باطل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۳٬۸۷۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۲۴: خط ۲۲۴:


بنابراین نمی‌توان هرگز جز درباره [[معصوم]]{{ع}} از مدار بودن شخصیت‌ها برای [[حق]] سخن گفت و در مورد هرکس دیگری باید او را به حق سنجید نه اینکه حق را با او به [[داوری]] نشست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شخصیت‌زدگی آفت تشخیص حق از باطل (مقاله)|شخصیت‌زدگی آفت تشخیص حق از باطل]].</ref>.
بنابراین نمی‌توان هرگز جز درباره [[معصوم]]{{ع}} از مدار بودن شخصیت‌ها برای [[حق]] سخن گفت و در مورد هرکس دیگری باید او را به حق سنجید نه اینکه حق را با او به [[داوری]] نشست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شخصیت‌زدگی آفت تشخیص حق از باطل (مقاله)|شخصیت‌زدگی آفت تشخیص حق از باطل]].</ref>.
==علل و عوامل [[باطل]] انگاری [[حق]]==
باطل، نقیض حق و به معنای چیزی است که با تحقیق و بررسی، [[بی‌ثباتی]] آن روشن شود.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۱۲۹، «بطل»</ref> پس باطل به معنای پوچ و هیچ است؛ زیرا چیزی نیست، بلکه توهمی است که خود را با حق سر پا نگه داشته است.
باطل در یک معنا به معنای چیزی که سزاوار بودن نیست در برابر حق یعنی چیزی که سزاوار بودن است، آمده است. در این صورت باطل چیز است اما چیزی نیست که باید باشد، و مجوزی برای ثبوت ندارد، اما قاچاقی و انگل وار خود را به حق چسبانده و وجود پیدا کرده است. این گونه است که موجب می‌‌شود تا [[مردم]] [[فریب]] بخورند.
پس باطل دارای دو معنا دارد: ۱. پوچ و هیچ؛ یعنی واژه ای که بیانگر تهی بودن از وجود و هستی و بودن است و در [[حقیقت]] نقیض باطل است؛ ۲. به معنای سزاوار نبودن.
در [[قرآن]] هر دو معنا به کار رفته است؛ زیرا گاه مراد از باطل همان [[پوچی]] و هیچی است و گاه به معنای آن است که چیزی سزاوار بود و هستی نیست، ولی [[انسان]] به آن بود و هستی می‌‌دهد. پس این معنای دوم در ارتباط با [[اراده انسانی]] است؛ زیرا این انسان است که به هیچی معنای وجود می‌‌دهد و آن را با آنکه نیست است [[لباس]] و [[جامه]] وجود می‌‌پوشاند و با لبس وجود موجب التباس می‌‌شود.
[[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۴۲ [[سوره بقره]] و ۷۱ [[سوره آل عمران]]، از این نوع باطل سخن به میان آورده و از انسان می‌‌خواهد تا باطلی را نسازد و آن را با حق مخلوط نکند و یا آن را به جای حق ارایه ندهد.
گاه توهمات بشری چنان [[رشد]] می‌‌کند که نه تنها باطلی را می‌‌سازد و سزاوار و [[شایسته]] بودن و هستی می‌‌کند، بلکه آن را به جای حق می‌‌نشاند و [[حق]] را متهم به [[باطل]] می‌‌کند. به سخن دیگر، نخست باطلی را [[لباس]] حق پوشانده و به او وجود و [[ثبات]] می‌‌دهد و سپس همان توهمات خود را اصالت داده و به جای حق نشانده و حق مقابل آن، یعنی نقیض این باطل را، باطل می‌‌شمارد و منکر [[حقیقت]] و سپس [[حقانیت]] آن می‌‌شود.
[[خداوند]] در [[آیه]] ۵۸ [[سوره روم]] بیان می‌‌کند که [[کافران]] سخنان حق [[پیامبران]] را باطل می‌‌شمارند و نشانه بطلان بر آن می‌‌زنند و [[جامه]] حق و ثبات و وجود را از آن بر می‌‌کنند؛ آنان حتی [[آیات]] روشن و [[بینات]] و [[معجزات الهی]] را از امور باطل شمرده و به [[انکار]] آن می‌‌پردازند.
اما چرا مردمانی چون کافران به چنین [[باور]] و [[اعتقادی]] می‌‌رسند که نه تنها باطل را حق بلکه حق را باطل می‌‌شمارند و علیه حق می‌‌ایستند و به [[دفاع از باطل]] توهمی خود می‌‌پردازند؟
خداوند در آیاتی از [[قرآن]]، چند عامل زیر را به عنوان علل و عوامل اصلی چنین رویکردی در [[انسان]] معرفی می‌‌کند:
# مهر شدن [[دل‌ها]]: از نظر قرآن، [[قلب]] [[قوه ادراکی]] [[بشر]] است. به این معنا که ابزارهای [[معرفتی]] چون [[حواس]] [[انسانی]]، [[حقایق]] هستی را به قوه ادراکی بشر می‌‌رساند و انسان با قلب خویش حقیقت [[درک]] کرده و آن را از باطل جدا می‌‌کند. خداوند در آیه ۷۸ [[سوره نحل]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید و برای شما گوش و چشم و دل نهاد باشد که سپاس گزارید» سوره نحل، آیه ۷۸.</ref>. از همین روست که کافران که دل‌هایشان مهر و مختوم شده نمی‌توانند حق را بشناسند و بدان [[گرایش]] یابند بلکه باطل به جای حق قرار می‌‌گیرد و بدان گرایش می‌‌یابند. از نظر خداوند علت اصلی [[اتهام]] باطل انگاری حق از سوی کافران را باید در مهر شدن [[دل‌ها]] و [[قوه ادراکی]] آنان جست؛ از این روست که آنان [[معجزات]] و [[آیات]] ارائه شده از سوی [[پیامبر]]{{صل}} را [[باطل]] می‌‌انگارند و به [[مبارزه]] و [[مخالفت]] با آن به عنوان یک امر باطل رو می‌‌آورند. [[خداوند]] در این باره می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ * كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و بی‌گمان ما در این قرآن برای مردم هر گونه مثلی زده‌ایم و اگر برای آنان نشانه‌ای بیاوری کافران خواهند گفت: شما تباه‌اندیشانی بیش نیستید * بدین گونه خداوند بر دل آن کسان که (حقیقت را) نمی‌دانند مهر می‌زند» سوره روم، آیه ۵۸-۵۹.</ref>
#این فواد و [[قلب]] [[آدمی]] که مرکز قوه ادراکی و [[فهم]] [[بشر]] است، وقتی از به [[اعمال آدمی]] از کار بیافتد دیگر نمی‌تواند [[مسئولیت]] خویش را انجام دهد. خداوند در [[آیه]] ۱۷۹ [[سوره اعراف]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>
# [[جهل و نادانی]]: از دیگر علل و عواملی که موجب می‌‌شود تا [[انسان]] دچار وارونگی شود و [[حق]] را باطل و باطل را حق داند، جهل و نادانی است. این [[جهل]] هم می‌‌تواند به معنای فقدان [[علم]] باشد و هم می‌‌تواند به معنای فقدان [[عقل]] و [[خرد]] باشد. پس کسی که عقل خود را به کار نمی‌گیرد و [[بی‌خردی]] می‌‌ورزد، دچار چنین توهماتی می‌‌شود؛ چنان که اگر عقل داشته باشد ولی به دنبال علم و [[دانش]] نشود تا خود را از [[جهل]] برهاند او نیز این گونه خواهد بود. ولی بی‌شک مهم‌ترین مسأله دراین توهمات همان جهل در مقابل [[عقل]] است نه [[علم]]؛ زیرا دل‌های مهر شده و مختوم و مطبوع شده نمی‌تواند تحلیل و تبیین و سپس [[حکم]] و توصیه ای درست و راست داشته باشد. [[خداوند]] در [[آیات]] پیش گفته [[سوره روم]] همین مطلب را مورد تاکید قرار داده و [[ناتوانی]] از [[شناخت]] [[حق و باطل]]، عامل متهم ساختن [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] به ساخت و ارائه [[باطل]] دانسته است.
# [[کفر]]: خداوند در همین آیات پیش گفته همچنین به کفر به عنوان یکی از علل مهم در [[اتهام]] باطل انگاری [[حق]] از سوی [[کافران]] اشاره کرده است. پس می‌‌توان گفت که کفر، از عوامل متهم ساختن پیامبر{{صل}} و مؤمنان به ارائه امور موهوم و عاری از [[حقیقت]] از سوی کافران است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اعمال باطل از نظر قرآن (مقاله)|اعمال باطل از نظر قرآن]].</ref>.
==[[اعمال]] و مصادیق باطل از نظر [[قرآن]]==
چنان که گفته شد، افرادی از [[انسان‌ها]] به دلایلی چند [[گرایش به باطل]] پیدا کرده و حتی حق را باطل می‌‌انگارند و باطل را حق می‌‌دانند. این گونه است که دچار وارونگی می‌‌شوند و جای حق و باطل در [[قلب]] و [[جان]] ایشان عوض می‌‌شود و حتی نه تنها به [[انکار حق]] پرداخته بلکه به [[دفاع]] جانانه از باطل رو می‌‌آورند.
مهم‌ترین جلوه‌های باطل در [[زندگی]] این گونه افراد را می‌‌توان در موارد زیر [[شناسایی]] و ردگیری کرد:
#'''[[شرک]]''': از مهم‌ترین جلوه‌های [[باطل‌گرایی]] [[انسان]] را می‌‌بایست در شرک آنان جست. آنان به دلیل آنکه به هستی می‌‌نگرند، نمی‌توانند منکر وجود [[خدای حکیم]] شوند، ولی از سوی به کثرت می‌‌نگرند و از [[توحید]] دور می‌‌شوند. این گونه است که برای خداوند شریکانی در [[مقام]] [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] می‌‌شوند. خداوند در [[آیه]] ۱۷۳ [[سوره اعراف]] بیان می‌‌کند که شرک، امری باطل و ناحق است اما [[مشرکان]] به [[دلایل]] و علل پیش گفته بدان [[گرایش]] می‌‌یابند و آن را امری حق دانسته و بدان [[ایمان]] و [[باور]] دارند.
#'''[[بت پرستی]]''': شاید بتوان گفت که [[بت پرستی]] از بدترین جلوه‌های [[گرایش به باطل]] باشد؛ زیرا اموری را [[حق]] قرار می‌‌دهند که نمی‌توان آن را حق شمرد. با این همه دیده می‌‌شود که [[بشر]] آن را حق دانسته و بدان [[گرایش]] دارد؛ در حالی که امری [[باطل]] و ناحق است. کسانی که بت پرستی می‌‌کنند عملی باطل را انجام می‌‌دهند که هیچ [[سود]] و نتیجه ای بدان ندارد؛ زیرا هیچ و [[پوچی]] نمی‌تواند سود و زیانی برساند.<ref>{{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ * إِنَّ هَؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید * بی‌گمان آنچه اینان می‌کنند از هم پاشیده است و آنچه می‌کردند باطل است» سوره اعراف، آیه ۱۳۸-۱۳۹.</ref>
#'''[[استکبار]]''': [[کبر]] و [[تکبّر]] از انسان‌هایی صادر می‌‌شود که به باطل خود را بزرگ می‌‌دانند. همین تصور باطل از خود است که آنان را به سوی استکبار سوق می‌‌دهد و نسبت به [[مردم]] استکبار می‌‌کنند و خود را از آنان [[برتر]] می‌‌شمارند. از نظر [[آموزه‌های قرآنی]] چنین اعمالی از مصادیق امر باطل و موهوم است که بسیاری از [[مردمان]] بدان دچار شده و می‌‌شوند.<ref>{{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}} «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶؛ {{متن قرآن|وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ}} «و او و سپاهیانش در آن سرزمین به ناراستی گردنکشی ورزیدند و پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نمی‌شوند» سوره قصص، آیه ۳۹؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ}} «و اما (قوم) عاد در زمین به نادرستی گردنکشی کردند و گفتند: چه کسی از ما توانمندتر است؟ و آیا ندیدند که خداوندی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است؟ و آنان آیات ما را انکار می‌کردند» سوره فصلت، آیه ۱۵؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهره‌مند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که می‌کردید با عذاب خواری‌آور کیفر می‌بینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref>
#'''آواره سازی''': از دیگر [[اعمال]] [[باطل]] [[انسانی]] می‌‌توان به آواره‌سازی دیگران از [[سرزمین]] آباء و اجداد خودشان اشاره کرد. از جمله این آواره سازی‌ها می‌‌توان به آواره‌سازی [[فلسطین]] از سرزمین‌هایشان از سوی [[صهیونیزم]] اشاره کرد. در گذشته نیز این گونه بوده است و [[قرآن]] گزارش‌های بسیاری را در باره این اعمال باطل بیان کرده است. [[اخراج]] و آواره ساختن [[مسلمانان]] از [[مکّه]]، عملی [[ظالمانه]] و باطلی بوده است که در [[صدر اسلام]] صورت گرفته است.<ref>{{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست * همان کسانی که ناحق از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که می‌گفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد و بی‌گمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref>
#'''[[تجاوزگری]]''': [[تجاوز به حقوق]] [[الهی]] و [[احکام]] و حدود خداوندی یا [[حقوق انسانی]] و مانند آن از دیگر مصادیق [[اعمال]] [[باطل]] است. از نظر [[قرآن]] تجاوزگری، امری باطل و ناحق که از سوی بسیاری از [[مردم]] انجام می‌‌گیرد.<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «و چون رهاییشان دهد ناگاه به ناحقّ بر زمین، ستم می‌ورزند، ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را می‌برید سپس به سوی ما باز می‌گردید و شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌گردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳؛ {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}} «یا می‌گویند: (پیامبر) بر خداوند دروغی بسته است، اگر خداوند بخواهد بر دل تو مهر می‌نهد: و خداوند باطل را از میان برمی‌دارد و حقّ را با کلمات خویش استوار می‌دارد که او به اندیشه‌ها داناست» سوره شوری، آیه ۲۴.</ref>
#'''[[سحر]] و [[جادو]]''': [[جادوگری]]، امری [[باطل]] و شکست‌پذیر با [[اراده]] و [[مشیّت الهی]] است. بنابراین، نمی‌بایست آن را امری [[حق]] بر شمرد؛ البته ممکن است واقعیتی داشته باشد [[ولی امر]] حقی نیست. از این روست که به [[اراده الهی]] این امر باطل و [[اعمال]] ناحق از میان می‌‌رود و تاثیر خودش را از دست می‌‌دهد.<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ * فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «و (ما) به موسی وحی کردیم که چوبه‌دستت را بیفکن! که ناگهان، (اژدهایی شد و) هرچه ساخته بودند فرو می‌بلعید * حق، جا افتاد و آنچه (آنان) انجام می‌دادند تباه شد» سوره اعراف، آیه ۱۱۷-۱۱۸؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ}} «چون افکندند موسی گفت: آنچه آورده‌اید جادوست، بی‌گمان خداوند آن را به زودی تباه خواهد کرد، همانا خداوند کار تبهکاران را به سامان نمی‌آورد» سوره یونس، آیه ۸۱.</ref>
#'''[[حرام]] [[خواری]]''': کسب حرام، امری باطل و نارواست که [[خداوند]] در آیاتی از [[قرآن]] از جمله ۱۸۸ [[سوره بقره]]، ۲۹ و ۱۵۱ [[سوره نساء]] و ۳۴ [[سوره توبه]] به آن اشاره کرده است.
#'''[[رشوه]]''': پرداخت رشوه به [[قضات]] و [[حاکمان]]، به منظور دستیابی به [[اموال]] دیگران، عملی باطل و نارواست<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «و دارایی‌های همدیگر را میان خود به نادرستی مخورید و آنها را (با رشوه) به سوی داوران سرازیر نکنید تا بخشی از دارایی‌های مردم را آگاهانه به حرام بخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.</ref> البه هر گونه پرداخت [[رشوه]] برای [[ظلم و ستم]] به دیگران از مصادیق [[باطل]] و [[اعمال]] نارواست و اختصاصی به مورد [[قضات]] و [[حاکمان]] ندارد.
#'''[[صدقه]] با [[اذیت]]''': صدقه یک عمل احسانی و [[حق]] و [[نیک]] است؛ ولی بسیاری از [[مردم]] آن را با اذیت همراه می‌‌کنند و صورت مسأله را [[تغییر]] می‌‌دهند. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۶۴ [[سوره بقره]] می‌‌فرماید که صدقه همراه با اذیّت، امری باطل و بی‌اثر است.
#'''صدقه با [[منت]]''': همچنین صدقه همراه با [[منّت]]، عملی باطل و بی‌اثر است و هر آن چه داده و پرداخت کرده با آنکه ممکن است [[مالی]] زیاد باشد بی‌تاثیر است و هیچ اثری از [[آثار صدقه]] بر آن مترتب و بار نمی‌شود.
#'''صدقه ریایی''': صدقه همراه با [[ریا]]، عملی باطل و بی‌اثر است که خداوند در همین آیه پیش گفته به آن اشاره و توجه داده است.
#'''اعمال [[دنیاطلبان]]''': [[اعمال نیک]] دلبستگان به [[دنیا]] و زیبایی‌های آن، بی‌ارزش و باطل در نزد خداوند است. پس هر آن چه دنیاطلبان از اعمال نیک انجام می‌‌دهند هیچ اثری بر آن مترتب نخواهد شد و باطل و پوچ است.<ref>{{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «کسانی که زندگی این جهان و آراستگی آن را بخواهند (بر و بار) کارهایشان را در آن به آنان تمام خواهیم داد و در آن با آنان کاستی نمی‌ورزند * آنان کسانی هستند که در رستخیز جز آتش (دوزخ) نخواهند داشت و آنچه در آن کرده‌اند نابود و آنچه انجام می‌داده‌اند تباه است» سوره هود، آیه ۱۵-۱۶.</ref>
#'''[[غنا]]''': غنا و آهنگهای لهوی، از مصادیق [[اعمال]] [[باطل]] است که باید از آن [[پرهیز]] شود.<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}} «چنین است؛ و هر که حرمت‌های خداوند را سترگ بدارد همان نزد پروردگارش برای او بهتر است. و (گوشت) چارپایان بر شما حلال است جز آنچه (حرام بودن آن) برایتان خوانده شود پس، از پلیدی‌ها که بت‌هایند دوری گزینید و از گفتار دروغ (نیز) بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰؛ {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ}} «و از مردم کسی است که خریدار گفتار بیهوده است تا بی‌(پشتوانه) دانشی، (مردم را) از راه خداوند، بیراه کند و آن را به ریشخند گیرد؛ آنان را عذابی خوارساز خواهد بود» سوره لقمان، آیه ۶.</ref> در [[روایات]] بسیاری «قول الزور» به غنا [[تفسیر]] شده است. <ref>تفسیر نورالثقلین، ج‌۵، ص‌۳۴‌-‌۳۵</ref> [[محمّد]] بن مسلم می‌گوید: از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: غنا از جمله گناهانی است که [[خداوند]] ـ عزوجل ـ برای آن [[وعده]] [[آتش]] داده است و این [[آیه]] را [[تلاوت]] کرد: «و من النّاس‌…» <ref>الکافی، ج‌۶‌، ص‌۴۳۱؛ تفسیر نورالثقلین، ج‌۵، ص‌۴۱۲</ref>
#'''[[غلو در دین]]''': [[افراط]] و غلو در دین، از مصادیق باطل و خروج از [[حق]] است. این [[غلو]] ممکن است درباره [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{ع}} و یا دیگر [[امور اعتقادی]] باشد. به هر حال غلو در دین از مصادیق باطل است که باید از آن اجتناب و پرهیز کرد.<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}} «بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوس‌های گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref> از نظر [[آموزه‌های قرآنی]] «[[غلوّ]]» همواره [[باطل]] است، بنابراین قید «غیرالحق» در [[آیه]] تأکیدی است. <ref>المیزان، ج‌۶‌، ص‌۷۷</ref>
#'''[[قتل]] [[پیامبران]]''': قتل بی‌گناهان، عملی ناروا و باطل است، ولی در این میان قتل پیامبران [[دعوت]] کننده به [[حق]] بسیار زشت‌تر و امری باطل است که باید از آن [[پرهیز]] شود.<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! هرگز یک (رنگ) خوراک را برنمی‌تابیم به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز، بر آورد. او گفت: آیا چیز پست‌تر را به جای چیز بهتر می‌خواهید؟ به شهری فرود آیید که (آنجا) آنچه خواستید در اختیار شماست؛ و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند زیرا نشانه‌های خداوند را انکار می‌کردند و پیامبران را ناحقّ می‌کشتند؛ این بدان روی بود که سرکشی ورزیدند و از اندازه، می‌گذشتند» سوره بقره، آیه ۶۱؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ * لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ}} «آنان را که به آیات خداوند کفر می‌ورزند و پیامبران را ناحقّ می‌کشند و دادفرمایان از مردم را به قتل می‌رسانند به عذابی دردناک نوید ده! * جز در پناه خداوند یا پناه مردم هر جا یافته شوند محکوم به خواری‌اند و دچار خشمی از سوی خداوند و محکوم به تهیدستی شدند، آن بدین رو بود که آنان به آیات خداوند کفر می‌ورزیدند و پیامبران را ناحقّ می‌کشتند، آن، از این رو بود که نافرمانی ورزیدند و تجاوز می‌کرد * خداوند سخن آن کسان را که گفتند: خداوند تهیدست است و ما توانگریم شنیده است؛ به زودی آنچه را گفته‌اند و اینکه پیامبران را ناروا می‌کشتند می‌نویسیم و می‌گوییم: عذاب آتش سوزان را بچشید» سوره آل عمران، آیه ۲۱ و ۱۱۲ و ۱۸۱؛ {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا}} «آنگاه برای پیمان‌شکنی آنان و کفر ورزیدنشان به آیات خداوند و کشتن پیامبران به ناحق (لعنتشان کردیم) و (نیز برای این) گفتارشان که: دل‌های ما در پوشش‌هایی است- (در حالی که چنین نیست) بلکه برای کفرشان خداوند بر آن (دل)‌ها مهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمی‌آو» سوره نساء، آیه ۱۵۵.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اعمال باطل از نظر قرآن (مقاله)|اعمال باطل از نظر قرآن]].</ref>.
==آثار و پیامدها==
نخستین پیامد [[باطل‌گرایی]] و [[اعمال]] [[باطل]] [[انسانی]] آن است که در پایان و فرجام کار چیزی در دستش نیست؛ زیرا عمل پوچ هیچ وزنی و تاثیری ندارد. از این روست که [[خداوند]] می‌‌فرماید که در [[آخرت]] در ترازوی سنجش [[الهی]] این اعمال هیچ وزنی ندارد و صاحبان آن را بی‌وزن و سبک می‌‌کند؛ در حالی که اعمال [[حق]] دارای وزن بوده و صاحبان آن سنگین می‌‌شوند و از نتایج تلاش خویش بهره مند می‌‌شوند.<ref>{{متن قرآن|وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ}} «و سنجش در این روز، حق است پس کسانی که ترازوهای (کردار) شان سنگین آید رستگارند * و آن کسان که ترازوهای (کردار) شان سبک آید کسانی هستند که با ستمی که بر آیات ما روا می‌داشتند به خود زیان زدند» سوره اعراف، آیه ۸-۹؛ {{متن قرآن|فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ}} «و سنجش در این روز، حق است پس کسانی که ترازوهای (کردار) شان سنگین آید رستگارند * و کسانی که ترازوهایشان سبک آید بر خود زیان زده‌اند؛ (آنها) در دوزخ جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۲-۱۰۳؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ * وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ}} «پس هر که ترازوهایش (در کار نیک) سنگین آید، * و هر که ترازوهایش (در کار نیک) سبک آید،» سوره قارعة، آیه ۶ و ۸.</ref>
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۷۳ [[سوره اعراف]] می‌‌فرماید که [[پیروی]] از [[اهل باطل]] و [[شرک]]، عذری غیرقابل قبول در نزد خداوند است و باید از [[باطل]] و [[باطل‌گرایی]] و باطل گرایان [[پرهیز]] کرد؛ چراکه [[زیان]] و خسارت، فرجام اهل باطل در [[قیامت]] است.<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}} «و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستاده‌ایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفته‌ایم و برخی دیگر را نگفته‌ایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیه‌ای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری می‌شود و در آنجا تباه‌اندیشان، زیانکار می‌گردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref>
از نظر [[قرآن]] [[ایمان]] به باطل، [[ناسپاسی]] در مقابل [[نعمت‌های خداوند]] است<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}} «و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت‌های خداوند ناسپاسی می‌ورزند؟» سوره نحل، آیه ۷۲؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ}} «آیا ندیده‌اند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمی‌برند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده می‌شوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار می‌کنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref> پس می‌‌توان گفت که از آثار [[باطل‌گرایی]] خسارت و [[زیان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «بگو: خداوند، میان من و شما گواه بس (که) آنچه را در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و آنان که به باطل ایمان آورده و به خداوند کفر ورزیده‌اند زیانکارند» سوره عنکبوت، آیه ۵۲.</ref>، [[کفران]] و [[ناسپاسی]] نسبت به [[خدا]] و [[نعمت]] هایش <ref>نحل، آیه ۷۲</ref>، [[سرزنش]] و [[توبیخ]] [[الهی]]، و [[تباهی]] همه [[اعمال]] است<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ * وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ * ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ}} «(خداوند) کردارهای کسانی را که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند باز داشتند بیراه گرداند * و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید * این از آن روست که کافران از باطل و مؤمنان از- حق که از سوی پروردگارشان است- پیروی کردند، بدین‌گونه خداوند برای مردم مثل‌هایشان را می‌آورد * ای مؤمنان! از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و کردارهایتان را تباه نگردانید» سوره محمد، آیه ۱تا۳ و آیه ۳۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اعمال باطل از نظر قرآن (مقاله)|اعمال باطل از نظر قرآن]].</ref>.
==راه [[رهایی]] از [[باطل]]==
برای این که گرفتار باطل نشویم می‌‌بایست خود را از هر گونه علل و عوامل ایجادی آن دور سازیم. بنابراین، [[گرایش]] به [[خرد]] و [[تعقل]]، [[تقوا]] و [[پرهیز از گناه]]، [[کسب علم]] و [[دانش]] نسبت به [[حقایق]] [[جهان]]، رهایی از [[کفر]] و عوامل آن می‌‌تواند ما را از هر گونه [[گرفتاری]] به باطل [[حفظ]] و صیانت کند.
بسیاری از [[مردم]] گرفتار [[گناه]] می‌‌شوند و همین گناه است که زنگاری بر [[دل‌ها]] و [[قلوب]] ایشان می‌‌کشد و زمینه برای [[دسیسه]] و [[دفن]] [[قلب]] و [[ناتوانی]] در کسب حقایق می‌‌شود؛ زیرا قلوب مرکز ادراکی [[بشر]] است و اگر زنگار گرفته شود، یا دسیسه و دفن شود دیگر نمی‌تواند مانند آینه حقایق را برتابد و به نمایش گذارد و [[قدرت]] [[تفقه]] و [[فهم]] عمیق از [[انسان]] سلب می‌‌شود. [[خداوند]] بارها به [[انسان‌ها]] هشدار داده که از گناه [[پرهیز]] کنند تا گرفتار زنگارگرفتگی، وارونگی، دفن و یا مهر و ختم قلوب نشوند.<ref>{{متن قرآن|كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}} «نه چنین است؛ بلکه آنچه می‌کرده‌اند بر دل‌هاشان زنگار بسته است» سوره مطففین، آیه ۱۴؛ {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ * وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} «خداوند بر دل‌ها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بینایی‌های آنها پرده‌ای است و عذابی سترگ خواهند داشت * به دل بیماری‌یی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که می‌گفتند عذابی دردناک خواهند داشت * و آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم (و گفتیم) آنچه به شما بخشیده‌ایم، با توانمندی (در اختیار) گیرید و گوش به فرمان باشید؛ (به زبان) گفتند شنفتیم و (به دل گفتند) نپذیرفتیم و به سبب کفری که داشتند، (مهر) گوساله در دلش» سوره بقره، آیه ۷ و ۱۰ و ۹۳؛ {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}} «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)‌اند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)‌اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی می‌کنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمی‌گیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>
از نظر [[قرآن]] [[تقوا]] بهترین وسیله و ابزاری است که در دستان [[بشر]] است تا از [[باطل]] مصون مانند و یا از آن [[رهایی]] و [[نجات یافته]] و [[حقایق]] بر دل‌هایشان بتابد و جلوه کند. از این روست که در آیاتی از قرآن از جمله [[آیه]] ۲۸۲ [[سوره بقره]] و ۲ و ۳ [[سوره طلاق]] و ۲۹ [[سوره انفال]] بر [[تقوا]] به عنوان مهم‌ترین عامل تاکید کرده است تا این گونه از [[شر]] [[باطل]] و [[باطل‌گرایی]] و باطل گرایان [[رهایی]] یافته به [[علم]] [[شهودی]] و تشخیص [[حق و باطل]] دست یافته و راه خویش را در میان [[شبهات]] و [[مشکلات]] پیدا کرده و در [[مسیر حق]] و [[حقانیت]] گام برداشته و از اثار آن بهره مند شویم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اعمال باطل از نظر قرآن (مقاله)|اعمال باطل از نظر قرآن]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۳۱: خط ۲۸۵:
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[باطل - کوشا (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[باطل - کوشا (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[ابوالفضل خوش منش|خوش منش، ابوالفضل]]، [[باطل - خوش‌منش (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[ابوالفضل خوش منش|خوش منش، ابوالفضل]]، [[باطل - خوش‌منش (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اعمال باطل از نظر قرآن (مقاله)|'''اعمال باطل از نظر قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۲۸۹

ویرایش