بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = فسق | | موضوع مرتبط = فسق | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = فسق | ||
| مداخل مرتبط = [[فسق در قرآن]] - [[فسق در | | مداخل مرتبط = [[فسق در قرآن]] - [[فسق در فقه سیاسی]] - [[فسق در جامعهشناسی اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
#{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ الله وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ الله بِأَمْرِهِ وَالله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در میان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>. | #{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ الله وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ الله بِأَمْرِهِ وَالله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در میان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>. | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
#{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ الله وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ الله إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ الله أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}}<ref>«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref>. | #{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ الله وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ الله إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ الله أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}}<ref>«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ الله مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.</ref>. | #{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ الله مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«این از آن روست که آنان با خداوند و پیامبر وی مخالفت ورزیدند و هر کس با خداوند مخالفت ورزد به راستی خداوند سختکیفر است * هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۴-۵.</ref> | #{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«این از آن روست که آنان با خداوند و پیامبر وی مخالفت ورزیدند و هر کس با خداوند مخالفت ورزد به راستی خداوند سختکیفر است * هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۴-۵.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>«و هیچگاه بر هیچیک از ایشان چون مرد نماز مگزار و بر گور او حاضر مشو؛ اینان به خداوند و پیامبرش کفر ورزیدهاند و نافرمان مردهاند» سوره توبه، آیه ۸۴.</ref>. | #{{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>«و هیچگاه بر هیچیک از ایشان چون مرد نماز مگزار و بر گور او حاضر مشو؛ اینان به خداوند و پیامبرش کفر ورزیدهاند و نافرمان مردهاند» سوره توبه، آیه ۸۴.</ref>. | ||
=== نکات === | === نکات === | ||
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۴: | ||
# [[یاری]] نکردن [[پیامبر]] به رغم [[پیمان]] و [[تعهد]] برای آن، عامل [[فسق]] و [[تبهکاری]]: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ الله مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا... * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}؛ | # [[یاری]] نکردن [[پیامبر]] به رغم [[پیمان]] و [[تعهد]] برای آن، عامل [[فسق]] و [[تبهکاری]]: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ الله مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا... * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}؛ | ||
# جبههگیری در برابر [[اسلام]] و [[مخالفت]] باخدا و [[رسول]] عامل [[فسق]] [[آدمی]]: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}}؛ | # جبههگیری در برابر [[اسلام]] و [[مخالفت]] باخدا و [[رسول]] عامل [[فسق]] [[آدمی]]: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا الله وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ الله فَإِنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ * مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ الله وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}}؛ | ||
# [[مداومت]] [[منافقان]] بر [[فسق]]، موجب [[حرمت]] [[اقامه نماز]] بر آنان و حضور بر قبرشان از سوی [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم | # [[مداومت]] [[منافقان]] بر [[فسق]]، موجب [[حرمت]] [[اقامه نماز]] بر آنان و حضور بر قبرشان از سوی [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۴۵.</ref>. | ||
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
فسق در لغت خروج و [[تجاوز]] از حدود و عصیان ورزی است؛ و از همین رو، به [[گناهکار]]، فاسق میگویند؛ چنانکه در فرهنگنامهها فاسق به کسی اطلاق میشود که [[میل به گناه]]<ref>ترتیب کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶، فسق</ref>، عصیان، ترک [[امر خدا]] و خروج از طریق [[حق]] <ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲ – ۲۶۳، فسق</ref> و خروج از محدوده [[شرع]] دارد؛ به طوری که حتی در [[فرهنگ قرآنی]] نیز گفته شده که نوعاً فاسق بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقرّ به [[حکم شرع]] باشد، ولی خلاف آن عمل کند<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶، فسق</ref>، با این همه، این معنای اصطلاحی در [[فرهنگ قرآن]]، محدود به [[اعمال]] [[مسلمان]] نمیشود که بر خلاف [[اعتقادات]] در عمل، [[رفتاری]] ضد شریعت داشته باشد؛ زیرا خدا در قرآن، [[قوم]] [[کافر]] را نیز فاسق معرفی میکند؛ چراکه آنان بر خلاف اصول [[انسانی]] رفتار میکنند که [[فطرت]] و [[عقل سلیم]] آن را به عنوان اصول انسانی شناخته و معرفی کرده است. | فسق در لغت خروج و [[تجاوز]] از حدود و عصیان ورزی است؛ و از همین رو، به [[گناهکار]]، فاسق میگویند؛ چنانکه در فرهنگنامهها فاسق به کسی اطلاق میشود که [[میل به گناه]]<ref>ترتیب کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶، فسق.</ref>، عصیان، ترک [[امر خدا]] و خروج از طریق [[حق]] <ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲ – ۲۶۳، فسق.</ref> و خروج از محدوده [[شرع]] دارد؛ به طوری که حتی در [[فرهنگ قرآنی]] نیز گفته شده که نوعاً فاسق بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقرّ به [[حکم شرع]] باشد، ولی خلاف آن عمل کند<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶، فسق.</ref>، با این همه، این معنای اصطلاحی در [[فرهنگ قرآن]]، محدود به [[اعمال]] [[مسلمان]] نمیشود که بر خلاف [[اعتقادات]] در عمل، [[رفتاری]] ضد شریعت داشته باشد؛ زیرا خدا در قرآن، [[قوم]] [[کافر]] را نیز فاسق معرفی میکند؛ چراکه آنان بر خلاف اصول [[انسانی]] رفتار میکنند که [[فطرت]] و [[عقل سلیم]] آن را به عنوان اصول انسانی شناخته و معرفی کرده است. | ||
به عنوان نمونه خدا درباره [[قوم لوط]] میفرماید: و به [[لوط]] [[حکمت]] و [[دانش]] عطا کردیم و او را از آن شهری که مردمش کارهای [[پلید]] جنسی میکردند، [[نجات]] دادیم براستی آنها گروه بد و [[منحرف]] ([[فاسق]]) بودند.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> | به عنوان نمونه خدا درباره [[قوم لوط]] میفرماید: و به [[لوط]] [[حکمت]] و [[دانش]] عطا کردیم و او را از آن شهری که مردمش کارهای [[پلید]] جنسی میکردند، [[نجات]] دادیم براستی آنها گروه بد و [[منحرف]] ([[فاسق]]) بودند.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref>. | ||
این خبائث که [[قوم لوط]] آن را انجام میدادند و آنان را فاسق ساخت، لواط است که بر خلاف همه اصول [[انسانی]] و [[اخلاقی]] است؛ زیرا [[خدا]] در جایی دیگر میفرماید: شما به کاری [[زشت]] میپردازید که هیچ یک از [[مردم]] [[زمین]] در آن کار بر شما پیشی نگرفته است.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}} «و لوط را (یاد کن) آنگاه که به قوم خود گفت: شما آن کار زشت را میکنید که در آن هیچ کس از جهانیان، از شما پیش نیفتاده است» سوره عنکبوت، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}} «و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام میدهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.</ref> | این خبائث که [[قوم لوط]] آن را انجام میدادند و آنان را فاسق ساخت، لواط است که بر خلاف همه اصول [[انسانی]] و [[اخلاقی]] است؛ زیرا [[خدا]] در جایی دیگر میفرماید: شما به کاری [[زشت]] میپردازید که هیچ یک از [[مردم]] [[زمین]] در آن کار بر شما پیشی نگرفته است.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}} «و لوط را (یاد کن) آنگاه که به قوم خود گفت: شما آن کار زشت را میکنید که در آن هیچ کس از جهانیان، از شما پیش نیفتاده است» سوره عنکبوت، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ}} «و لوط را (به پیامبری فرستادیم) آنگاه که به قوم خود گفت: آیا (آن) کار زشت را انجام میدهید که پیش از شما هیچ کس از جهانیان انجام نداده است؟!» سوره اعراف، آیه ۸۰.</ref>. | ||
همچنین [[مخالفت]] با [[اصول اخلاقی]] چون [[نقض عهد]] و [[پیمان]]، از مصادیق [[فسق]] است.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> [[قرآن]] در قالب [[صنعت]] احتباک، میان [[مؤمن]]، [[فاسق]] فرق نهاده تا بیان کند مؤمن، فاسق نیست، در حالی که [[کافر]]، فاسق است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref> | همچنین [[مخالفت]] با [[اصول اخلاقی]] چون [[نقض عهد]] و [[پیمان]]، از مصادیق [[فسق]] است.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> [[قرآن]] در قالب [[صنعت]] احتباک، میان [[مؤمن]]، [[فاسق]] فرق نهاده تا بیان کند مؤمن، فاسق نیست، در حالی که [[کافر]]، فاسق است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>. | ||
[[خدا]] رفتارهای ضد [[عقلی]] [[فرعون]] همچون [[پروردگار]] دانستن خویش را به عنوان [[فسق]] معرفی میکند و او را به سبب همین [[اعمال]] و [[رفتار]] [[کیفر]] میکند.<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ * فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟ * بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمیتواند سخن گوید * پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟ * آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند * و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۱-۵۵.</ref> | [[خدا]] رفتارهای ضد [[عقلی]] [[فرعون]] همچون [[پروردگار]] دانستن خویش را به عنوان [[فسق]] معرفی میکند و او را به سبب همین [[اعمال]] و [[رفتار]] [[کیفر]] میکند.<ref>{{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ * فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟ * بلکه من از این کس بهترم که خوارمایه است و به درستی نمیتواند سخن گوید * پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟ * آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند * و چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم» سوره زخرف، آیه ۵۱-۵۵.</ref>. | ||
با نگاهی به [[آیات قرآن]] معلوم میشود که اصطلاح [[فسق]] و [[فاسق]] در [[قرآن]] تنها درباره [[مسلمانان]] و مؤمنانی نیست که بر خلاف [[اعتقاد]] خویش عمل میکنند، بلکه [[خدا]] حتی کافرانی را که بر خلاف [[اصول اخلاقی]] و [[عقلانی]] عمل و [[رفتار]] میکنند، به عنوان فاسق معرفی میکند.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که میکردند عذاب میرسد» سوره انعام، آیه ۴۹.</ref> | با نگاهی به [[آیات قرآن]] معلوم میشود که اصطلاح [[فسق]] و [[فاسق]] در [[قرآن]] تنها درباره [[مسلمانان]] و مؤمنانی نیست که بر خلاف [[اعتقاد]] خویش عمل میکنند، بلکه [[خدا]] حتی کافرانی را که بر خلاف [[اصول اخلاقی]] و [[عقلانی]] عمل و [[رفتار]] میکنند، به عنوان فاسق معرفی میکند.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که میکردند عذاب میرسد» سوره انعام، آیه ۴۹.</ref>. | ||
براین اساس [[اکثریت]] [[مشرکان]] و [[کافران]] مردمانی فاسق هستند که در هر کاری دنبال زشتکاریاند و از رفتارهای [[نیک]] و [[پسندیده]] [[پرهیز]] میکنند<ref>{{متن قرآن|تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ * وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَإِنْ وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ}} «ما از اخبار این شهرها برای تو باز میگوییم و به راستی پیامبرانشان برهانها (ی روشن) برای آنان آوردند و آنها بر آن نبودند که به آنچه پیشاپیش دروغ انگاشته بودند ایمان آوردند بدین گونه خداوند بر دل کافران مهر مینهد * و در بیشتر آنان پیمانی (استوار) نیافتیم و به راستی بیشتر آنها را نافرمان یافتیم» سوره اعراف، آیه ۱۰۱-۱۰۲؛ {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> آنان زشتکاریهای خویش را علنی انجام داده و آن را [[زشت]] و نابهنجار نمیشمارند، در حالی که از رفتارهای معروف [[پرهیز]] میکنند و آن را زشت جلوه میدهند. | براین اساس [[اکثریت]] [[مشرکان]] و [[کافران]] مردمانی فاسق هستند که در هر کاری دنبال زشتکاریاند و از رفتارهای [[نیک]] و [[پسندیده]] [[پرهیز]] میکنند<ref>{{متن قرآن|تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ * وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَإِنْ وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ}} «ما از اخبار این شهرها برای تو باز میگوییم و به راستی پیامبرانشان برهانها (ی روشن) برای آنان آوردند و آنها بر آن نبودند که به آنچه پیشاپیش دروغ انگاشته بودند ایمان آوردند بدین گونه خداوند بر دل کافران مهر مینهد * و در بیشتر آنان پیمانی (استوار) نیافتیم و به راستی بیشتر آنها را نافرمان یافتیم» سوره اعراف، آیه ۱۰۱-۱۰۲؛ {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> آنان زشتکاریهای خویش را علنی انجام داده و آن را [[زشت]] و نابهنجار نمیشمارند، در حالی که از رفتارهای معروف [[پرهیز]] میکنند و آن را زشت جلوه میدهند. | ||
البته [[اکثریت]] [[اهل کتاب]] نیز با آنکه به ظاهر بر اساس [[آیین آسمانی]] عمل میکنند، ولی در عمل مردمانی زشتکار و [[فاسق]] هستند.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ * قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟ * بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۵۹ و ۷۷ و ۸۱.</ref> | البته [[اکثریت]] [[اهل کتاب]] نیز با آنکه به ظاهر بر اساس [[آیین آسمانی]] عمل میکنند، ولی در عمل مردمانی زشتکار و [[فاسق]] هستند.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ * قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟ * بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۵۹ و ۷۷ و ۸۱.</ref>. | ||
پس همان طوری که [[مسلمانان]] با رفتارهایی چون [[تمسخر]] و [[القاب زشت]] گرفتار [[فسق]] [[رفتاری]] و [[زشتکاری]] میشوند که باید از آن [[پرهیز]] کنند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ}} «ای مؤمنان! هیچ گروهی گروه دیگر را به ریشخند نگیرد، بسا آنان از اینان بهتر باشند؛ و نه زنانی زنانی دیگر را، بسا آنان از اینان بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی مکنید و (همدیگر را) با لقبهای ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند * ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند میدارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبهپذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۱-۱۲.</ref>، همچنین [[کافران]] و مشرکانی هستند که گرفتار زشتکارهایی چون لواط و [[مصرف]] خبائثی چون شراب خمر هستند، اینان نیز [[فاسق]] هستند.<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ}} «و بدانید که فرستاده [[خداوند]] در میان شماست، اگر در بسیاری از [[کارها]] از شما [[پیروی]] کند به [[سختی]] میافتید امّا خداوند [[ایمان]] را در نظر شما [[محبوب]] ساخت و آن را در دلهای شما آراست و [[کفر]] و [[بزهکاری]] و [[سرکشی]] را در نظر شما [[ناپسند]] گردانید؛ آنانند که راهدانند» [[سوره حجرات]]، [[آیه]] ۷؛ [[انبیاء]]، آیه ۷۴؛ عنکبوت، آیه ۲۸؛ [[اعراف]]، آیه ۸۰</ref> | پس همان طوری که [[مسلمانان]] با رفتارهایی چون [[تمسخر]] و [[القاب زشت]] گرفتار [[فسق]] [[رفتاری]] و [[زشتکاری]] میشوند که باید از آن [[پرهیز]] کنند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ}} «ای مؤمنان! هیچ گروهی گروه دیگر را به ریشخند نگیرد، بسا آنان از اینان بهتر باشند؛ و نه زنانی زنانی دیگر را، بسا آنان از اینان بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی مکنید و (همدیگر را) با لقبهای ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند * ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند میدارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبهپذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۱-۱۲.</ref>، همچنین [[کافران]] و مشرکانی هستند که گرفتار زشتکارهایی چون لواط و [[مصرف]] خبائثی چون شراب خمر هستند، اینان نیز [[فاسق]] هستند.<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ}} «و بدانید که فرستاده [[خداوند]] در میان شماست، اگر در بسیاری از [[کارها]] از شما [[پیروی]] کند به [[سختی]] میافتید امّا خداوند [[ایمان]] را در نظر شما [[محبوب]] ساخت و آن را در دلهای شما آراست و [[کفر]] و [[بزهکاری]] و [[سرکشی]] را در نظر شما [[ناپسند]] گردانید؛ آنانند که راهدانند» [[سوره حجرات]]، [[آیه]] ۷؛ [[انبیاء]]، آیه ۷۴؛ عنکبوت، آیه ۲۸؛ [[اعراف]]، آیه ۸۰.</ref>. | ||
بنابراین [[تفسیر]] راغب [[اصفهانی]] از فاسق و محدودسازی آن به [[مخالفت]] با [[شریعت]] از سوی [[مسلمانان]]، با اصطلاح [[قرآنی]] نمیسازد؛ زیرا [[قرآن]] [[فسق]] را بر هر [[کافر]] نیز بار میکند، همان طوری که بر [[مسلمان]] یا [[اهل کتاب]] بار میکند. البته راغب بیان میکند که نوعا این گونه است، ولی به نظر میرسد که این اغلبیت و [[اکثریت]] را نمیتوان [[اثبات]] کرد. | بنابراین [[تفسیر]] راغب [[اصفهانی]] از فاسق و محدودسازی آن به [[مخالفت]] با [[شریعت]] از سوی [[مسلمانان]]، با اصطلاح [[قرآنی]] نمیسازد؛ زیرا [[قرآن]] [[فسق]] را بر هر [[کافر]] نیز بار میکند، همان طوری که بر [[مسلمان]] یا [[اهل کتاب]] بار میکند. البته راغب بیان میکند که نوعا این گونه است، ولی به نظر میرسد که این اغلبیت و [[اکثریت]] را نمیتوان [[اثبات]] کرد. | ||
به هر حال، در اصطلاح قرآن فاسق کسی است که بر خلاف [[اعتقادات]] خویش [[رفتار]] [[زشت]] و خلاف [[عقل سلیم]] و نقل معتبر انجام میدهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | به هر حال، در اصطلاح قرآن فاسق کسی است که بر خلاف [[اعتقادات]] خویش [[رفتار]] [[زشت]] و خلاف [[عقل سلیم]] و نقل معتبر انجام میدهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۲: | ||
[[اقتصاد]] و اخلاق و [[فرهنگ]] چنان در [[اسلام]] آمیخته است که نمیتوان سخن از اقتصاد بدون اخلاق داشت؛ چراکه [[اقتصاد اسلامی]] همان اقتصاد اخلاقی است؛ چنانکه [[اخلاق اقتصادی]] میبایست در دستور کار قرار گیرد تا اقتصاد سالم [[اسلامی]] تحقق یابد. | [[اقتصاد]] و اخلاق و [[فرهنگ]] چنان در [[اسلام]] آمیخته است که نمیتوان سخن از اقتصاد بدون اخلاق داشت؛ چراکه [[اقتصاد اسلامی]] همان اقتصاد اخلاقی است؛ چنانکه [[اخلاق اقتصادی]] میبایست در دستور کار قرار گیرد تا اقتصاد سالم [[اسلامی]] تحقق یابد. | ||
پس یک فعال اقتصادی نمیتواند بدون [[شناخت]] و عمل به اخلاق در حوزه اقتصادی به فعالیت سالم اقتصادی بپردازد و [[معتقد]] باشد که بر [[اساس اسلام]] و [[شریعت]] عمل کرده است. هر فعال اقتصادی میبایست [[اخلاقیات]] اقتصادی را بشناسد و بدان عمل کند؛ زیرا اگر چنین نباشد، باید بداند که اقتصادی که در حال [[تولید]] و ترویج و [[مصرف]] آن است، یک اقتصادی غیراسلامی و غیرسالم است که برآیند خارجی آن نیز چیزی جز [[تباهی]] و [[فساد]] و [[شقاوت]] نیست. | پس یک فعال اقتصادی نمیتواند بدون [[شناخت]] و عمل به اخلاق در حوزه اقتصادی به فعالیت سالم اقتصادی بپردازد و [[معتقد]] باشد که بر [[اساس اسلام]] و [[شریعت]] عمل کرده است. هر فعال اقتصادی میبایست [[اخلاقیات]] اقتصادی را بشناسد و بدان عمل کند؛ زیرا اگر چنین نباشد، باید بداند که اقتصادی که در حال [[تولید]] و ترویج و [[مصرف]] آن است، یک اقتصادی غیراسلامی و غیرسالم است که برآیند خارجی آن نیز چیزی جز [[تباهی]] و [[فساد]] و [[شقاوت]] نیست. | ||
از نظر [[قرآن]]، [[لباس]] و [[خوراک]] و [[آشامیدنی]] آدمی باید [[حلال]] باشد، و در عین حال از شرط [[طیب]] بودن نیز بهرهمند باشد؛ زیرا اگر چیزی [[خبیث]] باشد، آن چیز نمیتواند حلال باشد. این بدان معنا است که در فعالیتهای اقتصادی، [[انسان]] باید از هر چیزی که خبیث و زشت و [[پلید]] است، [[پرهیز]] کند؛ زیرا این امور خبیث و بهرهمندی از آن همان فسق است؛ چنانکه در [[آیه]] ۷۴ [[سوره انبیاء]] بیان شد. | از نظر [[قرآن]]، [[لباس]] و [[خوراک]] و [[آشامیدنی]] آدمی باید [[حلال]] باشد، و در عین حال از شرط [[طیب]] بودن نیز بهرهمند باشد؛ زیرا اگر چیزی [[خبیث]] باشد، آن چیز نمیتواند حلال باشد. این بدان معنا است که در فعالیتهای اقتصادی، [[انسان]] باید از هر چیزی که خبیث و زشت و [[پلید]] است، [[پرهیز]] کند؛ زیرا این امور خبیث و بهرهمندی از آن همان فسق است؛ چنانکه در [[آیه]] ۷۴ [[سوره انبیاء]] بیان شد. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۹: | ||
بنابراین، [[زشتکاری]] در حوزه [[فعالیتهای اقتصادی]] از جمله [[تولید]] و [[توزیع]] و [[مصرف]] میبایست بهعنوان یک عمل فاسقانه مدنظر قرار گیرد و از آن اجتناب شود؛ زیرا آثار [[پلید]] آن میتواندگریبانگیر [[جامعه اسلامی]] شود و [[خدا]] نسبت به این افراد و ساکتان، [[غضبناک]] شده و آنان را نابود سازد. | بنابراین، [[زشتکاری]] در حوزه [[فعالیتهای اقتصادی]] از جمله [[تولید]] و [[توزیع]] و [[مصرف]] میبایست بهعنوان یک عمل فاسقانه مدنظر قرار گیرد و از آن اجتناب شود؛ زیرا آثار [[پلید]] آن میتواندگریبانگیر [[جامعه اسلامی]] شود و [[خدا]] نسبت به این افراد و ساکتان، [[غضبناک]] شده و آنان را نابود سازد. | ||
[[مترفان]]، [[مجرمان]] [[جوامع]] | [[مترفان]]، [[مجرمان]] [[جوامع]] | ||
از نظر [[قرآن]]، بزرگترین مجرمان هر [[جامعه]] مترفان آن هستند. مترفان افرادی هستند که از لحاظ [[اقتصادی]] در شرایط بسیار خوبی قرار دارند، ولی گرفتار رفاهزدگی [[فکری]] و [[رفتاری]] و [[اخلاقی]] هستند و [[نعمتهای خدا]] را به [[درستی]] به کار نمیگیرند، بلکه در مصرف [[اسراف]] و [[تبذیر]] میکنند. این گروه از افراد جامعه خطرناکترین افرادی هستند که میتوانند نه تنها بنیادهای اقتصادی را [[سست]] کنند، بلکه به بنیادهای [[اعتقادی]] و اخلاقی [[مردم]] نیز ضربه بزنند و هنجارهای [[نیک]] و ارزشی را از جامعه بزدایند و هنجارهای [[زشت]] و [[ضد ارزشی]] را جایگزین سازند.<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶؛ {{متن قرآن|اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه)، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند» سوره قصص، آیه ۳۲</ref> | از نظر [[قرآن]]، بزرگترین مجرمان هر [[جامعه]] مترفان آن هستند. مترفان افرادی هستند که از لحاظ [[اقتصادی]] در شرایط بسیار خوبی قرار دارند، ولی گرفتار رفاهزدگی [[فکری]] و [[رفتاری]] و [[اخلاقی]] هستند و [[نعمتهای خدا]] را به [[درستی]] به کار نمیگیرند، بلکه در مصرف [[اسراف]] و [[تبذیر]] میکنند. این گروه از افراد جامعه خطرناکترین افرادی هستند که میتوانند نه تنها بنیادهای اقتصادی را [[سست]] کنند، بلکه به بنیادهای [[اعتقادی]] و اخلاقی [[مردم]] نیز ضربه بزنند و هنجارهای [[نیک]] و ارزشی را از جامعه بزدایند و هنجارهای [[زشت]] و [[ضد ارزشی]] را جایگزین سازند.<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶؛ {{متن قرآن|اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه)، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند» سوره قصص، آیه ۳۲.</ref> | ||
برخی از گروههای [[اجتماعی]] از جمله اشراف [[مردمان]] خوشگذران و فاسقی هستند که با [[کارهای زشت]] و رفتارهای ضد هنجاری و ارزشی [[جوامع]] خودشان را به [[تباهی]] میکشانند. اینان با چنین رفتارهایی بستری را برای [[خشم]] و [[عذاب الهی]] فراهم میآورند که [[جامعه]] نابود میشود. بنابراین، رفتارهای آنان نه تنها به خودشان آسیب میرساند بلکه نابودی [[جوامع بشری]] را نیز بهدنبال دارد. | برخی از گروههای [[اجتماعی]] از جمله اشراف [[مردمان]] خوشگذران و فاسقی هستند که با [[کارهای زشت]] و رفتارهای ضد هنجاری و ارزشی [[جوامع]] خودشان را به [[تباهی]] میکشانند. اینان با چنین رفتارهایی بستری را برای [[خشم]] و [[عذاب الهی]] فراهم میآورند که [[جامعه]] نابود میشود. بنابراین، رفتارهای آنان نه تنها به خودشان آسیب میرساند بلکه نابودی [[جوامع بشری]] را نیز بهدنبال دارد. | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۵: | ||
این اشرافیت و [[روحیه]] اشرافی موجود در [[مسئولان]] و [[رهبران]] هر [[اجتماع]] و امتی بدترین خطر برای آن جامعه به شمار میآید؛ زیرا [[فرعون]] و [[فرعونیان]] از جمله اشرافی بودند که با فسق خویش بستری را برای نابودی اجتماع خویش فراهم آوردند. شکی نیست که [[خصلت]] اترافگرایی و [[تجملگرایی]] و مانند آن هرگاه در مسئولان و متولیان جامعه [[رسوخ]] کند، زمینهساز بسیاری از مفسدههای [[اداری]] و اجتماعی و نیز موجب [[بدبینی]] [[مردم]] جامعه نسبت به اصول اولیه [[نظام اسلامی]] میشود. امروز مشکلی که [[جامعه]] [[ایران اسلامی]] با آن مواجه است، همین اشرافیت و اترافیگرایی و [[تجملگرایی]] است که در برخی بلکه بسیاری از [[مسئولان]] [[رسوخ]] کرده است؛ زیرا با [[پیروزی انقلاب اسلامی ایران]] و استقرار [[دولتها]] کمترین توقع [[عامه]] [[مردم]]، دوری از اشرافیت و [[تجملات]] [[مدیران]] و مسئولان جامعه بود، اما متأسفانه از همان آغازین روزها خطر اشرافیت، [[دنیاطلبی]]، تجملگرایی و اترافگرایی مسئولان، [[نظام]] را [[تهدید]] می کرد، از این رو [[امام خمینی]] در سخنرانیهای متعددی مسئولان و [[روحانیون]] را نسبت به خطراشرافیت و تجملات هشدار میدادند. | این اشرافیت و [[روحیه]] اشرافی موجود در [[مسئولان]] و [[رهبران]] هر [[اجتماع]] و امتی بدترین خطر برای آن جامعه به شمار میآید؛ زیرا [[فرعون]] و [[فرعونیان]] از جمله اشرافی بودند که با فسق خویش بستری را برای نابودی اجتماع خویش فراهم آوردند. شکی نیست که [[خصلت]] اترافگرایی و [[تجملگرایی]] و مانند آن هرگاه در مسئولان و متولیان جامعه [[رسوخ]] کند، زمینهساز بسیاری از مفسدههای [[اداری]] و اجتماعی و نیز موجب [[بدبینی]] [[مردم]] جامعه نسبت به اصول اولیه [[نظام اسلامی]] میشود. امروز مشکلی که [[جامعه]] [[ایران اسلامی]] با آن مواجه است، همین اشرافیت و اترافیگرایی و [[تجملگرایی]] است که در برخی بلکه بسیاری از [[مسئولان]] [[رسوخ]] کرده است؛ زیرا با [[پیروزی انقلاب اسلامی ایران]] و استقرار [[دولتها]] کمترین توقع [[عامه]] [[مردم]]، دوری از اشرافیت و [[تجملات]] [[مدیران]] و مسئولان جامعه بود، اما متأسفانه از همان آغازین روزها خطر اشرافیت، [[دنیاطلبی]]، تجملگرایی و اترافگرایی مسئولان، [[نظام]] را [[تهدید]] می کرد، از این رو [[امام خمینی]] در سخنرانیهای متعددی مسئولان و [[روحانیون]] را نسبت به خطراشرافیت و تجملات هشدار میدادند. | ||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[عهدنامه]] مالک اشتر به او [[فرمان]] میدهند با [[کارگزاران]] [[خائن]] برخورد جدّی صورت گیرد و صرفاً با [[عزل]] به پایان نرسد. حضرت میفرمایند: از همکاران نزدیکت سخت [[مراقبت]] کن و اگر یکی از آنان دست به [[خیانت]] زد و گزارش ماموران مخفی تو هم آن خیانت را [[تأیید]] کردند، به همین مقدار [[گواهی]] [[قناعت]] کرده، او را با تازیانه [[کیفر]] کن و آنچه را که از [[اموال]] در [[اختیار]] دارد از او باز پسگیر، سپس او را [[خوار]] کن و خیانت کار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۲</ref> | [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[عهدنامه]] مالک اشتر به او [[فرمان]] میدهند با [[کارگزاران]] [[خائن]] برخورد جدّی صورت گیرد و صرفاً با [[عزل]] به پایان نرسد. حضرت میفرمایند: از همکاران نزدیکت سخت [[مراقبت]] کن و اگر یکی از آنان دست به [[خیانت]] زد و گزارش ماموران مخفی تو هم آن خیانت را [[تأیید]] کردند، به همین مقدار [[گواهی]] [[قناعت]] کرده، او را با تازیانه [[کیفر]] کن و آنچه را که از [[اموال]] در [[اختیار]] دارد از او باز پسگیر، سپس او را [[خوار]] کن و خیانت کار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۲.</ref> | ||
همچنین حضرت یکی از [[فرمانداران]] خویش در [[بصره]] به نام [[عثمان بن حنیف]] را که [[دعوت]] به یک مهمانی مجلل را پذیرفته بود، مورد [[عتاب]] قرار دادند و فرمودند: ای پسر [[حنیف]] به من خبر رسیده که مردی از بصره تو را به میهمانی فراخوانده و تو نیز [[اجابت]] کردهای. سفرهای رنگین برایت افکنده و کاسهها پیش [[رؤیت]] نهاده، هرگز نمیپنداشتم تو دعوت کسانی را اجابت کنی که بینوایان را از در میرانند و [[توانگران]] را بر سفره مینشانند… بدان که هر کس را امامی است که به او [[اقتدا]] میکند و از [[نور]] [[دانش]] او فروغ میگیرد، اینک [[امام]] شما از همه دنیایش به پیراهنی و دستاری و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است؛ البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید اما مرا با [[پارسایی]] و [[مجاهدت]] و [[پاکدامنی]] و [[درستی]] خویش [[یاری]] دهید. <ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵</ref> این مقدار حساسیت حضرت نشاندهنده [[میزان]] خطراشرافیت و [[تجملگرایی]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | همچنین حضرت یکی از [[فرمانداران]] خویش در [[بصره]] به نام [[عثمان بن حنیف]] را که [[دعوت]] به یک مهمانی مجلل را پذیرفته بود، مورد [[عتاب]] قرار دادند و فرمودند: ای پسر [[حنیف]] به من خبر رسیده که مردی از بصره تو را به میهمانی فراخوانده و تو نیز [[اجابت]] کردهای. سفرهای رنگین برایت افکنده و کاسهها پیش [[رؤیت]] نهاده، هرگز نمیپنداشتم تو دعوت کسانی را اجابت کنی که بینوایان را از در میرانند و [[توانگران]] را بر سفره مینشانند… بدان که هر کس را امامی است که به او [[اقتدا]] میکند و از [[نور]] [[دانش]] او فروغ میگیرد، اینک [[امام]] شما از همه دنیایش به پیراهنی و دستاری و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است؛ البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید اما مرا با [[پارسایی]] و [[مجاهدت]] و [[پاکدامنی]] و [[درستی]] خویش [[یاری]] دهید. <ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵.</ref> این مقدار حساسیت حضرت نشاندهنده [[میزان]] خطراشرافیت و [[تجملگرایی]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | ||
==رواج نابهنجاریها در [[جامعه اسلامی]]== | ==رواج نابهنجاریها در [[جامعه اسلامی]]== | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۹: | ||
هر [[مسلمانی]] در آزمونهای متعدد و متفاوتی که [[خداوند]] از او به عمل میآورد سطح ایمان خویش را مشخص میکند. برخی از [[مسلمانان]] کسانی هستند که [[اقرار]] به [[اصول دین]] دارند و به [[احکام شریعت]] اقرار و [[التزام]] دارند، ولی [[التزام عملی]] ندارند و بر خلاف احکام شریعت عمل میکنند. این دسته از مسلمانان مثلا [[حرمت]] [[شرابخواری]] را میدانند، ولی شراب میخورند؛ [[حکم]] [[زنا]] را میدانند، ولی زنا میکنند. یا [[اهل]] [[غیبت]] و [[تهمت]] و [[افترا]] هستند با آنکه حرمت آن را میدانند و بدان اقرار دارند. میدانند که خداوند [[حجاب]] را [[واجب]] کرده است ولی بیحجابی و بدحجابی را در پیش گرفتهاند. احکام شریعت را درباره [[نماز]] و [[روزه]] میدانند، ولی روزه [[خواری]] میکنند و یا نمازهای روزانه را به جا نمیآورند. | هر [[مسلمانی]] در آزمونهای متعدد و متفاوتی که [[خداوند]] از او به عمل میآورد سطح ایمان خویش را مشخص میکند. برخی از [[مسلمانان]] کسانی هستند که [[اقرار]] به [[اصول دین]] دارند و به [[احکام شریعت]] اقرار و [[التزام]] دارند، ولی [[التزام عملی]] ندارند و بر خلاف احکام شریعت عمل میکنند. این دسته از مسلمانان مثلا [[حرمت]] [[شرابخواری]] را میدانند، ولی شراب میخورند؛ [[حکم]] [[زنا]] را میدانند، ولی زنا میکنند. یا [[اهل]] [[غیبت]] و [[تهمت]] و [[افترا]] هستند با آنکه حرمت آن را میدانند و بدان اقرار دارند. میدانند که خداوند [[حجاب]] را [[واجب]] کرده است ولی بیحجابی و بدحجابی را در پیش گرفتهاند. احکام شریعت را درباره [[نماز]] و [[روزه]] میدانند، ولی روزه [[خواری]] میکنند و یا نمازهای روزانه را به جا نمیآورند. | ||
این گروه از [[شهروندان]] [[جامعه اسلامی]] خود به دو دسته تقسیم میشوند؛ برخی از آنها کسانی هستند که این کارهای خلاف را در خفا انجام میدهند و برخی دیگر کسانی هستند این کارهای خلاف را آشکارا انجام میدهند. | این گروه از [[شهروندان]] [[جامعه اسلامی]] خود به دو دسته تقسیم میشوند؛ برخی از آنها کسانی هستند که این کارهای خلاف را در خفا انجام میدهند و برخی دیگر کسانی هستند این کارهای خلاف را آشکارا انجام میدهند. | ||
[[فاسق]] کسی است که [[میل به گناه]] دارد<ref>تربیت کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶</ref> و ترک [[امر خدا]] کرده و از طریق [[حق]] خارج شده و [[عصیان]] میورزد<ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲</ref> و از محدوده [[شریعت]] خارج میشود. | [[فاسق]] کسی است که [[میل به گناه]] دارد<ref>تربیت کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶.</ref> و ترک [[امر خدا]] کرده و از طریق [[حق]] خارج شده و [[عصیان]] میورزد<ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲.</ref> و از محدوده [[شریعت]] خارج میشود. | ||
نوعا فاسق در [[شریعت اسلام]] و [[فرهنگ قرآن]] بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقر به [[حکم شرع]] باشد و خلاف آن عمل کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶</ref> | نوعا فاسق در [[شریعت اسلام]] و [[فرهنگ قرآن]] بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقر به [[حکم شرع]] باشد و خلاف آن عمل کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶.</ref> | ||
[[خداوند]] در [[قرآن]] از کسانی که مردار میخورند<ref>{{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، یا از گوشت [[ذبح]] شده [[حرام]] که [[نام خدا]] برآن برده نشده میخورند<ref>{{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ * قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود * بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۲۱ و ۱۴۵.</ref> یا از گوشت قمار<ref>مائده، آیه ۳</ref>، یا [[خون]] ریخته شده<ref>انعام،آیه ۱۴۵</ref>، یا گوشت خوک میخورند، به عنوان [[فاسق]] یاد میکند. اینها مسلمانهایی هستند که با اینکه [[حرمت]] این امور را میدانند ولی با این همه گوشت خوک میخورند و یا از گوشتهایی که [[حلال]] نیست استفاده میکنند. | [[خداوند]] در [[قرآن]] از کسانی که مردار میخورند<ref>{{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، یا از گوشت [[ذبح]] شده [[حرام]] که [[نام خدا]] برآن برده نشده میخورند<ref>{{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ * قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود * بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۲۱ و ۱۴۵.</ref> یا از گوشت قمار<ref>مائده، آیه ۳.</ref>، یا [[خون]] ریخته شده<ref>انعام،آیه ۱۴۵.</ref>، یا گوشت خوک میخورند، به عنوان [[فاسق]] یاد میکند. اینها مسلمانهایی هستند که با اینکه [[حرمت]] این امور را میدانند ولی با این همه گوشت خوک میخورند و یا از گوشتهایی که [[حلال]] نیست استفاده میکنند. | ||
[[زنا]]، [[همجنسگرایی]] و مانند آن نیز از دیگر مصادیق [[فسق]] است که در [[آیات قرآن]] به آن اشاره شده است. | [[زنا]]، [[همجنسگرایی]] و مانند آن نیز از دیگر مصادیق [[فسق]] است که در [[آیات قرآن]] به آن اشاره شده است. | ||
[[انسان]] فاسق در [[جامعه اسلامی]] [[مسلمانی]] است که [[ایمان قوی]] ندارد و [[اسلام]] او مانع از انجام [[محرمات]] نمیشود و [[اهل تقوا]] نیست<ref>{{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بسیاری از آنان را مینگری که کافران را سرور میگیرند؛ به راستی زشت است آنچه خود برای خویش پیش فرستادند که (سبب شد) خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان در عذاب، جاودانند * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۸۰-۸۱؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> چنین [[انسانی]] از نظر [[قرآن]] فردی [[محبوب خداوند]] نیست و [[اسلام]] او برایش فایدهای در [[دنیا]] و [[آخرت]] جز همان [[حفظ]] [[شهروندی]] ظاهری و عدم تعرض از سوی [[مسلمانان]] نخواهد داشت. | [[انسان]] فاسق در [[جامعه اسلامی]] [[مسلمانی]] است که [[ایمان قوی]] ندارد و [[اسلام]] او مانع از انجام [[محرمات]] نمیشود و [[اهل تقوا]] نیست<ref>{{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بسیاری از آنان را مینگری که کافران را سرور میگیرند؛ به راستی زشت است آنچه خود برای خویش پیش فرستادند که (سبب شد) خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان در عذاب، جاودانند * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۸۰-۸۱؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> چنین [[انسانی]] از نظر [[قرآن]] فردی [[محبوب خداوند]] نیست و [[اسلام]] او برایش فایدهای در [[دنیا]] و [[آخرت]] جز همان [[حفظ]] [[شهروندی]] ظاهری و عدم تعرض از سوی [[مسلمانان]] نخواهد داشت. | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۶: | ||
خداوند در آیه ۲۴ [[توبه]] روشن میکند که چگونه فسق [[مسلمانان]] موجب میشود تا [[خدا]] و پیامبرش را کنار گذارند و [[منافع دنیوی]] و مادی خود و [[خویشان]] را مقدم دارند. | خداوند در آیه ۲۴ [[توبه]] روشن میکند که چگونه فسق [[مسلمانان]] موجب میشود تا [[خدا]] و پیامبرش را کنار گذارند و [[منافع دنیوی]] و مادی خود و [[خویشان]] را مقدم دارند. | ||
همچنین [[فسق]] موجب میشود تا [[انسان]] در یک فرآیندی از [[ولایت الهی]] خارج شده و در [[ولایت کافران]] قرار گیرد. | همچنین [[فسق]] موجب میشود تا [[انسان]] در یک فرآیندی از [[ولایت الهی]] خارج شده و در [[ولایت کافران]] قرار گیرد. | ||
کسانی که در برخی از امور [[زندگی]] فسق میورزند، از این زمینه برخوردار هستند که ولایت کافران را بپذیرند. بسیاری از مسلمانانی که ولایت کافران را پذیرفتهاند از مسلمانانی هستند که [[اقرار]] به [[اسلام]] و [[ولایت خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} دارند و حتی در [[قلب]] ملتزم به آن میباشند،ولی به سبب همین فسقورزی، [[تغییر]] [[منش]] و [[گرایش]] میدهند و در [[مقام عمل]] ملتزم به [[احکام]] و [[قوانین اسلام]] نمیشوند و تحت ولایت کافران در میآیند.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱</ref> | کسانی که در برخی از امور [[زندگی]] فسق میورزند، از این زمینه برخوردار هستند که ولایت کافران را بپذیرند. بسیاری از مسلمانانی که ولایت کافران را پذیرفتهاند از مسلمانانی هستند که [[اقرار]] به [[اسلام]] و [[ولایت خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} دارند و حتی در [[قلب]] ملتزم به آن میباشند،ولی به سبب همین فسقورزی، [[تغییر]] [[منش]] و [[گرایش]] میدهند و در [[مقام عمل]] ملتزم به [[احکام]] و [[قوانین اسلام]] نمیشوند و تحت ولایت کافران در میآیند.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱.</ref> | ||
شما در پیرامون و خویشان خود میتوانید افرادی را پیدا کنید که [[مسلمان]] هستند ولی چون به همه [[احکام اسلامی]] عمل نمیکنند و حتی بر خلاف آن بهطور علنی [[رفتار]] میکنند، گرفتار ولایت کافران و [[شیطان]] شدهاند. [[مسلمانی]] که [[زنا]] میکند یا شراب میخورد، در یک فرآیندی از ولایت الهی خارج شده و تحت ولایت کافران در میآید. | شما در پیرامون و خویشان خود میتوانید افرادی را پیدا کنید که [[مسلمان]] هستند ولی چون به همه [[احکام اسلامی]] عمل نمیکنند و حتی بر خلاف آن بهطور علنی [[رفتار]] میکنند، گرفتار ولایت کافران و [[شیطان]] شدهاند. [[مسلمانی]] که [[زنا]] میکند یا شراب میخورد، در یک فرآیندی از ولایت الهی خارج شده و تحت ولایت کافران در میآید. | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۳: | ||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۸ [[سوره محمد]]<ref>{{متن قرآن|فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}} «پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا میرسد؟ و به راستی نشانههای آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یادکردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟» سوره محمد، آیه ۱۸.</ref> روشن میکند که چگونه [[فسق]] موجب میشود تا [[انسان]] [[مسلمان]] [[سقوط]] کند و [[شخصیت]] خود را تباه سازد بهگونهای که هیچ ارزشی در [[جامعه]] نداشته باشد. برای چنین مسلمانانی جز [[زیان]] و [[تباهی]] چیزی نیست.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] برای خود، [[خواری]] و [[ذلت]] و [[عذاب]] را میخرند.<ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که میکردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که میکردند عذاب میرسد» سوره انعام، آیه ۴۹؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.</ref> | [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۸ [[سوره محمد]]<ref>{{متن قرآن|فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}} «پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا میرسد؟ و به راستی نشانههای آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یادکردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟» سوره محمد، آیه ۱۸.</ref> روشن میکند که چگونه [[فسق]] موجب میشود تا [[انسان]] [[مسلمان]] [[سقوط]] کند و [[شخصیت]] خود را تباه سازد بهگونهای که هیچ ارزشی در [[جامعه]] نداشته باشد. برای چنین مسلمانانی جز [[زیان]] و [[تباهی]] چیزی نیست.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] برای خود، [[خواری]] و [[ذلت]] و [[عذاب]] را میخرند.<ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که میکردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که میکردند عذاب میرسد» سوره انعام، آیه ۴۹؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.</ref> | ||
نکته مهم در تاثیرگذاری [[فسق]] این است که [[فاسق]] با فسق خویش چنان به [[طبیعت]] و [[فطرت]] سالمش ضربه میزند که دیگر [[ناتوان]] از [[درک]] [[حق]] از [[باطل]] و خوب از بد میشود. از اینرو [[مسلمان]] فاسق همیشه کژاندیش و کج [[فکر]] و کژرفتار است و هنگامی که به ارزیابی [[رفتار]] دیگران میپردازد کارهای خوب و هنجارهای دیگران را [[زشت]] و بد میبیند و [[کارهای زشت]] را [[نیکو]] میداند؛ لذا این افراد [[فساد]] و [[تباهی]] را [[دوست]] میدارند و در [[زمین]] فساد میکنند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷</ref> | نکته مهم در تاثیرگذاری [[فسق]] این است که [[فاسق]] با فسق خویش چنان به [[طبیعت]] و [[فطرت]] سالمش ضربه میزند که دیگر [[ناتوان]] از [[درک]] [[حق]] از [[باطل]] و خوب از بد میشود. از اینرو [[مسلمان]] فاسق همیشه کژاندیش و کج [[فکر]] و کژرفتار است و هنگامی که به ارزیابی [[رفتار]] دیگران میپردازد کارهای خوب و هنجارهای دیگران را [[زشت]] و بد میبیند و [[کارهای زشت]] را [[نیکو]] میداند؛ لذا این افراد [[فساد]] و [[تباهی]] را [[دوست]] میدارند و در [[زمین]] فساد میکنند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷.</ref> | ||
[[خداوند]] با اشاره به فساق از [[اهل کتاب]] نشان میدهد که چگونه این رفتار زشت آنان موجب میشود تا کژاندیش شده و نسبت به [[مؤمنان]] [[خردهگیری]] و [[عیبجویی]] کنند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref> | [[خداوند]] با اشاره به فساق از [[اهل کتاب]] نشان میدهد که چگونه این رفتار زشت آنان موجب میشود تا کژاندیش شده و نسبت به [[مؤمنان]] [[خردهگیری]] و [[عیبجویی]] کنند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref> | ||
از این [[آیه]] همچنین فهمیده میشود که [[فسق]] با [[تغییر]] در [[شخصیت]] افراد موجب میشود تا نسبت به [[اهل]] [[صدق]] و [[صفا]] و [[انسانهای پاک]] و [[مؤمن]]، به جای اینکه [[مهربان]] و با ایشان همراه باشند، علیه آنان [[خشم]] میگیرند. | از این [[آیه]] همچنین فهمیده میشود که [[فسق]] با [[تغییر]] در [[شخصیت]] افراد موجب میشود تا نسبت به [[اهل]] [[صدق]] و [[صفا]] و [[انسانهای پاک]] و [[مؤمن]]، به جای اینکه [[مهربان]] و با ایشان همراه باشند، علیه آنان [[خشم]] میگیرند. | ||
فسق در [[مسلمانان]] میتواند [[روابط اجتماعی]] سالم در [[جامعه اسلامی]] را تخریب کند. از اینرو [[خداوند]] فسق را عاملی برای گسست پیوندها و روابط [[خویشاوندی]] در جامعه اسلامی میداند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷؛ توبه، آیات ۷ و ۸</ref> | فسق در [[مسلمانان]] میتواند [[روابط اجتماعی]] سالم در [[جامعه اسلامی]] را تخریب کند. از اینرو [[خداوند]] فسق را عاملی برای گسست پیوندها و روابط [[خویشاوندی]] در جامعه اسلامی میداند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷؛ توبه، آیات ۷ و ۸.</ref> | ||
فسق مانع جدی در برابر کارهای خیر است و [[اجازه]] نمیدهد تا شخص کارهای خیر و [[نیکی]] را به جا آورد و یا از خیر بهرهمند شود.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> | فسق مانع جدی در برابر کارهای خیر است و [[اجازه]] نمیدهد تا شخص کارهای خیر و [[نیکی]] را به جا آورد و یا از خیر بهرهمند شود.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> | ||
فسق مانع جدی در [[قبولی اعمال]] [[مسلمان]] است. اگر مسلمان بخواهد کارهای [[عبادی]] و خوب او مورد قبول [[درگاه الهی]] باشد میبایست هرگز نسبت به حکمی از [[احکام شریعت]] [[تخلف]] نورزد. کسانی که کارهای خوب و نیکی انجام میدهند ولی در همان حال [[اهل فسق و فجور]] هستند، امیدی به قبولی اعمال خود نباید داشته باشند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ * وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}} «بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمیگردد که شما گروهی نافرمان بودهاید * هیچچیز آنان را از پذیرفته شدن بخششهایشان باز نداشت جز اینکه آنان به خداوند و پیامبرش انکار ورزیدند و جز با کسالت نماز نمیگزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمیکنند» سوره توبه، آیه ۵۳-۵۴.</ref>؛ چراکه [[خداوند]] [[اعمال]] را تنها از [[متقین]] میپذیرد و کسی که [[فسق]] میورزد [[اهل تقوا]] نیست پس عمل او پذیرفته نخواهد شد. | فسق مانع جدی در [[قبولی اعمال]] [[مسلمان]] است. اگر مسلمان بخواهد کارهای [[عبادی]] و خوب او مورد قبول [[درگاه الهی]] باشد میبایست هرگز نسبت به حکمی از [[احکام شریعت]] [[تخلف]] نورزد. کسانی که کارهای خوب و نیکی انجام میدهند ولی در همان حال [[اهل فسق و فجور]] هستند، امیدی به قبولی اعمال خود نباید داشته باشند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ * وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}} «بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمیگردد که شما گروهی نافرمان بودهاید * هیچچیز آنان را از پذیرفته شدن بخششهایشان باز نداشت جز اینکه آنان به خداوند و پیامبرش انکار ورزیدند و جز با کسالت نماز نمیگزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمیکنند» سوره توبه، آیه ۵۳-۵۴.</ref>؛ چراکه [[خداوند]] [[اعمال]] را تنها از [[متقین]] میپذیرد و کسی که [[فسق]] میورزد [[اهل تقوا]] نیست پس عمل او پذیرفته نخواهد شد. | ||
فسق میتواند شخص را به [[گمراهی]]<ref>بقره، آیه ۲۶</ref> و در نهایت به [[کفر]] بکشاند.<ref>بقره، آیه ۹۹؛ آلعمران، آیه ۱۱۰؛ توبه، آیه ۸۰؛ یونس، آیه ۳۳</ref> | فسق میتواند شخص را به [[گمراهی]]<ref>بقره، آیه ۲۶.</ref> و در نهایت به [[کفر]] بکشاند.<ref>بقره، آیه ۹۹؛ آلعمران، آیه ۱۱۰؛ توبه، آیه ۸۰؛ یونس، آیه ۳۳.</ref> | ||
خداوند در آیاتی از جمله [[آیه]] ۵۹ [[سوره بقره]]، ۱۶۵ [[سوره اعراف]]، ۱۶ [[سوره اسراء]] و ۳۴ و ۳۵ [[سوره عنکبوت]] به [[انسانها]] هشدار میدهد که فسق و [[فجور]] یکی از مهمترین عوامل نابودی و [[فروپاشی]] [[جوامع بشری]] است. | خداوند در آیاتی از جمله [[آیه]] ۵۹ [[سوره بقره]]، ۱۶۵ [[سوره اعراف]]، ۱۶ [[سوره اسراء]] و ۳۴ و ۳۵ [[سوره عنکبوت]] به [[انسانها]] هشدار میدهد که فسق و [[فجور]] یکی از مهمترین عوامل نابودی و [[فروپاشی]] [[جوامع بشری]] است. | ||
بنابراین [[مسئولان]] و [[رهبران]] [[جامعه]] باید مواظب باشند تا فسق در جامعه گسترش پیدا نکند؛ زیرا افزایش نابهنجاریها در جامعه عامل نابودی [[تمدن]] و جامعه | بنابراین [[مسئولان]] و [[رهبران]] [[جامعه]] باید مواظب باشند تا فسق در جامعه گسترش پیدا نکند؛ زیرا افزایش نابهنجاریها در جامعه عامل نابودی [[تمدن]] و جامعه | ||
| خط ۱۱۷: | خط ۱۱۹: | ||
بارها دیده شده که شخصی از گروههای [[اجتماعی]] طرد میشود. طرد اجتماعی به علل و عوامل متعددی انجام میگیرد. یکی از علل طرد اجتماعی، [[اتهام]] به فسق و [[فجور]] است. فسق به [[رفتاری]] اطلاق میشود که بیرون از دایره هنجارهای شناخته شده [[عقلانی]] و [[شرعی]] صورت میگیرد. بنابراین [[انسان]] فاسق، شاید از نظر [[اعتقادی]] فردی راست اندیش باشد، ولی در [[مقام عمل]] [[انسانی]] راست کار نیست. | بارها دیده شده که شخصی از گروههای [[اجتماعی]] طرد میشود. طرد اجتماعی به علل و عوامل متعددی انجام میگیرد. یکی از علل طرد اجتماعی، [[اتهام]] به فسق و [[فجور]] است. فسق به [[رفتاری]] اطلاق میشود که بیرون از دایره هنجارهای شناخته شده [[عقلانی]] و [[شرعی]] صورت میگیرد. بنابراین [[انسان]] فاسق، شاید از نظر [[اعتقادی]] فردی راست اندیش باشد، ولی در [[مقام عمل]] [[انسانی]] راست کار نیست. | ||
به سخن دیگر، انسان [[منافق]] در [[فرهنگ قرآنی]] به کسی گفته میشود که از نظر ظاهر و رفتارهای اجتماعی، بر پایه هنجارهای عقلانی و شرعی عمل میکند ولی از نظر اعتقادی هیچ [[باور]] و اعتقادی به خوب و بدهای [[اخلاقی]] و باید و نبایدهای شرعی ندارد و اصولا منکر [[دین]] و [[شریعت اسلام]] است؛ در برابر فاسق کسی است که از نظر اعتقادی در مرتبه ای از [[مراتب ایمان]] قرار دارد، ولی در مقام عمل بر خلاف باورهایش [[رفتار]] میکند. | به سخن دیگر، انسان [[منافق]] در [[فرهنگ قرآنی]] به کسی گفته میشود که از نظر ظاهر و رفتارهای اجتماعی، بر پایه هنجارهای عقلانی و شرعی عمل میکند ولی از نظر اعتقادی هیچ [[باور]] و اعتقادی به خوب و بدهای [[اخلاقی]] و باید و نبایدهای شرعی ندارد و اصولا منکر [[دین]] و [[شریعت اسلام]] است؛ در برابر فاسق کسی است که از نظر اعتقادی در مرتبه ای از [[مراتب ایمان]] قرار دارد، ولی در مقام عمل بر خلاف باورهایش [[رفتار]] میکند. | ||
البته گمانی در این نیست که بینشها در نگرشها و نگرشها در بینشهای [[آدمی]] تاثیر متقابل دارد. از همین جا میتوان دریافت که از نظر اعتقادی انسان فاسق از [[ایمان]] محکم و [[استواری]] برخوردار نمیباشد وگرنه رفتارهای ضد هنجارهای شرعی از خود بروز نمیداد. بنابراین از همین [[رفتارها]] میتوان دانست که شخص فاسق، انسانی [[سست ایمان]] است. از این روست که از محدوده بایدها و نبایدهای شرعی بیرون میرود و با آنکه به [[احکام شرعی]] [[اقرار]] و از نظر بینشی [[التزام]] دارد، ولی در مقام عمل، چنین التزامی را مراعات نمیکند و برخلاف [[باورها]] رفتار میکند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۶۳۶ ذیل واژه فسق</ref> | البته گمانی در این نیست که بینشها در نگرشها و نگرشها در بینشهای [[آدمی]] تاثیر متقابل دارد. از همین جا میتوان دریافت که از نظر اعتقادی انسان فاسق از [[ایمان]] محکم و [[استواری]] برخوردار نمیباشد وگرنه رفتارهای ضد هنجارهای شرعی از خود بروز نمیداد. بنابراین از همین [[رفتارها]] میتوان دانست که شخص فاسق، انسانی [[سست ایمان]] است. از این روست که از محدوده بایدها و نبایدهای شرعی بیرون میرود و با آنکه به [[احکام شرعی]] [[اقرار]] و از نظر بینشی [[التزام]] دارد، ولی در مقام عمل، چنین التزامی را مراعات نمیکند و برخلاف [[باورها]] رفتار میکند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۶۳۶ ذیل واژه فسق.</ref> | ||
انسان [[مؤمن]] زمانی به فسق متهم میشود که در [[جامعه]] رفتارهای ضد [[شریعت]] و هنجارهای شرعی را انجام دهد و نسبت به تذکرات و [[نهی از منکر]] دیگران واکنش منفی نشان داده و بدان ترتیب اثر ندهد. بنابراین، در تحقق معنای فسق عناصری چون [[مخالفت]] با [[موازین شرعی]] و هنجارهای آن، اظهار و تکرار، عدم پذیرش [[نهی از منکر]] و [[رفتار]] بر خلاف [[باور]] و [[ایمان شرعی]] نقش اساسی دارد. | انسان [[مؤمن]] زمانی به فسق متهم میشود که در [[جامعه]] رفتارهای ضد [[شریعت]] و هنجارهای شرعی را انجام دهد و نسبت به تذکرات و [[نهی از منکر]] دیگران واکنش منفی نشان داده و بدان ترتیب اثر ندهد. بنابراین، در تحقق معنای فسق عناصری چون [[مخالفت]] با [[موازین شرعی]] و هنجارهای آن، اظهار و تکرار، عدم پذیرش [[نهی از منکر]] و [[رفتار]] بر خلاف [[باور]] و [[ایمان شرعی]] نقش اساسی دارد. | ||
| خط ۱۳۱: | خط ۱۳۳: | ||
==مصادیقی از رفتارهای فاسقانه== | ==مصادیقی از رفتارهای فاسقانه== | ||
برای این که مفهوم فسق بهتر دانسته و شناخته شود، برخی از مصادیق [[قرآنی]] فسق در عمل [[اجتماعی]] در این جا بیان میشود. | برای این که مفهوم فسق بهتر دانسته و شناخته شود، برخی از مصادیق [[قرآنی]] فسق در عمل [[اجتماعی]] در این جا بیان میشود. | ||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۵۵ [[سوره نور]] یکی از مصادیق فسق را [[بازی]] با [[ایمان]] میداند. به این معنا اگر شخص نسبت به [[حق]] [[آگاهی]] یابد و بدان ایمان آورد ولی به هر علتی ایمان گوید و [[کفر]] ورزد، در حکم فاسق شناخته میشود. البته میتوان بر اساس این آیه همچنین کسانی که تنها به حق [[آگاه]] شده و نسبت به آن [[شناخت]] یافته باشند، ولی رفتارهای ضد [[شناختی]] خود را ادامه میدهند و بر اساس [[موازین]] کفر عمل میکنند، فاسق شمرد؛ زیرا ملاک در فسق این افراد، ایمان و [[ارتداد]] نیست، بلکه شناخت به حق و کفر به آن، ایشان را در دایره [[فاسقان]] قرار میدهد. بر این اساس، میتوان گفت که دو دسته حق شناسان منکر و [[مرتدان]]، اگر به رفتارهای ضد [[شریعت]] خویش ادامه دهند، در حکم فاسقان هستند.<ref>نگاه کنید، روح المعانی، ج ۱۰، جزء، ۱۸، ص۲۹۹</ref> | [[خداوند]] در [[آیه]] ۵۵ [[سوره نور]] یکی از مصادیق فسق را [[بازی]] با [[ایمان]] میداند. به این معنا اگر شخص نسبت به [[حق]] [[آگاهی]] یابد و بدان ایمان آورد ولی به هر علتی ایمان گوید و [[کفر]] ورزد، در حکم فاسق شناخته میشود. البته میتوان بر اساس این آیه همچنین کسانی که تنها به حق [[آگاه]] شده و نسبت به آن [[شناخت]] یافته باشند، ولی رفتارهای ضد [[شناختی]] خود را ادامه میدهند و بر اساس [[موازین]] کفر عمل میکنند، فاسق شمرد؛ زیرا ملاک در فسق این افراد، ایمان و [[ارتداد]] نیست، بلکه شناخت به حق و کفر به آن، ایشان را در دایره [[فاسقان]] قرار میدهد. بر این اساس، میتوان گفت که دو دسته حق شناسان منکر و [[مرتدان]]، اگر به رفتارهای ضد [[شریعت]] خویش ادامه دهند، در حکم فاسقان هستند.<ref>نگاه کنید، روح المعانی، ج ۱۰، جزء، ۱۸، ص۲۹۹.</ref> | ||
خداوند در آیه ۴۹ کسانی که به [[تکذیب]] [[آیات قرآنی]] میپردازند تا بر خلاف آن عمل و [[رفتار]] کنند، انسانهای فاسق میشمارد؛ زیرا هنگامی که [[حقایق]] روشن در ایات [[الهی]] و [[وحیانی]] بیان شد، [[انکار]] و تکذیب و عمل و رفتار برخلاف آنها نشان از فسق ایشان میکند؛ زیرا حاضر نیستند تا در چارچوب اصول [[عقلانی]] و [[شرعی]] عمل کنند که بر پایه خوب و بد و [[زشت]] و [[زیبا]] بنیاد نهاده شده است. | خداوند در آیه ۴۹ کسانی که به [[تکذیب]] [[آیات قرآنی]] میپردازند تا بر خلاف آن عمل و [[رفتار]] کنند، انسانهای فاسق میشمارد؛ زیرا هنگامی که [[حقایق]] روشن در ایات [[الهی]] و [[وحیانی]] بیان شد، [[انکار]] و تکذیب و عمل و رفتار برخلاف آنها نشان از فسق ایشان میکند؛ زیرا حاضر نیستند تا در چارچوب اصول [[عقلانی]] و [[شرعی]] عمل کنند که بر پایه خوب و بد و [[زشت]] و [[زیبا]] بنیاد نهاده شده است. | ||
| خط ۱۵۷: | خط ۱۵۹: | ||
فاسق از نظر اجتماعی کسی است که [[شخصیت]] وی ساقط شده است و به عنوان یک [[شهروند]] معمولی با او مواجه نمیشوند. از این روست که وی را همانند دیگر [[مؤمنان]] در یک کفه ترازو قرار نمیدهند، بلکه فاسق در کفه ای و [[مؤمن]] در کفه ای دیگر قرار میگیرد. این مرزبندی میان فاسق و غیر فاسق، به نوعی مرزبندی در حقوق شهروندی و بهرهگیری از آن است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref> | فاسق از نظر اجتماعی کسی است که [[شخصیت]] وی ساقط شده است و به عنوان یک [[شهروند]] معمولی با او مواجه نمیشوند. از این روست که وی را همانند دیگر [[مؤمنان]] در یک کفه ترازو قرار نمیدهند، بلکه فاسق در کفه ای و [[مؤمن]] در کفه ای دیگر قرار میگیرد. این مرزبندی میان فاسق و غیر فاسق، به نوعی مرزبندی در حقوق شهروندی و بهرهگیری از آن است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref> | ||
از نظر [[اسلام]] کسانی که فاسق هستند، از بسیاری از حقوق شهروندی خود بیبهره میشوند. از جمله این که [[خردهگیری]] و [[عیب جویی]] از ایشان جایز است و [[گناه]] و [[جرم]] حساب نمیشود؛ زیرا شخص خود، شخصت [[اجتماعی]] و [[حقوق]] طبیعی اجتماعیاش را از میان برده است و [[اجازه]] داده تا مورد [[طعن]] و [[خردهگیری]] و [[عیب جویی]] دیگران قرا رگیرد.<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹ و نیز روح المعانی، ج ۴، جزء۶، ص۲۵۳</ref> | از نظر [[اسلام]] کسانی که فاسق هستند، از بسیاری از حقوق شهروندی خود بیبهره میشوند. از جمله این که [[خردهگیری]] و [[عیب جویی]] از ایشان جایز است و [[گناه]] و [[جرم]] حساب نمیشود؛ زیرا شخص خود، شخصت [[اجتماعی]] و [[حقوق]] طبیعی اجتماعیاش را از میان برده است و [[اجازه]] داده تا مورد [[طعن]] و [[خردهگیری]] و [[عیب جویی]] دیگران قرا رگیرد.<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹ و نیز روح المعانی، ج ۴، جزء۶، ص۲۵۳.</ref> | ||
[[فسق]] همچنین موجب میشود تا [[مؤمنان]] مجاز بر خشمگیری بر ایشان باشند؛ چنان که [[خداوند]] فسق [[اهل کتاب]] را عامل [[خشم]] و [[غضب]] [[مسلمانان]] نسبت به آنان دانسته است.<ref>مائده، آیه ۵۹ و نیز مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص۳۳۰</ref> | [[فسق]] همچنین موجب میشود تا [[مؤمنان]] مجاز بر خشمگیری بر ایشان باشند؛ چنان که [[خداوند]] فسق [[اهل کتاب]] را عامل [[خشم]] و [[غضب]] [[مسلمانان]] نسبت به آنان دانسته است.<ref>مائده، آیه ۵۹ و نیز مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص۳۳۰.</ref> | ||
کسانی که [[فاسق]] هستند مورد طرد اجتماعی قرار میگیرند و مجاز است که مسلمانان آنان را طرد کرده و روابط خود را با ایشان از هم بگسلند. حتی بر [[خویشان]] است که روابط خویش را با [[فاسقان]] کاهش داده و یا قطع پیوند و رحم کنند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> | کسانی که [[فاسق]] هستند مورد طرد اجتماعی قرار میگیرند و مجاز است که مسلمانان آنان را طرد کرده و روابط خود را با ایشان از هم بگسلند. حتی بر [[خویشان]] است که روابط خویش را با [[فاسقان]] کاهش داده و یا قطع پیوند و رحم کنند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> | ||
| خط ۱۶۴: | خط ۱۶۶: | ||
[[فسق]] عامل بسیاری از بدبختیهای شخص در [[دنیا]] و [[آخرت]] است؛ زیرا [[فاسق]] از نظر [[شهروندی]] [[انسانی]] غیر سالم تلقی شده و از بسیاری از [[حقوق]] [[محروم]] میگردد به گونه ای که در [[جامعه]] نمیتواند [[پست]] و مناصبی را در [[اختیار]] گیرد، چنان که در در آخرت نیز از [[رضوان الهی]] و [[مغفرت]] محروم خواهد شد<ref>توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰ و نیز ۹۶؛ {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمیآمرزد؛ بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> این افراد مورد [[لعن]] و [[نفرین]] قرار میگیرند<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ذلیل]] و [[خوار]] خواهد بود.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref> | [[فسق]] عامل بسیاری از بدبختیهای شخص در [[دنیا]] و [[آخرت]] است؛ زیرا [[فاسق]] از نظر [[شهروندی]] [[انسانی]] غیر سالم تلقی شده و از بسیاری از [[حقوق]] [[محروم]] میگردد به گونه ای که در [[جامعه]] نمیتواند [[پست]] و مناصبی را در [[اختیار]] گیرد، چنان که در در آخرت نیز از [[رضوان الهی]] و [[مغفرت]] محروم خواهد شد<ref>توبه، آیات ۷۷ تا ۸۰ و نیز ۹۶؛ {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمیآمرزد؛ بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> این افراد مورد [[لعن]] و [[نفرین]] قرار میگیرند<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ذلیل]] و [[خوار]] خواهد بود.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref> | ||
بنابراین میتوان گفت که [[فاسق]]، چگونه با این که باوری [[سست]] دارد، ولی با [[اعمال]] خویش سرانجام شوم از [[کفر]] را برای خود رقم خواهد زد<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ}} «و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستادهایم و جز نافرمانان کسی بدان انکار نمیورزد» سوره بقره، آیه ۹۹؛ {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ {{متن قرآن|اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچگاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شدهاند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۸۰.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] خاسر و زیانکار خواهد بود.<ref>بقره،آیات ۲۶ و ۲۷</ref> | بنابراین میتوان گفت که [[فاسق]]، چگونه با این که باوری [[سست]] دارد، ولی با [[اعمال]] خویش سرانجام شوم از [[کفر]] را برای خود رقم خواهد زد<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ}} «و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستادهایم و جز نافرمانان کسی بدان انکار نمیورزد» سوره بقره، آیه ۹۹؛ {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ {{متن قرآن|اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچگاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شدهاند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۸۰.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] خاسر و زیانکار خواهد بود.<ref>بقره،آیات ۲۶ و ۲۷.</ref> | ||
اینها تنها گوشه ای از تحلیل و [[تبیین قرآن]] از [[فسق]] و آثار آن در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] است. همین مطلب کوتاه به خوبی بیانگر وضعیت بد و سخت [[شهروندان]] [[فاسق]] در [[جامعه اسلامی]] و [[جهان آخرت]] است. باشد با [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]] از دام فسق و [[فجور]] برهیم و راه [[سعادت]] را دنیا و آخرت برای خود برگزنیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|فسق چیست فاسق کیست]].</ref>. | اینها تنها گوشه ای از تحلیل و [[تبیین قرآن]] از [[فسق]] و آثار آن در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] است. همین مطلب کوتاه به خوبی بیانگر وضعیت بد و سخت [[شهروندان]] [[فاسق]] در [[جامعه اسلامی]] و [[جهان آخرت]] است. باشد با [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]] از دام فسق و [[فجور]] برهیم و راه [[سعادت]] را دنیا و آخرت برای خود برگزنیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق چیست فاسق کیست (مقاله)|فسق چیست فاسق کیست]].</ref>. | ||
| خط ۱۸۳: | خط ۱۸۵: | ||
در اصطلاح [[قرآنی]] فسق به معنای خروج از اطاعت، [[دین]]، [[استقامت]] و [[راه مستقیم]] [[الهی]] به کار رفته است. پس شخص [[فاسق]] کسی است که با [[رفتار]] ضداستقامت و [[راستین]] خویش، و [[خروج از دین]] و [[اطاعت خدا]]، چهره [[زشت]] [[معصیت]] و [[تباهکاری]] خویش را آشکار میکند. | در اصطلاح [[قرآنی]] فسق به معنای خروج از اطاعت، [[دین]]، [[استقامت]] و [[راه مستقیم]] [[الهی]] به کار رفته است. پس شخص [[فاسق]] کسی است که با [[رفتار]] ضداستقامت و [[راستین]] خویش، و [[خروج از دین]] و [[اطاعت خدا]]، چهره [[زشت]] [[معصیت]] و [[تباهکاری]] خویش را آشکار میکند. | ||
به عنوان نمونه [[فسق]] در کتب لغت و فرهنگهای [[عربی]] و [[قرآنی]] این گونه معنا شده است: فسق به معنای [[میل به گناه]] ترتیب<ref>کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶، «فسق»</ref>، [[عصیان]]، ترک [[امر خدا]] و خروج از طریق [[حق]]<ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲ – ۲۶۳، «فسق»</ref> و خروج از محدوده [[شرع]] است و نوعاً [[فاسق]] بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقرّ به [[حکم شرع]] باشد و خلاف آن عمل کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶، «فسق»</ref> | به عنوان نمونه [[فسق]] در کتب لغت و فرهنگهای [[عربی]] و [[قرآنی]] این گونه معنا شده است: فسق به معنای [[میل به گناه]] ترتیب<ref>کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶، «فسق».</ref>، [[عصیان]]، ترک [[امر خدا]] و خروج از طریق [[حق]]<ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲ – ۲۶۳، «فسق».</ref> و خروج از محدوده [[شرع]] است و نوعاً [[فاسق]] بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقرّ به [[حکم شرع]] باشد و خلاف آن عمل کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶، «فسق».</ref> | ||
از تعریفی که راغب به دست داده میتوان دریافت که فاسق در حوزه [[رفتار]] [[مسلمانان]] [[سست ایمان]] بروز و ظهورمی کند؛ به این معنا که افراد و [[جامعه]] ای به اموری [[اعتقاد]] دارند ولی بر خلاف آن عمل میکنند. پس رفتار [[کافران]] و [[مشرکان]] را نمیتوان رفتار فاسقانه دانست؛ زیرا آنان اگر [[رفتاری]] زشت و بد انجام میدهند بر اساس اعتقاد خودشان است؛ اما کسی که [[مسلمان]] است و برخلاف اعتقاد خود رفتار میکند و به [[نابهنجاری]] و زشت کاری و [[گناه]] به طور علنی و آشکار میپردازد در [[حقیقت]] چون خرمایی است که پوست و [[جامه]] تقوایی خود را کنار انداخته است. | از تعریفی که راغب به دست داده میتوان دریافت که فاسق در حوزه [[رفتار]] [[مسلمانان]] [[سست ایمان]] بروز و ظهورمی کند؛ به این معنا که افراد و [[جامعه]] ای به اموری [[اعتقاد]] دارند ولی بر خلاف آن عمل میکنند. پس رفتار [[کافران]] و [[مشرکان]] را نمیتوان رفتار فاسقانه دانست؛ زیرا آنان اگر [[رفتاری]] زشت و بد انجام میدهند بر اساس اعتقاد خودشان است؛ اما کسی که [[مسلمان]] است و برخلاف اعتقاد خود رفتار میکند و به [[نابهنجاری]] و زشت کاری و [[گناه]] به طور علنی و آشکار میپردازد در [[حقیقت]] چون خرمایی است که پوست و [[جامه]] تقوایی خود را کنار انداخته است. | ||
| خط ۲۰۹: | خط ۲۱۱: | ||
#'''[[بدعت]]''': از دیگر عوامل [[انحراف]] از [[صراط]] حق و [[دین]] و [[گرایش]] و میل به فسق و [[گناه]] و تبهکاری و پردهدری میبایست به بدعت اشاره کرد؛ بدعت به معنای نسبت دادن چیزی به دین در حالی که جزو [[احکام دین]] نیست. به عنوان نمونه [[رهبانیت]] در [[مسیحیت]] موجب شد تا [[کشیشان]] و [[راهبان]] و راهبهها به عنوان ترسایی نه تنها از [[خدا]] و دین دور شوند، بلکه گرفتار فسق و فجوری چون [[زنا]] و لواط و مساحقه شوند. امری که اکنون [[جامعه]] [[کاتولیک]] را [[تهدید]] میکند و [[کودک]] آزاری در میان کشیشان [[مسیحی]] به شدت رواج دارد و گزارشهای وحشتناکی به [[میزان]] یک از هزار در این زمینه منتشر شده است.<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> | #'''[[بدعت]]''': از دیگر عوامل [[انحراف]] از [[صراط]] حق و [[دین]] و [[گرایش]] و میل به فسق و [[گناه]] و تبهکاری و پردهدری میبایست به بدعت اشاره کرد؛ بدعت به معنای نسبت دادن چیزی به دین در حالی که جزو [[احکام دین]] نیست. به عنوان نمونه [[رهبانیت]] در [[مسیحیت]] موجب شد تا [[کشیشان]] و [[راهبان]] و راهبهها به عنوان ترسایی نه تنها از [[خدا]] و دین دور شوند، بلکه گرفتار فسق و فجوری چون [[زنا]] و لواط و مساحقه شوند. امری که اکنون [[جامعه]] [[کاتولیک]] را [[تهدید]] میکند و [[کودک]] آزاری در میان کشیشان [[مسیحی]] به شدت رواج دارد و گزارشهای وحشتناکی به [[میزان]] یک از هزار در این زمینه منتشر شده است.<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> | ||
#'''انحراف جنسی''': [[انحرافات]] جنسی، عامل فسق و تبهکاری است.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> اگر مرد و زنی گرفتار [[انحراف]] جنسی شود در فرآیندی چنان به [[فسق]] و [[فجور]] گرفتار میشود که نه تنها خود را به [[تباهی]] میکشاند بلکه غیر از [[فساد]] [[مفسد]] نیز میشود و [[جامعه]] را به تباهی سوق میدهد. | #'''انحراف جنسی''': [[انحرافات]] جنسی، عامل فسق و تبهکاری است.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> اگر مرد و زنی گرفتار [[انحراف]] جنسی شود در فرآیندی چنان به [[فسق]] و [[فجور]] گرفتار میشود که نه تنها خود را به [[تباهی]] میکشاند بلکه غیر از [[فساد]] [[مفسد]] نیز میشود و [[جامعه]] را به تباهی سوق میدهد. | ||
#'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': کسانی که خود [[اهل]] منکر نیستند، ولی در برابر آن [[سکوت]] میکنند یا در رسانههای به ترویج آن مشغول میشوند در فرآیندی خود نیز گرفتار فسق و پردهدری میشوند. به این معنا که نخست ممکن است که در برابر منکرات سکوت کنند، ولی پس از آن در زبان به ترویج آن مانند بیحجابی و بدحجابی میپردازند و در نهایت خود و [[خانواده]] ایشان گرفتار فسق و پردهدری عملی و علنی میشوند.<ref>توبه، آیه ۶۷</ref> | #'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': کسانی که خود [[اهل]] منکر نیستند، ولی در برابر آن [[سکوت]] میکنند یا در رسانههای به ترویج آن مشغول میشوند در فرآیندی خود نیز گرفتار فسق و پردهدری میشوند. به این معنا که نخست ممکن است که در برابر منکرات سکوت کنند، ولی پس از آن در زبان به ترویج آن مانند بیحجابی و بدحجابی میپردازند و در نهایت خود و [[خانواده]] ایشان گرفتار فسق و پردهدری عملی و علنی میشوند.<ref>توبه، آیه ۶۷.</ref> | ||
اینها تنها گوشه ای از علل و عواملی است که [[قرآن]] به عنوان علل و عوامل فسق و پردهدری بیان کرده است. همین نمونهها و مصادیق به خوبی روشن میسازد که چگونه اموری ساده گام به گام [[انسان]] را به [[بیپروایی]] و پردهدری سوق میدهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|چرایی میل به گناه در جامعه]].</ref>. | اینها تنها گوشه ای از علل و عواملی است که [[قرآن]] به عنوان علل و عوامل فسق و پردهدری بیان کرده است. همین نمونهها و مصادیق به خوبی روشن میسازد که چگونه اموری ساده گام به گام [[انسان]] را به [[بیپروایی]] و پردهدری سوق میدهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی میل به گناه در جامعه (مقاله)|چرایی میل به گناه در جامعه]].</ref>. | ||
| خط ۲۲۱: | خط ۲۲۳: | ||
از نظر [[قرآن]]، یکی از بدترین بدعتهایی که [[فاسقان]] انجام میدهند، قانونسازی [[منکرات]] است. همان طوری که در [[سقیفه بنی ساعده]] فاسقان و [[منافقان]] [[دولت]] [[نفاق]] را ایجاد کردند و قوانینی وضع نمودند تا کسی دنبال [[خلافت الهی]] [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} نروند، در سقیفهها و شوراهای به ظاهر [[اسلامی]] [[شهر]] و روستا و کشوری و جهانی، به نام [[دین]] و [[اسلام]] و [[خدا]]، قوانینی را مینویسند و اجرایی میکنند که [[ربا]] و [[زنا]] و آموزشهای جنسی و [[انحرافی]] را قانونی و هنجاری میکنند و [[ضد ارزشها]] و ضد [[هنجارها]] و منکرات را به جای معروف و [[ارزش]] و [[هنجار]] به خورد [[مردم]] میدهند تا جایی که وقتی [[امام زمان]]{{ع}} میآید مردم [[گمان]] میکنند که ایشان [[دین جدید]] آورده است، در حالی که این شوراهای به ظاهر اسلامی است که دین را اندک اندک با بدعتهای نادرست و ناروا [[تغییر]] دادهاند که مردم گمان میکنند همین [[قوانین]] [[باطل]] و [[بدعت]] آمیز همان دین است. این مسأله در [[دین یهود]] و [[مسیحیان]] نیز بوده است تا جایی که [[عالمان یهودی]] و [[مسیحی]] با ایجاد [[بدعتها]] در [[شرایع]] [[یهودی]] و مسیحی چنان [[دین اسلام]] را در عصر خودشان تغییر داده و قانونی و اجرایی کرده بودند، که مردم گمان میکردند که مثلا [[رهبانیت]] و عدم [[ازدواج]] جزیی از دین مسیحی است؛ زیرا مثلا [[مسیح]] ازدواج نکرده است؛ پس هر کسی که به کمال میخواهد برسد میبایست دست از [[ازدواج]] بردارد. جالب این که این [[سختگیری]] نادرست و [[بدعت]] آمیز موجب میشود تا خود همین قانونگذاران برای برطرف کردن نیاز جنسی به لواط و مساحقه رو میآورند و کشیشهای ترسا و به قول خودشان [[پارسا]]، گرفتار [[فسق]] هم جنسگرایی یا [[زنا]] میشدند تا نیازهای [[فطری]] خویش از [[شهوت]] را بر طرف سازند. | از نظر [[قرآن]]، یکی از بدترین بدعتهایی که [[فاسقان]] انجام میدهند، قانونسازی [[منکرات]] است. همان طوری که در [[سقیفه بنی ساعده]] فاسقان و [[منافقان]] [[دولت]] [[نفاق]] را ایجاد کردند و قوانینی وضع نمودند تا کسی دنبال [[خلافت الهی]] [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} نروند، در سقیفهها و شوراهای به ظاهر [[اسلامی]] [[شهر]] و روستا و کشوری و جهانی، به نام [[دین]] و [[اسلام]] و [[خدا]]، قوانینی را مینویسند و اجرایی میکنند که [[ربا]] و [[زنا]] و آموزشهای جنسی و [[انحرافی]] را قانونی و هنجاری میکنند و [[ضد ارزشها]] و ضد [[هنجارها]] و منکرات را به جای معروف و [[ارزش]] و [[هنجار]] به خورد [[مردم]] میدهند تا جایی که وقتی [[امام زمان]]{{ع}} میآید مردم [[گمان]] میکنند که ایشان [[دین جدید]] آورده است، در حالی که این شوراهای به ظاهر اسلامی است که دین را اندک اندک با بدعتهای نادرست و ناروا [[تغییر]] دادهاند که مردم گمان میکنند همین [[قوانین]] [[باطل]] و [[بدعت]] آمیز همان دین است. این مسأله در [[دین یهود]] و [[مسیحیان]] نیز بوده است تا جایی که [[عالمان یهودی]] و [[مسیحی]] با ایجاد [[بدعتها]] در [[شرایع]] [[یهودی]] و مسیحی چنان [[دین اسلام]] را در عصر خودشان تغییر داده و قانونی و اجرایی کرده بودند، که مردم گمان میکردند که مثلا [[رهبانیت]] و عدم [[ازدواج]] جزیی از دین مسیحی است؛ زیرا مثلا [[مسیح]] ازدواج نکرده است؛ پس هر کسی که به کمال میخواهد برسد میبایست دست از [[ازدواج]] بردارد. جالب این که این [[سختگیری]] نادرست و [[بدعت]] آمیز موجب میشود تا خود همین قانونگذاران برای برطرف کردن نیاز جنسی به لواط و مساحقه رو میآورند و کشیشهای ترسا و به قول خودشان [[پارسا]]، گرفتار [[فسق]] هم جنسگرایی یا [[زنا]] میشدند تا نیازهای [[فطری]] خویش از [[شهوت]] را بر طرف سازند. | ||
به هر حال، از نظر [[قرآن]] و [[آموزههای وحیانی اسلام]]، [[فاسقان]] استاد بدعت و [[تحریف]] [[دینی]] هستند و کاری میکنند که [[منکرات]] و امور [[ناپسند]] و خلاف [[شریعت]] به عنوان شریعت قانونی و شناخته شود و [[مردم]] از [[دین]] و شریعت اصلی و [[حقیقی]] دور شوند؛ چنان که همین امر اینک به نام شورهای [[اسلامی]] در بسیاری از کشورها از جمله [[ایران]] در حال تحقق است و قوانینی که مخالف شریعت است به عنوان [[مصلحت]] به خورد مردم داده میشود و [[رباخواری]] به طور رسمی در بانک اجرایی میشود و در میان بازاریان به شکل قویتر و محکمتر انجام شده و به شکل علنی و رسمی [[اعلان]] [[جنگ]] با [[خدا]] میکنند. از این روست که [[حضرت امام صادق]]{{ع}} نسبت به [[سقیفه]] کوچکی که در [[شهر]] [[زوار]] یعنی [[تهران]] پدید میآید و بدعت آمیز [[قوانین اسلامی]] را دگرگون میکند، هشدار میدهد و مردم را به زلزلهای که پس از این [[فسوق]] قانونی در تهران رخ میدهد و تهران را نابود میکند هشدار میدهد.<ref>منتخب التواریخ، ص۸۷۵</ref> | به هر حال، از نظر [[قرآن]] و [[آموزههای وحیانی اسلام]]، [[فاسقان]] استاد بدعت و [[تحریف]] [[دینی]] هستند و کاری میکنند که [[منکرات]] و امور [[ناپسند]] و خلاف [[شریعت]] به عنوان شریعت قانونی و شناخته شود و [[مردم]] از [[دین]] و شریعت اصلی و [[حقیقی]] دور شوند؛ چنان که همین امر اینک به نام شورهای [[اسلامی]] در بسیاری از کشورها از جمله [[ایران]] در حال تحقق است و قوانینی که مخالف شریعت است به عنوان [[مصلحت]] به خورد مردم داده میشود و [[رباخواری]] به طور رسمی در بانک اجرایی میشود و در میان بازاریان به شکل قویتر و محکمتر انجام شده و به شکل علنی و رسمی [[اعلان]] [[جنگ]] با [[خدا]] میکنند. از این روست که [[حضرت امام صادق]]{{ع}} نسبت به [[سقیفه]] کوچکی که در [[شهر]] [[زوار]] یعنی [[تهران]] پدید میآید و بدعت آمیز [[قوانین اسلامی]] را دگرگون میکند، هشدار میدهد و مردم را به زلزلهای که پس از این [[فسوق]] قانونی در تهران رخ میدهد و تهران را نابود میکند هشدار میدهد.<ref>منتخب التواریخ، ص۸۷۵.</ref> | ||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، فاسقان نه تنها [[گرایش]] به منکرات و امور ناپسند دارند، بلکه در راستای آشکارسازی و علنیسازی [[کارهای زشت]] خویش، به [[ترویج]] منکرات و [[فساد]] میپردازد و مثلا رباخواری و [[رشوه خواری]] و زنا و بیحجابی و بدحجابی را [[تشویق]] و [[ترغیب]] میکنند و به آسانی و [[راحتی]] بیان میکنند که [[اهل]] این امور هستند و حتی بر آن هستند که اگر این [[کارها]] را انجام ندهند، از قافله [[تمدن]] و [[زندگی]] و [[خوشبختی]] عقب هستند.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان میدهند و از کار شایسته باز میدارند! و (در بخشش) ناخن خشکی میورزند، خداوند را فراموش کردهاند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بیگمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref> | از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، فاسقان نه تنها [[گرایش]] به منکرات و امور ناپسند دارند، بلکه در راستای آشکارسازی و علنیسازی [[کارهای زشت]] خویش، به [[ترویج]] منکرات و [[فساد]] میپردازد و مثلا رباخواری و [[رشوه خواری]] و زنا و بیحجابی و بدحجابی را [[تشویق]] و [[ترغیب]] میکنند و به آسانی و [[راحتی]] بیان میکنند که [[اهل]] این امور هستند و حتی بر آن هستند که اگر این [[کارها]] را انجام ندهند، از قافله [[تمدن]] و [[زندگی]] و [[خوشبختی]] عقب هستند.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان میدهند و از کار شایسته باز میدارند! و (در بخشش) ناخن خشکی میورزند، خداوند را فراموش کردهاند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بیگمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref> | ||
| خط ۲۳۰: | خط ۲۳۲: | ||
همچنین از نظر قرآن، فاسقان چون [[اهل بدعت]] و [[قانون]] [[گریز]] [[حقیقی]] هستند و [[قوانین]] [[تغییر]] یافته را [[دوست]] دارند که مخالف [[عقل]] و نقل است، وقتی به قانون [[دعوت]] میشوند، به شدت با آن [[مخالفت]] میورزند و به نوعی [[هرج]] و مرجگرا هستند و از قانون و [[نظم]] دلخوشی ندارند، بلکه هنجارشکنی آنان با قانونستیزی همراه میشود و تن به قوانین و [[قضاوت]] حتی [[پیامبران]] و [[معصومان]] نمیدهند.<ref>{{متن قرآن|إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ}} «من میخواهم که تو با گناه من و گناه خود (نزد خداوند) بازگردی تا از دمسازان آتش باشی و این کیفر ستمگران است» سوره مائده، آیه ۲۹.</ref> | همچنین از نظر قرآن، فاسقان چون [[اهل بدعت]] و [[قانون]] [[گریز]] [[حقیقی]] هستند و [[قوانین]] [[تغییر]] یافته را [[دوست]] دارند که مخالف [[عقل]] و نقل است، وقتی به قانون [[دعوت]] میشوند، به شدت با آن [[مخالفت]] میورزند و به نوعی [[هرج]] و مرجگرا هستند و از قانون و [[نظم]] دلخوشی ندارند، بلکه هنجارشکنی آنان با قانونستیزی همراه میشود و تن به قوانین و [[قضاوت]] حتی [[پیامبران]] و [[معصومان]] نمیدهند.<ref>{{متن قرآن|إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ}} «من میخواهم که تو با گناه من و گناه خود (نزد خداوند) بازگردی تا از دمسازان آتش باشی و این کیفر ستمگران است» سوره مائده، آیه ۲۹.</ref> | ||
[[فاسقان]] گروهی از [[انسانها]] هستند که از نظر [[اعتقادی]] هیچ اعتقادی به [[آخرت]] و [[قیامت]]<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref>، [[خدا]] و [[آیات الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ * فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ * وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}} «و دستت را در گریبان کن تا سپید (و نورانی) بیهیچ آسیب (و بیماری) بیرون آید؛ با نه نشانه به سوی فرعون و قومش (روی آور) که آنان قومی نافرمانند * و چون نشانههای ما روشنگرانه نزد آنان رسید گفتند: این جادویی آشکار است * و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۲-۱۴؛ {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.</ref> ندارند و به سبب [[رفاه]] و امکانات زیاد مادی [[دنیوی]] و [[دنیاطلبی]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶</ref> اصولا گرایش به عصیانگری علیه خدا و دین و شریعت و قانون داشته و عصیانگری اجتماعی دارند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳ و ۱۶۵؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.</ref> | [[فاسقان]] گروهی از [[انسانها]] هستند که از نظر [[اعتقادی]] هیچ اعتقادی به [[آخرت]] و [[قیامت]]<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref>، [[خدا]] و [[آیات الهی]]<ref>{{متن قرآن|وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ * فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ * وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}} «و دستت را در گریبان کن تا سپید (و نورانی) بیهیچ آسیب (و بیماری) بیرون آید؛ با نه نشانه به سوی فرعون و قومش (روی آور) که آنان قومی نافرمانند * و چون نشانههای ما روشنگرانه نزد آنان رسید گفتند: این جادویی آشکار است * و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۲-۱۴؛ {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ * فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست میشمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید و (آنگاه) فرمود: آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم؛ فرمود: پس گواه باشید و من نیز همراه شما از گواهانم * بنابراین پس از آن، کسانی که رو بگردانند نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۸۱-۸۲.</ref> ندارند و به سبب [[رفاه]] و امکانات زیاد مادی [[دنیوی]] و [[دنیاطلبی]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref> اصولا گرایش به عصیانگری علیه خدا و دین و شریعت و قانون داشته و عصیانگری اجتماعی دارند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳ و ۱۶۵؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}} «و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.</ref> | ||
از نظر [[قرآن]]، اصولا [[فاسقان]] نسبت به اصول [[اخلاق]] [[فطری]] – [[عقلی]] نیز کنش و واکنش مثبتی ندارند؛ این گونه است که بر خلاف [[حق]] و [[عدالت]] [[رفتار]] میکنند و عهدشکن هستند و به [[عهد]] و [[پیمان]] [[وفا]] نمیکنند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ * أَوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}} «و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستادهایم و جز نافرمانان کسی بدان انکار نمیورزد * و چرا هر بار پیمانی بستند برخی از ایشان آن را شکستند؟ (نه) بلکه بیشتر ایشان ایمان ندارند» سوره بقره، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref> و به هر شکلی شده [[دوست]] دارند به دیگران ضرر برساند و حتی در [[معاملات]] [[شاهدان]] و [[کاتبان]] خوبی نیستند.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | از نظر [[قرآن]]، اصولا [[فاسقان]] نسبت به اصول [[اخلاق]] [[فطری]] – [[عقلی]] نیز کنش و واکنش مثبتی ندارند؛ این گونه است که بر خلاف [[حق]] و [[عدالت]] [[رفتار]] میکنند و عهدشکن هستند و به [[عهد]] و [[پیمان]] [[وفا]] نمیکنند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ * أَوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}} «و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستادهایم و جز نافرمانان کسی بدان انکار نمیورزد * و چرا هر بار پیمانی بستند برخی از ایشان آن را شکستند؟ (نه) بلکه بیشتر ایشان ایمان ندارند» سوره بقره، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref> و به هر شکلی شده [[دوست]] دارند به دیگران ضرر برساند و حتی در [[معاملات]] [[شاهدان]] و [[کاتبان]] خوبی نیستند.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | ||
| خط ۲۶۱: | خط ۲۶۳: | ||
برخی دیگر گفتهاند که فسق با [[ترک واجبات]] و [[ارتکاب محرمات]] تحقق مییابد و کسی که مکروهی را انجام دهد و یا مستحبی را ترک کند، [[فاسق]] نامیده نمیشود. برخی دیگر نیز [[کفر]] و [[ظلم]] و [[گناه]] را از مصادیق [[فسق]] دانستهاند. | برخی دیگر گفتهاند که فسق با [[ترک واجبات]] و [[ارتکاب محرمات]] تحقق مییابد و کسی که مکروهی را انجام دهد و یا مستحبی را ترک کند، [[فاسق]] نامیده نمیشود. برخی دیگر نیز [[کفر]] و [[ظلم]] و [[گناه]] را از مصادیق [[فسق]] دانستهاند. | ||
در [[قرآن]]، قمار و تقسیم گوشت قمار با ازلام به عنوان فسق دانسته <ref>مائده آیه ۳</ref> و در برخی دیگر از [[آیات]] [[مصرف]] گوشت میت و [[خون]] ریخته شده و خوردن گوشت خوک نیز به عنوان فسق معرفی شده است. <ref>انعام آیه ۱۴۵</ref> در برخی از آیات نیز، هم جنس [[بازی]] و دیگر رفتارهای بیرون از دایره [[غریزه]] و [[فطرت]] مانند لواط و مساحقه به عنوان فسق مطرح شده است. | در [[قرآن]]، قمار و تقسیم گوشت قمار با ازلام به عنوان فسق دانسته <ref>مائده آیه ۳.</ref> و در برخی دیگر از [[آیات]] [[مصرف]] گوشت میت و [[خون]] ریخته شده و خوردن گوشت خوک نیز به عنوان فسق معرفی شده است. <ref>انعام آیه ۱۴۵.</ref> در برخی از آیات نیز، هم جنس [[بازی]] و دیگر رفتارهای بیرون از دایره [[غریزه]] و [[فطرت]] مانند لواط و مساحقه به عنوان فسق مطرح شده است. | ||
به نظر میرسد که هرگونه محرماتی که برای [[انسان]] [[زیان]] داشته باشد و [[سلامت روحی]] و جسمی [[بشر]] را به خطر افکند به عنوان فسق تلقی میشود، چنان که رفتارهایی که [[جامعه]] را از مرزهای [[اخلاقی]] بیرون برد و [[خانه]] و [[خانواده]] را [[تهدید]] کند نیز به عنوان فسق [[شناسایی]] و معرفی شده است که از جمله آن لواط و مساحقه میباشد. | به نظر میرسد که هرگونه محرماتی که برای [[انسان]] [[زیان]] داشته باشد و [[سلامت روحی]] و جسمی [[بشر]] را به خطر افکند به عنوان فسق تلقی میشود، چنان که رفتارهایی که [[جامعه]] را از مرزهای [[اخلاقی]] بیرون برد و [[خانه]] و [[خانواده]] را [[تهدید]] کند نیز به عنوان فسق [[شناسایی]] و معرفی شده است که از جمله آن لواط و مساحقه میباشد. | ||
| خط ۲۸۲: | خط ۲۸۴: | ||
از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق ورزی و پردهدری [[مردم]] بیان میکند، [[سرگردانی]] در [[زندگی]] است. بسیاری از مردم همواره از خود و یا دیگران میپرسند با همه [[استعداد]] و تلاش چرا هرگز به مقصد نمیرسند و همیشه هشتشان در گرونهشان است. اینان نمیدانند که عامل اصلی این سرگردانی و [[گرفتاری]]، رفتارهای فاسقانه ایشان است؛ زیرا هرگونه فسقی نسبت به [[قوانین]] و [[آموزههای الهی]] موجب میشود تا خداوند آنان را گرفتار سرگردانی کند و راه را از [[چاه]] تشخیص ندهند. | از دیگر آثاری که [[قرآن]] برای فسق ورزی و پردهدری [[مردم]] بیان میکند، [[سرگردانی]] در [[زندگی]] است. بسیاری از مردم همواره از خود و یا دیگران میپرسند با همه [[استعداد]] و تلاش چرا هرگز به مقصد نمیرسند و همیشه هشتشان در گرونهشان است. اینان نمیدانند که عامل اصلی این سرگردانی و [[گرفتاری]]، رفتارهای فاسقانه ایشان است؛ زیرا هرگونه فسقی نسبت به [[قوانین]] و [[آموزههای الهی]] موجب میشود تا خداوند آنان را گرفتار سرگردانی کند و راه را از [[چاه]] تشخیص ندهند. | ||
از جمله کسانی که دچار [[سرگردانی]] [[واقعی]] شدند میتوان به [[قوم یهود]] اشاره کرد که حاضر نشدند به آموزهها و [[فرمانهای الهی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} عمل کنند و نسبت به آن [[عصیان]] ورزیدند؛ زیرا هنگامی که آن حضرت [[فرمان]] میدهد برای [[زندگی]] بهتر به درون [[شهر مقدس]] [[بیت المقدس]] درآیند آنان عصیان ورزیده و حاضر نمیشوند تا وارد [[شهر]] شوند و به عنوان یک [[شهروند]] [[بیت]] المقدسی در آن ساکن شوند؛ بلکه خواهان بیرون راندن [[شهروندان]] آن [[سرزمین]] و اشغال آنجا میشوند و حتی به پیامبرانشان دستور میدهند که این کار را میبایست [[خدا]] و پیامبرش انجام دهد و آنان حتی حاضر به [[جهاد]] و [[جنگ]] نیستند. | از جمله کسانی که دچار [[سرگردانی]] [[واقعی]] شدند میتوان به [[قوم یهود]] اشاره کرد که حاضر نشدند به آموزهها و [[فرمانهای الهی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} عمل کنند و نسبت به آن [[عصیان]] ورزیدند؛ زیرا هنگامی که آن حضرت [[فرمان]] میدهد برای [[زندگی]] بهتر به درون [[شهر مقدس]] [[بیت المقدس]] درآیند آنان عصیان ورزیده و حاضر نمیشوند تا وارد [[شهر]] شوند و به عنوان یک [[شهروند]] [[بیت]] المقدسی در آن ساکن شوند؛ بلکه خواهان بیرون راندن [[شهروندان]] آن [[سرزمین]] و اشغال آنجا میشوند و حتی به پیامبرانشان دستور میدهند که این کار را میبایست [[خدا]] و پیامبرش انجام دهد و آنان حتی حاضر به [[جهاد]] و [[جنگ]] نیستند. | ||
بدین ترتیب [[فسق]] ایشان موجب میشود تا در مدت چهل سال گرفتار سرگردانی در بیابانهای پیرامون بیت المقدس شوند و [[خداوند]] به آنان [[اجازه]] ورود به شهر مقدس را ندهد. <ref>مائده آیه ۲۵و ۲۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | بدین ترتیب [[فسق]] ایشان موجب میشود تا در مدت چهل سال گرفتار سرگردانی در بیابانهای پیرامون بیت المقدس شوند و [[خداوند]] به آنان [[اجازه]] ورود به شهر مقدس را ندهد. <ref>مائده آیه ۲۵و ۲۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | ||
==شخصیتگرایی== | ==شخصیتگرایی== | ||
| خط ۲۹۸: | خط ۳۰۰: | ||
==[[فسق]] در [[روایات]]== | ==[[فسق]] در [[روایات]]== | ||
[[پیغمبر اکرم]]{{صل}} در وصیتی به [[ابوذر]] فرمودند: ای ابوذر [[سب و فحش دادن]] به [[مسلمان]]، فسق است و [[جنگ]] و درگیری با اوکفر است و خوردن گوشتش (با [[غیبت]] کردنش) از [[گناهان]] و [[حرمت]] مالش مثل حرمت خونش است.<ref>مستدرک الوسائل ج ۱۸ ص۲۱۵ و بحارالانوار ج ۷۴ص ۹۱</ref>. | [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} در وصیتی به [[ابوذر]] فرمودند: ای ابوذر [[سب و فحش دادن]] به [[مسلمان]]، فسق است و [[جنگ]] و درگیری با اوکفر است و خوردن گوشتش (با [[غیبت]] کردنش) از [[گناهان]] و [[حرمت]] مالش مثل حرمت خونش است.<ref>مستدرک الوسائل ج ۱۸ ص۲۱۵ و بحارالانوار ج ۷۴ص ۹۱.</ref>. | ||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: خروج از [[ایمان]] بسبب پنج جهت یک عمل، که شبیه هم و معروف هستند، تحقق مییابد | [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: خروج از [[ایمان]] بسبب پنج جهت یک عمل، که شبیه هم و معروف هستند، تحقق مییابد | ||
| خط ۳۰۵: | خط ۳۰۷: | ||
# [[گمراهی]]؛ | # [[گمراهی]]؛ | ||
# فسق؛ | # فسق؛ | ||
# [[اصرار]] و [[عادت]] به انجام دادن [[گناهان کبیره]].<ref>وسایل الشیعه ج ۱ ص۳۶</ref> | # [[اصرار]] و [[عادت]] به انجام دادن [[گناهان کبیره]].<ref>وسایل الشیعه ج ۱ ص۳۶.</ref> | ||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: کفر بر چهار پایه بنا شده؛ | [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: کفر بر چهار پایه بنا شده؛ | ||
| خط ۳۱۶: | خط ۳۱۸: | ||
# [[کوری]] (گمراهی)، | # [[کوری]] (گمراهی)، | ||
# [[غفلت]]، | # [[غفلت]]، | ||
# [[سرکشی]] و [[عصیان]].<ref>وسایل الشیعه ج ۵۱ص ۳۴۲</ref> | # [[سرکشی]] و [[عصیان]].<ref>وسایل الشیعه ج ۵۱ص ۳۴۲.</ref> | ||
امام صادق{{ع}} فرمودند: [[شهادت]] [[فاسق]] را (در هیچ موردی) قبول نمیکنم مگر شهادت بر ضرر خودش را.<ref>الکافی، ج ۷، ص۳۹۵</ref>. | امام صادق{{ع}} فرمودند: [[شهادت]] [[فاسق]] را (در هیچ موردی) قبول نمیکنم مگر شهادت بر ضرر خودش را.<ref>الکافی، ج ۷، ص۳۹۵.</ref>. | ||
[[امام زین العابدین]]{{ع}} به فرزندش [[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمودند: ای فرزندم با پنج نفر [[دوستی]] و [[همنشینی]] و [[سفر]] نکن؛ گفتم پدرجان چه کسانی هستند؟ آنها را به من معرفی کن: فرمود: | [[امام زین العابدین]]{{ع}} به فرزندش [[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمودند: ای فرزندم با پنج نفر [[دوستی]] و [[همنشینی]] و [[سفر]] نکن؛ گفتم پدرجان چه کسانی هستند؟ آنها را به من معرفی کن: فرمود: | ||
| خط ۳۲۵: | خط ۳۲۷: | ||
#بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[بخیل]]، چون که او موقع نیاز به مالش (مثل [[قرض]] کردن و غیره) دچار خذلانت میکند. | #بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[بخیل]]، چون که او موقع نیاز به مالش (مثل [[قرض]] کردن و غیره) دچار خذلانت میکند. | ||
#برحذر باش از دوستی و همراهی با احمق، چون که او میخواهد به تو نفع برساند ولی بجای آن، ضرر میرساند. | #برحذر باش از دوستی و همراهی با احمق، چون که او میخواهد به تو نفع برساند ولی بجای آن، ضرر میرساند. | ||
#بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[قاطع]] رحم، چون که من <ref>امام میگوید</ref> سه بار او را مورد [[لعن]] در [[قرآن مجید]] یافتم<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۴۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | #بر حذر باش از دوستی و همراهی با [[قاطع]] رحم، چون که من <ref>امام میگوید.</ref> سه بار او را مورد [[لعن]] در [[قرآن مجید]] یافتم<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۴۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فاسقان و آثار اجتماعی فسق (مقاله)|فاسقان و آثار اجتماعی فسق]].</ref>. | ||
==[[فسق]]، خروج از دایره [[محرمات]] و ورآمدگی و دریدگی [[هنجارها]]== | ==[[فسق]]، خروج از دایره [[محرمات]] و ورآمدگی و دریدگی [[هنجارها]]== | ||
واژه فسق در اصل برای خرمایی گفته میشود که پوسته آن جدا شده و «ور آمده» و «برآمده» باشد به طوری که پوست دیگر به گوشت و اصل خرما نچسبیده و [[پیوستگی]] اجزایی خود را از دست داده و نوعی فاصله میان پوست [[محافظ]] با [[مغز]] و اصل خرما پدید آمده باشد. در [[فرهنگ]] [[عربی]] آمده است: {{عربی|فسقَ الرُّطبُ إذا خرج عن قِشره}}؛ خرمای تازه [[فاسق]] شد؛ یعنی از پوستش خارج شد. پس کسی که گرفتار فسق میشود، گویی [[لباس]] زیبای خود را کنار زده و زشتیهای درون خویش را آشکار کرده است. | واژه فسق در اصل برای خرمایی گفته میشود که پوسته آن جدا شده و «ور آمده» و «برآمده» باشد به طوری که پوست دیگر به گوشت و اصل خرما نچسبیده و [[پیوستگی]] اجزایی خود را از دست داده و نوعی فاصله میان پوست [[محافظ]] با [[مغز]] و اصل خرما پدید آمده باشد. در [[فرهنگ]] [[عربی]] آمده است: {{عربی|فسقَ الرُّطبُ إذا خرج عن قِشره}}؛ خرمای تازه [[فاسق]] شد؛ یعنی از پوستش خارج شد. پس کسی که گرفتار فسق میشود، گویی [[لباس]] زیبای خود را کنار زده و زشتیهای درون خویش را آشکار کرده است. | ||
بر اساس همین معنای لغوی است که راغب [[اصفهانی]] در تبیین معنای [[قرآنی]] آن مینویسد:{{عربی| فَسَقَ فلانٌ: خَرَجَ عن حَجر الشرع}}؛ فلانی فاسق شد؛ یعنی از محدودیت و سنگ چینیهای [[شریعت]] بیرون رفت.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۳۸۰، ذیل واژه فسق</ref> | بر اساس همین معنای لغوی است که راغب [[اصفهانی]] در تبیین معنای [[قرآنی]] آن مینویسد:{{عربی| فَسَقَ فلانٌ: خَرَجَ عن حَجر الشرع}}؛ فلانی فاسق شد؛ یعنی از محدودیت و سنگ چینیهای [[شریعت]] بیرون رفت.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۳۸۰، ذیل واژه فسق.</ref> | ||
[[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]] مفهوم فسق در [[آموزههای وحیانی اسلام]] میفرماید: {{متن حدیث|فَكُلُّ مَعصِيَةٍ مِنَ المَعاصِي الكِبارِ فَعَلَها فاعِلُها أو دَخَلَ فيها داخِلٌ بِجَهَةِ اللَّذَّةِ والشَّهوَةِ والشَّوقِ الغَالِبِ، فَهُوَ فِسقٌ وفاعِلُهُ فاسِقٌ خارِجٌ مِنَ الإيمانِ بِجَهَةِ الفِسقِ}}؛ فسق عبارت است از هر نوع [[نافرمانی خدا]] و معصیتی که از [[معاصی]] بزرگ باشد و فاعل آن یا کسی که داخل آن [[معصیت]] شده، به جهت [[لذّت]] و [[شهوت]] و [[غلبه]] [[تمایلات]] به این عمل مبادرت کرده است. این فعل، فسق و فاعل آن فاسق است که به جهت فسق از [[ایمان]] خارج است.<ref>تحف العقول: ص۲۲</ref> | [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر]] مفهوم فسق در [[آموزههای وحیانی اسلام]] میفرماید: {{متن حدیث|فَكُلُّ مَعصِيَةٍ مِنَ المَعاصِي الكِبارِ فَعَلَها فاعِلُها أو دَخَلَ فيها داخِلٌ بِجَهَةِ اللَّذَّةِ والشَّهوَةِ والشَّوقِ الغَالِبِ، فَهُوَ فِسقٌ وفاعِلُهُ فاسِقٌ خارِجٌ مِنَ الإيمانِ بِجَهَةِ الفِسقِ}}؛ فسق عبارت است از هر نوع [[نافرمانی خدا]] و معصیتی که از [[معاصی]] بزرگ باشد و فاعل آن یا کسی که داخل آن [[معصیت]] شده، به جهت [[لذّت]] و [[شهوت]] و [[غلبه]] [[تمایلات]] به این عمل مبادرت کرده است. این فعل، فسق و فاعل آن فاسق است که به جهت فسق از [[ایمان]] خارج است.<ref>تحف العقول: ص۲۲.</ref> | ||
بر همین اساس [[خداوند]] در [[آیه ۳ سوره مائده]] محرمات را بیان کرده و سپس عمل به این محرمات را به عنوان فسق معرفی میکند که [[رفتاری]] برخاسته از [[کفر]] است؛ یعنی وقتی [[انسانی]] گرفتار کفر باشد و [[وحی]] و شریعت را نپذیرد، دچار نوعی برآمدگی میشود که پوست و گوشت از هم جدا میشود و ارتباطی میان آن باقی نمیماند که اصل [[حفاظت]] را هم چنان به عهده گیرد. هم مطلب در [[آیه]] ۱۲۱ و ۱۴۵سوره انعام و ۱۶۳ و ۱۶۵ [[سوره اعراف]] به روشنی با اشاره به برخی از [[محرمات]] روشن شده است. | بر همین اساس [[خداوند]] در [[آیه ۳ سوره مائده]] محرمات را بیان کرده و سپس عمل به این محرمات را به عنوان فسق معرفی میکند که [[رفتاری]] برخاسته از [[کفر]] است؛ یعنی وقتی [[انسانی]] گرفتار کفر باشد و [[وحی]] و شریعت را نپذیرد، دچار نوعی برآمدگی میشود که پوست و گوشت از هم جدا میشود و ارتباطی میان آن باقی نمیماند که اصل [[حفاظت]] را هم چنان به عهده گیرد. هم مطلب در [[آیه]] ۱۲۱ و ۱۴۵سوره انعام و ۱۶۳ و ۱۶۵ [[سوره اعراف]] به روشنی با اشاره به برخی از [[محرمات]] روشن شده است. | ||
| خط ۳۴۵: | خط ۳۴۷: | ||
خداوند در [[آیات]] نخست [[سوره قیامت]] روشن میکند که علت فجورگرایی [[مردمان]] و دریدگی آنان چیزی جز [[انکار]] [[قیامت]] یا شبههسازی در آن نیست؛ وقتی کسی [[معاد]] و [[رستاخیز]] را قبول نداشته باشد و در [[حساب و کتاب]] آن [[روز]] تشکیک و [[شبهه]] کند، به طور طبیعی، در برابر خود هیچ بازخواستی را نمیبیند و به خود [[اجازه]] میدهد تا فسق و [[فجور]] داشته باشد. خداوند میفرماید: {{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ * بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ * بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}}<ref>«آیا آدمی میپندارد هرگز استخوانهای (پوسیده) او را فراهم نمیآوریم؟ * چرا، (فراهم میآوریم) در حالی که تواناییم که (نقشهای) سرانگشتان او را (نیز) سامان بخشیم * بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۳-۵.</ref> | خداوند در [[آیات]] نخست [[سوره قیامت]] روشن میکند که علت فجورگرایی [[مردمان]] و دریدگی آنان چیزی جز [[انکار]] [[قیامت]] یا شبههسازی در آن نیست؛ وقتی کسی [[معاد]] و [[رستاخیز]] را قبول نداشته باشد و در [[حساب و کتاب]] آن [[روز]] تشکیک و [[شبهه]] کند، به طور طبیعی، در برابر خود هیچ بازخواستی را نمیبیند و به خود [[اجازه]] میدهد تا فسق و [[فجور]] داشته باشد. خداوند میفرماید: {{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ * بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ * بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}}<ref>«آیا آدمی میپندارد هرگز استخوانهای (پوسیده) او را فراهم نمیآوریم؟ * چرا، (فراهم میآوریم) در حالی که تواناییم که (نقشهای) سرانگشتان او را (نیز) سامان بخشیم * بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد» سوره قیامه، آیه ۳-۵.</ref> | ||
پس شبهه کردن در اعتقاداتی چون معاد و رستاخیز و حساب و کتاب آن، برای فجور و دریدگی است؛ یعنی میخواهد «أمام و جلو» و پیش رویش باز باشد و هیچ محدودیت نداشته باشد و با دریدگی و فجور هر کاری را بکند. | پس شبهه کردن در اعتقاداتی چون معاد و رستاخیز و حساب و کتاب آن، برای فجور و دریدگی است؛ یعنی میخواهد «أمام و جلو» و پیش رویش باز باشد و هیچ محدودیت نداشته باشد و با دریدگی و فجور هر کاری را بکند. | ||
البته برخی میان فسق و فجور تفاوتی از نظر لغوی و [[فرهنگ قرآنی]] قایل شده و گفتهاند: {{عربی|ان الفسق هوالخروج من طاعه الله بكبيره}}؛ «فسق خارج شدن از [[طاعت خدا]] به وسیله انجام [[گناهان کبیره]] است» و اما فجور، به معنای پراکنده شدن درمعاصی و گستردگی درگناه است. همچنین به انجام دهنده «[[گناه صغیره]]، فاجره گفته میشود».<ref>معجم الفروق اللغویه ص۴۰۵</ref> | البته برخی میان فسق و فجور تفاوتی از نظر لغوی و [[فرهنگ قرآنی]] قایل شده و گفتهاند: {{عربی|ان الفسق هوالخروج من طاعه الله بكبيره}}؛ «فسق خارج شدن از [[طاعت خدا]] به وسیله انجام [[گناهان کبیره]] است» و اما فجور، به معنای پراکنده شدن درمعاصی و گستردگی درگناه است. همچنین به انجام دهنده «[[گناه صغیره]]، فاجره گفته میشود».<ref>معجم الفروق اللغویه ص۴۰۵.</ref> | ||
باید توجه داشته که واژه [[فجر]] به معنای دریدن است؛ زیرا وقتی [[خورشید]] [[ظلمت]] شب را میدرد و فجر صادق و کاذب خودنمایی میکند، این واژه بر آن اطلاق میشود. به هر حال، همان طوری که [[فسق]] ورآمدگی و برآمدگی و از دست رفتن [[پیوستگی]] اجزا هم چون پوست و گوشت است، فجر دریدگی است؛ و شکی نیست که ورآمدگی و برآمدگی پوست از گوشت باعث میشود تا زمینه آسیب فراهم آید. بر این اساس نتیجه ور آمدگی و برآمدگی در فسق همان دریدگی در [[فجور]] است. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۷ [[سوره نوح]] از دریدگی و [[فجار]] بودن [[قوم لوط]] به سبب [[کفار]] بودن سخن میگوید؛ زیرا وقتی نسبت به [[اعتقادات]] [[کافر]] شد، دریدگی در [[رفتار]] طبیعی خواهد شد و شخص هیچ محدودیت و مرزی را نمیپذیرد و به [[بیبند و باری]] رو میآورد. از این روست که برخی به لازم فجور توجه کرده و آن را به معنای بیبند و باری و [[هرزگی]] تعبیر کردهاند. | باید توجه داشته که واژه [[فجر]] به معنای دریدن است؛ زیرا وقتی [[خورشید]] [[ظلمت]] شب را میدرد و فجر صادق و کاذب خودنمایی میکند، این واژه بر آن اطلاق میشود. به هر حال، همان طوری که [[فسق]] ورآمدگی و برآمدگی و از دست رفتن [[پیوستگی]] اجزا هم چون پوست و گوشت است، فجر دریدگی است؛ و شکی نیست که ورآمدگی و برآمدگی پوست از گوشت باعث میشود تا زمینه آسیب فراهم آید. بر این اساس نتیجه ور آمدگی و برآمدگی در فسق همان دریدگی در [[فجور]] است. از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۷ [[سوره نوح]] از دریدگی و [[فجار]] بودن [[قوم لوط]] به سبب [[کفار]] بودن سخن میگوید؛ زیرا وقتی نسبت به [[اعتقادات]] [[کافر]] شد، دریدگی در [[رفتار]] طبیعی خواهد شد و شخص هیچ محدودیت و مرزی را نمیپذیرد و به [[بیبند و باری]] رو میآورد. از این روست که برخی به لازم فجور توجه کرده و آن را به معنای بیبند و باری و [[هرزگی]] تعبیر کردهاند. | ||
| خط ۳۵۳: | خط ۳۵۵: | ||
البته باید توجه داشت که [[فسق]] تنها نسبت به [[محرمات]] نیست؛ زیرا ترک [[واجب]] خود نیز محرمات است؛ پس کسی که واجبی را نیز ترک میکند، یعنی از حدود و مرزهای تعیین شده [[شریعت]] عبور کرده است. از این روست که [[خداوند]] درباره [[ابلیس]] که از [[فرمان]] [[سجده]] سرباز زد و [[استکبار]] ورزید و [[عصیان]] نمود نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.</ref> | البته باید توجه داشت که [[فسق]] تنها نسبت به [[محرمات]] نیست؛ زیرا ترک [[واجب]] خود نیز محرمات است؛ پس کسی که واجبی را نیز ترک میکند، یعنی از حدود و مرزهای تعیین شده [[شریعت]] عبور کرده است. از این روست که [[خداوند]] درباره [[ابلیس]] که از [[فرمان]] [[سجده]] سرباز زد و [[استکبار]] ورزید و [[عصیان]] نمود نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.</ref> | ||
در [[آیات]] و [[روایات]] مصادیق بسیاری برای [[فسق]] بیان شده که برخی از آنها در همین آیات پیش گفته آمده است. از جمله مصادیق فسق میتوان به [[سبّ]] و [[دشنام]] به [[مؤمن]] اشاره کرد. [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ و قِتالُهُ كُفرٌ و أكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللّه}}؛ ناسزاگفتن به مؤمن فسق است و [[جنگیدن]] با او [[کفر]] و خوردن گوشت او ([[غیبت]] کردن از وی) [[معصیت]] خداست.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۲، ص۱۴۸، ح ۶؛ من لایحضره الفقیه ج ۴، ص۴۱۸، ح ۵۹۱۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>. | در [[آیات]] و [[روایات]] مصادیق بسیاری برای [[فسق]] بیان شده که برخی از آنها در همین آیات پیش گفته آمده است. از جمله مصادیق فسق میتوان به [[سبّ]] و [[دشنام]] به [[مؤمن]] اشاره کرد. [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ و قِتالُهُ كُفرٌ و أكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللّه}}؛ ناسزاگفتن به مؤمن فسق است و [[جنگیدن]] با او [[کفر]] و خوردن گوشت او ([[غیبت]] کردن از وی) [[معصیت]] خداست.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۲، ص۱۴۸، ح ۶؛ من لایحضره الفقیه ج ۴، ص۴۱۸، ح ۵۹۱۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>. | ||
==آثار فسق== | ==آثار فسق== | ||
در [[آیات قرآنی]] و روایات [[معصومان]]{{ع}} آثاری برای فسق و ورآمدگی [[رفتاری]] که نوعی هنجارشکنی است، بیان شده که در این جا به برخی از آنها اشاره میشود. | در [[آیات قرآنی]] و روایات [[معصومان]]{{ع}} آثاری برای فسق و ورآمدگی [[رفتاری]] که نوعی هنجارشکنی است، بیان شده که در این جا به برخی از آنها اشاره میشود. | ||
#'''طرد [[اجتماعی]]''': [[فاسق]] به سبب آنکه هنجارشکنی میکند، میبایست از [[توده]] [[مردم]] دور شود. این طرد اجتماعی به ویژه در کسانی که هنجارشکنی در آنان به عنوان یک رویه و [[منش]] در آمده ضروری است؛ زیرا حضور آنان در [[جامعه]] موجب میشود تا دیگران نیز [[آلوده]] شوند. از سوی دیگر، طرد اجتماعی موجب میشود تا شاید آنان به خود آیند و به [[تغییر]] منش و رویه خویش بپردازند. از آن جایی که فسق و [[فجور]] عامل مهمی در نابودی و [[فروپاشی جامعه]] است <ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که میکردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹. {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵. {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref> [[خداوند]]، نسبت به [[فاسقان]] سخت گیریهای خاص را [[اعمال]] کرده است. براساس [[آیه]] ۵۹ [[مائده]] میتوان دریافت که [[فسق]]، عامل [[خشم الهی]] و انتقال از فاسقان است؛ زیرا خداوند برخی از [[اهل کتاب]] را به سبب فسق ایشان، در همین [[دنیا]] [[مجازات]] کرده و از آنها [[انتقام]] ستانده است. [[انسان]] [[فاسق]] در [[جامعه]] مطرود است. این طرد [[اجتماعی]] گاه به شکل [[محرومیت]] از برخی از [[حقوق شهروندی]] خودنمایی میکند. از جمله اینکه در دادگاهها و مانند آن، [[گواهی]] و [[شهادت]] فاسق پذیرفته نمیشود و اگر خبری بدهد، متوقف به تحقیق و [[پژوهش]] در [[صحت]] و سقم آن است.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}} «ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کردهاید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref> فاسق ازنظر اجتماعی کسی است که شخصیتش ساقط شده و به عنوان یک [[شهروند]] معمولی با او مواجه نمیشوند. از این رو وی را همانند دیگر [[مؤمنان]] در یک کفه ترازو قرار نمیدهند، بلکه فاسق در کفه ای و [[مؤمن]] در کفه ای دیگر قرار میگیرد. این مرزبندی میان فاسق و غیر فاسق، به نوعی مرزبندی در حقوق شهروندی و بهرهگیری از آن است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref> ازنظر [[اسلام]] کسانی که فاسق هستند، از بسیاری از حقوق شهروندی خود بیبهره میشوند. از جمله اینکه [[خردهگیری]] و [[عیب جویی]] از آنها جایز است و [[گناه]] و [[جرم]] حساب نمیشود؛ زیرا خود شخص، [[شخصیت اجتماعی]] و [[حقوق]] طبیعی [[اجتماعی]] خودش را از میان برده و [[اجازه]] داده است تا مورد [[طعن]] و خردهگیری و عیب جویی دیگران قرار گیرد.<ref>مائده، آیه۵۹ و نیز روح المعانی، ج۴، جزء۶، ص۲۵۳</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَ لا غيبَةَ}}؛ هرگاه شخص [[فاسق]] و [[گنهکار]] آشکارا گناه کند، نه حرمتی دارد و نه غیبتی.<ref>امالی، صدوق، ص۳۹؛ بحارالأنوار، ط –بیروت، ج ۷۲، ص۲۵۳، ح ۳۲</ref> [[فسق]] همچنین موجب میشود تا [[مؤمنان]] مجاز به خشمگیری بر [[فاسقان]] باشند؛ چنانکه [[خداوند]] فسق [[اهل کتاب]] را عامل [[خشم]] و [[غضب]] [[مسلمانان]] نسبت به آنان دانسته است.<ref>مائده، آیه۵۹ و نیز مجمع البیان، ج۳و۴، ص۳۳۰</ref> کسانی که فاسق هستند جایز است که مسلمانان آنان را طرد کرده و روابط خود را با آنها از هم بگسلند. حتی بر [[خویشان]] است که روابط فامیلی خود را با فاسقان کاهش داده و یا قطع پیوند و رحم کنند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> [[فسق]] عامل بسیاری از بدبختیهای شخص در [[دنیا]] و [[آخرت]] است؛ زیرا [[فاسق]] ازنظر [[شهروندی]] [[انسانی]] غیرسالم تلقی شده و از بسیاری از [[حقوق]] [[محروم]] میگردد به گونه ای که در [[جامعه]] نمیتواند پستها و مناصبی را در [[اختیار]] گیرد، چنان که در آخرت نیز از [[رضوان الهی]] و [[مغفرت]] محروم خواهد شد<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ * أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ * الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که میگفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دلهایشان بر جای نهاد * آیا نمیدانند که خداوند راز آنها و سخنان زیرگوشی آنان را میداند و اینکه خداوند بسیار داننده نهانهاست؟! * آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقهها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمییابند طعنه میزنند و آنان را به ریشخند میگیرند، خداوند به ریشخندشان میگیرد و عذابی دردناک خواهند داشت * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچگاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شدهاند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۷۷-۸۰. {{متن قرآن|يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «برای شما سوگند میخورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بیگمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶. {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمیآمرزد؛ بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> این افراد مورد [[لعن]] و [[نفرین]] قرار میگیرند<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ذلیل]] و [[خوار]] خواهند بود.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که [[کافران]] را بر [[آتش]] ([[دوزخ]]) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در [[زندگانی دنیا]] به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در [[زمین]] و آن [[نافرمانی]] که میکردید با [[عذاب]] خواریآور [[کیفر]] میبینید» [[سوره احقاف]]، [[آیه]] ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به [[اذن خداوند]] بود و (چنین کرد) تا [[نافرمانان]] را [[خوار]] گرداند» [[سوره حشر]]، آیه ۵.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} نیز به طرد [[اجتماعی]] [[فاسقان]] اشاره کرده و حتی [[هم نشینی]] و غذا گرفتن از آنان را منع میکند و میفرماید: {{متن حدیث|لا تَأْكُلْ طَعَامَ الْفَاسِقِينَ}}؛ غذای [[مردم]] [[فاسق]] را نخور.<ref>مجموعه ورام ج ۲، ص۶۱؛ امالی، طوسی ص۵۳۵؛ [[مکارم الاخلاق]]، ص۴۶۶</ref>؛ شاید علت این منع آن باشد که فاسق به [[حلال و حرام]] توجهی ندارد و خوردن [[مال]] ایشان موجب میشود تا شخص گرفتار [[حرام]] [[خواری]] شود که آثار حرام خواری خیلی سنگین و خطرناک است؛ چراکه [[دشمنان امام حسین]]{{ع}} و [[قاتلان]] ایشان را همین حرام خواران تشکیل میدادند که [[لقمههای حرام]] به چنین شقاوتی کشانده بود. | #'''طرد [[اجتماعی]]''': [[فاسق]] به سبب آنکه هنجارشکنی میکند، میبایست از [[توده]] [[مردم]] دور شود. این طرد اجتماعی به ویژه در کسانی که هنجارشکنی در آنان به عنوان یک رویه و [[منش]] در آمده ضروری است؛ زیرا حضور آنان در [[جامعه]] موجب میشود تا دیگران نیز [[آلوده]] شوند. از سوی دیگر، طرد اجتماعی موجب میشود تا شاید آنان به خود آیند و به [[تغییر]] منش و رویه خویش بپردازند. از آن جایی که فسق و [[فجور]] عامل مهمی در نابودی و [[فروپاشی جامعه]] است <ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که میکردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹. {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵. {{متن قرآن|وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}} «و چون بر آن شویم که (مردم) شهری را نابود گردانیم به کامروایان آن فرمان میدهیم و در آن نافرمانی میورزند پس (آن شهر) سزاوار عذاب میگردد، آنگاه یکسره نابودش میگردانیم» سوره اسراء، آیه ۱۶.</ref> [[خداوند]]، نسبت به [[فاسقان]] سخت گیریهای خاص را [[اعمال]] کرده است. براساس [[آیه]] ۵۹ [[مائده]] میتوان دریافت که [[فسق]]، عامل [[خشم الهی]] و انتقال از فاسقان است؛ زیرا خداوند برخی از [[اهل کتاب]] را به سبب فسق ایشان، در همین [[دنیا]] [[مجازات]] کرده و از آنها [[انتقام]] ستانده است. [[انسان]] [[فاسق]] در [[جامعه]] مطرود است. این طرد [[اجتماعی]] گاه به شکل [[محرومیت]] از برخی از [[حقوق شهروندی]] خودنمایی میکند. از جمله اینکه در دادگاهها و مانند آن، [[گواهی]] و [[شهادت]] فاسق پذیرفته نمیشود و اگر خبری بدهد، متوقف به تحقیق و [[پژوهش]] در [[صحت]] و سقم آن است.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}} «ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کردهاید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref> فاسق ازنظر اجتماعی کسی است که شخصیتش ساقط شده و به عنوان یک [[شهروند]] معمولی با او مواجه نمیشوند. از این رو وی را همانند دیگر [[مؤمنان]] در یک کفه ترازو قرار نمیدهند، بلکه فاسق در کفه ای و [[مؤمن]] در کفه ای دیگر قرار میگیرد. این مرزبندی میان فاسق و غیر فاسق، به نوعی مرزبندی در حقوق شهروندی و بهرهگیری از آن است.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref> ازنظر [[اسلام]] کسانی که فاسق هستند، از بسیاری از حقوق شهروندی خود بیبهره میشوند. از جمله اینکه [[خردهگیری]] و [[عیب جویی]] از آنها جایز است و [[گناه]] و [[جرم]] حساب نمیشود؛ زیرا خود شخص، [[شخصیت اجتماعی]] و [[حقوق]] طبیعی [[اجتماعی]] خودش را از میان برده و [[اجازه]] داده است تا مورد [[طعن]] و خردهگیری و عیب جویی دیگران قرار گیرد.<ref>مائده، آیه۵۹ و نیز روح المعانی، ج۴، جزء۶، ص۲۵۳.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَ لا غيبَةَ}}؛ هرگاه شخص [[فاسق]] و [[گنهکار]] آشکارا گناه کند، نه حرمتی دارد و نه غیبتی.<ref>امالی، صدوق، ص۳۹؛ بحارالأنوار، ط –بیروت، ج ۷۲، ص۲۵۳، ح ۳۲.</ref> [[فسق]] همچنین موجب میشود تا [[مؤمنان]] مجاز به خشمگیری بر [[فاسقان]] باشند؛ چنانکه [[خداوند]] فسق [[اهل کتاب]] را عامل [[خشم]] و [[غضب]] [[مسلمانان]] نسبت به آنان دانسته است.<ref>مائده، آیه۵۹ و نیز مجمع البیان، ج۳و۴، ص۳۳۰.</ref> کسانی که فاسق هستند جایز است که مسلمانان آنان را طرد کرده و روابط خود را با آنها از هم بگسلند. حتی بر [[خویشان]] است که روابط فامیلی خود را با فاسقان کاهش داده و یا قطع پیوند و رحم کنند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷. {{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> [[فسق]] عامل بسیاری از بدبختیهای شخص در [[دنیا]] و [[آخرت]] است؛ زیرا [[فاسق]] ازنظر [[شهروندی]] [[انسانی]] غیرسالم تلقی شده و از بسیاری از [[حقوق]] [[محروم]] میگردد به گونه ای که در [[جامعه]] نمیتواند پستها و مناصبی را در [[اختیار]] گیرد، چنان که در آخرت نیز از [[رضوان الهی]] و [[مغفرت]] محروم خواهد شد<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ * أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ * الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که میگفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دلهایشان بر جای نهاد * آیا نمیدانند که خداوند راز آنها و سخنان زیرگوشی آنان را میداند و اینکه خداوند بسیار داننده نهانهاست؟! * آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقهها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمییابند طعنه میزنند و آنان را به ریشخند میگیرند، خداوند به ریشخندشان میگیرد و عذابی دردناک خواهند داشت * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچگاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شدهاند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۷۷-۸۰. {{متن قرآن|يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «برای شما سوگند میخورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بیگمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶. {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمیآمرزد؛ بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> این افراد مورد [[لعن]] و [[نفرین]] قرار میگیرند<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ذلیل]] و [[خوار]] خواهند بود.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که [[کافران]] را بر [[آتش]] ([[دوزخ]]) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در [[زندگانی دنیا]] به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در [[زمین]] و آن [[نافرمانی]] که میکردید با [[عذاب]] خواریآور [[کیفر]] میبینید» [[سوره احقاف]]، [[آیه]] ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به [[اذن خداوند]] بود و (چنین کرد) تا [[نافرمانان]] را [[خوار]] گرداند» [[سوره حشر]]، آیه ۵.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} نیز به طرد [[اجتماعی]] [[فاسقان]] اشاره کرده و حتی [[هم نشینی]] و غذا گرفتن از آنان را منع میکند و میفرماید: {{متن حدیث|لا تَأْكُلْ طَعَامَ الْفَاسِقِينَ}}؛ غذای [[مردم]] [[فاسق]] را نخور.<ref>مجموعه ورام ج ۲، ص۶۱؛ امالی، طوسی ص۵۳۵؛ [[مکارم الاخلاق]]، ص۴۶۶.</ref>؛ شاید علت این منع آن باشد که فاسق به [[حلال و حرام]] توجهی ندارد و خوردن [[مال]] ایشان موجب میشود تا شخص گرفتار [[حرام]] [[خواری]] شود که آثار حرام خواری خیلی سنگین و خطرناک است؛ چراکه [[دشمنان امام حسین]]{{ع}} و [[قاتلان]] ایشان را همین حرام خواران تشکیل میدادند که [[لقمههای حرام]] به چنین شقاوتی کشانده بود. | ||
#'''از دست رفتن [[ایمان]]''': برخی از [[گناهان]] است که ایمان را از [[دل]] [[آدمی]] بیرون میبرد و [[نور ایمان]] میرود و [[ظلمت]] [[کفر]] جایگزین آن میشود. [[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|اِنَّ المَعَاصِيَ يَستَولي بِهَا الخِذلَانُ عَلَي صَاحِبِهَا حَتَّي تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا}}؛ به وسیله گناهان، [[خذلان]] و سلب [[توفیق]] بر [[گنهکار]] مستولی میشود تا جایی که او را در گناهان بزرگتر میاندازد. از جمله گناهانی که نور ایمان را از دل آدمی بیرون میبرد، [[فسق]] است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|قَدْ يَخْرُجُ مِنَ الْإِيمَانِ بِخَمْسِ جِهَاتٍ مِنَ الْفِعْلِ كُلُّهَا مُتَشَابِهَاتٌ مَعْرُوفَاتٌ الْكُفْرُ وَ الشِّرْكُ وَ الضَّلَالُ وَ الْفِسْقُ وَ رُكُوبُ الْكَبَائِر}}؛ بیگمان [[بنده]] به سبب یکی از پنج کار که همگی مانند هم و شناخته شده هستند، از [[ایمان]] خارج میشود: [[کفر]]، [[شرک]]، [[گمراهی]]، [[فسق]] و ارتکاب کبائر.<ref>تحف العقول، ص۳۳۰</ref> | #'''از دست رفتن [[ایمان]]''': برخی از [[گناهان]] است که ایمان را از [[دل]] [[آدمی]] بیرون میبرد و [[نور ایمان]] میرود و [[ظلمت]] [[کفر]] جایگزین آن میشود. [[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|اِنَّ المَعَاصِيَ يَستَولي بِهَا الخِذلَانُ عَلَي صَاحِبِهَا حَتَّي تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا}}؛ به وسیله گناهان، [[خذلان]] و سلب [[توفیق]] بر [[گنهکار]] مستولی میشود تا جایی که او را در گناهان بزرگتر میاندازد. از جمله گناهانی که نور ایمان را از دل آدمی بیرون میبرد، [[فسق]] است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|قَدْ يَخْرُجُ مِنَ الْإِيمَانِ بِخَمْسِ جِهَاتٍ مِنَ الْفِعْلِ كُلُّهَا مُتَشَابِهَاتٌ مَعْرُوفَاتٌ الْكُفْرُ وَ الشِّرْكُ وَ الضَّلَالُ وَ الْفِسْقُ وَ رُكُوبُ الْكَبَائِر}}؛ بیگمان [[بنده]] به سبب یکی از پنج کار که همگی مانند هم و شناخته شده هستند، از [[ایمان]] خارج میشود: [[کفر]]، [[شرک]]، [[گمراهی]]، [[فسق]] و ارتکاب کبائر.<ref>تحف العقول، ص۳۳۰.</ref> | ||
#'''جواز [[غیبت]]''': چنان که در طرد [[اجتماعی]] گفته شد، فسق موجب میشود تا جواز غیبت نسبت به [[فاسق]] صادر شود. اصولا کسی که خودش علنی و آشکار [[گناه]] میکند و هنجارشکنی میکند، سر و رازی ندارد که لازم باشد مخفی بماند. بنابراین، چون فاسق [[حرمت]] و [[احترام]] خودش را نگه نمیدارد، بر دیگران نیست که حرمت [[حریم]] و احترام او را نگه دارند. از این روست که غیبت پشت سر فاسق و هنجارشکن جایز است؛ زیرا حرمتی برای خود قایل نیست تا دیگران به آن احترام بگذارند. از این روست که [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|أَرْبَعَةٌ لَيْسَ غِيبَتُهُمْ غِيبَةً الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ وَ الْإِمَامُ الْكَذَّابُ إِنْ أَحْسَنْتَ لَمْ يَشْكُرْ وَ إِنْ أَسَأْتَ لَمْ يَغْفِرْ وَ الْمُتَفَكِّهُونَ بِالْأُمَّهَات وَ الْخَارِجُ مِنَ الْجَمَاعَةِ الطَّاعِنُ عَلَي أُمَّتِي الشَّاهِرُ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ}}؛ چهار کسند که غیبت کردن از آنها غیبت نیست: فاسقی که فسق خود را آشکار میسازد، پیشوای [[دروغگویی]] که اگر خوبی کنی، [[سپاسگزاری]] نمیکند و اگر [[بدی]] کنی، نمیبخشد، کسانی که از سر [[خنده]] و [[شوخی]] [[فحش]] مادر میدهند و کسی که از [[جماعت]] [[مسلمانان]] کناره گیرد و بر [[امّت]] من [[عیب]] گیرد و به روی آنها [[شمشیر]] کشد.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۲، ص۲۶۱، ح ۶۴؛ نوادر، راوندی، ص۱۸، ۱۹</ref> | #'''جواز [[غیبت]]''': چنان که در طرد [[اجتماعی]] گفته شد، فسق موجب میشود تا جواز غیبت نسبت به [[فاسق]] صادر شود. اصولا کسی که خودش علنی و آشکار [[گناه]] میکند و هنجارشکنی میکند، سر و رازی ندارد که لازم باشد مخفی بماند. بنابراین، چون فاسق [[حرمت]] و [[احترام]] خودش را نگه نمیدارد، بر دیگران نیست که حرمت [[حریم]] و احترام او را نگه دارند. از این روست که غیبت پشت سر فاسق و هنجارشکن جایز است؛ زیرا حرمتی برای خود قایل نیست تا دیگران به آن احترام بگذارند. از این روست که [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|أَرْبَعَةٌ لَيْسَ غِيبَتُهُمْ غِيبَةً الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ وَ الْإِمَامُ الْكَذَّابُ إِنْ أَحْسَنْتَ لَمْ يَشْكُرْ وَ إِنْ أَسَأْتَ لَمْ يَغْفِرْ وَ الْمُتَفَكِّهُونَ بِالْأُمَّهَات وَ الْخَارِجُ مِنَ الْجَمَاعَةِ الطَّاعِنُ عَلَي أُمَّتِي الشَّاهِرُ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ}}؛ چهار کسند که غیبت کردن از آنها غیبت نیست: فاسقی که فسق خود را آشکار میسازد، پیشوای [[دروغگویی]] که اگر خوبی کنی، [[سپاسگزاری]] نمیکند و اگر [[بدی]] کنی، نمیبخشد، کسانی که از سر [[خنده]] و [[شوخی]] [[فحش]] مادر میدهند و کسی که از [[جماعت]] [[مسلمانان]] کناره گیرد و بر [[امّت]] من [[عیب]] گیرد و به روی آنها [[شمشیر]] کشد.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۲، ص۲۶۱، ح ۶۴؛ نوادر، راوندی، ص۱۸، ۱۹.</ref> | ||
#'''ترک [[مصاحبت]]''': در طرد اجتماعی به این مورد نیز اشاره شده است. اما برای تاکید بیشتر آن را جدا گانه نیز ذکر میکنیم تا معلوم شود که فسق تا چه اندازه خطرناک است که [[انسان]] باید از هر گونه [[دوستی]] و مصاحبت و هم سخن و [[همراهی]] با این افراد خودداری کند. [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اِحذَرْ مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ و الفُجّارِ و الُمجاهِرِينَ بِمَعاصِي اللّه}}؛از [[همنشینی]] با افراد [[فاسق]] و [[فاجر]] و متظاهر به [[معاصی]] [[خدا]] دوری کن.<ref>تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۳۳، ح ۹۸۸۳</ref> [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در تعلیل این [[فرمان]] و [[نهی]] میفرماید: {{متن حدیث|إيّاكَ و مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ؛ فإنَّ الشَّرَّ بالشَّرِّ مُلحَقٌ}}؛ از همنشینی با [[فاسقان]] دوری کن؛ زیرا [[بدی]] به بدی میپیوندد.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۱، ص۱۹۹، ح ۳۶؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، ص۴۶۰، نامه ۶۹</ref> | #'''ترک [[مصاحبت]]''': در طرد اجتماعی به این مورد نیز اشاره شده است. اما برای تاکید بیشتر آن را جدا گانه نیز ذکر میکنیم تا معلوم شود که فسق تا چه اندازه خطرناک است که [[انسان]] باید از هر گونه [[دوستی]] و مصاحبت و هم سخن و [[همراهی]] با این افراد خودداری کند. [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اِحذَرْ مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ و الفُجّارِ و الُمجاهِرِينَ بِمَعاصِي اللّه}}؛از [[همنشینی]] با افراد [[فاسق]] و [[فاجر]] و متظاهر به [[معاصی]] [[خدا]] دوری کن.<ref>تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۳۳، ح ۹۸۸۳.</ref> [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در تعلیل این [[فرمان]] و [[نهی]] میفرماید: {{متن حدیث|إيّاكَ و مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ؛ فإنَّ الشَّرَّ بالشَّرِّ مُلحَقٌ}}؛ از همنشینی با [[فاسقان]] دوری کن؛ زیرا [[بدی]] به بدی میپیوندد.<ref>بحار الأنوار، ط-بیروت، ج ۷۱، ص۱۹۹، ح ۳۶؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، ص۴۶۰، نامه ۶۹.</ref> | ||
#'''بازداشت و [[حبس]] [[عالمان]] فاسق''': از دیگر آثار و [[احکام]] [[فسق]] و فاسق، [[محبوس]] کردن هنجارشکن است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|يَجِبُ علي الإمامِ أنْ يَحْبِسَ الفُسّاقَ مِن العُلَماءِ، و الجُهّالَ مِن الأطِبّاءِ، و المَفالِيسَ مِن الأكْرِياءِ}}؛ بر [[امام]] [[واجب]] است که علمای فاسق و پزشکان [[نادان]] و کرایه کنندگان بیچیز و [[ورشکسته]] را بازداشت کند.<ref>من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص۳۱، ح ۳۲۶۶ – تهذیب الاحکام، تحقیق خرسان، ج ۶، ص۳۱۹، ح ۸۵</ref> شاید بتوان گفت که حضور هنجارشکنانی به ویژه کسانی که دانشمند هستند، در [[جامعه]] بسیار خطرناکتر از هنجارشکنان و فاسقان عادی است؛ زیرا آنان با [[علم]] خویش به توجیه و شبههسازی [[اقدام]] میکند و زمینه را برای گسترش [[فرهنگ]] فسق و [[فجور]] و هنجارشکنی فراهم میاورند. از سوی دیگر، عالمان و [[دانشمندان]] در جامعه از جایگاه و اعتبار [[اجتماعی]] برخوردار بوده و [[مردم]] آنان را به عنوان دیگران مهم و [[سرمشق]] و [[اسوه]] خویش قرار میدهند و از آنان پیرو میکنند. بنابراین، بازداشت و حبس آنان میتواند جلوی تقویت این رویه هنجارشکنی و گسترش آن را بگیرد. | #'''بازداشت و [[حبس]] [[عالمان]] فاسق''': از دیگر آثار و [[احکام]] [[فسق]] و فاسق، [[محبوس]] کردن هنجارشکن است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|يَجِبُ علي الإمامِ أنْ يَحْبِسَ الفُسّاقَ مِن العُلَماءِ، و الجُهّالَ مِن الأطِبّاءِ، و المَفالِيسَ مِن الأكْرِياءِ}}؛ بر [[امام]] [[واجب]] است که علمای فاسق و پزشکان [[نادان]] و کرایه کنندگان بیچیز و [[ورشکسته]] را بازداشت کند.<ref>من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص۳۱، ح ۳۲۶۶ – تهذیب الاحکام، تحقیق خرسان، ج ۶، ص۳۱۹، ح ۸۵.</ref> شاید بتوان گفت که حضور هنجارشکنانی به ویژه کسانی که دانشمند هستند، در [[جامعه]] بسیار خطرناکتر از هنجارشکنان و فاسقان عادی است؛ زیرا آنان با [[علم]] خویش به توجیه و شبههسازی [[اقدام]] میکند و زمینه را برای گسترش [[فرهنگ]] فسق و [[فجور]] و هنجارشکنی فراهم میاورند. از سوی دیگر، عالمان و [[دانشمندان]] در جامعه از جایگاه و اعتبار [[اجتماعی]] برخوردار بوده و [[مردم]] آنان را به عنوان دیگران مهم و [[سرمشق]] و [[اسوه]] خویش قرار میدهند و از آنان پیرو میکنند. بنابراین، بازداشت و حبس آنان میتواند جلوی تقویت این رویه هنجارشکنی و گسترش آن را بگیرد. | ||
#'''رد شهات و [[گواهی]] فاسق''': در بحث طرد اجتماعی بر اساس [[آیات قرآنی]] بیان شد که [[شهادت]] وگواهی فاسق قبول نمیشود. در باره [[خبر فاسق]] آمده است که باید تحقیق شود تا معلوم گردد راست است یا نه؟ در [[حقیقت]] اصل خبر او تنها منشای تحقیق است نه [[حکم]] و اما حکم بر اساس تحقیقی خواهد بود که انجام میگیرد. پس در اصل [[خبر فاسق]] هیچ [[ارزش]] خبری در جهت [[نفی]] و [[اثبات]] ندارد جز علیه خودش ندارد؛ زیرا {{عربی|اقرار العقلا علي انفسهم جائز}}؛ یعنی اقرار [[خردمندان]] علیه خودشان پذیرفته میشود. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لا أَقْبَلُ شَهَادَةَ الْفَاسِقِ إِلَّا عَلَي نَفْسِهِ}}؛ [[شهادت]] [[فاسق]] را جز بر ضدّ خودش نمیپذیرم.<ref>کافی، ط-الاسلامیه، ج ۷، ص۳۹۵، ح ۵؛من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص۵۰، ح ۳۳۰۶</ref> | #'''رد شهات و [[گواهی]] فاسق''': در بحث طرد اجتماعی بر اساس [[آیات قرآنی]] بیان شد که [[شهادت]] وگواهی فاسق قبول نمیشود. در باره [[خبر فاسق]] آمده است که باید تحقیق شود تا معلوم گردد راست است یا نه؟ در [[حقیقت]] اصل خبر او تنها منشای تحقیق است نه [[حکم]] و اما حکم بر اساس تحقیقی خواهد بود که انجام میگیرد. پس در اصل [[خبر فاسق]] هیچ [[ارزش]] خبری در جهت [[نفی]] و [[اثبات]] ندارد جز علیه خودش ندارد؛ زیرا {{عربی|اقرار العقلا علي انفسهم جائز}}؛ یعنی اقرار [[خردمندان]] علیه خودشان پذیرفته میشود. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لا أَقْبَلُ شَهَادَةَ الْفَاسِقِ إِلَّا عَلَي نَفْسِهِ}}؛ [[شهادت]] [[فاسق]] را جز بر ضدّ خودش نمیپذیرم.<ref>کافی، ط-الاسلامیه، ج ۷، ص۳۹۵، ح ۵؛من لا یحضره الفقیه ج ۳، ص۵۰، ح ۳۳۰۶.</ref> | ||
#'''[[عذاب دنیوی]]''': [[خداوند]] در ایات [[قرآنی]] از جمله [[آیات]] ۱۶۳ تا ۱۶۵ [[سوره اعراف]] بیان کرده است که [[فاسقان]] را به سبب [[فسق]] ایشان در همین [[دنیا]] [[عذاب]] کرده که بوزینه شدن [[اصحاب سبت]] یکی از این دسته [[عذابهای الهی]] نسبت به فاسقان است. | #'''[[عذاب دنیوی]]''': [[خداوند]] در ایات [[قرآنی]] از جمله [[آیات]] ۱۶۳ تا ۱۶۵ [[سوره اعراف]] بیان کرده است که [[فاسقان]] را به سبب [[فسق]] ایشان در همین [[دنیا]] [[عذاب]] کرده که بوزینه شدن [[اصحاب سبت]] یکی از این دسته [[عذابهای الهی]] نسبت به فاسقان است. | ||
#'''[[آتش دوزخ]]''': خداوند میفرماید: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}}<ref>«و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> همین [[حکم]] در [[آیه]] ۲۰ [[سوره احقاف]] برای فاسقان بیان شده و به آنان [[وعده]] آتش دوزخ داده شده است. | #'''[[آتش دوزخ]]''': خداوند میفرماید: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}}<ref>«و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> همین [[حکم]] در [[آیه]] ۲۰ [[سوره احقاف]] برای فاسقان بیان شده و به آنان [[وعده]] آتش دوزخ داده شده است. | ||
#'''ترک [[دوستی]]''': همان طوری که در طرد [[اجتماعی]] و نیز [[مصاحبت]] با فاسقان آمده باید از هر گونه ارتباط با این دسته از [[مردم]] خودداری شود. [[لقمان]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ مُعَادَاةُ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ الْفَاسِق}}؛ ای پسرم! [[دشمنی]] با [[مؤمنان]]، از دوستی با فاسق، بهتر است.<ref>اختصاص ص۳۳۸</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>. | #'''ترک [[دوستی]]''': همان طوری که در طرد [[اجتماعی]] و نیز [[مصاحبت]] با فاسقان آمده باید از هر گونه ارتباط با این دسته از [[مردم]] خودداری شود. [[لقمان]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ مُعَادَاةُ الْمُؤْمِنِينَ خَيْرٌ مِنْ مُصَادَقَةِ الْفَاسِق}}؛ ای پسرم! [[دشمنی]] با [[مؤمنان]]، از دوستی با فاسق، بهتر است.<ref>اختصاص ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق خروج از پوسته زیبای هدایت (مقاله)|فسق خروج از پوسته زیبای هدایت]].</ref>. | ||
==[[هنجارشکنی]]، [[پرده دری]] و شکستن [[حرمت]] [[حریمها]]== | ==[[هنجارشکنی]]، [[پرده دری]] و شکستن [[حرمت]] [[حریمها]]== | ||
| خط ۳۷۲: | خط ۳۷۴: | ||
پس [[فاسق]] در فرهنگ قرآنی، به حالتی از افراد [[اجتماع]] گفته میشود که حالت طبیعی را در [[رفتار اجتماعی]] ندارند و به سبب دوری از [[تقوای الهی]] که به عنوان پوسته و [[لباس]] برای [[انسان]] است، فاقد عامل حفاظتی، [[زیبایی]] و مانند آنها هستند؛ زیرا از نظر [[قرآن]]، تقوای الهی که [[عقل]] و نقل آن را بیان کرده، موجب میشود که انسان هم چون لباسی آن را به تن کند؛ پس این [[لباس تقوا]] موجب میشود تا به عنوان عامل [[حفاظت]] او را [[حفظ]] کند و از تعرضات دیگرانی که [[بیماردل]] هستند در [[امنیت]] و [[امان]] نگه دارد.<ref>{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> بنابراین، [[تقوا]]، نه تنها عامل زیبایی از یک سو و پوشاندن بدن و [[عیوب]] آن از سوی دیگر است، بلکه مهمترین عامل حفاظتی برای [[انسان]] در [[اجتماع]] و [[امنیت]] بخش برای اوست تا از هر گونه تعرضی در [[امان]] باشد؛ چنان که لباسهایی که انسان میپوشد نیز این گونه است که عامل [[حفاظت]] از [[گرما]]، سرما و حتی برخوردهای اجسام خطرناک است.<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ}} «و خداوند از آنچه آفریده است سایهبانهایی برای شما قرار داد و از کوهها غارهایی برایتان نهاد و تنپوشهایی برایتان پدید آورد که شما را از گرما نگه میدارد و تنپوشهایی که شما را از (گزند) جنگتان نگه میدارد؛ بدینگونه خداوند نعمتش را بر شما تمام میگردا» سوره نحل، آیه ۸۱؛ {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}} «ای فرزندان آدم! برای شما جامهای را فرو فرستادهایم که شرمگاههای شما را میپوشاند و (نیز) جامهای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref> | پس [[فاسق]] در فرهنگ قرآنی، به حالتی از افراد [[اجتماع]] گفته میشود که حالت طبیعی را در [[رفتار اجتماعی]] ندارند و به سبب دوری از [[تقوای الهی]] که به عنوان پوسته و [[لباس]] برای [[انسان]] است، فاقد عامل حفاظتی، [[زیبایی]] و مانند آنها هستند؛ زیرا از نظر [[قرآن]]، تقوای الهی که [[عقل]] و نقل آن را بیان کرده، موجب میشود که انسان هم چون لباسی آن را به تن کند؛ پس این [[لباس تقوا]] موجب میشود تا به عنوان عامل [[حفاظت]] او را [[حفظ]] کند و از تعرضات دیگرانی که [[بیماردل]] هستند در [[امنیت]] و [[امان]] نگه دارد.<ref>{{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> بنابراین، [[تقوا]]، نه تنها عامل زیبایی از یک سو و پوشاندن بدن و [[عیوب]] آن از سوی دیگر است، بلکه مهمترین عامل حفاظتی برای [[انسان]] در [[اجتماع]] و [[امنیت]] بخش برای اوست تا از هر گونه تعرضی در [[امان]] باشد؛ چنان که لباسهایی که انسان میپوشد نیز این گونه است که عامل [[حفاظت]] از [[گرما]]، سرما و حتی برخوردهای اجسام خطرناک است.<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ}} «و خداوند از آنچه آفریده است سایهبانهایی برای شما قرار داد و از کوهها غارهایی برایتان نهاد و تنپوشهایی برایتان پدید آورد که شما را از گرما نگه میدارد و تنپوشهایی که شما را از (گزند) جنگتان نگه میدارد؛ بدینگونه خداوند نعمتش را بر شما تمام میگردا» سوره نحل، آیه ۸۱؛ {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}} «ای فرزندان آدم! برای شما جامهای را فرو فرستادهایم که شرمگاههای شما را میپوشاند و (نیز) جامهای را که زینت است و لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ این از آیات خداوند است باشد که آنان در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref> | ||
اما [[فاسق]] با [[هنجارشکنی]] و [[بیتقوایی]] خویش، از همه فواید و آثار [[تقوای الهی]] بیبهره میماند و نه تنها به دیگران [[آزار]] میرساند، بلکه پیش از دیگران خودش آسیب میبیند؛ زیرا عیوب وی آشکار شده و از زیباییهای تقوای بیبهره میماند، بستر [[اذیت]] و آزار و تعرضات [[بیماردلان]] را به سوی فراهم میآورد به گونهای که دیگر خود در اجتماع نمیتواند [[احساس امنیت]] کند.<ref>احزاب، آیه ۳۳</ref> | اما [[فاسق]] با [[هنجارشکنی]] و [[بیتقوایی]] خویش، از همه فواید و آثار [[تقوای الهی]] بیبهره میماند و نه تنها به دیگران [[آزار]] میرساند، بلکه پیش از دیگران خودش آسیب میبیند؛ زیرا عیوب وی آشکار شده و از زیباییهای تقوای بیبهره میماند، بستر [[اذیت]] و آزار و تعرضات [[بیماردلان]] را به سوی فراهم میآورد به گونهای که دیگر خود در اجتماع نمیتواند [[احساس امنیت]] کند.<ref>احزاب، آیه ۳۳.</ref> | ||
اما [[فجور]] از ریشه [[فجر]]، به معنای شکافتن است؛ از همین روست که فجر، همان [[زمان]] [[طلوع]] [[خورشید]] است که پرده شب را میدرد و [[روشنایی]] را به [[روز]] میکشاند. از نظر [[قرآن]]، فجور حالتی است که شخص با رفتارهای نابهنجار و هنجارشکنانه خود، [[حرمتها]] و [[حریمها]] را میدرد و خطوط قرمز [[اجتماعی]] و [[ارزشها]] و هنجارهایش را نادیده میگیرد. این در حالی است که هر [[انسانی]] به سبب [[فطرت]] از [[الهامات]] [[الهی]] برخوردار است و در درون خویش یک شاخصی الهی دارد که میتواند بدان [[حق و باطل]]، [[زیبا]] و [[زشت]]، خوب و بد و مانند آنها را بشناسد و به [[حق]] و خوبی و [[زیبایی]] [[گرایش]] یابد و از [[باطل]] و [[بدی]] و [[زشتی]] گریزش داشته باشد.<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰؛ {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> | اما [[فجور]] از ریشه [[فجر]]، به معنای شکافتن است؛ از همین روست که فجر، همان [[زمان]] [[طلوع]] [[خورشید]] است که پرده شب را میدرد و [[روشنایی]] را به [[روز]] میکشاند. از نظر [[قرآن]]، فجور حالتی است که شخص با رفتارهای نابهنجار و هنجارشکنانه خود، [[حرمتها]] و [[حریمها]] را میدرد و خطوط قرمز [[اجتماعی]] و [[ارزشها]] و هنجارهایش را نادیده میگیرد. این در حالی است که هر [[انسانی]] به سبب [[فطرت]] از [[الهامات]] [[الهی]] برخوردار است و در درون خویش یک شاخصی الهی دارد که میتواند بدان [[حق و باطل]]، [[زیبا]] و [[زشت]]، خوب و بد و مانند آنها را بشناسد و به [[حق]] و خوبی و [[زیبایی]] [[گرایش]] یابد و از [[باطل]] و [[بدی]] و [[زشتی]] گریزش داشته باشد.<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰؛ {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> | ||
[[خدا]] در [[آموزههای وحیانی قرآن]] بیان میکند، که [[انسان]] برخوردار از دو ابزار [[کشف]] [[حقایق]] و ارزشها است که از آن به [[عقل سلیم]] و نقل [[وحیانی]] تعبیر میشود.<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}} «و میگویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز میبودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> این دو ابزار کشف، هماره مطابق هم هستند، هر چند که [[عقل]] در برخی از موارد دسترسی ندارد، چنان که به [[عالم غیب]] و [[ملکوت]] به شکل تفصیلی دسترسی ندارد و تنها به شکل اجمالی از وجود آن [[آگاهی]] دارد، ولی هماره به عنوان سنجش گر [[الهی]] و [[باطنی]]، نقل [[وحیانی]] معتبر را میپذیرد و کشفیات آن را مورد [[تأیید]] قرار میدهد.<ref>روم، آیه ۳۰</ref> از همین رو گفته شده است: «کل ما [[کشف]] به العقل، امضی به النقل و ارشده؛ و کل ما کشف به النقل، امضی به العقل و ایّده؛ یعنی هر چه را [[عقل]] کشف کند، نقل آن را [[امضا]] کرده و بدان [[ارشاد]] میکند؛ و هر چه را نقل کشف کند، عقل آن را امضا و تأیید میکند». | [[خدا]] در [[آموزههای وحیانی قرآن]] بیان میکند، که [[انسان]] برخوردار از دو ابزار [[کشف]] [[حقایق]] و ارزشها است که از آن به [[عقل سلیم]] و نقل [[وحیانی]] تعبیر میشود.<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}} «و میگویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز میبودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> این دو ابزار کشف، هماره مطابق هم هستند، هر چند که [[عقل]] در برخی از موارد دسترسی ندارد، چنان که به [[عالم غیب]] و [[ملکوت]] به شکل تفصیلی دسترسی ندارد و تنها به شکل اجمالی از وجود آن [[آگاهی]] دارد، ولی هماره به عنوان سنجش گر [[الهی]] و [[باطنی]]، نقل [[وحیانی]] معتبر را میپذیرد و کشفیات آن را مورد [[تأیید]] قرار میدهد.<ref>روم، آیه ۳۰.</ref> از همین رو گفته شده است: «کل ما [[کشف]] به العقل، امضی به النقل و ارشده؛ و کل ما کشف به النقل، امضی به العقل و ایّده؛ یعنی هر چه را [[عقل]] کشف کند، نقل آن را [[امضا]] کرده و بدان [[ارشاد]] میکند؛ و هر چه را نقل کشف کند، عقل آن را امضا و تأیید میکند». | ||
پس کسی که بر خلاف کشفیات [[عقل سلیم]] و نقل وحیانی عمل و [[رفتار]] میکند، در [[حقیقت]] بر خلاف [[فطرت]] و [[طبیعت]] و نیز [[سنتهای الهی]] [[حاکم]] بر [[جان]] و [[جهان]] و [[جامعه]] عمل میکند. از همین رو، چنین کسانی را به عنوان [[فاسق]] یا [[فاجر]] معرفی میکند؛ زیرا اگر [[تقوای الهی]] داشتند به [[فسق]] و [[فجور]] [[گرایش]] نمییافتند. | پس کسی که بر خلاف کشفیات [[عقل سلیم]] و نقل وحیانی عمل و [[رفتار]] میکند، در [[حقیقت]] بر خلاف [[فطرت]] و [[طبیعت]] و نیز [[سنتهای الهی]] [[حاکم]] بر [[جان]] و [[جهان]] و [[جامعه]] عمل میکند. از همین رو، چنین کسانی را به عنوان [[فاسق]] یا [[فاجر]] معرفی میکند؛ زیرا اگر [[تقوای الهی]] داشتند به [[فسق]] و [[فجور]] [[گرایش]] نمییافتند. | ||
| خط ۳۸۸: | خط ۳۹۰: | ||
#'''[[شکست]] در [[امتحان الهی]]''': کسانی که دچار [[هنجارشکنی]] هستند، در [[امتحانات الهی]] سربلند بیرون نمیآیند و هماره گرفتار شکست میشوند. این گونه است گرفتار آثار شکست میشوند که از جمله آنها [[انتقام الهی]] در همین [[دنیا]] است، چنان که [[اصحاب سبت]] به سبب [[گرفتاری]] به [[فسق]]، در [[امتحان]] ماهیان شکست خورده و در همین دنیا گرفتار [[عذاب]] [[استیصال]] و [[مسخ]] به بوزینه شدند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.</ref> | #'''[[شکست]] در [[امتحان الهی]]''': کسانی که دچار [[هنجارشکنی]] هستند، در [[امتحانات الهی]] سربلند بیرون نمیآیند و هماره گرفتار شکست میشوند. این گونه است گرفتار آثار شکست میشوند که از جمله آنها [[انتقام الهی]] در همین [[دنیا]] است، چنان که [[اصحاب سبت]] به سبب [[گرفتاری]] به [[فسق]]، در [[امتحان]] ماهیان شکست خورده و در همین دنیا گرفتار [[عذاب]] [[استیصال]] و [[مسخ]] به بوزینه شدند.<ref>{{متن قرآن|وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ}} «و از ایشان درباره شهری که در کرانه دریا بود بپرس، آنگاه که (از حکم حرام بودن ماهیگیری) در روز شنبه تجاوز میکردند زیرا روز شنبه آنان ماهیهاشان نزد ایشان روی آب میآمدند و روزی که شنبهشان نبود نزد آنان نمیآمدند، بدینگونه آنها را برای آنکه نافرمانی میکردند، میآزمودیم * و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند * آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۳-۱۶۵.</ref> | ||
#'''[[انتقام جویی]]''': از نظر [[قرآن]]، یکی از علت [[بیماری]] انتقام جویی از سوی افراد [[اجتماع]]، [[فسق]] و [[هنجارشکنی]] است؛ چنان که [[مسیحیان]] [[فاسق]] و هنجارشکن [[گرایش]] به [[انتقام]] از [[مسلمانان]] پیدا کردند<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref>؛ زیرا هنجارشکنان [[دوست]] ندارند کسانی را ببیند که پای به اصول [[عقلانی]] وعقلایی و نقلانی هستند و [[اهل]] [[ایمان به خدا]] و انجام [[کارها]] برای [[رضایت خدا]] هستند. افراد هنجارشکن، اصولا از حضور [[مؤمنان]] و هنجارگرایان عصبانی هستند و دوست ندارد در میان آنان باشند و میخواهند به هر شکلی شده ایشان را از محیط [[اجتماعی]] خودشان بیرون کنند.<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲؛ {{متن قرآن|فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهر خود بیرون کنید زیرا آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره نمل، آیه ۵۶.</ref> | #'''[[انتقام جویی]]''': از نظر [[قرآن]]، یکی از علت [[بیماری]] انتقام جویی از سوی افراد [[اجتماع]]، [[فسق]] و [[هنجارشکنی]] است؛ چنان که [[مسیحیان]] [[فاسق]] و هنجارشکن [[گرایش]] به [[انتقام]] از [[مسلمانان]] پیدا کردند<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref>؛ زیرا هنجارشکنان [[دوست]] ندارند کسانی را ببیند که پای به اصول [[عقلانی]] وعقلایی و نقلانی هستند و [[اهل]] [[ایمان به خدا]] و انجام [[کارها]] برای [[رضایت خدا]] هستند. افراد هنجارشکن، اصولا از حضور [[مؤمنان]] و هنجارگرایان عصبانی هستند و دوست ندارد در میان آنان باشند و میخواهند به هر شکلی شده ایشان را از محیط [[اجتماعی]] خودشان بیرون کنند.<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «و پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید که آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره اعراف، آیه ۸۲؛ {{متن قرآن|فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}} «اما پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهر خود بیرون کنید زیرا آنان مردمی هستند که خود را پاک مینمایانند» سوره نمل، آیه ۵۶.</ref> | ||
#'''[[انقراض]] [[اجتماع]]''': از نظر [[قرآن]]، [[هنجارشکنی]] اگر به شکل [[پدیده اجتماعی]] در آید، اجتماع [[فلسفه وجودی]] خود را از دست داده و افراد آن از یک دیگر دور شده به طوری که شرایط برای انقراض و [[فروپاشی]] آن اجتماع آماده میشود. البته این از [[سنتهای الهی]] است که در قالب اسباب ظاهری خودنمایی میکند؛ چنان که در نظر تحلیل گران ظاهر بین و [[حس]] گرا، عامل آن [[انتقام الهی]] نیست، در حالی از نظر قرآن، این فروپاشیها و انقراضها پاسخی از سوی [[خدا]] در برابر هنجارشکنی [[انسان]] است.<ref>بقره، آیه ۵۹؛ اعراف، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۳۴ و ۳۵</ref> | #'''[[انقراض]] [[اجتماع]]''': از نظر [[قرآن]]، [[هنجارشکنی]] اگر به شکل [[پدیده اجتماعی]] در آید، اجتماع [[فلسفه وجودی]] خود را از دست داده و افراد آن از یک دیگر دور شده به طوری که شرایط برای انقراض و [[فروپاشی]] آن اجتماع آماده میشود. البته این از [[سنتهای الهی]] است که در قالب اسباب ظاهری خودنمایی میکند؛ چنان که در نظر تحلیل گران ظاهر بین و [[حس]] گرا، عامل آن [[انتقام الهی]] نیست، در حالی از نظر قرآن، این فروپاشیها و انقراضها پاسخی از سوی [[خدا]] در برابر هنجارشکنی [[انسان]] است.<ref>بقره، آیه ۵۹؛ اعراف، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۳۴ و ۳۵.</ref> | ||
#'''[[ولایت]] و [[سلطه]] [[کافران]]''': از نظر قرآن [[اجتماعی]] که گرفتار هنجارشکنی است، به [[حکم]] [[سنت الهی]] [[حاکم]] بر اجتماع، گرفتار سلطه و [[ولایت کافران]] و [[طاغوتیان]] میشوند.<ref>{{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بسیاری از آنان را مینگری که کافران را سرور میگیرند؛ به راستی زشت است آنچه خود برای خویش پیش فرستادند که (سبب شد) خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان در عذاب، جاودانند * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۸۰-۸۱.</ref> | #'''[[ولایت]] و [[سلطه]] [[کافران]]''': از نظر قرآن [[اجتماعی]] که گرفتار هنجارشکنی است، به [[حکم]] [[سنت الهی]] [[حاکم]] بر اجتماع، گرفتار سلطه و [[ولایت کافران]] و [[طاغوتیان]] میشوند.<ref>{{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بسیاری از آنان را مینگری که کافران را سرور میگیرند؛ به راستی زشت است آنچه خود برای خویش پیش فرستادند که (سبب شد) خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان در عذاب، جاودانند * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۸۰-۸۱.</ref> | ||
#'''فقدان [[وثاقت]]''': هنجارشکنان از وثاقت خارج میشوند و کسی به سخنان و گزارشهای آنان توجه و اهتمام نمیورزد؛ زیرا هنجارشکنی خود [[گواهی]] روشن بر این معنا است که نمیتوان او را مورد [[وثوق]] قرار داد و حتی گزارشهای [[حسی]] او را پذیرفت.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}} «ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کردهاید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref> | #'''فقدان [[وثاقت]]''': هنجارشکنان از وثاقت خارج میشوند و کسی به سخنان و گزارشهای آنان توجه و اهتمام نمیورزد؛ زیرا هنجارشکنی خود [[گواهی]] روشن بر این معنا است که نمیتوان او را مورد [[وثوق]] قرار داد و حتی گزارشهای [[حسی]] او را پذیرفت.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}} «ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کردهاید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref> | ||
| خط ۳۹۴: | خط ۳۹۶: | ||
#'''[[ذلت]]''': کسانی که هنجارشکنی میکنند و به اصول [[عرفی]] و ارزشهای آن پای بند نیستند، در [[دنیا]] و [[آخرت]] گرفتار [[خواری]] و ذلت میشوند.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref> | #'''[[ذلت]]''': کسانی که هنجارشکنی میکنند و به اصول [[عرفی]] و ارزشهای آن پای بند نیستند، در [[دنیا]] و [[آخرت]] گرفتار [[خواری]] و ذلت میشوند.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref> | ||
#'''[[خسران]] و [[زیان]]''': هنجارشکنان در همین [[دنیا]] گرفتار خسران و زیان هستند و هرگز بهرهای از سرمایههای وجودی خویش نمیبرند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> | #'''[[خسران]] و [[زیان]]''': هنجارشکنان در همین [[دنیا]] گرفتار خسران و زیان هستند و هرگز بهرهای از سرمایههای وجودی خویش نمیبرند.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> | ||
#'''[[سقوط]] [[شخصیت]]''': از نظر [[قرآن]]، انسانهای [[مؤمن]]، از شخصیت سالم و [[صالح]] برخوردار هستند که مطابق [[فطرت]] ایشان است؛ اما هنجارشکنان، با [[دفن]] و [[دسیسه]] فطرت خویش<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰</ref> گرفتار سقوط شخصیت هستند و نمیتوان ایشان را در درجه [[اهل]] [[ایمان]] و [[انسان]] سالم دستهبندی کرد.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref> | #'''[[سقوط]] [[شخصیت]]''': از نظر [[قرآن]]، انسانهای [[مؤمن]]، از شخصیت سالم و [[صالح]] برخوردار هستند که مطابق [[فطرت]] ایشان است؛ اما هنجارشکنان، با [[دفن]] و [[دسیسه]] فطرت خویش<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰.</ref> گرفتار سقوط شخصیت هستند و نمیتوان ایشان را در درجه [[اهل]] [[ایمان]] و [[انسان]] سالم دستهبندی کرد.<ref>{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}} «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref> | ||
#'''[[ظلم]]''': [[هنجارشکنی]] موجب میشود تا [[انسان]] به جای [[عدل]] و [[عدالت]] ورزی، گرفتار [[ظلم و ستم]] شود و برایش [[ستمکاری]] امری طبیعی جلوه دهد. اصولا هنجارشکنی در گام نخست [[ظلم به خویشتن]] و در گام بعدی [[ظلم به دیگران]] است.<ref>اعراف، آیه ۱۶۵</ref> | #'''[[ظلم]]''': [[هنجارشکنی]] موجب میشود تا [[انسان]] به جای [[عدل]] و [[عدالت]] ورزی، گرفتار [[ظلم و ستم]] شود و برایش [[ستمکاری]] امری طبیعی جلوه دهد. اصولا هنجارشکنی در گام نخست [[ظلم به خویشتن]] و در گام بعدی [[ظلم به دیگران]] است.<ref>اعراف، آیه ۱۶۵.</ref> | ||
#'''[[عذاب]] [[استیصال]]''': هنجارشکنان هرگاه امری را به شکل یک [[پدیده اجتماعی]] در آورند، [[خشم الهی]] را موجب میشوند تا [[خدا]] در همین [[دنیا]] آنان را عذاب و ریشه کن نماید.<ref>بقره، آیه ۵۹؛ انعام، آیه ۴۹؛ اعراف، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیه ۳۴؛ سجده، آیه ۲۰؛ حشر، آیه ۵</ref> | #'''[[عذاب]] [[استیصال]]''': هنجارشکنان هرگاه امری را به شکل یک [[پدیده اجتماعی]] در آورند، [[خشم الهی]] را موجب میشوند تا [[خدا]] در همین [[دنیا]] آنان را عذاب و ریشه کن نماید.<ref>بقره، آیه ۵۹؛ انعام، آیه ۴۹؛ اعراف، آیه ۱۶۵؛ اسراء، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیه ۳۴؛ سجده، آیه ۲۰؛ حشر، آیه ۵.</ref> | ||
#'''[[عیب جویی]]''': انسانهای هنجارشکن نسبت به دیگران خرده گیر و [[عیب]] جو هستند و نسبت به کسانی که [[اهل]] [[ایمان]] و رفتارهای هنجاری هستند، عیب جویی میکنند و مثلا [[حجاب]] و [[عدالت خواهی]] آنان را عیب دانسته و [[تعریض]] و تعرض نسبت به آنان روا میدارند<ref>مائده، آیه ۵۹</ref>؛ زیرا برخی [[مفسّران]] «تنقمون» را به [[انکار]] و عیب جویی معنا کردهاند.<ref>روح المعانی، ج ۴، جزء ۶، ص۲۵۳</ref> | #'''[[عیب جویی]]''': انسانهای هنجارشکن نسبت به دیگران خرده گیر و [[عیب]] جو هستند و نسبت به کسانی که [[اهل]] [[ایمان]] و رفتارهای هنجاری هستند، عیب جویی میکنند و مثلا [[حجاب]] و [[عدالت خواهی]] آنان را عیب دانسته و [[تعریض]] و تعرض نسبت به آنان روا میدارند<ref>مائده، آیه ۵۹.</ref>؛ زیرا برخی [[مفسّران]] «تنقمون» را به [[انکار]] و عیب جویی معنا کردهاند.<ref>روح المعانی، ج ۴، جزء ۶، ص۲۵۳.</ref> | ||
#'''[[غضب]] و [[خشم]]''': هنجارشکنان نسبت به انسانهای هنجارگرا [[احساس]] خوبی نداشته و نسبت به آنان خشم و غضب دارند و میکوشند که از ایشان به شکلی [[انتقام]] گیرن<ref>مائده، آیه ۵۹</ref>؛ زیرا برخی از مفسّران در احتمالی «تنقمون» را به [[سخط]] معنا کردهاند.<ref>مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص۳۳۰</ref> | #'''[[غضب]] و [[خشم]]''': هنجارشکنان نسبت به انسانهای هنجارگرا [[احساس]] خوبی نداشته و نسبت به آنان خشم و غضب دارند و میکوشند که از ایشان به شکلی [[انتقام]] گیرن<ref>مائده، آیه ۵۹.</ref>؛ زیرا برخی از مفسّران در احتمالی «تنقمون» را به [[سخط]] معنا کردهاند.<ref>مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص۳۳۰.</ref> | ||
#'''[[فساد]] و [[افساد]]''': اصولا هنجارشکنان [[رفتاری]] [[فاسد]] دارند و در [[زمین]] افساد میکنند و به عنوان [[مفسدان]] در زمین گرفتار خشم الهی میشوند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷</ref> | #'''[[فساد]] و [[افساد]]''': اصولا هنجارشکنان [[رفتاری]] [[فاسد]] دارند و در [[زمین]] افساد میکنند و به عنوان [[مفسدان]] در زمین گرفتار خشم الهی میشوند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷.</ref> | ||
#'''[[قطع رحم]]''': از مهمترین هنجارهای [[اجتماعی]] [[صله رحم]] نسبت به [[خویشان]] است، اما هنجارشکنان نسبت به [[خویشان]] خویش هر گونه پیوندی را میگسلند و [[قطع رحم]] میکنند.<ref>{{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> | #'''[[قطع رحم]]''': از مهمترین هنجارهای [[اجتماعی]] [[صله رحم]] نسبت به [[خویشان]] است، اما هنجارشکنان نسبت به [[خویشان]] خویش هر گونه پیوندی را میگسلند و [[قطع رحم]] میکنند.<ref>{{متن قرآن|كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ * كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ}} «چگونه مشرکان را نزد خداوند و پیامبرش پیمانی تواند بود؟ جز کسانی که با آنها در کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید پس تا (در پیمان خود) با شما پایدارند شما نیز (بر پیمان) با آنان پایدار بمانید که خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد * چگونه (به پیمان خود وفادار باشند)؟ حال آنکه اگر بر شما پیروز گردند نه پیوندی را درباره شما پاس میدارند و نه پیمانی را؛ با زبان خود خشنودتان میکنند و دلهای آنان (شما را) پس میزند و بیشتر آنان نافرمانند» سوره توبه، آیه ۷-۸.</ref> | ||
#'''مانع [[خیررسانی]]''': هنجارشکنان خود به خیر رسانی [[گرایش]] نداشته و حتی دیگران که [[اهل]] خیررسانی هستند از این [[اعمال نیک]] باز میدارند.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> | #'''مانع [[خیررسانی]]''': هنجارشکنان خود به خیر رسانی [[گرایش]] نداشته و حتی دیگران که [[اهل]] خیررسانی هستند از این [[اعمال نیک]] باز میدارند.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> | ||
#'''[[گمراهی]]''': هنجارشکنان خود [[گمراه]] و حتی گاه [[گمراه کننده]] دیگران هستند و [[اجازه]] نمیدهند [[مردم]] در مسیر [[هدایت]] و کمال گام بردارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و۲۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | #'''[[گمراهی]]''': هنجارشکنان خود [[گمراه]] و حتی گاه [[گمراه کننده]] دیگران هستند و [[اجازه]] نمیدهند [[مردم]] در مسیر [[هدایت]] و کمال گام بردارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و۲۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | ||
==عوامل [[هنجارشکنی]] و [[فسق]] و [[فجور]]== | ==عوامل [[هنجارشکنی]] و [[فسق]] و [[فجور]]== | ||
چنان که گفته شد، چرایی و علت هنجارشکنی نوعی خروج شخص از حالت طبیعی و [[فطری]] است؛ زیرا حالت طبیعی و فطری هر کسی [[تقوای الهی]] است؛ چراکه [[خدا]] هر [[نفس انسانی]] را در حالت [[اعتدال]] و تسویه [[آفریده]] است و در نهاد و [[سرشت]] هر نفسی [[قدرت]] [[شناخت حق]] و خیر و [[زیبا]] را در کنار [[گرایش]] به آن نهاده است؛ به طوری که از نظر [[معرفتی]] و انگیزشی و یعنی [[علم]] و عمل هیچ کم و [[کاستی]] ندارد؛ اما [[انسانها]] به اسباب و عواملی گرفتار خروج از این حالت شده و با [[دفن]] و دسسیه [[فطرت]] [[پاک]] و سالم خویش، گرفتار [[فسق]] و [[فجور]] و [[هنجارشکنی]] میشوند و [[ارزشها]] را نادیده میگیرند.<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰</ref> | چنان که گفته شد، چرایی و علت هنجارشکنی نوعی خروج شخص از حالت طبیعی و [[فطری]] است؛ زیرا حالت طبیعی و فطری هر کسی [[تقوای الهی]] است؛ چراکه [[خدا]] هر [[نفس انسانی]] را در حالت [[اعتدال]] و تسویه [[آفریده]] است و در نهاد و [[سرشت]] هر نفسی [[قدرت]] [[شناخت حق]] و خیر و [[زیبا]] را در کنار [[گرایش]] به آن نهاده است؛ به طوری که از نظر [[معرفتی]] و انگیزشی و یعنی [[علم]] و عمل هیچ کم و [[کاستی]] ندارد؛ اما [[انسانها]] به اسباب و عواملی گرفتار خروج از این حالت شده و با [[دفن]] و دسسیه [[فطرت]] [[پاک]] و سالم خویش، گرفتار [[فسق]] و [[فجور]] و [[هنجارشکنی]] میشوند و [[ارزشها]] را نادیده میگیرند.<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰.</ref> | ||
در [[آیات قرآنی]]، عواملی را به عنوان عامل هنجارشکنی و فسق و فجور بیان کردهاند که در این جا به مهمترین آنها اشاره میشود: | در [[آیات قرآنی]]، عواملی را به عنوان عامل هنجارشکنی و فسق و فجور بیان کردهاند که در این جا به مهمترین آنها اشاره میشود: | ||
#'''[[اعراض]] از [[قضاوت]] [[اهل حق]]''': یکی از مهمترین عواملی که موجب میشود تا اشخاص گرفتار هنجارشکنی شوند، اعراض از قضاوت و [[داوری]] اهل حق است؛ زیرا گرایش به [[هواهای نفسانی]] و [[اتباع]] از آن نمیگذارد.<ref>{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}} «و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref> کسانی که به هر شکلی از جمله [[استخاره]] با [[قرآن]] یا [[تسبیح]] [[حکم]] میگیرند و بر خلاف آن عمل میکنند، ممکن است برخی از تبعات و پیامدهای [[مخالفت]] با [[حکم الهی]] را برای خود رقم بزنند، بنابراین باید [[صدقه]] و [[استغفار]] کنند تا از تبعات مخالفت در [[امان]] بمانند. | #'''[[اعراض]] از [[قضاوت]] [[اهل حق]]''': یکی از مهمترین عواملی که موجب میشود تا اشخاص گرفتار هنجارشکنی شوند، اعراض از قضاوت و [[داوری]] اهل حق است؛ زیرا گرایش به [[هواهای نفسانی]] و [[اتباع]] از آن نمیگذارد.<ref>{{متن قرآن|وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ}} «و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی از گناهانشان گرفتار سازد و بیگمان بسیاری از مردم نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref> کسانی که به هر شکلی از جمله [[استخاره]] با [[قرآن]] یا [[تسبیح]] [[حکم]] میگیرند و بر خلاف آن عمل میکنند، ممکن است برخی از تبعات و پیامدهای [[مخالفت]] با [[حکم الهی]] را برای خود رقم بزنند، بنابراین باید [[صدقه]] و [[استغفار]] کنند تا از تبعات مخالفت در [[امان]] بمانند. | ||
#'''[[انحرافات]] جنسی''': [[انسانی]] که از مسیر طبیعی [[شهوات]] خویش را ارضا نمیکنند، بلکه [[تعدی]] میکنند و مثلا با استمناء و مانند آن گرفتار است، گرفتار [[هنجارشکنی]] در رفتارهای جنسی میشود به طوری که دیگر نمیتواند خود را نگه دارد و برای ارضای [[شهوات]] جنسی ممکن است به هم جنسگرایی رو آورد.<ref>انبیاء، آیه ۷۴</ref> | #'''[[انحرافات]] جنسی''': [[انسانی]] که از مسیر طبیعی [[شهوات]] خویش را ارضا نمیکنند، بلکه [[تعدی]] میکنند و مثلا با استمناء و مانند آن گرفتار است، گرفتار [[هنجارشکنی]] در رفتارهای جنسی میشود به طوری که دیگر نمیتواند خود را نگه دارد و برای ارضای [[شهوات]] جنسی ممکن است به هم جنسگرایی رو آورد.<ref>انبیاء، آیه ۷۴.</ref> | ||
#'''[[رهبانیت]] [[بدعت]] آمیز''': اصولا [[آموزههای وحیانی]] مانند [[قرآن]]، مطابق [[فطرت]] است و چنان که گفته شد [[عقل]] و نقل هر دو [[کشف]] از یک [[حقیقت]] میکنند که همان [[شریعت الهی]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] است. بنابراین، کسانی که بر خلاف کشفیات عقل و نقل [[رفتار]] میکنند، گرفتار انواع و اقسام [[فسق]] و [[فجور]] میشوند. از جمله کسانی که به جای بهره برداری از [[نعمتهای الهی]] در حد نیاز بخواهند شهوات جنسی و مانند آن را [[سرکوب]] کنند، گرفتار بدتر از آن میشوند؛ چنان که رهبانهای [[مسیحی]] از [[زن]] و مرد گرفتار هم جنسگرایی و [[تجاوز]] و تعدی به [[کودکان]] و مانند آن شدهاند که در گزارشهای رسمی واتیکان نیز آمده است.<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> | #'''[[رهبانیت]] [[بدعت]] آمیز''': اصولا [[آموزههای وحیانی]] مانند [[قرآن]]، مطابق [[فطرت]] است و چنان که گفته شد [[عقل]] و نقل هر دو [[کشف]] از یک [[حقیقت]] میکنند که همان [[شریعت الهی]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] است. بنابراین، کسانی که بر خلاف کشفیات عقل و نقل [[رفتار]] میکنند، گرفتار انواع و اقسام [[فسق]] و [[فجور]] میشوند. از جمله کسانی که به جای بهره برداری از [[نعمتهای الهی]] در حد نیاز بخواهند شهوات جنسی و مانند آن را [[سرکوب]] کنند، گرفتار بدتر از آن میشوند؛ چنان که رهبانهای [[مسیحی]] از [[زن]] و مرد گرفتار هم جنسگرایی و [[تجاوز]] و تعدی به [[کودکان]] و مانند آن شدهاند که در گزارشهای رسمی واتیکان نیز آمده است.<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> | ||
#'''[[مخالفت]] با [[جهاد]]''': هر گونه مخالفت با [[اوامر]] [[رهبری]] [[نظام سیاسی ولایی]] بستری برای هنجارشکی افراد است. از این روست که مخالفان جهاد با بهانههای واهی، گرفتار آن شدهاند و کسانی که بخواهد از [[مبارزه]] با [[جباران]] و طاغوتهای [[زمان]] خویش سرباز زنند گرفتار میشوند.<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ * قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و از ایشان، کسی است که میگوید: به من اجازه (کنارهگیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتادهاند و دوزخ فراگیرنده کافران است * بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمیگردد که شما گروهی نافرمان بودهاید» سوره توبه، آیه ۴۹ و ۵۳؛ {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ* قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون میرویم * دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید * گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۱-۲۵.</ref> | #'''[[مخالفت]] با [[جهاد]]''': هر گونه مخالفت با [[اوامر]] [[رهبری]] [[نظام سیاسی ولایی]] بستری برای هنجارشکی افراد است. از این روست که مخالفان جهاد با بهانههای واهی، گرفتار آن شدهاند و کسانی که بخواهد از [[مبارزه]] با [[جباران]] و طاغوتهای [[زمان]] خویش سرباز زنند گرفتار میشوند.<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ * قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ}} «و از ایشان، کسی است که میگوید: به من اجازه (کنارهگیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتادهاند و دوزخ فراگیرنده کافران است * بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمیگردد که شما گروهی نافرمان بودهاید» سوره توبه، آیه ۴۹ و ۵۳؛ {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ * قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ* قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید * گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون میرویم * دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید * گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۱-۲۵.</ref> | ||
#'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': [[ترویج فساد]] و زشتیها و بازداشتن [[مردم]] از نیکیها، مایه [[فسق]] و [[تبهکاری]] و [[گرایش]] به نابهنجاریهای بیشتر است.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان میدهند و از کار شایسته باز میدارند! و (در بخشش) ناخن خشکی میورزند، خداوند را فراموش کردهاند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بیگمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref> | #'''[[ترویج]] [[منکرات]]''': [[ترویج فساد]] و زشتیها و بازداشتن [[مردم]] از نیکیها، مایه [[فسق]] و [[تبهکاری]] و [[گرایش]] به نابهنجاریهای بیشتر است.<ref>{{متن قرآن|الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «مردان و زنان منافق، همگون یکدیگرند که به کار ناپسند فرمان میدهند و از کار شایسته باز میدارند! و (در بخشش) ناخن خشکی میورزند، خداوند را فراموش کردهاند و خداوند نیز آنان را از یاد برده است، بیگمان منافقانند که نافرمانند» سوره توبه، آیه ۶۷.</ref> | ||
#'''ترک [[یاری]] [[رهبران الهی]]''': هر کسی بر خلاف فرمانهای [[رهبران]] [[حق]] و [[الهی]] عمل کند، و [[عهد]] و [[پیمان شکنی]] نماید، گرفتار فسق و [[فجور]] خواهد شد.<ref>آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲</ref> | #'''ترک [[یاری]] [[رهبران الهی]]''': هر کسی بر خلاف فرمانهای [[رهبران]] [[حق]] و [[الهی]] عمل کند، و [[عهد]] و [[پیمان شکنی]] نماید، گرفتار فسق و [[فجور]] خواهد شد.<ref>آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲.</ref> | ||
#'''تضییع [[حقوق دیگران]]''': نادیده گرفتن و تضییع حقوق دیگران موجب میشود که [[انسان]] دچار فسق و فجور شود.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | #'''تضییع [[حقوق دیگران]]''': نادیده گرفتن و تضییع حقوق دیگران موجب میشود که [[انسان]] دچار فسق و فجور شود.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | ||
#'''[[تکذیب]] [[خدا]] و [[قیامت]]''': از مهمترین عوامل [[هنجارشکنی]] و [[فسق]]، [[دروغ]] دانستن خدا و قیامت و [[پیامبران]] و [[پیامبری]] است.<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> | #'''[[تکذیب]] [[خدا]] و [[قیامت]]''': از مهمترین عوامل [[هنجارشکنی]] و [[فسق]]، [[دروغ]] دانستن خدا و قیامت و [[پیامبران]] و [[پیامبری]] است.<ref>{{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ}} «و اما نافرمانان جایگاهشان آتش (دوزخ) است؛ هر بار که میخواهند از آن بیرون روند دوباره به آن بازگردانده میشوند و به آنان میگویند: عذاب آتشی را که دروغ میشمردید، بچشید» سوره سجده، آیه ۲۰.</ref> | ||
#'''[[خودفراموشی]]''': [[خود فراموشی]] موجب [[خدا]] [[فراموشی]] و ایجاد [[فسق]] و [[فجور]] در [[انسان]] است.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref> | #'''[[خودفراموشی]]''': [[خود فراموشی]] موجب [[خدا]] [[فراموشی]] و ایجاد [[فسق]] و [[فجور]] در [[انسان]] است.<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref> | ||
#'''[[دنیاطلبی]]''': [[دنیاطلبی]] و [[گرایش]] به [[مادیات]] و [[دنیا]] موجب میشودکه انسان گرفتار فسق و فجور و [[هنجارشکنی]] شود و به عرف و [[ارزشها]] و هنجارهای [[عرفی]] بیتوجهی کند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref> | #'''[[دنیاطلبی]]''': [[دنیاطلبی]] و [[گرایش]] به [[مادیات]] و [[دنیا]] موجب میشودکه انسان گرفتار فسق و فجور و [[هنجارشکنی]] شود و به عرف و [[ارزشها]] و هنجارهای [[عرفی]] بیتوجهی کند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref> | ||
#'''[[ولایت کافران]]''': [[پذیرش ولایت کافران]] و [[سلطه]] و [[دوستی]] و [[محبت]] و [[سرپرستی]] آنان عامل مهم در هنجارشکنی و [[گرفتاری]] به فسق است.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱</ref> | #'''[[ولایت کافران]]''': [[پذیرش ولایت کافران]] و [[سلطه]] و [[دوستی]] و [[محبت]] و [[سرپرستی]] آنان عامل مهم در هنجارشکنی و [[گرفتاری]] به فسق است.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱.</ref> | ||
#'''[[رفاه]]''': رفاه و بدمستی و [[آسایش]] بسیار موجب میشود که گرفتار فسق و فجور شود. اصولا [[ثروت]] زیاد عامل مهمی در گرایش به هنجارشکنی است.<ref>اسراء، آیه ۱۶</ref> | #'''[[رفاه]]''': رفاه و بدمستی و [[آسایش]] بسیار موجب میشود که گرفتار فسق و فجور شود. اصولا [[ثروت]] زیاد عامل مهمی در گرایش به هنجارشکنی است.<ref>اسراء، آیه ۱۶.</ref> | ||
#'''[[خیانت]] و [[زیان]] رسانی''': خیانت به [[اعتماد دیگران]] و ضرر رسانی مانند [[نگارش]] نادرست عقدنامهها و مانند آنها عاملی برای گرفتار به [[فسق]] است.<ref>بقره، آیه ۲۸۲</ref> | #'''[[خیانت]] و [[زیان]] رسانی''': خیانت به [[اعتماد دیگران]] و ضرر رسانی مانند [[نگارش]] نادرست عقدنامهها و مانند آنها عاملی برای گرفتار به [[فسق]] است.<ref>بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | ||
#'''[[عهد شکنی]]''': از نظر [[قرآن]]، [[فطرت]] [[سلیم]] [[انسان]] را به سوی [[وفاداری]]، [[عدالت]]، [[امانت]]، [[صداقت]] و مانند آنها سوق میدهد، و کسانی که گرفتار [[مخالفت]] با این امور هستند به فسق دچار میشوند و پای بند [[هنجارها]] نیستند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷ و ۹۹ و ۱۰۰؛ آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲</ref> | #'''[[عهد شکنی]]''': از نظر [[قرآن]]، [[فطرت]] [[سلیم]] [[انسان]] را به سوی [[وفاداری]]، [[عدالت]]، [[امانت]]، [[صداقت]] و مانند آنها سوق میدهد، و کسانی که گرفتار [[مخالفت]] با این امور هستند به فسق دچار میشوند و پای بند [[هنجارها]] نیستند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷ و ۹۹ و ۱۰۰؛ آل عمران، آیات ۸۱ و ۸۲.</ref> | ||
#'''[[قضاوت]] نادرست''': هر گونه قضاوت نادرست نسبت به دیگران و [[سوء ظن]] و [[بدگمانی]] عاملی است که موجب میشود که شخص گرفتار فسق شود. قضاوت نادرست تنها از سوی محاکم و [[قضات]] نیست، بلکه از سوی هر کسی ممکن است درباره دیگری انجام شود که [[رفتاری]] [[ناپسند]] و [[زشت]] است.<ref>مائده، آیه ۴۷</ref> | #'''[[قضاوت]] نادرست''': هر گونه قضاوت نادرست نسبت به دیگران و [[سوء ظن]] و [[بدگمانی]] عاملی است که موجب میشود که شخص گرفتار فسق شود. قضاوت نادرست تنها از سوی محاکم و [[قضات]] نیست، بلکه از سوی هر کسی ممکن است درباره دیگری انجام شود که [[رفتاری]] [[ناپسند]] و [[زشت]] است.<ref>مائده، آیه ۴۷.</ref> | ||
#'''[[قذف]]''': [[تهمت]] و [[اتهام]] به ویژه جنسی امری بسیار خطرناک است که البته در صورت عدم [[اثبات]] خود موجب [[اجرای حد]] میشود و هشتاد ضربه شلاق را برای تهمت زننده در پی داشته و از [[وثاقت]] به فسق کشیده میشود.<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) میزنند سپس چهار گواه نمیآورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند» سوره نور، آیه ۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | #'''[[قذف]]''': [[تهمت]] و [[اتهام]] به ویژه جنسی امری بسیار خطرناک است که البته در صورت عدم [[اثبات]] خود موجب [[اجرای حد]] میشود و هشتاد ضربه شلاق را برای تهمت زننده در پی داشته و از [[وثاقت]] به فسق کشیده میشود.<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}} «و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) میزنند سپس چهار گواه نمیآورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند» سوره نور، آیه ۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار (مقاله)|علل گرایش به فسق و رفتارهای نابهنجار]].</ref>. | ||
| خط ۴۴۱: | خط ۴۴۳: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:فسق]] | |||