←فرماندهی نبرد قسطنطنیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
===دوران حکومت معاویه=== | ===دوران حکومت معاویه=== | ||
==== فرماندهی نبرد قسطنطنیه ==== | ==== فرماندهی نبرد قسطنطنیه ==== | ||
در سال ۵۰ [[معاویه]]، یزید را به فرماندهی [[نبرد]] قسطنطنیه و مقابله با روم شرقی فرستاد و همراه او [[ابوایوب انصاری]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[عبدالله بن زبیر]] و [[عبدالله بن عامر]] را فرستاد،<ref>ر. ک: تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفةبن خیاط، ابنعمر، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ قمری، ص۱۲۹؛ تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی، ج۲، ص۲۴۰؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۹؛ المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۴، ص۱۶۰؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی، ج۳، ص۲۰۷-۲۰۸؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۶؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱ - ۸۰ هجری، ج۵، ص۲۷۱.</ref> اما [[یزید]] در باغهای خرم دیرمرّان به همراه اُمّکلثوم دختر [[عبدالله بن عامر]] که به تازگی به همسری او درآمده بود، ماند و سپاه را به جنگ رومیان فرستاد. آنان شکست خورده و دچار تب و بیماری آبله برگشتند.<ref>ر. ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۵، ص۳۰۰؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۲۳۲.</ref> گویا آنچه بر سر سپاه آمد، هیچ نگرانی برای او نداشت. | |||
==== امارت حجاج ==== | |||
[[معاویه]] کوشید تا مسئولیت حج را به یزید بسپارد تا چهرهای دینی برای او بسازد، اما کارنامه حج او نیز همانند کارنامه جهادش بود. در [[مدینه]] نیز مجلس شراب ترتیب داد.<ref>الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۱۲۷؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۲۹.</ref> | |||
==== زمینهسازی معاویه برای خلافت یزید ==== | ==== زمینهسازی معاویه برای خلافت یزید ==== | ||
[[امام حسین]] {{ع}} پیش از [[یزید]]، با پدرش معاویه و [[بنی امیه]] [[مخالف]] بود، آن هم نه نزاعی شخصی، بلکه [[نزاع]] مکتبی، وقتی از آن حضرت دربارۀ [[بنی امیه]] پرسیدند، فرمود: {{متن حدیث|إنّا و هم الخصمان اللّذان اختصما في ربّهم}}<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج۲، ص۲۳۴.</ref>. و این [[نزاع]]، پیوسته در گفتگوها و [[مجادلات]]، محسوس بود. خود معاویه هم میدانست که [[سید الشهدا]] {{ع}} هرگز [[سازش]] نخواهد کرد و در وصیتی که پیش از [[مرگ]] به [[یزید]] داشت، به او گفت که از [[مخالفت]] چهار نفر از [[قریش]] که مهمترین آنان [[حسین بن علی]] {{ع}} است [[بیم]] دارد و هشدار داد که [[اهل عراق]]، او را وادار به [[خروج]] بر ضدّ [[یزید]] میکنند و توصیه کرد که: {{عربی|واما الحسين... وإياك والمكاشفة له في محاربة سلّ سيف أو محاربة طعن رمح... وإياك يا بني أن تلقى الله بدمه فتكون من الهالكين}}<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج۲، ص۲۳۷؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، ج۴، ص۳۳۲.</ref>. پس از [[مرگ]] معاویه در [[رجب]] سال ۶۰ [[هجری]] و [[هجرت]] [[امام]] به [[مکه]]، [[کوفیان]] [[نامه]] به آن حضرت نوشتند و ضمن [[سپاس]] [[خداوند]] بر [[مرگ]] [[دشمن]] جبار [[امام حسین]] {{ع}} از آن حضرت درخواست کردند به [[کوفه]] آید و محور حرکت و تجمع آنان در [[مبارزه]] بر ضدّ [[شامیان]] شود<ref>مع الحسین فی نهضته، ص۷۶ به نقل از مقتل خوارزمی.</ref>. | [[امام حسین]] {{ع}} پیش از [[یزید]]، با پدرش معاویه و [[بنی امیه]] [[مخالف]] بود، آن هم نه نزاعی شخصی، بلکه [[نزاع]] مکتبی، وقتی از آن حضرت دربارۀ [[بنی امیه]] پرسیدند، فرمود: {{متن حدیث|إنّا و هم الخصمان اللّذان اختصما في ربّهم}}<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج۲، ص۲۳۴.</ref>. و این [[نزاع]]، پیوسته در گفتگوها و [[مجادلات]]، محسوس بود. خود معاویه هم میدانست که [[سید الشهدا]] {{ع}} هرگز [[سازش]] نخواهد کرد و در وصیتی که پیش از [[مرگ]] به [[یزید]] داشت، به او گفت که از [[مخالفت]] چهار نفر از [[قریش]] که مهمترین آنان [[حسین بن علی]] {{ع}} است [[بیم]] دارد و هشدار داد که [[اهل عراق]]، او را وادار به [[خروج]] بر ضدّ [[یزید]] میکنند و توصیه کرد که: {{عربی|واما الحسين... وإياك والمكاشفة له في محاربة سلّ سيف أو محاربة طعن رمح... وإياك يا بني أن تلقى الله بدمه فتكون من الهالكين}}<ref>حیاة الامام الحسین بن علی، ج۲، ص۲۳۷؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، ج۴، ص۳۳۲.</ref>. پس از [[مرگ]] معاویه در [[رجب]] سال ۶۰ [[هجری]] و [[هجرت]] [[امام]] به [[مکه]]، [[کوفیان]] [[نامه]] به آن حضرت نوشتند و ضمن [[سپاس]] [[خداوند]] بر [[مرگ]] [[دشمن]] جبار [[امام حسین]] {{ع}} از آن حضرت درخواست کردند به [[کوفه]] آید و محور حرکت و تجمع آنان در [[مبارزه]] بر ضدّ [[شامیان]] شود<ref>مع الحسین فی نهضته، ص۷۶ به نقل از مقتل خوارزمی.</ref>. | ||