|
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
| خط ۳۷: |
خط ۳۷: |
| # [[رعب]] و [[دنیاپرستی]] هم چون [[بیماری]]، [[متدینان]] را زبون و زمینگیر و آنان را [[تسلیم]] پیش آمدها کرده بود، [[دلیری]] و رادمردی نیز تنها در اسطورهها به جای مانده بود<ref>[[محمد اسماعیلزاده|اسماعیلزاده، محمد]]، [[امام حسین در منظر اهل سنت (مقاله)|مقاله «امام حسین در منظر اهل سنت»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۲ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۲]]، ص ۴۸.</ref>. | | # [[رعب]] و [[دنیاپرستی]] هم چون [[بیماری]]، [[متدینان]] را زبون و زمینگیر و آنان را [[تسلیم]] پیش آمدها کرده بود، [[دلیری]] و رادمردی نیز تنها در اسطورهها به جای مانده بود<ref>[[محمد اسماعیلزاده|اسماعیلزاده، محمد]]، [[امام حسین در منظر اهل سنت (مقاله)|مقاله «امام حسین در منظر اهل سنت»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۲ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۲]]، ص ۴۸.</ref>. |
|
| |
|
| == فلسفه و انگیزههای قیام == | | == اهداف قیام امام حسین == |
| {{اصلی|فلسفه قیام امام حسین|انگیزههای قیام امام حسین}}
| |
| اینکه [[امام حسین]] {{ع}} چرا [[قیام]] کرد؛ این را سه [[جور]] میتوان [[تفسیر]] کرد، یکی اینکه بگوییم قیام امام حسین {{ع}} یک قیام عادی و معمولی بود و العیاذ بالله برای [[هدف]] شخصی و [[منفعت]] شخصی بود، این [[تفسیری]] است که نه یک نفر [[مسلمان]] به آن [[راضی]] میشود ونه [[واقعیات]] [[تاریخ]] و مسلّمات تاریخ آن را [[تصدیق]] میکند.
| |
| | |
| تفسیر دوم همان است که در [[ذهن]] بسیاری از [[عوام الناس]] وارد شده که امام حسین {{ع}} کشته شد و [[شهید]] شد برای اینکه [[گناه]] است بخشیده شود. [[شهادت]] آن [[حضرت]] به عنوان [[کفاره گناهان]] است واقع شد، نظیر همان عقیدهای که [[مسیحیان]] درباره [[حضرت مسیح]] پیدا کردند که [[عیسی]] بالای دار رفت برای اینکه فدای [[گناهان]] [[امت]] بشود. یعنی گناهان اثر دارد و در [[آخرت]] دامنگیر [[انسان]] میشود، امام حسین {{ع}} شهید شد که اثر گناهان را در [[قیامت]] خنثی کند و به [[مردم]] از این جهت [[آزادی]] بدهد!
| |
| | |
| در [[حقیقت]] مطابق این [[عقیده]] باید گفت که امام حسین {{ع}} دید که یزیدها و ابن زیادها و [[شمر]] و سنانها هستند اما عدهاشان کم است، خواست کاری بکند که بر عهده اینها افزوده شود! خواست مکتبی بسازد که از اینها بعداً زیادتر پیدا شوند لذا [[مکتب]] یزیدسازی و ابن زیادسازی را بنیان کرد! این طرز [[فکر]] و این طرز تفسیر بسیار خطرناک است.
| |
| | |
| برای بیاثر کردن قیام امام حسین {{ع}} و برای [[مبارزه]] با هدف امام حسین {{ع}} و برای بیاثر کردن و از بین بردن [[حکمت]] دستورهایی که برای [[عزاداری امام حسین]] {{ع}} رسیده هیچ خبری به اندازه این طرز فکر و این طرز تفسیر مؤثر نیست. [[باور]] کنید که یکی از علل (گفتم یکی از علل چون علل دیگر هم در کار هست که جنبه قومی و [[نژادی]] دارد) که ما مردم را این مقدار در عمل لاقید و [[لاابالی]] کرده، این است که فلسفه قیام امام حسین {{ع}} برای ما کج تفسیر شده، طوری تفسیر کردهاند که نتیجهاش همین است که میبینیم.
| |
| | |
| به قول جناب [[زید بن علی بن الحسین]] {{ع}} درباره [[مرجئه]]: {{عربی|هؤلاء أطمعوا الفساق في عفو الله}} یعنی اینها کاری کردند که فساق در [[فسق]] خود به [[طمع]] [[عفو]] [[خدا]] [[جری]] شدند. در آن وقت [[عقیده شیعه]] در نقطه مقابل [[عقیده مرجئه]] بود، اما امروز [[شیعه]] همان را میگوید که در قدیم مرجئه میگفتند. عقیده شیعه همان بود که [[نص قرآن]] است: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}<ref>«کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>، هم [[ایمان]] لازم است هم [[عمل صالح]].
| |
| | |
| [[تفسیر]] سوم این است که اوضاع و احوالی در [[جهان اسلام]] پیش آمده بود و به جایی رسیده بود که [[امام حسین]] {{ع}} [[وظیفه]] خودش را این میدانست که باید [[قیام]] کند، [[حفظ اسلام]] را در قیام خود میدانست، قیام او قیام در راه [[حق]] و [[حقیقت]] بود.
| |
| [[اختلاف]] و [[نزاع]] او با [[خلیفه]] وقت بر سر این نبود که تو نباشی و من باشم، آن کاری که تو میکنی نکن بگذار من بکنم. اختلافی بود اصولی و اساسی، اگر کس دیگری هم به جای [[یزید]] بود و همان روش و [[کارها]] را میداشت باز امام حسین {{ع}} قیام میکرد، خواه اینکه با شخص امام حسین {{ع}} خوش [[رفتاری]] میکرد یا بد رفتاری.
| |
| | |
| یزید و اعوان و انصارش هم اگر امام حسین {{ع}} متعرض کارهای آنها نمیشد و روی کارهای آنها صحه میگذاشت حاضر بودند همه [[جور]] مساعدت را با امام حسین {{ع}} بکنند، هر جا را میخواست به او میدادند. اگر میگفت [[حکومت]] [[حجاز]] و [[یمن]] را به من بدهید، حکومت [[عراق]] را به من بدهید، [[حکومت خراسان]] را به من بدهید، میدادند. اگر [[اختیار]] مطلق هم در [[حکومتها]] میخواست و میگفت به اختیار خودم هر چه [[پول]] وصول شد و دلم خواست بفرستم، میفرستم و هر چه دلم خواست [[خرج]] کنم، میکنم، کسی متعرض من نشود باز آنها حاضر بودند.
| |
| | |
| [[جنگ امام حسین]] {{ع}} [[جنگ]] مسلکی و عقیدهای بود، پای [[عقیده]] در کار بود، [[جنگ]] [[حق و باطل]] بود. در جنگ حق و باطل دیگر [[امام حسین]] {{ع}} از آن جهت که شخص معین است تأثیر ندارد. خود امام حسین {{ع}} با دو کلمه مطلب را تمام کرد، در یکی از خطبههای بین راه به [[اصحاب]] خود میفرماید (ظاهراً در وقتی است که [[حر]] و اصحابش رسیده بودند و بنابراین همه را مخاطب قرار داد) {{متن حدیث|أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ، وَ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَى عَنْهُ، لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ اللَّهِ مُحِقّاً}}.
| |
| | |
| آیا نمیبینید که به [[حق]] [[رفتار]] نمیشود و از [[باطل]] جلوگیری نمیشود، پس [[مؤمن]] در یک همچو اوضاعی باید تن بدهد به [[شهادت در راه خدا]]. نفرمود {{عربی|لِیَرْغَبِ الْحْسَیْنُ}} [[وظیفه]] شخص حسین این است که آماده [[شهادت]] گردد بلکه فرمود {{متن حدیث|لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ}}، وظیفه هر مؤمن در یک همچو اوضاع و احوالی این است که [[مرگ]] را بر [[زندگی]] ترجیح دهد. یک [[مسلمان]] از آن جهت که مسلمان است هر وقت که ببیند به حق رفتار نمیشود، و جلوی باطل گرفته نمیشود، وظیفهاش این است که [[قیام]] کنند و آماده شهادت گردد.
| |
| | |
| این سه [[جور]] [[تفسیر]]، یکی آن [[تفسیری]] که [[دشمن]] امام حسین {{ع}} باید تفسیر کند، یکی تفسیری که خود امام حسین {{ع}} تفسیر کرده است که قیام او در راه حق بود، یکی هم تفسیری که [[دوستان]] نادانش کردند و از تفسیر دشمنانش خطرناکتر و [[گمراه]] کنندهتر است و دورتر است از [[روح]] [[حسین بن علی]] {{ع}}.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[خطابه و منبر (مقاله)|مقاله «خطابه و منبر»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۶ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۶]] ص ۱۶.</ref>
| |
| | |
| === اهداف و راهبردها ===
| |
| {{اصلی|اهداف قیام امام حسین}} | | {{اصلی|اهداف قیام امام حسین}} |
| به موجب [[سخنان امام حسین]] {{ع}} هدف از نهضت عاشورا، [[احیاء دین]] و [[اصلاح امور جامعه]] [[مسلمین]] است<ref>سمو المعنی فی السمو الذات، ص۱۰۳.</ref>. در وصیت نامه آن حضرت آمده است: "من برای خود سری و خوشگذرانی، [[فساد]] و [[ستمگری]]، از [[مدینه]] خارج نشدم، بلکه برای [[اصلاح امت]] جدم [[قیام]] نمودم. میخواهم [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنم"<ref>{{متن حدیث|إِنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي {{صل}} أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ}}؛ سمو المعنی فی السمو الذات، ص۱۰۶.</ref>.
| | در یک تقسیم [[اهداف قیام امام حسین]] {{ع}} را میتوان به موارد زیر تقسیم نمود: |
| | | # [[زنده کردن اسلام]] و [[اصلاح جامعه]]، [[احیای سنت نبوی]] و [[سیره علوی]]: امام حسین {{ع}} در این زمینه فرمود: "من برای جاهطلبی و کام جویی و آشوبگری و [[ستمگری]] قیام نکردم، بلکه برای [[اصلاح]] در [[کار]] [[امت]] جدم قیام کردم و میخواهم [[امر به معروف و نهی از منکر]] و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم"<ref>{{متن حدیث|إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی، أریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و أبی علیّ بن أبی طالب {{ع}}}}؛ حیاة الامام الحسین بن علی، ج۲، ص۲۶۴.</ref>. |
| در نامهای که [[امام حسین]] {{ع}} برای بزرگان [[بصره]] نوشته است، فرمود: «من شما را به [[کتاب خدا]] و [[سنت رسول خدا]] {{صل}} فرا میخوانم که به [[راستی]] [[سنت]]، مرده و [[بدعت]]، زنده شده است»<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۶؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳.</ref>.<ref>[[محمد اسماعیلزاده|اسماعیلزاده، محمد]]، [[امام حسین در منظر اهل سنت (مقاله)|مقاله «امام حسین در منظر اهل سنت»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۲ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۲]]، ص ۴۸.</ref>
| | # [[هدایت]] و آگاه ساختن مسلمانان: امام حسین {{ع}} در [[نامه]] خود به بزرگان [[بصره]] نوشت: "و من شما را به [[کتاب خدا]] و [[سنّت]] پیامبرش فرا میخوانم،؛ چراکه (این گروه) [[سنّت پیامبر]] {{صل}} را از بین برده و [[بدعت]] (در [[دین]]) را احیا کردند، اگر سخنانم را بشنوید و فرمانم را [[اطاعت]] کنید، شما را به [[راه راست]] هدایت میکنم"<ref>{{متن حدیث|... وَ أَنَا أَدْعُوکُمْ إِلَی کِتَابِ اَللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ فَإِنَّ اَلسُّنَّةَ قَدْ أُمِیتَتْ، وَ إِنَّ اَلْبِدْعَةَ قَدْ أُحْیِیَتْ، وَ إِنْ تَسْمَعُوا قَوْلِی وَ تُطِیعُوا أَمْرِی أَهْدِکُمْ سَبِیلَ اَلرَّشَادِ}}؛ حیاة الامام الحسین بن علی، ج۲، ص۳۲۲.</ref>. |
| | # [[آزادسازی اراده ملت]] از محکومیت [[سلطه]] و [[زور]] و [[حاکم ساختن حق]]: حضرت در [[کربلا]] به [[یاران]] خویش فرمود: "آیا نمیبینید که به [[حق]] عمل نمیشود و از [[باطل]] [[نهی]] نمیشود؟ براستی که [[مؤمن]] باید به [[مرگ]] و دیدار [[خدا]] روی آورد. پس من مرگ را جز [[سعادت]]، و [[زندگی]] با [[ستمگران]] را جز [[رنج]] و ملال نمیبینم"<ref>{{متن حدیث|لاَ تَرَوْنَ إِلَی اَلْحَقِّ لاَ یُعْمَلُ بِهِ وَ إِلَی اَلْبَاطِلِ لاَ یُتَنَاهَی عَنْهُ لِیَرْغَبِ اَلْمُؤْمِنُ فِی لِقَاءِ اَللَّهِ مُحِقّاً فَإِنِّی لاَ أَرَی اَلْمَوْتَ إِلاَّ سَعَادَةً وَ اَلْحَیَاةَ مَعَ اَلظَّالِمِینَ إِلاَّ بَرَماً}}؛ حیاة الامام الحسین بن علی، ج۳، ص۹۸.</ref>. |
| | # افشای ماهیت واقعی امویان و [[از بین بردن سلطه استبدادی]] آنان بر [[جهان اسلام]]: [[امام حسین]] {{ع}} در کربلا به یاران خویش فرمود: "آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل نهی نمیشود؟ براستی که مؤمن باید به [مرگ و]دیدار خدا روی آورد. پس من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را جز رنج و ملال نمیبینم"<ref>{{متن حدیث|لاَ تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا یُعمَلُ بهِ، و أنَّ الباطِلَ لا یُتَناهی عَنهُ، لِیَرغَبِ المُؤمنُ فی لِقاءِ اللّه ِ مُحِقّا فإنّی لا أرَی المَوتَ إلاّ سَعادَةً و لا الحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إلاّ بَرَما}}؛ حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۳، ص۹۸.</ref>. |
| | # [[اجرای قانون شرع]] و [[تأمین قسط و عدل]] و [[از بین بردن بدعتها]] و [[کجرویها]]: [[امام]] در نامهای که همراه [[مسلم بن عقیل]] به [[کوفیان]] نوشت، [[رسالت]] [[امامت]] را اینگونه ترسیم فرمود: "به جانم [[سوگند]]! امام و [[پیشوا]] تنها کسی است که به [[کتاب خدا]] عمل کند و [[عدل و داد]] را بر پا دارد، [[دین حق]] را پذیرفته و خود را [[وقف]] [[راه خدا]] کند"<ref>{{متن حدیث|... فَلَعَمْرِی مَا اَلْإِمَامُ إِلاَّ اَلْعَامِلُ بِالْکِتَابِ وَ اَلْآخِذُ بِالْقِسْطِ، وَ اَلدَّائِنُ بِالْحَقِّ وَ اَلْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَی ذَاتِ اَللَّهِ وَ اَلسَّلاَمُ}}؛ حیاة الامام الحسین بن علی، ج ۲، ص۳۴۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۶۷؛ [[محمد اسماعیلزاده|اسماعیلزاده، محمد]]، [[امام حسین در منظر اهل سنت (مقاله)|مقاله «امام حسین در منظر اهل سنت»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۲ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۲]]، ص ۴۸.</ref> |
| | # سلب مشروعیت نظام غاصب: اگرچه خسارت، [[انحراف]] و انحطاطی که در دوران [[حکومت امویان]] دامنگیر [[مسلمانان]] شد، بسیار سنگین بود اما خطری بسیار بزرگتر از همه اینها وجود داشت که نه تنها مسلمانان، بلکه مستقیماً [[آیین اسلام]] را نشانه رفته بود و آن اینکه انحراف یاد شده دامن خود [[اسلام]] را نیز بگیرد و این [[آیین]] را با همان [[انحرافی]] روبهرو سازد که مسلمانان بدان دچار شده بودند. [[امویان]] در جایگاه [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] خویش، بسیار بر عنصر مشروعیت تکیه میکردند و از راههای گوناگون به [[مردم]] [[القا]] مینمودند که جایگاه خلافت، نیرومندتر از [[جایگاه رسالت]] است و میگفتند: «[[خلیفه]] کسی، [[برتر]] از فرستاده اوست». [[امام حسین]] {{ع}} با [[نهضت]] خویش سعی داشت این چارچوب مشروع را که حاکمان اموی در پس آن [[پناه]] گرفته بودند، بشکند و نشان مشروعیت را از [[حکومت اموی]] سلب کند<ref>[[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)| بر آستان عاشورا ج۱]]، ص ۲۶۶-۲۷۱.</ref>. |
|
| |
|
| == راه و روش قیام == | | == راه و روش قیام == |