امر بین الامرین: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۹: خط ۲۹:
نکته مهم در این [[روایت]]، واژه «تملیک» است. این واژه به معنای بیرون آوردن چیزی از [[سلطه]] کسی و درآوردنش به سلطه کسی دیگر است. وقتی من چیزی را به دیگری [[هدیه]] یا هبه و یا با او معاوضه می‌کنم و هیچ‌گونه [[حق]] فسخی برای خود نمی‌گذارم، در [[حقیقت]] [[حق تصرف]] خود را سلب کرده و آن را به او واگذارده‌ام و پس از این واگذاری، نمی‌توانم هیچ تصرفی در آن، بی‌اذن او کنم. حضرت روشن می‌کند که این معنا در تملیک [[خدای تعالی]] جاری نیست؛ زیرا چون خدای تعالی چیزی را به دیگری تملیک می‌کند، آن را از [[سلطه]] خویش بیرون نمی‌آورد. تنها چیزی که در تملیک [[الهی]] پدید می‌آید، این است که با تملیک و [[اعطای الهی]]، [[آدمی]] خود را دارنده و مالک می‌یابد؛ یعنی پیش از آن‌که خدای تعالی چیزی را تملیک کند، آدمی فاقد آن است و سپس مالک و دارنده می‌شود. این بدان معنا نیست که آن شیء از سلطه و [[ملک]] خدای تعالی بیرون می‌آید، بلکه او باز هم مالک است و می‌تواند آن را باز ستاند؛ چنان‌که از آغاز می‌توانست آن را باز ندهد. [[استطاعت]] و [[قدرت]] آدمی بر [[افعال]] نیز چنین است. خدای تعالی استطاعت و قدرت را به آدمی تملیک می‌کند، ولی باز هم خود مالک [[راستین]] آن است و بلکه [[مالکیت]] و [[تسلط]] [[خداوند]] از مالکیت و تسلط آدمی بسی نیرومندتر است؛ چنان‌که هر لحظه بخواهد آن را باز می‌ستاند و هرگاه بخواهد بر آن می‌افزاید یا می‌کاهد. پس چون آدمی واجد و مالک استطاعت و قدرت است، جبری در کار نیست و چون مالک راستین [[حق تصرف]] خویش را بر جای گذاشته و آن را از سلطه و مالکیت خویش بیرون نبرده است، تفویضی در کار نخواهد بود. بنابراین، هرگاه آدمی بخواهد کاری کند، [[خداوند متعال]] استطاعت کار را فراهم می‌سازد و اگر بخواهد کار را ترک کند، استطاعت ترک را عطا می‌کند. خداوند متعال به کاری امر نمی‌کند، جز اینکه قدرت و استطاعتش را به شخص [[مأمور]] می‌دهد و هیچ کاری [[نهی]] نمی‌کند، جز اینکه توان ترکش را نیز می‌دهد. چون کسی می‌خواهد به فعلی [[حرام]] تن دهد یا واجبی را ترک کند، [[خداوند سبحان]] یا در [[حق]] او [[لطف]] می‌فرماید و مانع می‌شود و یا او را به [[اختیار]] خود رها می‌کند تا به [[گناه]] افتد. آشکار است اینکه [[خداوند]] مانع انجام گناه نمی‌شود، بدین معنا نیست که انجام [[کار زشت]] منسوب به او است. در [[روایت]] است که [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} در پاسخ به [[ابوحنیفه]] که می‌پرسد: «[[معصیت]] از آن کیست؟» می‌فرماید:
نکته مهم در این [[روایت]]، واژه «تملیک» است. این واژه به معنای بیرون آوردن چیزی از [[سلطه]] کسی و درآوردنش به سلطه کسی دیگر است. وقتی من چیزی را به دیگری [[هدیه]] یا هبه و یا با او معاوضه می‌کنم و هیچ‌گونه [[حق]] فسخی برای خود نمی‌گذارم، در [[حقیقت]] [[حق تصرف]] خود را سلب کرده و آن را به او واگذارده‌ام و پس از این واگذاری، نمی‌توانم هیچ تصرفی در آن، بی‌اذن او کنم. حضرت روشن می‌کند که این معنا در تملیک [[خدای تعالی]] جاری نیست؛ زیرا چون خدای تعالی چیزی را به دیگری تملیک می‌کند، آن را از [[سلطه]] خویش بیرون نمی‌آورد. تنها چیزی که در تملیک [[الهی]] پدید می‌آید، این است که با تملیک و [[اعطای الهی]]، [[آدمی]] خود را دارنده و مالک می‌یابد؛ یعنی پیش از آن‌که خدای تعالی چیزی را تملیک کند، آدمی فاقد آن است و سپس مالک و دارنده می‌شود. این بدان معنا نیست که آن شیء از سلطه و [[ملک]] خدای تعالی بیرون می‌آید، بلکه او باز هم مالک است و می‌تواند آن را باز ستاند؛ چنان‌که از آغاز می‌توانست آن را باز ندهد. [[استطاعت]] و [[قدرت]] آدمی بر [[افعال]] نیز چنین است. خدای تعالی استطاعت و قدرت را به آدمی تملیک می‌کند، ولی باز هم خود مالک [[راستین]] آن است و بلکه [[مالکیت]] و [[تسلط]] [[خداوند]] از مالکیت و تسلط آدمی بسی نیرومندتر است؛ چنان‌که هر لحظه بخواهد آن را باز می‌ستاند و هرگاه بخواهد بر آن می‌افزاید یا می‌کاهد. پس چون آدمی واجد و مالک استطاعت و قدرت است، جبری در کار نیست و چون مالک راستین [[حق تصرف]] خویش را بر جای گذاشته و آن را از سلطه و مالکیت خویش بیرون نبرده است، تفویضی در کار نخواهد بود. بنابراین، هرگاه آدمی بخواهد کاری کند، [[خداوند متعال]] استطاعت کار را فراهم می‌سازد و اگر بخواهد کار را ترک کند، استطاعت ترک را عطا می‌کند. خداوند متعال به کاری امر نمی‌کند، جز اینکه قدرت و استطاعتش را به شخص [[مأمور]] می‌دهد و هیچ کاری [[نهی]] نمی‌کند، جز اینکه توان ترکش را نیز می‌دهد. چون کسی می‌خواهد به فعلی [[حرام]] تن دهد یا واجبی را ترک کند، [[خداوند سبحان]] یا در [[حق]] او [[لطف]] می‌فرماید و مانع می‌شود و یا او را به [[اختیار]] خود رها می‌کند تا به [[گناه]] افتد. آشکار است اینکه [[خداوند]] مانع انجام گناه نمی‌شود، بدین معنا نیست که انجام [[کار زشت]] منسوب به او است. در [[روایت]] است که [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} در پاسخ به [[ابوحنیفه]] که می‌پرسد: «[[معصیت]] از آن کیست؟» می‌فرماید:
ای شیخ، معصیت یا کار خداست و [[بنده]] هیچ دخالتی در آن ندارد که در این صورت، [[حکیم]] را [[شایسته]] نباشد بنده را بر کار ناکرده [[کیفر]] دهد و یا کار بنده و [[خدا]] است و خدا که نیرومندتر است، نشاید که [[شریک]] [[ضعیف]] را به گناهش کیفر دهد، و یا کار بنده است که در این صورت، اگر خدا بخواهد، می‌بخشاید و اگر بخواهد، کیفر می‌دهد<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۲.</ref>.
ای شیخ، معصیت یا کار خداست و [[بنده]] هیچ دخالتی در آن ندارد که در این صورت، [[حکیم]] را [[شایسته]] نباشد بنده را بر کار ناکرده [[کیفر]] دهد و یا کار بنده و [[خدا]] است و خدا که نیرومندتر است، نشاید که [[شریک]] [[ضعیف]] را به گناهش کیفر دهد، و یا کار بنده است که در این صورت، اگر خدا بخواهد، می‌بخشاید و اگر بخواهد، کیفر می‌دهد<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۲.</ref>.
درباره [[کارهای نیک]]، افزون بر اینکه خداوند [[استطاعت]] را به [[انسان]] می‌دهد، او را [[مأمور]] و [[ترغیب]] و [[تشویق]] نیز می‌کند و [[یاری]] می‌بخشد و از کارهای [[پسندیده]] ابراز [[خشنودی]] می‌نماید؛ ولی بنده را از کار زشت برحذر می‌دارد و در این راه او را یاری‌اش نمی‌دهد و [[نفرت]] و [[ناخشنودی]] خویش را بیان می‌کند و حتی گاه میان او و کار [[قبیح]] حایل و مانع برمی‌نهد؛ هر چند از اعطای [[قدرت]] و استطاعت، دریغ نمی‌کند. به همین رو: {{متن حدیث|مَنْ حَمَلَ الْمَعَاصِيَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ افْتِرَاءً عَظِيماً}}<ref>بحارالانوار، ج۵، ص۱۲۳.</ref>؛ «هر کس [[گناهان]] را به [[خداوند متعال]] نسبت دهد، افترایی عظیم بدو بسته است».<ref>[[محمد بیابانی|بیابانی، محمد]]، [[جبر و اختیار و عدل الهی (مقاله)| مقاله «جبر و اختیار و عدل الهی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۳۱۶.</ref>.
درباره [[کارهای نیک]]، افزون بر اینکه خداوند [[استطاعت]] را به [[انسان]] می‌دهد، او را [[مأمور]] و [[ترغیب]] و [[تشویق]] نیز می‌کند و [[یاری]] می‌بخشد و از کارهای [[پسندیده]] ابراز [[خشنودی]] می‌نماید؛ ولی بنده را از کار زشت برحذر می‌دارد و در این راه او را یاری‌اش نمی‌دهد و [[نفرت]] و [[ناخشنودی]] خویش را بیان می‌کند و حتی گاه میان او و کار [[قبیح]] حایل و مانع برمی‌نهد؛ هر چند از اعطای [[قدرت]] و استطاعت، دریغ نمی‌کند. به همین رو: {{متن حدیث|مَنْ حَمَلَ الْمَعَاصِيَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ افْتِرَاءً عَظِيماً}}<ref>بحارالانوار، ج۵، ص۱۲۳.</ref>؛ «هر کس [[گناهان]] را به [[خداوند متعال]] نسبت دهد، افترایی عظیم بدو بسته است».<ref>[[محمد بیابانی|بیابانی، محمد]]، [[جبر و اختیار و عدل الهی (مقاله)| مقاله «جبر و اختیار و عدل الهی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۳۱۶.</ref>.


۸۰٬۳۷۲

ویرایش