فسق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۳٬۶۸۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - 'پرده دری' به 'پرده‌دری')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۶۶: خط ۳۶۶:
#'''[[آتش دوزخ]]''': خداوند می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}}<ref>«و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که می‌خواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده می‌شوند و به آنان می‌گویند: عذاب آتشی را که دروغ می‌شمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> همین [[حکم]] در [[آیه]] ۲۰ [[سوره احقاف]] برای فاسقان بیان شده و به آنان [[وعده]] آتش دوزخ داده شده است.
#'''[[آتش دوزخ]]''': خداوند می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}}<ref>«و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که می‌خواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده می‌شوند و به آنان می‌گویند: عذاب آتشی را که دروغ می‌شمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> همین [[حکم]] در [[آیه]] ۲۰ [[سوره احقاف]] برای فاسقان بیان شده و به آنان [[وعده]] آتش دوزخ داده شده است.
#'''ترک [[دوستی]]''': همان طوری که در طرد [[اجتماعی]] و نیز [[مصاحبت]] با فاسقان آمده باید از هر گونه ارتباط با این دسته از [[مردم]] خودداری شود. [[لقمان]]{{ع}} نیز می‌‌فرماید: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ مُعَادَاةُ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ الْفَاسِق}}‏؛ ای پسرم! [[دشمنی]] با [[مؤمنان]]، از دوستی با فاسق، بهتر است.<ref>اختصاص ص۳۳۸</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>.
#'''ترک [[دوستی]]''': همان طوری که در طرد [[اجتماعی]] و نیز [[مصاحبت]] با فاسقان آمده باید از هر گونه ارتباط با این دسته از [[مردم]] خودداری شود. [[لقمان]]{{ع}} نیز می‌‌فرماید: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ مُعَادَاةُ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ الْفَاسِق}}‏؛ ای پسرم! [[دشمنی]] با [[مؤمنان]]، از دوستی با فاسق، بهتر است.<ref>اختصاص ص۳۳۸</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>.
==[[هنجارشکنی]]، [[پرده دری]] و شکستن [[حرمت]] [[حریم‌ها]]==
[[فسق]] و [[فجور]] دو اصطلاح در [[فرهنگ قرآنی]] است. واژه فسق به حالتی از خرما گفته می‌‌شود که پوست از گوشت جدا شده و برآمده می‌‌شود، به طوری که دیگر آن پوست، نقش حفاظتی گوشت خرما را از دست می‌‌دهد و از نظر زیباشناختی نیز [[گرایش]] به خرید و خوردن آن نیز کاهش می‌‌یابد؛ زیرا نشان دهنده نوعی [[بیماری]] و آفت و بدطعمی در خرما است؛ زیرا حالت طبیعی آن است که پوست به گوشت چسبیده باشد. این پوسته‌های فسقی به سبب خشکی نیز بر طعم خرما اثر می‌‌گذارد و خوردن خرما را نیز سخت می‌‌کند؛ زیرا لازم است بر خلاف دیگر خرماهای طبیعی، این پوست جدا و دور انداخته شود.
پس [[فاسق]] در فرهنگ قرآنی، به حالتی از افراد [[اجتماع]] گفته می‌‌شود که حالت طبیعی را در [[رفتار اجتماعی]] ندارند و به سبب دوری از [[تقوای الهی]] که به عنوان پوسته و [[لباس]] برای [[انسان]] است، فاقد عامل حفاظتی، [[زیبایی]] و مانند آنها هستند؛ زیرا از نظر [[قرآن]]، تقوای الهی که [[عقل]] و نقل آن را بیان کرده، موجب می‌‌شود که انسان هم چون لباسی آن را به تن کند؛ پس این [[لباس تقوا]] موجب می‌‌شود تا به عنوان عامل [[حفاظت]] او را [[حفظ]] کند و از تعرضات دیگرانی که [[بیماردل]] هستند در [[امنیت]] و [[امان]] نگه دارد.<ref>{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} «و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> بنابراین، [[تقوا]]، نه تنها عامل زیبایی از یک سو و پوشاندن بدن و [[عیوب]] آن از سوی دیگر است، بلکه مهم‌ترین عامل حفاظتی برای [[انسان]] در [[اجتماع]] و [[امنیت]] بخش برای اوست تا از هر گونه تعرضی در [[امان]] باشد؛ چنان که لباس‌هایی که انسان می‌‌پوشد نیز این گونه است که عامل [[حفاظت]] از [[گرما]]، سرما و حتی برخوردهای اجسام خطرناک است.<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ}} «و خداوند از آنچه آفریده است سایه‌بان‌هایی برای شما قرار داد و از کوه‌ها غارهایی برایتان نهاد و تنپوش‌هایی برایتان پدید آورد که شما را از گرما نگه می‌دارد و تنپوش‌هایی که شما را از (گزند) جنگتان نگه می‌دارد؛ بدین‌گونه خداوند نعمتش را بر شما تمام می‌گردا» سوره نحل، آیه ۸۱؛ {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}} «ای فرزندان آدم! برای شما جامه‌ای را فرو فرستاده‌ایم که شرمگاه‌های شما را می‌پوشاند و (نیز) جامه‌ای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>
اما [[فاسق]] با [[هنجارشکنی]] و [[بی‌تقوایی]] خویش، از همه فواید و آثار [[تقوای الهی]] بی‌بهره می‌‌ماند و نه تنها به دیگران [[آزار]] می‌‌رساند، بلکه پیش از دیگران خودش آسیب می‌‌بیند؛ زیرا عیوب وی آشکار شده و از زیبایی‌های تقوای بی‌بهره می‌‌ماند، بستر [[اذیت]] و آزار و تعرضات [[بیماردلان]] را به سوی فراهم می‌‌آورد به گونه‌ای که دیگر خود در اجتماع نمی‌تواند [[احساس امنیت]] کند.<ref>احزاب، آیه ۳۳</ref>
اما [[فجور]] از ریشه [[فجر]]، به معنای شکافتن است؛ از همین روست که فجر، همان [[زمان]] [[طلوع]] [[خورشید]] است که پرده شب را می‌‌درد و [[روشنایی]] را به [[روز]] می‌‌کشاند. از نظر [[قرآن]]، فجور حالتی است که شخص با رفتارهای نابهنجار و هنجارشکنانه خود، [[حرمت‌ها]] و [[حریم‌ها]] را می‌‌درد و خطوط قرمز [[اجتماعی]] و [[ارزش‌ها]] و هنجارهایش را نادیده می‌‌گیرد. این در حالی است که هر [[انسانی]] به سبب [[فطرت]] از [[الهامات]] [[الهی]] برخوردار است و در درون خویش یک شاخصی الهی دارد که می‌‌تواند بدان [[حق و باطل]]، [[زیبا]] و [[زشت]]، خوب و بد و مانند آنها را بشناسد و به [[حق]] و خوبی و [[زیبایی]] [[گرایش]] یابد و از [[باطل]] و [[بدی]] و [[زشتی]] گریزش داشته باشد.<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰؛ {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>
[[خدا]] در [[آموزه‌های وحیانی قرآن]] بیان می‌‌کند، که [[انسان]] برخوردار از دو ابزار [[کشف]] [[حقایق]] و ارزش‌ها است که از آن به [[عقل سلیم]] و نقل [[وحیانی]] تعبیر می‌‌شود.<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}} «و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> این دو ابزار کشف، هماره مطابق هم هستند، هر چند که [[عقل]] در برخی از موارد دسترسی ندارد، چنان که به [[عالم غیب]] و [[ملکوت]] به شکل تفصیلی دسترسی ندارد و تنها به شکل اجمالی از وجود آن [[آگاهی]] دارد، ولی هماره به عنوان سنجش گر [[الهی]] و [[باطنی]]، نقل [[وحیانی]] معتبر را می‌‌پذیرد و کشفیات آن را مورد [[تأیید]] قرار می‌‌دهد.<ref>روم، آیه ۳۰</ref> از همین رو گفته شده است: «کل ما [[کشف]] به العقل، امضی به النقل و ارشده؛ و کل ما کشف به النقل، امضی به العقل و ایّده؛ یعنی هر چه را [[عقل]] کشف کند، نقل آن را [[امضا]] کرده و بدان [[ارشاد]] می‌‌کند؛ و هر چه را نقل کشف کند، عقل آن را امضا و تأیید می‌‌کند».
پس کسی که بر خلاف کشفیات [[عقل سلیم]] و نقل وحیانی عمل و [[رفتار]] می‌‌کند، در [[حقیقت]] بر خلاف [[فطرت]] و [[طبیعت]] و نیز [[سنت‌های الهی]] [[حاکم]] بر [[جان]] و [[جهان]] و [[جامعه]] عمل می‌‌کند. از همین رو، چنین کسانی را به عنوان [[فاسق]] یا [[فاجر]] معرفی می‌‌کند؛ زیرا اگر [[تقوای الهی]] داشتند به [[فسق]] و [[فجور]] [[گرایش]] نمی‌یافتند.
از آن جایی که معروف هر آن چیزی است که عقل و نقل آن را می‌‌پسندد و منکر نیز هر آن چیزی است که عقل و نقل آن را نمی‌پسندد، به طور طبیعی می‌‌بایست گفت که هنجارشکنان علیه [[عرف]] [[اجتماعی]] و ارزش‌های آنکه عقل و نقل آن را کشف و ارشاد کرده است، انسان‌های [[غیر طبیعی]] و دچار [[بیماری]] [[سفاهت]] [[عقلی]] و [[جهالت]] [[رفتاری]] هستند. به سخن دیگر، این افراد از نظر روانی، به درجه‌ای از [[بلاهت]] و سفاهت رسیده‌اند که نمی‌توانند [[حق]] را از [[باطل]]، خیر را از [[شر]] و خوب را از بد و [[زیبا]] را از [[زشت]] تشخیص دهند و از نظر انگیزشی و رفتار عملی نیز گرفتار جهالت و سفاهت رفتاری هستند که نمی‌تواند به خیر و حق و [[زیبایی]] گرایش یابند و بر اساس آن رفتار کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>.
==آثار [[دنیوی]] و اجتماعی [[هنجارشکنی]]==
برای این که اهمیت و [[ارزش]] [[حفظ]] حالت طبیعی تقوای [[فطری]] و الهی را بدانیم، لازم است تا به آثار دنیوی و اجتماعی هنجارشکنی توجه یابیم تا اهمیت اجتماعی [[محافظت]] بر [[هنجارها]] دانسته شود. از نظر [[قرآن]]، مهم‌ترین آثاری که برای [[هنجارشکنی]] در همین [[دنیا]] و [[اجتماع]] [[انسانی]] می‌‌توان بیان کرد، اموری چون موارد زیر است:
#'''[[ارتداد]] و [[کفرگرایی]]''': هنجارشکنان، اندک اندک از [[توحید فطری]] و اکتسابی به [[کفر اعتقادی]] دچار می‌‌شوند؛ زیرا [[اعمال]] و [[رفتار]] انسانی در فرآیندی بر [[عقاید]] و تصدیقات [[قلبی]] تاثیر می‌‌گذارد؛ همان طوری که [[اعمال صالح]] موجب [[تقویت ایمان]] و تقویم آن می‌‌شود، در برابر اعمال هنجارشکنانه موجب از دست رفتن [[ایمان]] و [[گرایش]] به [[شرک]] و [[کفر]] می‌‌شود.<ref>{{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بی‌گمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار می‌دارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر می‌گرداند؛ (آنان) مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌گردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>
#'''ارتکاب بدیها و زشتیها''': هنجارشکنی موجب می‌‌شود که [[انسان]] به جای کارهای خوب و [[زیبا]] گرایش به [[کارهای بد]] و [[زشت]] پیدا کند و برایش انجام آنها امری طبیعی و عادی جلوه کند.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید می‌کردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref>
#'''[[اطاعت کورکورانه]]''': کسانی که هنجارشکنی می‌‌کنند، در فرآیند از انسان‌های [[آزاده]] به انسان‌های [[مطیع]] و برده دیگران می‌‌شوند و از [[رهبران]] [[مستبد]] و دیکتاتور [[کورکورانه]] [[اطاعت]] کرده و از ایشان [[فرمان]] می‌‌برند.<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمی‌بینید؟ * بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمی‌تواند سخن گوید * پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟ * آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند» سوره زخرف، آیه ۵۱-۵۴.</ref>
#'''[[شکست]] در [[امتحان الهی]]''': کسانی که دچار [[هنجارشکنی]] هستند، در [[امتحانات الهی]] سربلند بیرون نمی‌آیند و هماره گرفتار شکست می‌‌شوند. این گونه است گرفتار آثار شکست می‌‌شوند که از جمله آنها [[انتقام الهی]] در همین [[دنیا]] است، چنان که [[اصحاب سبت]] به سبب [[گرفتاری]] به [[فسق]]، در [[امتحان]] ماهیان شکست خورده و در همین دنیا گرفتار [[عذاب]] [[استیصال]] و [[مسخ]] به بوزینه شدند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز می‌کردند زیرا روز شنبه آنان ماهی‌هاشان نزد ایشان روی آب می‌آمدند و روزی که شنبه‌شان نبود نزد آنان نمی‌آمدند، بدین‌گونه آنها را برای آنکه نافرمانی می‌کردند، می‌آزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند می‌دهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.</ref>
#'''[[انتقام جویی]]''': از نظر [[قرآن]]، یکی از علت [[بیماری]] انتقام جویی از سوی افراد [[اجتماع]]، [[فسق]] و [[هنجارشکنی]] است؛ چنان که [[مسیحیان]] [[فاسق]] و هنجارشکن [[گرایش]] به [[انتقام]] از [[مسلمانان]] پیدا کردند<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما می‌ستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref>؛ زیرا هنجارشکنان [[دوست]] ندارند کسانی را ببیند که پای به اصول [[عقلانی]] وعقلایی و نقلانی هستند و [[اهل]] [[ایمان به خدا]] و انجام [[کارها]] برای [[رضایت خدا]] هستند. افراد هنجارشکن، اصولا از حضور [[مؤمنان]] و هنجارگرایان عصبانی هستند و دوست ندارد در میان آنان باشند و می‌‌خواهند به هر شکلی شده ایشان را از محیط [[اجتماعی]] خودشان بیرون کنند.<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک می‌نمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲؛ {{متن قرآن|فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهر خود بیرون کنید زیرا آنان مردمی هستند که خود را پاک می‌نمایانند» سوره نمل، آیه ۵۶.</ref>
#'''[[انقراض]] [[اجتماع]]''': از نظر [[قرآن]]، [[هنجارشکنی]] اگر به شکل [[پدیده اجتماعی]] در آید، اجتماع [[فلسفه وجودی]] خود را از دست داده و افراد آن از یک دیگر دور شده به طوری که شرایط برای انقراض و [[فروپاشی]] آن اجتماع آماده می‌‌شود. البته این از [[سنت‌های الهی]] است که در قالب اسباب ظاهری خودنمایی می‌‌کند؛ چنان که در نظر تحلیل گران ظاهر بین و [[حس]] گرا، عامل آن [[انتقام الهی]] نیست، در حالی از نظر قرآن، این فروپاشی‌ها و انقراض‌ها پاسخی از سوی [[خدا]] در برابر هنجارشکنی [[انسان]] است.<ref>بقره، آیه ۵۹؛ اعراف، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۳۴ و ۳۵</ref>
#'''[[ولایت]] و [[سلطه]] [[کافران]]''': از نظر قرآن [[اجتماعی]] که گرفتار هنجارشکنی است، به [[حکم]] [[سنت الهی]] [[حاکم]] بر اجتماع، گرفتار سلطه و [[ولایت کافران]] و [[طاغوتیان]] می‌‌شوند.<ref>{{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بسیاری از آنان را می‌نگری که کافران را سرور می‌گیرند؛ به راستی زشت است آنچه خود برای خویش پیش فرستادند که (سبب شد) خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان در عذاب، جاودانند * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان می‌داشتند آنان را سرور نمی‌گرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۸۰-۸۱.</ref>
#'''فقدان [[وثاقت]]''': هنجارشکنان از وثاقت خارج می‌‌شوند و کسی به سخنان و گزارش‌های آنان توجه و اهتمام نمی‌ورزد؛ زیرا هنجارشکنی خود [[گواهی]] روشن بر این معنا است که نمی‌توان او را مورد [[وثوق]] قرار داد و حتی گزارش‌های [[حسی]] او را پذیرفت.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}} «ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>
#'''[[دشمنی]] با [[رهبران الهی]]''': از دیگر آثار [[هنجارشکنی]] آنان است که این افراد به جای این که [[گرایش]] به [[رهبران]] [[صالح]] و [[مصلح]] داشته باشند به [[مفسدان]] [[فاسد]] گرایش یافته و از آنان [[اطاعت]] کرده و به دشمنی به رهبران صالح می‌‌پردازند و حتی دیگران را نیز به این امر [[تشویق]] و [[ترغیب]] می‌‌کنند.<ref>{{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمی‌آمرزد؛ بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند * آنان همان کسانند که می‌گویند: به آنان که نزد پیامبر خدایند چیزی ندهید تا (از کنار او) پراکنده شوند با آنکه گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است امّا منافقان درنمی‌یابند» سوره منافقون، آیه ۶-۷.</ref>
#'''[[ذلت]]''': کسانی که هنجارشکنی می‌‌کنند و به اصول [[عرفی]] و ارزش‌های آن پای بند نیستند، در [[دنیا]] و [[آخرت]] گرفتار [[خواری]] و ذلت می‌‌شوند.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهره‌مند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که می‌کردید با عذاب خواری‌آور کیفر می‌بینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشه‌های آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref>
#'''[[خسران]] و [[زیان]]''': هنجارشکنان در همین [[دنیا]] گرفتار خسران و زیان هستند و هرگز بهره‌ای از سرمایه‌های وجودی خویش نمی‌برند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند می‌دانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند می‌گویند: «خداوند از این مثل، چه می‌خواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب می‌کند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمی‌گرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن می‌شکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌گسلند و در زمین تباهی می‌ورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref>
#'''[[سقوط]] [[شخصیت]]''': از نظر [[قرآن]]، انسان‌های [[مؤمن]]، از شخصیت سالم و [[صالح]] برخوردار هستند که مطابق [[فطرت]] ایشان است؛ اما هنجارشکنان، با [[دفن]] و [[دسیسه]] فطرت خویش<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰</ref> گرفتار سقوط شخصیت هستند و نمی‌توان ایشان را در درجه [[اهل]] [[ایمان]] و [[انسان]] سالم دسته‌بندی کرد.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>
#'''[[ظلم]]''': [[هنجارشکنی]] موجب می‌‌شود تا [[انسان]] به جای [[عدل]] و [[عدالت]] ورزی، گرفتار [[ظلم و ستم]] شود و برایش [[ستمکاری]] امری طبیعی جلوه دهد. اصولا هنجارشکنی در گام نخست [[ظلم به خویشتن]] و در گام بعدی [[ظلم به دیگران]] است.<ref>اعراف، آیه ۱۶۵</ref>
#'''[[عذاب]] [[استیصال]]''': هنجارشکنان هرگاه امری را به شکل یک [[پدیده اجتماعی]] در آورند، [[خشم الهی]] را موجب می‌‌شوند تا [[خدا]] در همین [[دنیا]] آنان را عذاب و ریشه کن نماید.<ref>بقره، آیه ۵۹؛ انعام، آیه ۴۹؛ اعراف، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیه ۳۴؛ سجده، آیه ۲۰؛ حشر، آیه ۵</ref>
#'''[[عیب جویی]]''': انسان‌های هنجارشکن نسبت به دیگران خرده گیر و [[عیب]] جو هستند و نسبت به کسانی که [[اهل]] [[ایمان]] و رفتارهای هنجاری هستند، عیب جویی می‌‌کنند و مثلا [[حجاب]] و [[عدالت خواهی]] آنان را عیب دانسته و [[تعریض]] و تعرض نسبت به آنان روا می‌‌دارند<ref>مائده، آیه ۵۹</ref>؛ زیرا برخی [[مفسّران]] «تنقمون» را به [[انکار]] و عیب جویی معنا کرده‌اند.<ref>روح المعانی، ج ۴، جزء ۶، ص۲۵۳</ref>
#'''[[غضب]] و [[خشم]]''': هنجارشکنان نسبت به انسان‌های هنجارگرا [[احساس]] خوبی نداشته و نسبت به آنان خشم و غضب دارند و می‌‌کوشند که از ایشان به شکلی [[انتقام]] گیرن<ref>مائده، آیه ۵۹</ref>؛ زیرا برخی از مفسّران در احتمالی «تنقمون» را به [[سخط]] معنا کرده‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص۳۳۰</ref>
#'''[[فساد]] و [[افساد]]''': اصولا هنجارشکنان [[رفتاری]] [[فاسد]] دارند و در [[زمین]] افساد می‌‌کنند و به عنوان [[مفسدان]] در زمین گرفتار خشم الهی می‌‌شوند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷</ref>
#'''[[قطع رحم]]''': از مهم‌ترین هنجارهای [[اجتماعی]] [[صله رحم]] نسبت به [[خویشان]] است، اما هنجارشکنان نسبت به [[خویشان]] خویش هر گونه پیوندی را می‌‌گسلند و [[قطع رحم]] می‌‌کنند.<ref>{{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس می‌دارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان می‌کنند و دل‌های آنان (شما را) پس می‌زند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref>
#'''مانع [[خیررسانی]]''': هنجارشکنان خود به خیر رسانی [[گرایش]] نداشته و حتی دیگران که [[اهل]] خیررسانی هستند از این [[اعمال نیک]] باز می‌‌دارند.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref>
#'''[[گمراهی]]''': هنجارشکنان خود [[گمراه]] و حتی گاه [[گمراه کننده]] دیگران هستند و [[اجازه]] نمی‌دهند [[مردم]] در مسیر [[هدایت]] و کمال گام بردارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و۲۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>.
==عوامل [[هنجارشکنی]] و [[فسق]] و [[فجور]]==
چنان که گفته شد، چرایی و علت هنجارشکنی نوعی خروج شخص از حالت طبیعی و [[فطری]] است؛ زیرا حالت طبیعی و فطری هر کسی [[تقوای الهی]] است؛ چراکه [[خدا]] هر [[نفس انسانی]] را در حالت [[اعتدال]] و تسویه [[آفریده]] است و در نهاد و [[سرشت]] هر نفسی [[قدرت]] [[شناخت حق]] و خیر و [[زیبا]] را در کنار [[گرایش]] به آن نهاده است؛ به طوری که از نظر [[معرفتی]] و انگیزشی و یعنی [[علم]] و عمل هیچ کم و [[کاستی]] ندارد؛ اما [[انسان‌ها]] به اسباب و عواملی گرفتار خروج از این حالت شده و با [[دفن]] و دسسیه [[فطرت]] [[پاک]] و سالم خویش، گرفتار [[فسق]] و [[فجور]] و [[هنجارشکنی]] می‌‌شوند و [[ارزش‌ها]] را نادیده می‌‌گیرند.<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰</ref>
در [[آیات قرآنی]]، عواملی را به عنوان عامل هنجارشکنی و فسق و فجور بیان کرده‌اند که در این جا به مهم‌ترین آنها اشاره می‌‌شود:
#'''[[اعراض]] از [[قضاوت]] [[اهل حق]]''': یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب می‌‌شود تا اشخاص گرفتار هنجارشکنی شوند، اعراض از قضاوت و [[داوری]] اهل حق است؛ زیرا گرایش به [[هواهای نفسانی]] و [[اتباع]] از آن نمی‌گذارد.<ref>{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}} «و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواسته‌های آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمی‌خواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بی‌گمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref> کسانی که به هر شکلی از جمله [[استخاره]] با [[قرآن]] یا [[تسبیح]] [[حکم]] می‌‌گیرند و بر خلاف آن عمل می‌‌کنند، ممکن است برخی از تبعات و پیامدهای [[مخالفت]] با [[حکم الهی]] را برای خود رقم بزنند، بنابراین باید [[صدقه]] و [[استغفار]] کنند تا از تبعات مخالفت در [[امان]] بمانند.
#'''[[انحرافات]] جنسی''': [[انسانی]] که از مسیر طبیعی [[شهوات]] خویش را ارضا نمی‌کنند، بلکه [[تعدی]] می‌‌کنند و مثلا با استمناء و مانند آن گرفتار است، گرفتار [[هنجارشکنی]] در رفتارهای جنسی می‌‌شود به طوری که دیگر نمی‌تواند خود را نگه دارد و برای ارضای [[شهوات]] جنسی ممکن است به هم جنس‌گرایی رو آورد.<ref>انبیاء، آیه ۷۴</ref>
#'''[[رهبانیت]] [[بدعت]] آمیز''': اصولا [[آموزه‌های وحیانی]] مانند [[قرآن]]، مطابق [[فطرت]] است و چنان که گفته شد [[عقل]] و نقل هر دو [[کشف]] از یک [[حقیقت]] می‌‌کنند که همان [[شریعت الهی]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] است. بنابراین، کسانی که بر خلاف کشفیات عقل و نقل [[رفتار]] می‌‌کنند، گرفتار انواع و اقسام [[فسق]] و [[فجور]] می‌‌شوند. از جمله کسانی که به جای بهره برداری از [[نعمت‌های الهی]] در حد نیاز بخواهند شهوات جنسی و مانند آن را [[سرکوب]] کنند، گرفتار بدتر از آن می‌‌شوند؛ چنان که رهبان‌های [[مسیحی]] از [[زن]] و مرد گرفتار هم جنس‌گرایی و [[تجاوز]] و تعدی به [[کودکان]] و مانند آن شده‌اند که در گزارش‌های رسمی واتیکان نیز آمده است.<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>
#'''[[مخالفت]] با [[جهاد]]''': هر گونه مخالفت با [[اوامر]] [[رهبری]] [[نظام سیاسی ولایی]] بستری برای هنجارشکی افراد است. از این روست که مخالفان جهاد با بهانه‌های واهی، گرفتار آن شده‌اند و کسانی که بخواهد از [[مبارزه]] با [[جباران]] و طاغوت‌های [[زمان]] خویش سرباز زنند گرفتار می‌‌شوند.<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ * قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و از ایشان، کسی است که می‌گوید: به من اجازه (کناره‌گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتاده‌اند و دوزخ فراگیرنده کافران است * بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمی‌گردد که شما گروهی نافرمان بوده‌اید» سوره توبه، آیه ۴۹ و ۵۳؛ {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ* قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون می‌رویم * دو مرد از کسانی که (از خداوند) می‌ترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید * گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۱-۲۵.</ref>
#'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': [[ترویج فساد]] و زشتیها و بازداشتن [[مردم]] از نیکیها، مایه [[فسق]] و [[تبهکاری]] و [[گرایش]] به نابهنجاری‌های بیش‌تر است.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان می‌دهند و از کار شایسته باز می‌دارند! و (در بخشش) ناخن خشکی می‌ورزند، خداوند را فراموش کرده‌اند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بی‌گمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref>
#'''ترک [[یاری]] [[رهبران الهی]]''': هر کسی بر خلاف فرمان‌های [[رهبران]] [[حق]] و [[الهی]] عمل کند، و [[عهد]] و [[پیمان شکنی]] نماید، گرفتار فسق و [[فجور]] خواهد شد.<ref>آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲</ref>
#'''تضییع [[حقوق دیگران]]''': نادیده گرفتن و تضییع حقوق دیگران موجب می‌‌شود که [[انسان]] دچار فسق و فجور شود.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>
#'''[[تکذیب]] [[خدا]] و [[قیامت]]''': از مهم‌ترین عوامل [[هنجارشکنی]] و [[فسق]]، [[دروغ]] دانستن خدا و قیامت و [[پیامبران]] و [[پیامبری]] است.<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که می‌خواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده می‌شوند و به آنان می‌گویند: عذاب آتشی را که دروغ می‌شمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref>
#'''[[خودفراموشی]]''': [[خود فراموشی]] موجب [[خدا]] [[فراموشی]] و ایجاد [[فسق]] و [[فجور]] در [[انسان]] است.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref>
#'''[[دنیاطلبی]]''': [[دنیا‌طلبی]] و [[گرایش]] به [[مادیات]] و [[دنیا]] موجب می‌‌شودکه انسان گرفتار فسق و فجور و [[هنجارشکنی]] شود و به عرف و [[ارزش‌ها]] و هنجارهای [[عرفی]] بی‌توجهی کند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهره‌مند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که می‌کردید با عذاب خواری‌آور کیفر می‌بینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref>
#'''[[ولایت کافران]]''': [[پذیرش ولایت کافران]] و [[سلطه]] و [[دوستی]] و [[محبت]] و [[سرپرستی]] آنان عامل مهم در هنجارشکنی و [[گرفتاری]] به فسق است.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱</ref>
#'''[[رفاه]]''': رفاه و بدمستی و [[آسایش]] بسیار موجب می‌‌شود که گرفتار فسق و فجور شود. اصولا [[ثروت]] زیاد عامل مهمی در گرایش به هنجارشکنی است.<ref>اسراء، آیه ۱۶</ref>
#'''[[خیانت]] و [[زیان]] رسانی''': خیانت به [[اعتماد دیگران]] و ضرر رسانی مانند [[نگارش]] نادرست عقدنامه‌ها و مانند آنها عاملی برای گرفتار به [[فسق]] است.<ref>بقره، آیه ۲۸۲</ref>
#'''[[عهد شکنی]]''': از نظر [[قرآن]]، [[فطرت]] [[سلیم]] [[انسان]] را به سوی [[وفاداری]]، [[عدالت]]، [[امانت]]، [[صداقت]] و مانند آنها سوق می‌‌دهد، و کسانی که گرفتار [[مخالفت]] با این امور هستند به فسق دچار می‌‌شوند و پای بند [[هنجارها]] نیستند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷ و ۹۹ و ۱۰۰؛ آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲</ref>
#'''[[قضاوت]] نادرست''': هر گونه قضاوت نادرست نسبت به دیگران و [[سوء ظن]] و [[بدگمانی]] عاملی است که موجب می‌‌شود که شخص گرفتار فسق شود. قضاوت نادرست تنها از سوی محاکم و [[قضات]] نیست، بلکه از سوی هر کسی ممکن است درباره دیگری انجام شود که [[رفتاری]] [[ناپسند]] و [[زشت]] است.<ref>مائده، آیه ۴۷</ref>
#'''[[قذف]]''': [[تهمت]] و [[اتهام]] به ویژه جنسی امری بسیار خطرناک است که البته در صورت عدم [[اثبات]] خود موجب [[اجرای حد]] می‌‌شود و هشتاد ضربه شلاق را برای تهمت زننده در پی داشته و از [[وثاقت]] به فسق کشیده می‌‌شود.<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) می‌زنند سپس چهار گواه نمی‌آورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند» سوره نور، آیه ۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۷۸: خط ۴۳۶:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|'''فاسقان و آثار اجتماعی فسق''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|'''فاسقان و آثار اجتماعی فسق''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|'''فسق خروج از پوسته زیبای هدایت''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|'''فسق خروج از پوسته زیبای هدایت''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|'''علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۱۵۳

ویرایش