←ناکثین یا نخستین نبرد داخلی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
در برافروختن [[آتش]] این [[فتنه]]، [[دسیسهها]] و فریبکاریهای [[معاویه]] را نباید نادیده گرفت. وی با فرستادن نامههایی جداگانه برای طلحه و زبیر به آنان [[وعده]] [[خلافت]] داد، و حتی به [[دروغ]] نوشت که از [[مردم]] [[شام]] برای آنان بیعت گرفته است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۱ و ج۱۰، ص۲۳۵ – ۲۳۶.</ref>. [[امیرمؤمنان]] {{ع}} با اشاره به این [[توطئه]]، میفرماید: شگفتا که آنان به [[خلافت ابوبکر]] و [[عمر]] تن دادند، اما بر من [[ستم]] روا داشتند! در حالی که میدانستند من از آن دو کمتر نیستم... معاویه از شام برای آنان [[نامه]] نوشت و فریبشان داد؛ اما آنان این مسئله را پنهان داشتند و با [[شعار]] [[خونخواهی عثمان]]، سبک مغزان را فریفتند<ref>مصنفات الشیخ المفید، ج۱، الجمل، ص۲۶۸؛ المجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۲، ص۶۳؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۱۰.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان]] و [[احمد حسین شریفی|شریفی]]، [[امام علی و مخالفان (مقاله)| مقاله «امام علی و مخالفان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۲۱۷.</ref> | در برافروختن [[آتش]] این [[فتنه]]، [[دسیسهها]] و فریبکاریهای [[معاویه]] را نباید نادیده گرفت. وی با فرستادن نامههایی جداگانه برای طلحه و زبیر به آنان [[وعده]] [[خلافت]] داد، و حتی به [[دروغ]] نوشت که از [[مردم]] [[شام]] برای آنان بیعت گرفته است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۱ و ج۱۰، ص۲۳۵ – ۲۳۶.</ref>. [[امیرمؤمنان]] {{ع}} با اشاره به این [[توطئه]]، میفرماید: شگفتا که آنان به [[خلافت ابوبکر]] و [[عمر]] تن دادند، اما بر من [[ستم]] روا داشتند! در حالی که میدانستند من از آن دو کمتر نیستم... معاویه از شام برای آنان [[نامه]] نوشت و فریبشان داد؛ اما آنان این مسئله را پنهان داشتند و با [[شعار]] [[خونخواهی عثمان]]، سبک مغزان را فریفتند<ref>مصنفات الشیخ المفید، ج۱، الجمل، ص۲۶۸؛ المجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۲، ص۶۳؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۱۰.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان]] و [[احمد حسین شریفی|شریفی]]، [[امام علی و مخالفان (مقاله)| مقاله «امام علی و مخالفان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۲۱۷.</ref> | ||
== | ==ناکثین یا نخستین [[نبرد]] داخلی== | ||
[[طلحه]] و [[زبیر]] در [[بیعت با علی]] بودند. [[یعلی]] پسر [[امیه]] و عبدالله پسر [[خلف]] در مجلس [[بیعت]] حضور نداشتند؛ اما شنیدند که انبوه [[مردم]] با علی بیعت کردند؛ بنابراین باید به [[مدینه]] باز میگشتند و اگر گلهای از علی{{ع}} داشتند با او در میان مینهادند که چنین نکردند. [[عایشه]]، [[ام المؤمنین]] نیز باید نزد علی{{ع}} میآمد یا در [[خانه]] مینشست؛ اما او نیز چنین نکرد. | [[طلحه]] و [[زبیر]] در [[بیعت با علی]] بودند. [[یعلی]] پسر [[امیه]] و عبدالله پسر [[خلف]] در مجلس [[بیعت]] حضور نداشتند؛ اما شنیدند که انبوه [[مردم]] با علی بیعت کردند؛ بنابراین باید به [[مدینه]] باز میگشتند و اگر گلهای از علی{{ع}} داشتند با او در میان مینهادند که چنین نکردند. [[عایشه]]، [[ام المؤمنین]] نیز باید نزد علی{{ع}} میآمد یا در [[خانه]] مینشست؛ اما او نیز چنین نکرد. | ||
حال آیا علی میتواند آنان را به حال خود رها کند و اگر دست آنان را بازگذارد تا در میان [[امت اسلامی]] [[تباهی]] پدید آرند، نزد [[خدا]] حجتی خواهد داشت؟ | حال آیا علی میتواند آنان را به حال خود رها کند و اگر دست آنان را بازگذارد تا در میان [[امت اسلامی]] [[تباهی]] پدید آرند، نزد [[خدا]] حجتی خواهد داشت؟ | ||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
[[امام]]، [[مصلحت]] دید کسی را نزد معاویه بفرستد و از او بیعت بخواهد و اگر نپذیرفت، به سراغ او برود؛ به این جهت، به [[جریر]] پسر عبدالله (از [[مردم]] [[بجیله]] و [[حاکم همدان]] از جانب عثمان) و به [[اشعث]] پسر قیس ([[والی آذربایجان]]) نوشت تا از مردم بیعت بگیرند؛ سپس نزد او بیایند و آنان چنین کردند. علی{{ع}} [[مشورت]] کرد که چه کسی را نزد معاویه بفرستد. جریر گفت: مرا بفرست که میان من و معاویه [[دوستی]] است. [[مالک اشتر]] گفت: او را مفرست؛ چراکه دلش با معاویه است. امام فرمود: او را میفرستم و جریر را با نامهای نزد معاویه فرستاد. جریر روانه شام شد و چون بدانجا رسید، معاویه به بهانههای گوناگون او را در [[دمشق]] نگاه داشت و در آن مدت، در [[نهان]]، مردم را برای جنگ آماده میکرد. آنان که پس از کشته شدن عثمان به شام رفتند، پیراهن خونآلود او را با انگشتان بریده زنش، ناثله با خود بردند. معاویه گفت: پیراهن و انگشتان را بر سر [[منبر]] دمشق بیاویزند. شامیان گرد آن فراهم میشدند و و [[اشک]] میریختند و بزرگان شام [[سوگند]] یاد کردند تا کشندگان عثمان را نکشند، نزد [[زنان]] خود نروند و تن خود را نشویند<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۶، ص۳۲۵۵.</ref>. | [[امام]]، [[مصلحت]] دید کسی را نزد معاویه بفرستد و از او بیعت بخواهد و اگر نپذیرفت، به سراغ او برود؛ به این جهت، به [[جریر]] پسر عبدالله (از [[مردم]] [[بجیله]] و [[حاکم همدان]] از جانب عثمان) و به [[اشعث]] پسر قیس ([[والی آذربایجان]]) نوشت تا از مردم بیعت بگیرند؛ سپس نزد او بیایند و آنان چنین کردند. علی{{ع}} [[مشورت]] کرد که چه کسی را نزد معاویه بفرستد. جریر گفت: مرا بفرست که میان من و معاویه [[دوستی]] است. [[مالک اشتر]] گفت: او را مفرست؛ چراکه دلش با معاویه است. امام فرمود: او را میفرستم و جریر را با نامهای نزد معاویه فرستاد. جریر روانه شام شد و چون بدانجا رسید، معاویه به بهانههای گوناگون او را در [[دمشق]] نگاه داشت و در آن مدت، در [[نهان]]، مردم را برای جنگ آماده میکرد. آنان که پس از کشته شدن عثمان به شام رفتند، پیراهن خونآلود او را با انگشتان بریده زنش، ناثله با خود بردند. معاویه گفت: پیراهن و انگشتان را بر سر [[منبر]] دمشق بیاویزند. شامیان گرد آن فراهم میشدند و و [[اشک]] میریختند و بزرگان شام [[سوگند]] یاد کردند تا کشندگان عثمان را نکشند، نزد [[زنان]] خود نروند و تن خود را نشویند<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۶، ص۳۲۵۵.</ref>. | ||
پیش از درگیری [[صفین]]، [[عمر]] و پسر عاص نزد معاویه رفت و بدو پیوست. عمرو چنانکه نوشته شد، هنگام [[کشته شدن عثمان]] در [[فلسطین]] بود. چون شنید که [[معاویه]] از [[بیعت با علی]]{{ع}} خودداری کرده است، مردد ماند که نزد علی یا معاویه برود و پس از [[مشورت]] با پسران خود، [[همراهی]] معاویه را برگزید و روانه [[شام]] شد. | پیش از درگیری [[صفین]]، [[عمر]] و پسر عاص نزد معاویه رفت و بدو پیوست. عمرو چنانکه نوشته شد، هنگام [[کشته شدن عثمان]] در [[فلسطین]] بود. چون شنید که [[معاویه]] از [[بیعت با علی]]{{ع}} خودداری کرده است، مردد ماند که نزد علی یا معاویه برود و پس از [[مشورت]] با پسران خود، [[همراهی]] معاویه را برگزید و روانه [[شام]] شد. | ||
از سوی دیگر چون [[نافرمانی]] معاویه و [[آمادگی]] او برای [[جنگ]] آشکار شد، نشانههای جنگ دیگری پدیدار گشت | از سوی دیگر چون [[نافرمانی]] معاویه و [[آمادگی]] او برای [[جنگ]] آشکار شد، نشانههای جنگ دیگری پدیدار گشت<ref>[[سید جعفر شهیدی|شهیدی، سید جعفر]]، [[زیستنامه امام علی (مقاله)| مقاله «زیستنامه امام علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]]، ص ۲۸.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||