←منابع
(←پانویس) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
'''نتیجه''': در این دوآیه مطرح گردیده که [[اطاعت از خدا]] و [[رسول اکرم]] موجب [[همراهی]] با صدّیقین و قرارگرفتن در کنار صدیقین تفضّل خاص [[خداوند]] به [[اطاعت]] کنندگان از [[خدا]] و [[رسول]] میباشد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۵۵.</ref>. | '''نتیجه''': در این دوآیه مطرح گردیده که [[اطاعت از خدا]] و [[رسول اکرم]] موجب [[همراهی]] با صدّیقین و قرارگرفتن در کنار صدیقین تفضّل خاص [[خداوند]] به [[اطاعت]] کنندگان از [[خدا]] و [[رسول]] میباشد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۵۵.</ref>. | ||
==دستیافتگان به [[مقام]] [[صدق در عقیده]]، گفتار و عمل== | |||
«صدّیقین» جمع [[صدّیق]] و صدّیق صیغه [[مبالغه]]<ref>لسان العرب، ج ۷، ص۳۰۷، «صدق».</ref> از [[ماده]] «ص ـ د ـ ق» است. [[صدق]]، نقیض [[کذب]]<ref>العین، ج ۵، ص۵۶؛ المصباح، ص۳۳۵؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۲۵۲، «صدق».</ref> در اصل بر [[استحکام]] و [[قوّت]] چیزی، اعم از گفتار و جز آن دلالت دارد و [[سخن راست]] از مصادیق آن است؛ زیرا چنین سخنی بر خلاف [[دروغ]] ذاتاً قوّت دارد<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۹، «صدق».</ref>. برخی، کاربرد اصلی صدق را در گفتار خبری میدانند<ref>مفردات، ص۴۷۸، «صدق».</ref>، چنان که در [[علم]] معانی و بیان گفته شده صدق خبر، مطابقت آن با واقع و کذب آن،عدم [[مطابقت با واقع]] است<ref>الایضاح فی علوم البلاغه، ص۲۵.</ref>. در [[منابع تفسیری]] [[مقام صدّیقین]] برای کسانی دانسته شده که با [[شهود حقایق]] و انطباق گفتار و رفتارشان با [[حق]]<ref>نیز نک: تفسیر بیضاوى، ج ۲، ص۸۲؛ زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۹۹؛ روح البیان، ج ۲، ص۲۳۴؛ المیزان، ج ۴، ص۴۰۸.</ref> و به گفته برخی با [[مداومت]] بر [[تصدیق حق]]<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۱۰؛ مجمعالبحرین، ج ۵، ص۱۹۸، «صدق».</ref> به جایگاهی رفیع دست یافته باشند و به عبارتی، میان [[عقیده]]، گفتار و رفتارشان مطابقت بوده و هیچ [[انحرافی]] از آنان دیده نشود<ref>مفردات، ص۴۷۹.</ref>. گفتنی است که در [[براهین اثبات خدا]] از برهانی با عنوان [[برهان صدیقین]] یاد شده است که در آن برای [[شناخت خداوند]] تنها به [[ذات حق]] استناد میشود و به تعبیر دیگر، ممکنات و [[مخلوقات]] واسطه [[اثبات وجود خدا]] نیستند، بلکه خود [[ذات]] او دلیل بر ذات [[پاک]] اوست<ref>ترجمه المیزان، ج ۱، ص۱۰، «مقدمه».</ref>. واژه «صدّیق» و جمع آن «صدّیقین» ۶ بار در [[قرآن]] به کار رفتهاند: «صدّیقین»<ref>{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا}}«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.</ref>، «صدّیقون»<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلْجَحِيمِ}}«و کسانی که به [[خداوند]] و پیامبرانش [[ایمان]] آوردهاند، نزد [[پروردگار]] خویش همان [[راستگویان]] و شهیدانند؛ آنان راست [[پاداش]] و فروغشان؛ و آن کسان که [[کافر]] شدند و [[آیات]] ما را [[دروغ]] شمردند دوزخیاند» [[سوره حدید]]، [[آیه]] ۱۹.</ref> «[[صدّیق]]»<ref>{{متن قرآن|يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِى سَبْعِ بَقَرَٰتٍۢ سِمَانٍۢ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌۭ وَسَبْعِ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍۢ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍۢ لَّعَلِّىٓ أَرْجِعُ إِلَى ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ}}«یوسف، ای (یار) راستگو! درباره (خواب دیدن) هفت گاو فربه که هفت گاو لاغر آنها را میخورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک دیگر نظرت را به ما بگو باشد که من نزد مردم برگردم شاید که (به تعبیر آن) دانا گردند» سوره یوسف، آیه ۴۶.</ref> و «[[صدّیقه]]»<ref>{{متن قرآن|مَّا ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٌۭ كَانَا يَأْكُلَانِ ٱلطَّعَامَ ٱنظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلْـَٔايَـٰتِ ثُمَّ ٱنظُرْ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ}}«مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبران (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا میخوردند؛ بنگر چگونه آیات (خویش) را برای آنان روشن میداریم سپس بنگر به کجا باز گردانده میشوند!» سوره مائده، آیه ۷۵.</ref>. برخی [[مفسران]]، مراد از «[[صادقین]]» در آیه{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَكُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> را نبیین و صدّیقین دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۱۲۲؛ تفسیر اثنا عشری، ج ۵، ص۲۲۹.</ref>. برخی گفتهاند کسانی هستند که از جهت [[دینی]] میان [[نیت]]، گفتار و رفتارشان مطابقت باشد<ref>الكشاف، ج ۲، ص۳۲۰؛ نیز نک: الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، ج ۲، ص۴۱.</ref>. کلمه صادقین که در آیاتی وصف برخی افراد آمده<ref>{{متن قرآن|ٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰدِقِينَ وَٱلْقَـٰنِتِينَ وَٱلْمُنفِقِينَ وَٱلْمُسْتَغْفِرِينَ بِٱلْأَسْحَارِ}}«(همان) شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان» سوره عمران، آیه ۱۷. {{متن قرآن|قَالَ ٱللَّهُ هَـٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ ٱلصَّـٰدِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّـٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭا رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ ذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ}}«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> متفاوت [[تفسیر]] شده<ref>نک: الكشاف، ج ۳، ص۵۲۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص۱۶۳؛ المیزان، ج ۱۶، ص۲۷۹، ۳۱۴؛ ج ۳، ص۱۱۲.</ref> و به نظر میرسد با توجه به وزن [[مبالغه]] در واژه «[[صدّیق]]» و یاد شدن از آنان در کنار [[انبیا]] و صفت قرار گرفتن برای برخی انبیا در رتبهای [[برتر]] از [[صادقین]] باشند. از [[روایات]] نیز همین نکته برمیآید. در روایتی از [[امام باقر]] آمده است که [[مداومت]] بر [[صدق]] سبب قرار گرفتن شخص در شمار [[صدّیقان]] میشود<ref>كنز الدقائق، ج ۳، ص۴۶۲.</ref>؛ نیز در روایتی تأکید شده [[مؤمن]] [[وفادار]] به پیمانهای [[الهی]] با صدّیقان همدم است<ref>كنز الدقائق، ج ۳، ص۴۶۲.</ref>.<ref>[[سید کمال الدین میرمحمدی|الدین میرمحمدی، سید کمال]]، [[صدیقین (مقاله)|مقاله «صدیقین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۸۰.</ref> | |||
==[[منزلت]] [[صدیقین]]== | |||
صدّیقان نزد [[خدا]] منزلت والایی دارند، چنانکه [[قرآن کریم]] در آیه ۶۹ [[سوره نساء]] در معرفی [[بندگان]] بهرهمند از نعمتهای خاص الهی، به ترتیب از انبیا، صدّیقین، [[شهدا]] ([[گواهان اعمال]]<ref>المیزان، ج ۴، ص۴۰۸.</ref> یا کشته شدگان در [[راه خدا]])<ref>التحریر و التنویر، ج ۴، ص۱۸۲.</ref> و [[صالحین]] یاد کرده و برای [[تشویق]] [[مؤمنان]] به [[اطاعت از خدا]] و [[رسول]]<ref>الكشاف، ج ۱، ص۵۳۱؛ روح البیان، ج ۲، ص۲۳۴.</ref>، به آنان [[وعده]] داده در [[بهشت]] با این ۴ گروه که همنشینانی [[نیکو]] هستند همدم و همراه خواهند بود:{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا}}<ref>«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.</ref>. [[نعمت]] در [[آیه]] یادشده به [[هدایت]]، [[توفیق]] اطاعت<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۰۳؛ [[تفسیر]] [[اب]] ن [[عربی]]، ج ۱، ص۱۴۹.</ref>، ورود به [[بهشت]] و بهرهمندی از نعمتهای آن تفسیر شده است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۱۱؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۵۶۰.</ref>. برخی، مراد از آن را نعمت [[ولایت]] دانستهاند<ref>المیزان، ج ۴، ص۴۰۷.</ref>. به هر حال، [[همنشینی]] با «نعمت داده شدگان» از جمله [[صدّیقان]] به عنوان فضل والای [[الهی]] شمرده شده است:{{متن قرآن|ذَٰلِكَ ٱلْفَضْلُ مِنَ ٱللَّهِ}}<ref>«این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نسا، آیه ۷۰.</ref>. اسم اشاره به دور{{متن قرآن|ذَٰلِكَ}} و الف و لام {{متن قرآن|ٱلْفَضْلُ}} گویای [[عظمت]] و بزرگی این فضلاند؛ گویا چنین فضلی دربردارنده همة فضلهای خداست<ref>المیزان، ج ۴، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>؛ زیرا «نعمت دادهشدگان»، [[اصحاب صراط]] مستقیماند که در [[علم]] و عمل به [[حقیقت توحید]] دست یافته و از هرگونه [[شرک]]، [[ستم]] و [[گمراهی]] در [[عقیده]] و [[رفتار]] پیراستهاند و دیگر [[مؤمنان]]، [[هدایت شدن]] به این راه را از [[خدا]] میخواهند:{{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ * صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای»«راه آنان که به نعمت پروردهای؛ که نه بر ایشان خشم آوردهای و نه گمراهاند» سوره فاتحه، آیه ۶-۷.</ref> <ref>المحررالوجیز، ج ۱، ص۷۵؛ ج ۲، ص۷۶؛ المیزان، ج ۱، ص۲۸-۳۰؛ نمونه، ج ۳، ص۴۶۰.</ref>. بسیاری از [[مفسران]] ترتیب یاد کردن از [[پیامبران]]، صدّیقین، [[شهدا]] و [[صالحان]] در آیه ۶۹ [[سوره نساء]] را نشان دهنده ترتیب [[منزلت]] و رتبۀ آنان دانستهاند که بر این اساس منزلت صدّیقان، [[فروتر]] از پیامبران و فراتر از شهدا ([[گواهان اعمال]]<ref>المیزان، ج ۴، ص۴۰۸.</ref> یا کشتهشدگان [[راه خدا]])<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۰۳؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۱۱۱.</ref> و [[صالحان]] است<ref>تفسیر بیضاوى، ج ۲، ص۸۲-۸۳؛ تفسیر ابن كثیر، ج ۲، ص۳۱۰؛ روحالمعانى، ج ۳، ص۷۳.</ref>.<ref>[[سید کمال الدین میرمحمدی|الدین میرمحمدی، سید کمال]]، [[صدیقین (مقاله)|مقاله «صدیقین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۸۱.</ref> | |||
==مصادیق [[صدیقین]]== | |||
#'''[[انبیا]]''': انبیا نخستین گروهی هستند که به عنوان «[[نعمت داده شدگان]]» از آنان یاد شده<ref>{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا}}«و آنان که از [[خداوند]] و [[پیامبر]] [[فرمان]] برند با کسانی که خداوند به آنان [[نعمت]] داده است از [[پیامبران]] و راستکرداران و [[شهیدان]] و [[شایستگان]] خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» [[سوره]] نسا، [[آیه]] ۶۹.</ref> و این بدان معنا نیست که آنان در شمار [[صدّیقان]] نیستند؛ زیرا آنان پیش از رسیدن به [[مقام نبوت]] به [[مقام صدّیقین]] دست یافتهاند، چنانکه [[قرآن کریم]] هنگام [[ستایش]] از برخی انبیا، ابتدا آنان را به [[صدّیق]] بودن و سپس به [[نبی]] بودن وصف کرده است؛ برای مثال، در وصف [[ادریس]] فرموده:{{متن قرآن|وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِدْرِيسَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّۭا}}<ref>«و در این کتاب، ادریس را یاد کن که پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۵۶.</ref>. درباره ابراهیم نیز آمده است:{{متن قرآن|وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِبْرَٰهِيمَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۴۱.</ref>. صدّیق بودن آنان به [[تصدیق]] [[امور غیبی]] و [[معارف دینی]] و [[راستگویی]] در گزارش دادن از [[خدا]] [[تفسیر]] شده است<ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص۷۹۷؛ کنزالدقایق، ج ۸، ص۲۲۷.</ref>؛ همچنین فرستاده [[پادشاه مصر]] نزد یوسف برای [[تعبیر خواب]] [[پادشاه]]، خطاب به آن حضرت گفت:{{متن قرآن|يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِى سَبْعِ بَقَرَٰتٍۢ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۴۶.</ref>. [[قرآن]] این جمله را نقل کرده و با عدم ردّ، آن را [[تأیید]] کرده است<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۱۸۸.</ref>. صدّیق بودن یوسف برای فرستاده پادشاه و دیگر [[زندانیان]] با [[مشاهده]] گفتار و [[رفتار]] آن حضرت ثابت شده بود<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۱۸۸؛ التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۷۲.</ref>. | |||
#'''[[حضرت مریم]]''': [[قرآن کریم]] از [[مریم]]{{س}} نیز با وصف «[[صدّیقه]]» یاد کرده است:{{متن قرآن|مَّا ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٌۭ}}<ref>«مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبران (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا میخوردند؛ بنگر چگونه آیات (خویش) را برای آنان روشن میداریم سپس بنگر به کجا باز گردانده میشوند!» سوره مائده، آیه ۷۵.</ref>. وی کلمات [[پروردگار]] و [[کتابهای آسمانی]] را [[تصدیق]] کرد:{{متن قرآن|وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَـٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ}}<ref>سوره تحریم، آیه ۱۲.</ref>. | |||
#'''[[مؤمنان]]''': در [[آیه]] ۱۹ [[سوره حدید]] از مؤمنان به [[خدا]] و [[رسول]] به عنوان صدّیقین و [[شهدا]]، یاد شده است:{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ}}<ref>«و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آوردهاند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخیاند» سوره حدید، آیه ۱۹.</ref>. برخی گفتهاند مقصود این است که مؤمنان به خدا و رسول نزد پروردگارشان همچون [[صدّیقان]] و شهدا هستند و پاداشی همانند [[پاداش]] آنان دارند<ref>الكشاف، ج ۴، ص۴۷۸؛ تفسیر بیضاوى، ج ۴، ص۲۴۶؛ المیزان، ج ۴، ص۳۵۸.</ref>. در [[تفسیری]] دیگر گفته شده این صدّیقان و شهدا هستند که به خدا و فرستادگان او [[ایمان]] میآورند<ref>جامع البیان، ج ۲۷، ص۱۳۲؛ تفسیر ماوردى، ج ۵، ص۴۷۹؛ المحرر الوجیز، ج ۵، ص۲۶۵.</ref>. در این صورت، مراد، مؤمنانی است که درجات بالایی از ایمان دارند، نه مؤمنان عادی<ref>نمونه، ج ۲۳، ص۳۵۰.</ref>. این دو [[تفسیر]]، بر [[عاطفه]] بودن واو در {{متن قرآن|وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ}} مبتنیاند؛ ولی به گفته برخی، این جمله استینافی است و با ماقبل خود پیوندی ندارد<ref>تفسیر سمرقندى، ج ۳، ص۴۰۷؛ تفسیر ابن كثیر، ج ۸، ص۵۵.</ref>. همانگونه که در [[قرآن]] از برخی افراد و گروهها با وصف «[[صدّیق]]» یاد شده، مانند برخی [[انبیا]]، [[بندگان]] بهرهمند از نعمتهای خاص [[خدا]]{{متن قرآن|منْعَمَ عَلَيْهِم}}<ref>سوره نسا، آیه ۶۹.</ref>، [[مریم]]<ref>{{متن قرآن|مَّا ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٌۭ}}«مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبران (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا میخوردند؛ بنگر چگونه آیات (خویش) را برای آنان روشن میداریم سپس بنگر به کجا باز گردانده میشوند!» سوره مائده، آیه ۷۵.</ref>، و گروهی از مؤمنان<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ}}«و کسانی که به [[خداوند]] و پیامبرانش [[ایمان]] آوردهاند، نزد [[پروردگار]] خویش همان [[راستگویان]] و شهیدانند؛ آنان راست [[پاداش]] و فروغشان؛ و آن کسان که [[کافر]] شدند و [[آیات]] ما را [[دروغ]] شمردند دوزخیاند» [[سوره حدید]]، [[آیه]] ۱۹.</ref>، به [[مؤمنان]] [[وعده]] داده شده با [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]، در [[قیامت]] همدم و [[همنشین]] انبیا، [[صدّیقان]]، [[شهدا]] و [[صالحان]] خواهند بود<ref>{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّـٰلِحِينَ وَحَسُنَ أُو۟لَـٰٓئِكَ رَفِيقًۭا}}«و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نسا، آیه ۶۹.</ref>. در [[روایات]] نیز از برخی افراد و گروهها با وصف «صدّیق» یاد شده، است، چنانکه در چندین [[روایت]] از علی با صفت «صدّیق»<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۴۲؛ البرهان، ج ۲، ص۱۲۵؛ كنزالدقائق، ج ۳، ص۴۶۴.</ref>، «صدّیق اکبر»<ref>بصائر الدرجات، ص۱۰۴؛ كنز العمال، ج ۱۱، ص۶۱۶؛ ینابیع الموده، ج ۱، ص۱۹۵.</ref> و «صدّیق [[امت پیامبر]]»<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص۱۶.</ref> یاد شده و در روایاتی [[حضرت زهرا]] «[[صدّیقه]]» معرفی شده است<ref>الكافى، ج ۱، ص۴۵۸؛ علل الشرایع، ج ۱، ص۱۸۴؛ الریاض النضره، ج ۳، ص۱۷۳.</ref>. در روایاتی نیز [[امامان معصوم]]<ref>التفسیر الكاشف، ج ۲، ص۳۷۱.</ref>، [[شیعیان]]<ref>المحاسن، ج ۱، ص۱۶۳-۱۶۴؛ بحارالانوار، ج ۶۴، ص۵۳؛ ج ۷۹، ص۱۷۳.</ref>، [[یاران پیامبر]]<ref>تفسیر جلالین، ص۹۲؛ روح المعانی، ج ۳، ص۷۵؛ مراح لبید، ج ۱، ص۲۰۸.</ref>، حبیب نجّار، [[مؤمن]] آلیس و حِزْقیل [[مؤمن آل فرعون]]<ref>مناقب، ج ۳، ص۲۸۶؛ الدر المنثور، ج ۵، ص۲۶۲؛ كنز العمال، ج ۱۱، ص۶۰۱.</ref> از صدّیقین شمرده شدهاند. | |||
از مصادیقی که در [[قرآن]] و [[روایات]] برای [[صدّیقان]] بیان شده میتوان نتیجه گرفت [[مقام]] آنان بسیار والاست و دستیابی به این جایگاه، یا قرار گرفتن در شمار آنان در گرو کسب [[معرفت شهودی]] و [[صداقت]] در [[عقیده]]، گفتار و [[رفتار]] در حد بسیار بالایی است و مؤمن به هر اندازه در این ابعاد کاملتر باشد به درجه صدّیقین نزدیکتر است.<ref>[[سید کمال الدین میرمحمدی|الدین میرمحمدی، سید کمال]]، [[صدیقین (مقاله)|مقاله «صدیقین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۸۲.</ref> | |||
==[[پاداش]] [[صدیقین]]== | |||
[[منزلت]] والای صدّیقان سبب بهرهمندی ایشان از پاداش و [[نورانیت]] ویژه است:{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ}}<ref>«و کسانی که به [[خداوند]] و پیامبرانش [[ایمان]] آوردهاند، نزد [[پروردگار]] خویش همان [[راستگویان]] و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که [[کافر]] شدند و [[آیات]] ما را [[دروغ]] شمردند دوزخیاند» [[سوره حدید]]، [[آیه]] ۱۹.</ref>. برپایه روایتی از [[رسول خدا]]{{صل}} تنها سه گروه [[پیامبران]]، صدّیقان و [[شهدا]] در [[بهشت]] «عَدْن» ساکن هستند؛ [[بهشتی]] که [[خانۀ خدا]] معرفی شده و هیچ چشمی تاکنون همانند آن را ندیده و به [[قلب]] هیچ بشری نیز خطور نکرده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۷۷؛ الصافی، ج ۲، ص۳۵۷؛ کنزالدقائق، ج ۵، ص۴۹۷.</ref>.<ref>[[سید کمال الدین میرمحمدی|الدین میرمحمدی، سید کمال]]، [[صدیقین (مقاله)|مقاله «صدیقین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۸۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | ||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[سید کمال الدین میرمحمدی|الدین میرمحمدی، سید کمال]]، [[صدیقین (مقاله)|مقاله «صدیقین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||