تقدیر: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۴۶۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰۷: خط ۱۰۷:


[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز درباره تقدیرات حتمی می‌فرماید: {{متن حدیث|إِذَا كَانَ الْقَدَرُ لَا يُرَدُّ فَالاحْتِرَاسُ بَاطِلٌ}}<ref>غرر الحکم، ح۴۰۷۱.</ref>؛ «چون تقدیر تغییرناپذیر فرا رسد، [[حفظ]] کردن خویش بی‌ثمر است». همچنین می‌فرماید: {{متن حدیث|يَجْرِي الْقَضَاءُ بِالْمَقَادِيرِ عَلَى خِلَافِ الِاخْتِيَارِ وَ التَّدْبِيرِ}}<ref>غرر الحکم، ح۱۱۰۳۳.</ref>؛ «[[قضای الهی]]، برخلاف [[اختیار]] و [[تدبیر]] [[[انسان]]] به اندازه‌ها جاری می‌شود». در جایی دیگر می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ... قَدَّرَ وَ قَضَى مِنْ أَمْرِهِ الْمَحْتُومِ‌}}<ref>کافی، ج۵، ص۳۷۰.</ref>؛ «[[خداوند]]... امور حتمی را تقدیر کرد و به آن [[فرمان]] داد». و می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا حَذَرَ مِنْ قَدَرٍ إِذَا جَاءَ الْقَضَاءُ فَلَا مَفَرَّ}}<ref>بحار الانوار، ج۴۲، ص۴۷۵.</ref>؛ «از تقدیر نمی‌توان دوری جست و [[قضا]] چون فرا رسد، از آن نمی‌توان گریخت»..</ref>.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۷۰.</ref>.
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز درباره تقدیرات حتمی می‌فرماید: {{متن حدیث|إِذَا كَانَ الْقَدَرُ لَا يُرَدُّ فَالاحْتِرَاسُ بَاطِلٌ}}<ref>غرر الحکم، ح۴۰۷۱.</ref>؛ «چون تقدیر تغییرناپذیر فرا رسد، [[حفظ]] کردن خویش بی‌ثمر است». همچنین می‌فرماید: {{متن حدیث|يَجْرِي الْقَضَاءُ بِالْمَقَادِيرِ عَلَى خِلَافِ الِاخْتِيَارِ وَ التَّدْبِيرِ}}<ref>غرر الحکم، ح۱۱۰۳۳.</ref>؛ «[[قضای الهی]]، برخلاف [[اختیار]] و [[تدبیر]] [[[انسان]]] به اندازه‌ها جاری می‌شود». در جایی دیگر می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ... قَدَّرَ وَ قَضَى مِنْ أَمْرِهِ الْمَحْتُومِ‌}}<ref>کافی، ج۵، ص۳۷۰.</ref>؛ «[[خداوند]]... امور حتمی را تقدیر کرد و به آن [[فرمان]] داد». و می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا حَذَرَ مِنْ قَدَرٍ إِذَا جَاءَ الْقَضَاءُ فَلَا مَفَرَّ}}<ref>بحار الانوار، ج۴۲، ص۴۷۵.</ref>؛ «از تقدیر نمی‌توان دوری جست و [[قضا]] چون فرا رسد، از آن نمی‌توان گریخت»..</ref>.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۷۰.</ref>.
==[[ایمان]] و [[رضا]] به تقدیر==
بنابر آن‌چه گذشت، بسیاری از امور [[زندگی]] [[انسان]] به تقدیر [[خداوند]] رقم می‌خورند. لازمه این تقدیر آن است که [[خدای متعال]] از روی [[علم]] و [[اراده]] برای یکایک [[انسان‌ها]] تقدیری برنهد و کسی نباید تقدیرات زندگی خود را به عاملی جز خداوند نسبت دهد. [[اعتقاد]] اینکه عوامل دیگری مانند [[طبیعت]] یا تصادف، مستقل از [[خدا]]، امور زندگی را رقم می‌زنند، مستلزم گونه‌ای [[کفر]] و [[شرک]] است.
شرک آن است که عاملی جز خدا را مستقلانه در زندگی [[بشر]] مؤثر بدانیم. حال فرق نمی‌کند این عامل، [[عالم طبیعت]] و آثار و [[خواص]] آن باشد، یا امری به نام شانس و تصادف و یا موجودی به نام [[ابلیس]] یا [[اهریمن]]. تمام اینها مصداق «غیرخدا» هستند، و شرک چیزی جز قائل شدن به [[استقلال]] ذاتی در وجود و آثار و [[افعال]] برای «غیرخدا» نیست.
از این رو، در [[روایات]] [[معصومان]] ایمان نداشتن به [[تقدیر الهی]]، گونه‌ای کفر و شرک شمرده شده است و خطاب به آنان که چنین [[ایمانی]] ندارند، با لحنی [[عتاب]] آلود آمده است که پس باید پروردگاری دیگر، جز [[الله]] برای خود بیابند؛ زیرا در [[حقیقت]]، با [[نفی]] تقدیر الهی، دانسته یا نادانسته، تقدیرات را از غیر خدا دانسته‌اند.
روایاتی از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} آشکارا بر این گواهند که هر [[مؤمن]] و موحدی باید [[باور]] آورد که آنچه خدا برایش تقدیر کرده است، به [[خطا]] نمی‌رود و مثلاً برای دیگری پیش نمی‌آید و آنچه برای او پیش نیامده است، ممکن نبوده است برایش رخ دهد. معنای این امر آن است که تقدیراتی برای هر کس روی می‌دهد، به هیچ وجه تصادفی نیست و از سوی خداوند کاملاً آگاهانه و هدفدار و از روی تعمد و برای هر فرد به طور خاص صورت می‌گیرد.
در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: «هرگز ایمان [[خالص]] به [[قلب]] کسی از شما راه نمی‌یابد، مگر [[یقین]] آورد که آنچه برای شما پیش آمده است، ممکن نبوده است به [[خطا]] رود و آنچه برایش رخ نداده است، ممکن نبوده است پیش آید و نیز اینکه به تمام تقدیرات، [[اقرار]] و [[اعتقاد]] داشته باشد»<ref>کنز العمال، ح۱۵۵۷.</ref>. همچنین می‌فرماید:
کسی طعم [[ایمان]] را نمی‌چشد مگر بداند آنچه برایش پیش آمده است، ممکن نبوده است به خطا رود و آنچه برایش رخ نداده است، ممکن نبوده است پیش آید و بداند که تنها [[خداوند]] - عزوجل - است که بدو [[سود]] یا زیانی می‌رساند»<ref>اصول کافی، ج۲، ص۵۸، ح۷. شبیه همین مضمون را بنگرید در: کنز العمال، ح۱۵۶۴.</ref>.
در روایتی دیگر می‌فرماید: «از ما نیست کسی که به تقدیر - خیری یا [[شر]] -ایمان نداشته باشد»<ref>کنز العمال، ح۱۵۵۴.</ref>.
پس [[مؤمن]] باید [[یقین]] کند که همه تقدیرها از سوی [[پروردگار]] است و جز او مقدری نیست و به همین رو است که یکی از [[اسماء]] حسنا و [[مقدس]] [[الهی]]، {{عربی|مقدر كل قدر}} (تقدیرکننده همه تقدیرات) است. حال که چنین است، [[موحد]] باید بداند که پرودگار جز از روی خیر و [[حکمت]] و [[مصلحت و عدالت]] تقدیر نمی‌کند؛ هر چند پاره‌ای از [[مقدرات]] به ظاهر ناخوشایند و ناگوار نمایند.
در نتیجه، نه تنها باید به اینکه همه تقدیرات از [[رب]] العالمین‌اند ایمان و یقین آورد، بلکه بر او است که در عین حال که برای [[زندگی]] و [[وظایف]] طبیعی خویش می‌کوشد، به این تقدیرات [[راضی]] شود و از روی [[خشم]] و نارضایی به آنها ننگرد. چه [[زیبا]] و دلنشین است شنیدن مراتب والای ایمان و [[توحید]] و [[عرفان]] از زبان مولای [[موحدان]] و [[سلطان]] [[عارفان]]:
اگر آفریدگارت را [[فرمان]] نمی‌بری، پس روزی‌اش را مخور، و اگر [[ولایت]] دشمنش را به [[دل]] داری، از قلمرو فرمانروایی‌اش بیرون رو، و اگر به [[قضا]] و قدرش راضی نیستی، پروردگار دیگر برگزین<ref>صدوق، التوحید، ص۳۷۲، ح۱۳.</ref>.
همچنین می‌فرماید: «از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: خداوند بلندمرتبه فرموده است: هر کس به قضای من راضی نیست و به تقدیرم ایمان ندارد، خدایی دیگری بجوید. و [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: همه قضاهای [[الهی]] برای [[مؤمن]] خیر است»<ref>صدوق، التوحید، ص۳۷۱، ح۱۱.</ref>. و در جایی دیگر می‌فرماید:
کسی که برای نرسیدن به خواسته‌های دنیوی‌اش [[اندوهگین]] می‌شود، به [[قضای الهی]] [[خشم]] می‌گیرد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۱۹.</ref>. سخت‌ترین [[عذاب]] در [[قیامت]] برای کسانی است که از قضای الهی خشمگینند<ref>غرر الحکم، ح۳۲۲۵.</ref>. کسی که به قضای الهی [[راضی]] نیست، [[کفر]] به دینش راه یافته است<ref>غرر الحکم، ح۸۹۶۰.</ref>. آنان را که همواره از [[تقدیرات الهی]] خشمگین‌اند، [[دوست]] مدار و از کسانی که همواره از آن راضی‌اند، [[خشمگین]] مباش<ref>قاضی قضاعی، ابوعبدالله محمد بن سلامه، دستور معالم الحکم، ص۶۳.</ref>.
همچنین آن حضرت فرموده است:
[[ایمان]] را چهار ستون است: [[رضا]] به [[قضای خداوند]] و [[توکل]] در او و [[تفویض]] امور به او و [[تسلیم]] بودن در برابرش<ref>اصول کافی، ج۲، ص۵۶، ح۵.</ref>.
و نیز فرموده است: گروهی [[خدمت پیامبر خدا]] آمدند. حضرت پرسید: اینها کدامین گروهند؟ پاسخ دادند:
ای پیامبر خدا، ما گروهی مؤمن هستیم. حضرت فرمود: ایمان شما در چه حدی است؟ گفتند: بر [[بلاها]] [[صبر]] می‌کنیم و هنگام [[نعمت]] و فراوانی [[شکر]] می‌کنیم و به قضای الهی راضی‌ایم. [[پیامبر]] فرمود: چنین کسانی افرادی [[حکیم]] و [[بردبار]] و عالمند که از شدت درجه [[فهم]] [[دین خدا]] نزدیک است به [[مقام]] [[انبیاء]] برسند. اگر شما همین‌گونه هستید که توصیف می‌کنید، پس جایی را که در آن سکونت نمی‌کنید بنا نکنید، و آنچه را نمی‌خورید جمع نکنید، و تقوای خدایی را پیشه سازید که به سوی او برمی‌گردید<ref>تیسیر المطالب، ص۱۶۶.</ref>.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۷۸.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۲۴۸

ویرایش