قسمتهای قبل درباره تقدیر حوادث برای افراد [[انسانی]] گفتیم، دقیقاً در همین موارد است؛ یعنی غیر از آن تقدیر عامی که [[خداوند]] از طریق [[سنتها]] و [[قوانین طبیعی]] [[تکوینی]] برقرار کرده است و رابطه مستقیم با [[حسن انتخاب]] و عملکردها دارد، تقدیر دیگری هم دارد که میتوان آن را تقدیر خاص نامید، به این صورت که ما پس از آنکه به [[وظایف]] خود عمل میکنیم، خداوند براساس [[حکمتها]] و مصالحی که میداند - و در [[کتاب و سنت]] تا حد زیادی این حکمتها به صورت کلی ذکر شده است - اموری را اعم از مطلوب و نامطلوب برای ما تقدیر مینماید. این تقدیرات خاص با تقدیرات عام از دو جهت متفاوتند: | |||
اول. در تقدیرات عام، نظری ویژه بر فردی ویژه نیست و به عبارت دیگر، [[اراده]] خاص [[خدا]] بر این تعلق نگرفته است که برای انسانی خاص، واقعهای خاص پیش آید. اما در نوع دوم تقدیر، تعمد در حوادث وجود دارد؛ یعنی خداوند برای یکایک [[انسانها]] تقدیری خاص مینهد و در [[لوح]] تقدیرات، ثبت میکند و به مرحله [[اجرا]] درمیآورد. به همین رو، این نوع تقدیر را «خاص» مینامیم. | |||
دوم. تحقق تقدیرات عام، نتیجه طبیعی و مستقیم رفتار آدمی است؛ در حالی که در تقدیر خاص، چنین رابطه مستقیم و تکوینی بین [[اعمال]] ما و این تقدیرات نیست.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۴۵.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||