←قرآن روشن و روشنگر
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۳۰: | خط ۴۳۰: | ||
بر اساس [[آموزههای وحیانی قرآن]]، از [[وظایف]] ضروری و [[تکالیف]] اصلی [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جهاد تبیین است؛ زیرا حتی اگر حق به شکل روشن بیان شده باشد، باز هم تکرار آن در قالبهای گوناگون با بیان همه جزئیات و تفصیلات میتواند شرایط را به گونه ای سامان دهد که اگر متشابهاتی است از طریق [[محکمات]]، به محکمات تبدیل شود و شرایط [[سوء]] استفاده برای [[بیماردلان]] [[منافق]] و [[کافران]] و [[مشرکان]] معاند فراهم نشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی (مقاله)|ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی]]</ref> | بر اساس [[آموزههای وحیانی قرآن]]، از [[وظایف]] ضروری و [[تکالیف]] اصلی [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جهاد تبیین است؛ زیرا حتی اگر حق به شکل روشن بیان شده باشد، باز هم تکرار آن در قالبهای گوناگون با بیان همه جزئیات و تفصیلات میتواند شرایط را به گونه ای سامان دهد که اگر متشابهاتی است از طریق [[محکمات]]، به محکمات تبدیل شود و شرایط [[سوء]] استفاده برای [[بیماردلان]] [[منافق]] و [[کافران]] و [[مشرکان]] معاند فراهم نشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی (مقاله)|ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی]]</ref> | ||
==[[قرآن]] روشن و | ==[[قرآن]] روشن و روشنگر== | ||
از نظر آموزههای وحیانی قرآن، «قرآن»، کتابی [[مبین]] و روشن است<ref>{{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ}}«این (قرآن) بازگفتی آشکار برای مردم و رهنمون و پندی برای پرهیزگاران است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۸.</ref>؛ زیرا اصولا قرآن «بیان» است: هذا بیان للناس؛ و این بیان و [[مبین]] بودن [[قرآن]] به معنای آن است که خود نه تنها روشن و آشکار است، بلکه میتواند امور دیگر را روشن کند و از [[تاریکی]] و [[ظلمت]] [[ناشناختگی]] و به آمیختگی غیر قابل [[شناخت]] بیرون آورد؛ از همین روست که [[خدا]] در توصیف قرآن همچنین میفرماید: و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء، ما بر تو کتاب را فروفرستادیم به عنوان تبیان و روشنگر هر چیزی است.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}«و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref> بنابراین، چیزی در هستی مورد [[نیاز انسان]] نیست، مگر آنکه خدا در قرآن، آن را به شکل کامل روشن بیان کرده و هم چون چراغی آن را از تاریکی [[جهالت]] به [[روشنایی]] [[علم]] و [[دانش]] وارد ساخته است تا [[انسان]] بتواند در [[سایه]] قرآن، [[حقیقت]] را از [[باطل]] باز شناسد و [[گرایشها]] و گریزشهای خویش را بدان سامان دهد. | از نظر آموزههای وحیانی قرآن، «قرآن»، کتابی [[مبین]] و روشن است<ref>{{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ}}«این (قرآن) بازگفتی آشکار برای مردم و رهنمون و پندی برای پرهیزگاران است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۸.</ref>؛ زیرا اصولا قرآن «بیان» است: هذا بیان للناس؛ و این بیان و [[مبین]] بودن [[قرآن]] به معنای آن است که خود نه تنها روشن و آشکار است، بلکه میتواند امور دیگر را روشن کند و از [[تاریکی]] و [[ظلمت]] [[ناشناختگی]] و به آمیختگی غیر قابل [[شناخت]] بیرون آورد؛ از همین روست که [[خدا]] در توصیف قرآن همچنین میفرماید: و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء، ما بر تو کتاب را فروفرستادیم به عنوان تبیان و روشنگر هر چیزی است.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}«و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref> بنابراین، چیزی در هستی مورد [[نیاز انسان]] نیست، مگر آنکه خدا در قرآن، آن را به شکل کامل روشن بیان کرده و هم چون چراغی آن را از تاریکی [[جهالت]] به [[روشنایی]] [[علم]] و [[دانش]] وارد ساخته است تا [[انسان]] بتواند در [[سایه]] قرآن، [[حقیقت]] را از [[باطل]] باز شناسد و [[گرایشها]] و گریزشهای خویش را بدان سامان دهد. | ||
واژه بیان از ریشه «بین و بان» به معنای جداسازی دو چیز از یک دیگر است. از همین رو، به چیزی که میان دو چیز قرار میگیرد، میگویند که این «بین» آن دو قرار گرفته و میان آنها فاصله انداخته است. همین جداسازی میان دو امر موجب میشود تا نوعی روشن گری تحقق یابد و مطالب و مسائل آمیخته نشوند و امکان تشخیص با «تشخّص» یافتن دو امر فراهم آید. بنابراین، وقتی میگویند: «بَانَ الامر؛ امری روشن شد» که با جداسازی میان دو چیز این روشنایی انجام گرفته و تشخّص و تعیّن صورت پذیرفته باشد. | واژه بیان از ریشه «بین و بان» به معنای جداسازی دو چیز از یک دیگر است. از همین رو، به چیزی که میان دو چیز قرار میگیرد، میگویند که این «بین» آن دو قرار گرفته و میان آنها فاصله انداخته است. همین جداسازی میان دو امر موجب میشود تا نوعی روشن گری تحقق یابد و مطالب و مسائل آمیخته نشوند و امکان تشخیص با «تشخّص» یافتن دو امر فراهم آید. بنابراین، وقتی میگویند: «بَانَ الامر؛ امری روشن شد» که با جداسازی میان دو چیز این روشنایی انجام گرفته و تشخّص و تعیّن صورت پذیرفته باشد. | ||
اصولا زمانی اصوات و صداها به عنوان «بیان» مطرح میشود که به سبب تفکیک و جداسازی میان آنها امکان [[فهم]] و [[ادراک]] آن اصوات فراهم باشد. یکی از مهمترین [[نعمتهای بزرگ الهی]] به انسان، قوت و [[قدرت]] «بیان» است که خدا به انسان [[تعلیم]] و به عنوان ذاتیات [[انسانی]] قرار داده است؛ چنان که خدا میفرماید: علمه البیان؛ به انسان بیان را تعلیم داد<ref>{{متن قرآن|عَلَّمَهُ الْبَيَانَ}}«بدو سخن گفتن آموخت» سوره الرحمن، آیه ۴.</ref>؛ زیرا اصوات و صداها در انسان به گونه ای است که انسان میتواند حروف را به آسانی از طریق پردههای حنجره و زبان و لب و دندانها ادا کرده و با جداسازی هر یک از حروف، سپس کلمات و جملات مطالب خویش را از طریق آنها بیان کند؛ در حالی که در غیر [[انسان]] چنین امکانی در این سطح عالی وجود ندارد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی (مقاله)]]|ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی</ref> | اصولا زمانی اصوات و صداها به عنوان «بیان» مطرح میشود که به سبب تفکیک و جداسازی میان آنها امکان [[فهم]] و [[ادراک]] آن اصوات فراهم باشد. یکی از مهمترین [[نعمتهای بزرگ الهی]] به انسان، قوت و [[قدرت]] «بیان» است که خدا به انسان [[تعلیم]] و به عنوان ذاتیات [[انسانی]] قرار داده است؛ چنان که خدا میفرماید: علمه البیان؛ به انسان بیان را تعلیم داد<ref>{{متن قرآن|عَلَّمَهُ الْبَيَانَ}}«بدو سخن گفتن آموخت» سوره الرحمن، آیه ۴.</ref>؛ زیرا اصوات و صداها در انسان به گونه ای است که انسان میتواند حروف را به آسانی از طریق پردههای حنجره و زبان و لب و دندانها ادا کرده و با جداسازی هر یک از حروف، سپس کلمات و جملات مطالب خویش را از طریق آنها بیان کند؛ در حالی که در غیر [[انسان]] چنین امکانی در این سطح عالی وجود ندارد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی (مقاله)]]|ضرورت جهاد تبیین و بصیرت بخشی]]</ref> | ||
==[[ضرورت]] تبیین گری امور بیّن و مُبین== | ==[[ضرورت]] تبیین گری امور بیّن و مُبین== | ||