بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
در [[فرهنگ سیاسی]] اقوام گذشته، امنیت به طور معمول مفهوم نظامی و بُعد خارجی داشت و راه تأمین امنیت به این معنی، تنها [[اقتدار]] نظامی به شمار میآمد. به تدریج مفهوم امنیت، متحول و شامل [[امنیت سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] گردید. تا آنجا که امروز امنیت به یک مفهوم پیچیده و همهجانبه تبدیل شده که ابعاد غیرنظامی آن از اهمیت بُعد نظامی آن کاسته و تعریف کامل امنیت را دچار مشکل اساسی کرده است که گاه به دلیل همین مشکل از امنیت، تعبیر به امنیت حداقل و حداکثر میشود<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۲۱.</ref>. | در [[فرهنگ سیاسی]] اقوام گذشته، امنیت به طور معمول مفهوم نظامی و بُعد خارجی داشت و راه تأمین امنیت به این معنی، تنها [[اقتدار]] نظامی به شمار میآمد. به تدریج مفهوم امنیت، متحول و شامل [[امنیت سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] گردید. تا آنجا که امروز امنیت به یک مفهوم پیچیده و همهجانبه تبدیل شده که ابعاد غیرنظامی آن از اهمیت بُعد نظامی آن کاسته و تعریف کامل امنیت را دچار مشکل اساسی کرده است که گاه به دلیل همین مشکل از امنیت، تعبیر به امنیت حداقل و حداکثر میشود<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۲۱.</ref>. | ||
== ضرورت و جایگاه == | == ضرورت و جایگاه == | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
شکلگیری مسئولیت همگانی در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک [[قدرت]] فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و قدرتهای بزرگ را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد، و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده یکپارچه بایستند و از امنیت خود [[دفاع]] کنند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۷۴۲-۷۴۳.</ref>. | شکلگیری مسئولیت همگانی در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک [[قدرت]] فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و قدرتهای بزرگ را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد، و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده یکپارچه بایستند و از امنیت خود [[دفاع]] کنند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۷۴۲-۷۴۳.</ref>. | ||
به لحاظ [[حقوق اساسی]] افراد در [[جامعه]] نیز، امنیت، به امنیت [[عقیده]]، امنیت جانی و امنیت [[مالی]] تقسیم میشود که باید از تعرض مصون باشد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۲۱.</ref>. | به لحاظ [[حقوق اساسی]] افراد در [[جامعه]] نیز، امنیت، به امنیت [[عقیده]]، امنیت جانی و امنیت [[مالی]] تقسیم میشود که باید از تعرض مصون باشد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۲۱.</ref>. | ||
با بررسی موارد زیر میتوان دیدگاه اسلام را در این زمینه به دست آورد: | با بررسی موارد زیر میتوان دیدگاه اسلام را در این زمینه به دست آورد: | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
# علی{{ع}} [[پیامبر]] را به عنوان وسیله امنیت توصیف میکند: {{متن حدیث|كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا (رسول الله{{صل}}}}<ref>نهجالبلاغه، کلمات قصار، شماره ۸۸.</ref>؛ | # علی{{ع}} [[پیامبر]] را به عنوان وسیله امنیت توصیف میکند: {{متن حدیث|كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا (رسول الله{{صل}}}}<ref>نهجالبلاغه، کلمات قصار، شماره ۸۸.</ref>؛ | ||
# [[پاداش]] [[تقوا]]، امنیت در [[روز]] [[سرنوشت]] است: {{متن حدیث|إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِيَ آمِنَةً يَوْمَ الْخَوْفِ الْأَكْبَرِ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵.</ref>؛ | # [[پاداش]] [[تقوا]]، امنیت در [[روز]] [[سرنوشت]] است: {{متن حدیث|إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِيَ آمِنَةً يَوْمَ الْخَوْفِ الْأَكْبَرِ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵.</ref>؛ | ||
# [[هدف]] از اقامه حکومت و برپائی [[نظام سیاسی]] مبتنی بر [[قوانین]] [[وحی]]، تأمین امنیت است: {{متن حدیث|فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۶۳-۳۶۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۲۵.</ref> | # [[هدف]] از اقامه حکومت و برپائی [[نظام سیاسی]] مبتنی بر [[قوانین]] [[وحی]]، تأمین امنیت است: {{متن حدیث|فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۶۳-۳۶۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۲۵.</ref> | ||
=== دیدگاه اسلام === | === دیدگاه اسلام === | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
شکلگیری مسئولیت همگانی در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک [[قدرت]] فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و قدرتهای بزرگ را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد، و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده یکپارچه بایستند و از امنیت خود [[دفاع]] کنند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۷۴۲-۷۴۳.</ref>. | شکلگیری مسئولیت همگانی در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک [[قدرت]] فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و قدرتهای بزرگ را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد، و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده یکپارچه بایستند و از امنیت خود [[دفاع]] کنند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۷۴۲-۷۴۳.</ref>. | ||
به لحاظ [[حقوق اساسی]] افراد در [[جامعه]] نیز، امنیت، به امنیت [[عقیده]]، امنیت جانی و امنیت [[مالی]] تقسیم میشود که باید از تعرض مصون باشد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۲۱.</ref>. | به لحاظ [[حقوق اساسی]] افراد در [[جامعه]] نیز، امنیت، به امنیت [[عقیده]]، امنیت جانی و امنیت [[مالی]] تقسیم میشود که باید از تعرض مصون باشد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۲۱.</ref>. | ||
== حق امنیت == | == حق امنیت == | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۶: | ||
امنیت را به لحاظهای مختلف میتوان تقسیمبندی کرد که یکی از مهمترین تقسیمبندیهای، تقسیم امنیت به «امنیت ملی» و «امنیت دستهجمعی» است که در زیر مورد اشاره قرار میگیرند: | امنیت را به لحاظهای مختلف میتوان تقسیمبندی کرد که یکی از مهمترین تقسیمبندیهای، تقسیم امنیت به «امنیت ملی» و «امنیت دستهجمعی» است که در زیر مورد اشاره قرار میگیرند: | ||
=== [[امنیت ملی]] === | === [[امنیت ملی]] === | ||
امنیت ملی عبارت از [[احساس]] [[آزادی]] [[کشور]] در تعقیب هدفهای ملی و فقدان [[ترس]] و خطر جدی از خارج، نسبت به [[منافع]] اساسی و حیاتی کشور<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۷۳.</ref> است. مفهوم امنیت ملی در این تعریف به معنای آزادی، [[هدفها]] و [[منافع ملی]] و حیاتی کشور بستگی دارد. از این رو هر کشور به تناسب برداشت خاصی که از این مفاهیم دارد امنیت ملی خود را به نوع خاصی [[تفسیر]] میکند، تا آنجا که گاه قلمرو امنیت ملی، سلب امنیت از کشورهای دیگر را نیز شامل میشود. به همین دلیل امنیت ملی آمری نسبی تلقی میشود و بر اساس اندیشههای خاصی که در زمینه مفاهیم ذکر شده در اذهان شکل میگیرد، به صورت [[ذهنی]] و در رابطه با [[قدرت]] نمود پیدا میکند، و همین پیچیدگیهای ذهنی است که امنیت را در عمل یا به عامل [[تجاوز]] تبدیل میکند و یا آن را در برابر تجاوز آسیبپذیر میکند<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۱.</ref>. | امنیت ملی عبارت از [[احساس]] [[آزادی]] [[کشور]] در تعقیب هدفهای ملی و فقدان [[ترس]] و خطر جدی از خارج، نسبت به [[منافع]] اساسی و حیاتی کشور<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۷۳.</ref> است. مفهوم امنیت ملی در این تعریف به معنای آزادی، [[هدفها]] و [[منافع ملی]] و حیاتی کشور بستگی دارد. از این رو هر کشور به تناسب برداشت خاصی که از این مفاهیم دارد امنیت ملی خود را به نوع خاصی [[تفسیر]] میکند، تا آنجا که گاه قلمرو امنیت ملی، سلب امنیت از کشورهای دیگر را نیز شامل میشود. به همین دلیل امنیت ملی آمری نسبی تلقی میشود و بر اساس اندیشههای خاصی که در زمینه مفاهیم ذکر شده در اذهان شکل میگیرد، به صورت [[ذهنی]] و در رابطه با [[قدرت]] نمود پیدا میکند، و همین پیچیدگیهای ذهنی است که امنیت را در عمل یا به عامل [[تجاوز]] تبدیل میکند و یا آن را در برابر تجاوز آسیبپذیر میکند<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۳۲۱.</ref>. | ||
=== [[امنیت دستهجمعی]] === | === [[امنیت دستهجمعی]] === | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۲: | ||
در طرح امنیت دستهجمعی، [[امنیت ملی]] با امنیت دیگر کشورها و احیاناً امنیت [[نظام جهانی]] گره میخورد و به صورت امری تجزیهناپذیر مطرح میشود. همانطور که امنیت ملی بر اساس تفسیرهای مختلف از [[هدفها]] و منابع ملی، متغیر و دچار [[تحول]] میشود، امنیت دستهجمعی نیز بنا بر فرضیههای نظام جهانی و [[مشروعیت]] [[سازمانهای بینالمللی]] میتواند دستخوش تحول شود. | در طرح امنیت دستهجمعی، [[امنیت ملی]] با امنیت دیگر کشورها و احیاناً امنیت [[نظام جهانی]] گره میخورد و به صورت امری تجزیهناپذیر مطرح میشود. همانطور که امنیت ملی بر اساس تفسیرهای مختلف از [[هدفها]] و منابع ملی، متغیر و دچار [[تحول]] میشود، امنیت دستهجمعی نیز بنا بر فرضیههای نظام جهانی و [[مشروعیت]] [[سازمانهای بینالمللی]] میتواند دستخوش تحول شود. | ||
اصولاً [[تفسیری]] که اکنون از امنیت ارائه میشود در حقیقت حالتی در مقابل تجاوز است، همان طور که [[صلح]] مطرح شده در [[حقوق بینالملل]]، حالتی مقابل [[جنگ]] است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۱.</ref>. | اصولاً [[تفسیری]] که اکنون از امنیت ارائه میشود در حقیقت حالتی در مقابل تجاوز است، همان طور که [[صلح]] مطرح شده در [[حقوق بینالملل]]، حالتی مقابل [[جنگ]] است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۳۲۱.</ref>. | ||
=== [[امنیت عقیده]] === | === [[امنیت عقیده]] === | ||
هر [[انسانی]] باید از [[امنیت]] در [[عقیده]] برخوردار باشد. [[اسلام]] با [[راهزنان اعتقادات مردم]] برخورد شدید دارد و از آن به عنوان «ایجاد [[فساد در زمین]]» یاد میکند {{متن قرآن|الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ}}<ref>«(بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref><ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۱ و نامه ۵۳؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۷۳-۲۷۴؛ وسائلالشیعه، ج۱۱، ص۴۲۴؛ سفینةالبحار، ج۱، ص۴۱؛ تحریرالوسیله، ج۱، ص۴۹۱.</ref> و نخستین [[نشانه]] [[استضعاف]] را فشار و تأثیر عوامل اثرگذرانده در [[انحراف اعتقادی]] و یا موانع [[آزادی]] [[اعتقاد]] میداند که پاگرفتن این نوع استضعاف، مراحل [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]] و نظامی را نیز به دنبال دارد. [[مبارزه]] با عوامل [[توطئه]] گر که با ایجاد جو «زندقه» و «[[اهانت]] به [[مقدسات]]» و «[[اباحیگری]]» و «اشاعه [[شبهات]] بیپایه» و نشر «کتب ضالّه» و [[شایعات]] در صدد [[ناامن]] کردن جو [[فکری]] و [[اعتقادی]] [[جامعه]] هستند، از برنامهها و اهداف و مسئولیتهای [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] و نیز [[وظایف دولت اسلامی]] است<ref>عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس | هر [[انسانی]] باید از [[امنیت]] در [[عقیده]] برخوردار باشد. [[اسلام]] با [[راهزنان اعتقادات مردم]] برخورد شدید دارد و از آن به عنوان «ایجاد [[فساد در زمین]]» یاد میکند {{متن قرآن|الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ}}<ref>«(بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref><ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۱ و نامه ۵۳؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۷۳-۲۷۴؛ وسائلالشیعه، ج۱۱، ص۴۲۴؛ سفینةالبحار، ج۱، ص۴۱؛ تحریرالوسیله، ج۱، ص۴۹۱.</ref> و نخستین [[نشانه]] [[استضعاف]] را فشار و تأثیر عوامل اثرگذرانده در [[انحراف اعتقادی]] و یا موانع [[آزادی]] [[اعتقاد]] میداند که پاگرفتن این نوع استضعاف، مراحل [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[فرهنگی]] و نظامی را نیز به دنبال دارد. [[مبارزه]] با عوامل [[توطئه]] گر که با ایجاد جو «زندقه» و «[[اهانت]] به [[مقدسات]]» و «[[اباحیگری]]» و «اشاعه [[شبهات]] بیپایه» و نشر «کتب ضالّه» و [[شایعات]] در صدد [[ناامن]] کردن جو [[فکری]] و [[اعتقادی]] [[جامعه]] هستند، از برنامهها و اهداف و مسئولیتهای [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] و نیز [[وظایف دولت اسلامی]] است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۳۲۳.</ref>. | ||
=== [[امنیت جانی]] === | === [[امنیت جانی]] === | ||
امنیت جانی تنها به معنای مصونیت هر [[انسان]] از هر نوع تعرضی که [[جان]] او را به خطر اندازد، نیست بلکه شامل امنیت [[روحی]] و روانی و نیز امنیت از هر نوع تعرض جسمی و روانی است. تنها [[قتل]]، [[جرح]]، ادماء، [[خداش]] و خراش نیست که ممنوع است، [[ارعاب]] و ایجاد [[اضطراب]] و جو [[وحشت]] نیز به نوعی از مصادیق [[محارب]] است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]، ص۳۲۴.</ref>. | امنیت جانی تنها به معنای مصونیت هر [[انسان]] از هر نوع تعرضی که [[جان]] او را به خطر اندازد، نیست بلکه شامل امنیت [[روحی]] و روانی و نیز امنیت از هر نوع تعرض جسمی و روانی است. تنها [[قتل]]، [[جرح]]، ادماء، [[خداش]] و خراش نیست که ممنوع است، [[ارعاب]] و ایجاد [[اضطراب]] و جو [[وحشت]] نیز به نوعی از مصادیق [[محارب]] است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۳۲۴.</ref>. | ||
=== [[امنیت مالی]] === | === [[امنیت مالی]] === | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
[[ضرورت]] [[امنیت]] سه مورد اخیر در [[حقیقت]] به [[لزوم]] رعایت [[حقوق عمومی]] در [[جامعه]] بازمیگردد. | [[ضرورت]] [[امنیت]] سه مورد اخیر در [[حقیقت]] به [[لزوم]] رعایت [[حقوق عمومی]] در [[جامعه]] بازمیگردد. | ||
تقسیمبندی دیگر برای امنیت، به لحاظ انواع تعرضهایی است که در جامعه ممکن است به [[حقوق اجتماعی]] افراد صورت پذیرد. بارزترین تعرضها، [[خشونت]] است و خشونت هر نوع [[اعمال]] [[زور]] و [[تهدید]] را شامل میشود. [[تهدیدها]] ممکن است جسمی و یا روانی و یا هر نوع اعمال فشاری باشد که [[حقوق]] دیگران را در معرض [[زیان]] قرار دهد. بنابراین میتواند تهدیدهای غیر مستقیم و نیز تهدیدهایی که زیانآور بوده ولی علائم ظاهری آن نامکشوف است را در این تقسیمبندی منظور کرد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۴.</ref>. | تقسیمبندی دیگر برای امنیت، به لحاظ انواع تعرضهایی است که در جامعه ممکن است به [[حقوق اجتماعی]] افراد صورت پذیرد. بارزترین تعرضها، [[خشونت]] است و خشونت هر نوع [[اعمال]] [[زور]] و [[تهدید]] را شامل میشود. [[تهدیدها]] ممکن است جسمی و یا روانی و یا هر نوع اعمال فشاری باشد که [[حقوق]] دیگران را در معرض [[زیان]] قرار دهد. بنابراین میتواند تهدیدهای غیر مستقیم و نیز تهدیدهایی که زیانآور بوده ولی علائم ظاهری آن نامکشوف است را در این تقسیمبندی منظور کرد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۳۲۴.</ref>. | ||
=== [[امنیت جمعی]] === | === [[امنیت جمعی]] === | ||
| خط ۱۷۲: | خط ۱۷۲: | ||
این فرضیه میتواند در صورت به هم خوردن [[توازن]] [[قدرت]] بین قطبهای قدرت و دولتهای بزرگ رقیب نیز کارساز باشد و کفه ترازوی قدرت را به نفع امنیت جمعی و جهانی سنگینتر کند. چنان که بر اساس این فرضیه اصل تقدم [[منافع ملی]] بر [[منافع]] [[دولتها]] که عامل بسیاری از اقدامات تجاوزکارانه و تشدید بحرانها و احیانا [[جنگ افروزی]] است، مردود شمرده شده و رعایت مصلحتطلبی در جانبداری از [[امنیت]] را فاقد اعتبار میکند. | این فرضیه میتواند در صورت به هم خوردن [[توازن]] [[قدرت]] بین قطبهای قدرت و دولتهای بزرگ رقیب نیز کارساز باشد و کفه ترازوی قدرت را به نفع امنیت جمعی و جهانی سنگینتر کند. چنان که بر اساس این فرضیه اصل تقدم [[منافع ملی]] بر [[منافع]] [[دولتها]] که عامل بسیاری از اقدامات تجاوزکارانه و تشدید بحرانها و احیانا [[جنگ افروزی]] است، مردود شمرده شده و رعایت مصلحتطلبی در جانبداری از [[امنیت]] را فاقد اعتبار میکند. | ||
شکلگیری [[مسئولیت همگانی]] در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک قدرت فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و [[قدرتهای بزرگ]] را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد؛ و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده، یکپارچه بایستند و از امنیت خود [[دفاع]] کنند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۶۵-۳۷۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۲۷.</ref> | شکلگیری [[مسئولیت همگانی]] در رعایت امنیت و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن در قالب یک قدرت فائقه در سطح جهانی، بسیاری از امتیازات ناشی از قدرت [[برتر]] را که [[ابر]] قدرتها به خود اختصاص میدهند از میان خواهد برد و [[قدرتهای بزرگ]] را از امکان بهرهوری از [[نیروی نظامی]] خود [[محروم]] خواهد کرد؛ و نیز به دولتهای [[ضعیف]] این امکان را خواهد داد که در برابر [[نظام]] بینالمللی که به [[سود]] قدرتهای بزرگ بر آنها [[تحمیل]] شده، یکپارچه بایستند و از امنیت خود [[دفاع]] کنند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۶۵-۳۷۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۳۲۷.</ref> | ||
=== [[امنیت عمومی]] === | === [[امنیت عمومی]] === | ||
| خط ۲۰۹: | خط ۲۰۹: | ||
[[قرآن]] به کسانی که در [[فکر]] [[توطئه]] و در [[اندیشه]] مکرر السیئه هستند، هشدار میدهد: {{متن قرآن|أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ}}<ref>«پس آیا آنان که نیرنگهای زشت باختند ایمنی دارند» سوره نحل، آیه ۴۵.</ref>. و آنها را از منکر [[خدا]] یعنی بازتاب و پیامد [[توطئهها]] و جرمها و عملکرد فاسدشان برحذر میدارد. {{متن قرآن|أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۹۹.</ref>. | [[قرآن]] به کسانی که در [[فکر]] [[توطئه]] و در [[اندیشه]] مکرر السیئه هستند، هشدار میدهد: {{متن قرآن|أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ}}<ref>«پس آیا آنان که نیرنگهای زشت باختند ایمنی دارند» سوره نحل، آیه ۴۵.</ref>. و آنها را از منکر [[خدا]] یعنی بازتاب و پیامد [[توطئهها]] و جرمها و عملکرد فاسدشان برحذر میدارد. {{متن قرآن|أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«آیا از تدبیر خداوند در امانند؟ و از تدبیر خداوند جز گروه زیانکاران خود را در امان نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۹۹.</ref>. | ||
و به همین دلیل است که [[قانون اساسی]] تصریح میکند: حیثیت، [[جان]]، [[مال]]، [[حقوق]]، [[مسکن]] و [[شغل]] اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز میکند<ref>قانون اساسی، ص۲۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۳۳۱.</ref> | و به همین دلیل است که [[قانون اساسی]] تصریح میکند: حیثیت، [[جان]]، [[مال]]، [[حقوق]]، [[مسکن]] و [[شغل]] اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز میکند<ref>قانون اساسی، ص۲۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۳۳۱.</ref> | ||
=== [[امنیت فراگیر]] === | === [[امنیت فراگیر]] === | ||
| خط ۲۲۱: | خط ۲۲۱: | ||
هنگامی که در جامعه، امنیت سیاسی ـ فکری فراهم باشد یعنی امکانات [[اندیشهورزی]] آماده است، [[اراده]]، [[فکر]] و نظریه [[قدرت]] مسلط بر جامعه [[تحمیل]] نمیشود، سخن از یک نظریه و دیدگاه خاص نیست، نظریهای که در جهت [[منافع]] و خواستهای جناحی، گروهی، حزبی و طبقاتی خاصی باشد. با این آرامش فکری و رویکرد به آن، [[تحریف]] [[حقایق]] و [[اختناق]] فکری در جامعه بیمعنی میشود، بستر برای [[تولید علم]] و نظریهپردازی فراهم میگردد و در تضارب آرا و [[امنیت فکری]] به وجود آمده، اندیشهای که از [[استواری]] بیشتری برخوردار باشد، [[رشد]] میکند و میبالد، با آن [[امنیت]]، هر کس آزادانه، میاندیشد، آگاهانه و با [[احساس امنیت]]، بر میگزیند؛ لذا امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اضرب بَعْضَ الرَّأْيِ علی بَعْضٍ يَتَوَلَّدُ مِنْهُ الصَّوَابُ}}<ref>محمد التمیمی الآمدی، غرر الحکم و دررالکلم، ش۲۵۶۷.</ref>. | هنگامی که در جامعه، امنیت سیاسی ـ فکری فراهم باشد یعنی امکانات [[اندیشهورزی]] آماده است، [[اراده]]، [[فکر]] و نظریه [[قدرت]] مسلط بر جامعه [[تحمیل]] نمیشود، سخن از یک نظریه و دیدگاه خاص نیست، نظریهای که در جهت [[منافع]] و خواستهای جناحی، گروهی، حزبی و طبقاتی خاصی باشد. با این آرامش فکری و رویکرد به آن، [[تحریف]] [[حقایق]] و [[اختناق]] فکری در جامعه بیمعنی میشود، بستر برای [[تولید علم]] و نظریهپردازی فراهم میگردد و در تضارب آرا و [[امنیت فکری]] به وجود آمده، اندیشهای که از [[استواری]] بیشتری برخوردار باشد، [[رشد]] میکند و میبالد، با آن [[امنیت]]، هر کس آزادانه، میاندیشد، آگاهانه و با [[احساس امنیت]]، بر میگزیند؛ لذا امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اضرب بَعْضَ الرَّأْيِ علی بَعْضٍ يَتَوَلَّدُ مِنْهُ الصَّوَابُ}}<ref>محمد التمیمی الآمدی، غرر الحکم و دررالکلم، ش۲۵۶۷.</ref>. | ||
همانگونه که قبلاً اشاره کردیم، [[قانونمحوری]] یکی از مؤلفههای [[عدالت سیاسی]] است، امری که با عملی شدن آن، یکی از گامهای مهم در [[امنیت سیاسی]] فراهم میگردد. هنگامی که [[قانون]]، مدار امور باشد، جلوی رفتارهای خودسرانه گرفته میشود؛ امری که در [[احساس امنیت روانی]] و درونی تأثیری بنیادین دارد، با [[مقید]] بودن امور به قانون، میتوان [[جامعه]] را به ملاک و سنجهای فراتر از میل و خواستههای شخصی مطمئن کرد. در [[قرآن کریم]] میخوانیم: {{متن قرآن|لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا}}<ref> «ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | همانگونه که قبلاً اشاره کردیم، [[قانونمحوری]] یکی از مؤلفههای [[عدالت سیاسی]] است، امری که با عملی شدن آن، یکی از گامهای مهم در [[امنیت سیاسی]] فراهم میگردد. هنگامی که [[قانون]]، مدار امور باشد، جلوی رفتارهای خودسرانه گرفته میشود؛ امری که در [[احساس امنیت روانی]] و درونی تأثیری بنیادین دارد، با [[مقید]] بودن امور به قانون، میتوان [[جامعه]] را به ملاک و سنجهای فراتر از میل و خواستههای شخصی مطمئن کرد. در [[قرآن کریم]] میخوانیم: {{متن قرآن|لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا}}<ref> «ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | ||
| خط ۲۲۸: | خط ۲۲۹: | ||
====امنیت از [[تهدید]] و تحدید ==== | ====امنیت از [[تهدید]] و تحدید ==== | ||
با فراگیر شدن امنیت سیاسی، همه افراد در نسبت با [[قدرت]] یکسانند، اگر کسی که به میز قدرت، نزدیک است با کسی که در حزبی مستقل [[فعالیت سیاسی]] دارد، همسان نباشند و فرد مستقل با توجه به آن تکاپوی [[سیاسی]] از [[حقوق اجتماعی]] - سیاسی، [[امنیت شغلی]]، [[مالی]] و عرضی برخوردار نباشد، آن جامعه گرفتار ناعدالتی است. با حضور امنیت سیاسی در جامعه، همگان در تعامل با قدرت، صاحب حقند و هر کس که در آن دایره قرار گیرد و اصل آن را بپذیرد و [[انکار]] نکند، دارای مصونیت و [[امنیت]] است. با این امنیت، نباید افرادی از امکانات [[قدرت]] و [[سیاست]] برخوردار باشند و هر گونه که [[دوست]] دارند با [[شهروندان]] و منتقدان [[قدرت سیاسی]]، [[رفتار]] کنند، [[آرامش]] و امنیت دیگران را سلب کنند و دیگرانی هماره در [[ترس]] و [[ناامنی]] سر کنند، [[تهدید]] شوند و [[حقوق]]، امتیازها و فرصتهای آنان، تحدید گردد. | با فراگیر شدن امنیت سیاسی، همه افراد در نسبت با [[قدرت]] یکسانند، اگر کسی که به میز قدرت، نزدیک است با کسی که در حزبی مستقل [[فعالیت سیاسی]] دارد، همسان نباشند و فرد مستقل با توجه به آن تکاپوی [[سیاسی]] از [[حقوق اجتماعی]] - سیاسی، [[امنیت شغلی]]، [[مالی]] و عرضی برخوردار نباشد، آن جامعه گرفتار ناعدالتی است. با حضور امنیت سیاسی در جامعه، همگان در تعامل با قدرت، صاحب حقند و هر کس که در آن دایره قرار گیرد و اصل آن را بپذیرد و [[انکار]] نکند، دارای مصونیت و [[امنیت]] است. با این امنیت، نباید افرادی از امکانات [[قدرت]] و [[سیاست]] برخوردار باشند و هر گونه که [[دوست]] دارند با [[شهروندان]] و منتقدان [[قدرت سیاسی]]، [[رفتار]] کنند، [[آرامش]] و امنیت دیگران را سلب کنند و دیگرانی هماره در [[ترس]] و [[ناامنی]] سر کنند، [[تهدید]] شوند و [[حقوق]]، امتیازها و فرصتهای آنان، تحدید گردد. | ||
در [[کلام خداوند]]، بر امنیت و اهمیت آن تأکید شده است<ref>در آیات بسیاری از قرآن کریم از امنیت، صحبت به میان آمده است: از جمله این آیات: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ}} [«آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷] و: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ}} [«و به یاد آورید هنگامی را که شما در این (سر) زمین گروه اندکی بودید ناتوان به شمار آمده، که میهراسیدید مردم (مشرک) شما را بربایند، تا اینکه (خداوند) به شما جا داد و با یاوری خویش از شما پشتیبانی کرد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد باشد که سپاس گزارید» سوره انفال، آیه ۲۶].</ref>، [[خداوند]] از {{متن قرآن|بَلَدًا آمِنًا}}<ref> «شهری امن» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref> یا {{متن قرآن|قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً}}<ref> «و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref> یعنی شهری که در آن امنیت و آرامش است و هر گونه، ترس، [[وحشت]] و اضطرابی وجود ندارد، صحبت کرده است<ref>برای تفصیل این بحث ر. ک: سیدکاظم سیدباقری، قدرت سیاسی در قرآن کریم، ص۲۱۴ به بعد.</ref>. چشمگیر است که «امنیت» و «[[اطمینان]] و آرامش» در کنار هم قرار گرفتهاند. [[حضرت ابراهیم]] یکی از دعاهایش به درگاه [[خداوند]] آن بود: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref> «پروردگارا! این شهر را امن گردان» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>. | در [[کلام خداوند]]، بر امنیت و اهمیت آن تأکید شده است<ref>در آیات بسیاری از قرآن کریم از امنیت، صحبت به میان آمده است: از جمله این آیات: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ}} [«آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷] و: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ}} [«و به یاد آورید هنگامی را که شما در این (سر) زمین گروه اندکی بودید ناتوان به شمار آمده، که میهراسیدید مردم (مشرک) شما را بربایند، تا اینکه (خداوند) به شما جا داد و با یاوری خویش از شما پشتیبانی کرد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد باشد که سپاس گزارید» سوره انفال، آیه ۲۶].</ref>، [[خداوند]] از {{متن قرآن|بَلَدًا آمِنًا}}<ref> «شهری امن» سوره بقره، آیه ۱۲۶.</ref> یا {{متن قرآن|قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً}}<ref> «و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود» سوره نحل، آیه ۱۱۲.</ref> یعنی شهری که در آن امنیت و آرامش است و هر گونه، ترس، [[وحشت]] و اضطرابی وجود ندارد، صحبت کرده است<ref>برای تفصیل این بحث ر. ک: سیدکاظم سیدباقری، قدرت سیاسی در قرآن کریم، ص۲۱۴ به بعد.</ref>. چشمگیر است که «امنیت» و «[[اطمینان]] و آرامش» در کنار هم قرار گرفتهاند. [[حضرت ابراهیم]] یکی از دعاهایش به درگاه [[خداوند]] آن بود: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref> «پروردگارا! این شهر را امن گردان» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>. | ||
| خط ۲۵۴: | خط ۲۵۶: | ||
در تدوین و تصویب [[قانون اساسی]] مصوب ۱۳۵۸ [[جامعنگری]] در مسئله [[امنیت ملی]] وجود نداشت و امنیت در قالب [[دفاع]] نظامی [[پیشبینی]] شده بود و شورای عالی دفاع ملی موضوع بند (ج) اصل ۱۱۰، مسئله امنیت را در رابطه با مسائل [[دفاعی]] [[کشور]] در سطح اختیارات و مسئولیتهای [[رهبری]] مد نظر قرار داده بود. | در تدوین و تصویب [[قانون اساسی]] مصوب ۱۳۵۸ [[جامعنگری]] در مسئله [[امنیت ملی]] وجود نداشت و امنیت در قالب [[دفاع]] نظامی [[پیشبینی]] شده بود و شورای عالی دفاع ملی موضوع بند (ج) اصل ۱۱۰، مسئله امنیت را در رابطه با مسائل [[دفاعی]] [[کشور]] در سطح اختیارات و مسئولیتهای [[رهبری]] مد نظر قرار داده بود. | ||
در قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ با [[چشمپوشی]] از مسئله امنیت ملی در عمل تعیین وضعیت آن به [[قانون]] عادی و [[مجلس شورای اسلامی]] واگذار شده بود که تأمین و تضمین آن را در قالب [[وظایف]] [[وزارت]] کشور مشخص کند. در بازنگری سال ۱۳۶۸ ضمن حذف مفاد بند جاصل ۱۱۰، نهاد جدیدی برای [[تأمین امنیت]] با ابعاد مختلف تأسیس و در اصل ۱۷۶ گنجانده شد<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۲۷۰-۲۷۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۲۴.</ref> | در قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ با [[چشمپوشی]] از مسئله امنیت ملی در عمل تعیین وضعیت آن به [[قانون]] عادی و [[مجلس شورای اسلامی]] واگذار شده بود که تأمین و تضمین آن را در قالب [[وظایف]] [[وزارت]] کشور مشخص کند. در بازنگری سال ۱۳۶۸ ضمن حذف مفاد بند جاصل ۱۱۰، نهاد جدیدی برای [[تأمین امنیت]] با ابعاد مختلف تأسیس و در اصل ۱۷۶ گنجانده شد<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۲۷۰-۲۷۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۲۴.</ref> | ||
== عوامل تهدیدکننده == | == عوامل تهدیدکننده == | ||
در [[نصوص]] [[اسلامی]] از عواملی چون «محاربه» و «[[بغی]]» و «[[طاغوت]]» و «[[استکبار]]» و «[[فتنه]]» و «[[ظلم]]» و «[[ارهاب]]» و «ملاء» به عنوان سازوکارهای ناامنی نام برده شده که هر کدام از آنها بخشی از [[حقوق عمومی]] و [[آزادیها]] را در [[جامعه]] [[تهدید]] میکند. | در [[نصوص]] [[اسلامی]] از عواملی چون «محاربه» و «[[بغی]]» و «[[طاغوت]]» و «[[استکبار]]» و «[[فتنه]]» و «[[ظلم]]» و «[[ارهاب]]» و «ملاء» به عنوان سازوکارهای ناامنی نام برده شده که هر کدام از آنها بخشی از [[حقوق عمومی]] و [[آزادیها]] را در [[جامعه]] [[تهدید]] میکند. | ||
جامعترین عنوان در این میان، واژه «فتنه» است که هم در [[قرآن]] و هم در دیگر نصوص اسلامی از آن به عنوان عوامل مؤثر در تهدید امنیت یاد شده است. همچنین [[اسلام]]، ظلم، [[تعدی]]، [[اجبار]]، تهدید و ارعاب را از عوامل تهدیدکننده امنیت دانسته، به گونهای که هر چهار عمل نامبرده را نه تنها [[تحریم]] و به شدت از آن [[نهی]] کرده، بلکه از آنها به عنوان جرایم قابل تعقیب و موجب [[مجازات]] بینالمللی یاد کرده است<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۸۰، ۳۹۵، ۴۰۲ و ۴۰۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۲۷.</ref> | جامعترین عنوان در این میان، واژه «فتنه» است که هم در [[قرآن]] و هم در دیگر نصوص اسلامی از آن به عنوان عوامل مؤثر در تهدید امنیت یاد شده است. همچنین [[اسلام]]، ظلم، [[تعدی]]، [[اجبار]]، تهدید و ارعاب را از عوامل تهدیدکننده امنیت دانسته، به گونهای که هر چهار عمل نامبرده را نه تنها [[تحریم]] و به شدت از آن [[نهی]] کرده، بلکه از آنها به عنوان جرایم قابل تعقیب و موجب [[مجازات]] بینالمللی یاد کرده است<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۸۰، ۳۹۵، ۴۰۲ و ۴۰۷.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۲۷.</ref> | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||