←علل عدم قیام امام حسین {{ع}} در زمان معاویه
(←منابع) |
|||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
# اوضاع [[اجتماعی]] نامناسب [[جامعه]]: روحیۀ [[خیانت]] و ترک [[نصرت]] و [[تسلیم]] آنها در برابر فشارها و اغواگریهای [[معاویه]] و عدم ثمردهی جانبازی در بیدار کردن [[روح]] سلحشوری [[مردم]]. | # اوضاع [[اجتماعی]] نامناسب [[جامعه]]: روحیۀ [[خیانت]] و ترک [[نصرت]] و [[تسلیم]] آنها در برابر فشارها و اغواگریهای [[معاویه]] و عدم ثمردهی جانبازی در بیدار کردن [[روح]] سلحشوری [[مردم]]. | ||
# لوث شدن [[قیام]] یا کاهش اثرات آن به دلیل قوت دستگاه تبلیغاتی [[حاکم]]. | # لوث شدن [[قیام]] یا کاهش اثرات آن به دلیل قوت دستگاه تبلیغاتی [[حاکم]]. | ||
# [[امام]] به دنبال فرصت مناسبتر بود تا با [[آگاهی]] از خصوصیات و [[شخصیت]] [[یزید]]<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۲۸۳ - ۲۸۵.</ref>، ([[جانشین]] معاویه) و حساسیت جامعه نسبت به او قیام خود را آغاز نمایند. یزید از مادری کلبی به نام میسون متولد شد<ref>تاریخ الدولة الامویه، ص۴۲؛ حیاة الامام الحسین {{ع}}، ج۲، ص۱۷۹-۱۸۴.</ref>. کلبیها بیابانگرد و دارای روحیۀ [[خشونت]] و بداوت بودند. یزید در حمایت مادرش در صحرا [[رشد]] نمود، مادرش نتوانست [[زندگی]] در [[دمشق]] را تحمل نماید؛ لذا به صحرا بازگشت<ref>تاریخ الدولة الامویه، ص۴۲.</ref>. یزید در اوج [[رفاه]]، در [[جوانی]] به [[شعر]] و [[لهو و لعب]] رو آورد. به خاطر داشتن مربی، شاعر، درباریان و مشاور مسیحی و همچنین سابقۀ قبیلهای مادر، [[گرایش]] به [[مسیحیت]] داشت<ref>سمو المعنی فی سمو الذات، ص۸۰-۸۲؛ تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص۱۲۴؛ سیره پیشوایان، ص۱۸۰.</ref>. در [[اعتراض]] به | # [[امام]] به دنبال فرصت مناسبتر بود تا با [[آگاهی]] از خصوصیات و [[شخصیت]] [[یزید]]<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۲۸۳ - ۲۸۵.</ref>، ([[جانشین]] معاویه) و حساسیت جامعه نسبت به او قیام خود را آغاز نمایند. یزید از مادری کلبی به نام میسون متولد شد<ref>تاریخ الدولة الامویه، ص۴۲؛ حیاة الامام الحسین {{ع}}، ج۲، ص۱۷۹-۱۸۴.</ref>. کلبیها بیابانگرد و دارای روحیۀ [[خشونت]] و بداوت بودند. یزید در حمایت مادرش در صحرا [[رشد]] نمود، مادرش نتوانست [[زندگی]] در [[دمشق]] را تحمل نماید؛ لذا به صحرا بازگشت<ref>تاریخ الدولة الامویه، ص۴۲.</ref>. یزید در اوج [[رفاه]]، در [[جوانی]] به [[شعر]] و [[لهو و لعب]] رو آورد. به خاطر داشتن مربی، شاعر، درباریان و مشاور مسیحی و همچنین سابقۀ قبیلهای مادر، [[گرایش]] به [[مسیحیت]] داشت<ref>سمو المعنی فی سمو الذات، ص۸۰-۸۲؛ تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص۱۲۴؛ سیره پیشوایان، ص۱۸۰.</ref>. در [[اعتراض]] به نوشیدن شراب میگوید: اگر بر [[دین]] احمد [[حرام]] است، من بر دین [[مسیح]] میخورم. با این حال معاویه او را برای [[جانشینی]] خود آماده میکرد و مسئولیتهایی به او میداد. در سفری به [[مکه]] که از طرف معاویه «[[امیرالحاج]]» شده بود به [[امام حسین]] {{ع}} شراب [[تعارف]] کرد و در مقابل اعتراض حضرت در ضمن شعری، [[تعجب]] خود را ابراز کرد<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۲۴۹، به نقل از الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۰۳.</ref>. | ||
نظر به این موارد امام حسین {{ع}} در جواب اولین [[نامه]] نگاری [[کوفیان]] و [[دعوت]] از او در سال چهل ونه یا سال پنجاه هجری قمری به [[صلح]] برادرش اظهار پایبندی نمودند. در این سال [[امام حسن]] {{ع}} [[وفات]] یافت و «[[جعده بن هبیره بن ابی وهب]]» امام حسین {{ع}} را به [[کوفه]] دعوت نمود<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۲۳۸.</ref>. نامهنگاری کوفیان پس از این تا سال شصت و یک هجری قمری متوقف ماند. | نظر به این موارد امام حسین {{ع}} در جواب اولین [[نامه]] نگاری [[کوفیان]] و [[دعوت]] از او در سال چهل ونه یا سال پنجاه هجری قمری به [[صلح]] برادرش اظهار پایبندی نمودند. در این سال [[امام حسن]] {{ع}} [[وفات]] یافت و «[[جعده بن هبیره بن ابی وهب]]» امام حسین {{ع}} را به [[کوفه]] دعوت نمود<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین {{ع}}، ص۲۳۸.</ref>. نامهنگاری کوفیان پس از این تا سال شصت و یک هجری قمری متوقف ماند. | ||