بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[انابه در قرآن]]| پرسش مرتبط = }} | ||
| موضوع مرتبط = | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[انابه در قرآن]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== | == واژهشناسی == | ||
[[انابه]] مصدر باب [[افعال]] از ریشه «ن ـ و ـ ب» است. این ماده گاهی با «إلی» و گاهی با «عن» بهکار میرود. در صورت نخست ثلاثی مجرد <ref>مقاییساللغه، ج ۵، ص۳۶۷؛ مفردات، ص۸۲۷، «نوب».</ref> و باب افعال <ref>قاموس قرآن، ج ۷، ص۱۱۸، «نوب».</ref> آن هر دو در لغت به معنای بازگشت چیزی به صورت مکرر است. به [[زنبور عسل]] نیز چون پیوسته به کندویش باز میگردد نُوب میگویند و نیز حادثه را که [[شأن]] آن پی در پی بودن است نائبه مینامند.<ref>مفردات، ص۸۲۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۱۹؛ قاموس قرآن، ج ۷، ص۱۱۸، «نوب».</ref> در صورت دوم ثلاثی مجرد آن به معنای [[جانشین]] شدن و باب افعال آن به معنای [[جانشین کردن]] است. <ref>اقربالموارد، ج۵، ص۵۰۸؛ القاموسالمحیط، ج۱، ص۲۳۳؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۱۹، «نوب».</ref> برخی گفتهاند: اصل در لغت نوب، فرود آمدن در جایگاهی با [[اختیار]] و قصد است که از مصادیق آن جانشین کسی شدن و بازگشت به مکانی از روی قصد است و انابه را برای تعدیه و عبارت از آن دانستهاند که شخصی، دیگری یا خودش را در مقامی فرود آورد.<ref>التحقیق، ج ۱۲، ص۲۶۹، «نوب».</ref> بعضی نیز احتمال دادهاند انابه معتلّیایی از «[[ناب]]» به معنای [[انقطاع]] باشد.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۳۴۵؛ روضالجنان، ج ۱۵، ص۲۶۰؛ تفسیر موضوعی، ج ۱۲، ص۱۶۸.</ref> «ناب» به معنای دندان نیش نیز آمده است <ref>لسانالعرب، ج۱۴، ص۳۴۵، «نیب»؛ القاموسالمحیط، ج ۱، ص۲۳۳، «الناب».</ref> که با آن چیزی را قطع میکنند. براساس معنای لغوی اگر انابه از نوب باشد انابه به سوی [[خدا]] به معنای بازگشت به اوست و اگر از ناب باشد، به معنای انقطاع کامل به سوی [[خدای سبحان]] است. <ref>فطرت در قرآن، ص۱۶۸.</ref> | |||
در | |||
[[اهل]] [[سلوک]] از انابه با تعابیری گوناگون یاد کردهاند؛ مانند: بازگشت از [[غفلت]] به ذکر و از [[وحشت]] به انس، ترک [[اصرار]] بر [[گناهان]] و ملازمت [[استغفار]]، [[فرار]] از [[خلق]] به سوی [[حق]]، [[اشتغال]] به [[خدمت]][[حق]]، [[اخلاص]] داشتن، بازگشت به [[حق]] با صفای [[نیت]] و [[صدق]] [[عقیده]]، [[اجابت]] [[راستین]] و....<ref>فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۱۳۷؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۲ ـ ۱۱۳.</ref> این گروه [[انابه]] را [[منزل]] چهارم از ۱۰۰ منزل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] دانسته <ref>منازل السائرین، ص۱۶.</ref> و برای آن مراتبی یاد کردهاند؛ مانند انابه از [[سیئات]] به [[حسنات]]، از غیر خدا به خدا و از خدا به خدا <ref>فرهنگ نوربخش، ج۲، ص۱۱۳؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۲۷۴.</ref> و نیز انابه از روی [[اصلاح]] چنانکه بر پایه عذر، از روی [[وفا]] چنانکه بر پایه [[عهد]] و از روی [[حال]] چنانکه بر پایه اجابت باشد <ref>منازلالسائرین، ص۱۷؛ التوبهوالانابه، ص۳۸۰ـ۳۸۱؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۴.</ref> یا انابه نفس، [[قلب]] و [[روح]].[[انابه]] نفس آن است که عبد آن را به [[خدمت]] وادارد و انابه قلب آن است که او را از غیر حق تهی سازد و انابه [[روح]] [[دوام ذکر]] است تا غیر او را یاد نکرده و جز به او نگراید.<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۲۷۴؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۳ ـ ۱۱۴.</ref> | |||
انابه نزد [[اهل]] [[کلام]] خارج کردن قلب از تیرگیهای [[شبهات]] است.<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۲۷۴؛ التعریفات، ص۵۵.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 424-425.</ref> | |||
==انابه در قرآن کریم== | |||
مشتقات نوب در [[قرآن]] ۱۸ بار و تنها از باب [[افعال]] بهکار رفته است که ۱۱ بار آن به صورت فعلی {{متن قرآن|أَنِيبُوا}}، {{متن قرآن|يُنِيبُ}}، {{متن قرآن|أَنَابُوا}}، {{متن قرآن| أَنَابَ}}، {{متن قرآن| أُنِيبُ}}، {{متن قرآن| أَنَبْنَا}} و ۷ بار آن به صورت اسمی {{متن قرآن|مُنِيبٍ}}، {{متن قرآن|مُنِيبِينَ}}، {{متن قرآن|مُنِيبًا}} است.<ref>توبه در قرآن و سنت، ص۴۲ ـ ۴۴؛ نثر طوبی، ج ۲، ص۵۰۴؛ المعجم الاحصائی، ج ۱، ص۵۶۱؛ ج ۳، ص۱۴۹۵.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 425.</ref> | |||
==[[حقیقت]] انابه و تفاوت آن با [[توبه]]== | |||
از [[آیات]] «... و یَهدی اِلَیهِ مَن اَناب * اَلَّذینَ ءامَنوا وتَطمَنُّ قُلوبُهُم بِذِکرِ اللّهِ..». (رعد / ۱۳، ۲۷ ـ ۲۸) برمیآید که [[ایمان]] و [[آرامش]] قلب با [[یاد خدا]]، همان انابه است و آن نوعی [[آمادگی]] از جانب [[بنده]] است که [[هدایت الهی]] را در پی دارد.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۳۵۳.</ref> در توضیح [[انابه]] و [[بیان حقیقت]] آن، گفتههای گوناگونی ارائه شده است؛ برخی گفتهاند:[[انابه]] [[بازگشت به سوی خدا]] و بازگشت به [[فطرت توحیدی]] است؛ یعنی هر [[زمان]] که عاملی [[انسان]] را از نظر [[عقیده]] و عمل از اصل [[توحید]] [[منحرف]] سازد، باید به سوی آن باز گردد: «فَاَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیفـًا فِطرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها... مُنیبینَ اِلَیهِ». ([[روم]] / ۳۰، ۳۰ ـ ۳۱)<ref>نمونه، ج ۱۶، ص۴۱۹ ـ ۴۲۰.</ref> تکیه روی «منیبین الیه» در [[آیه]] «و اِذا مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوا رَبَّهُم مُنیبینَ اِلَیهِ..». (روم / ۳۰، ۳۳) با توجه به مفهوم لغوی انابه، برای اشاره به این معناست که پایه و اساس در [[فطرت انسان]][[توحید]] و [[خداپرستی]]، و [[شرک]] امر عارضی است، که وقتی شخص از آن [[قطع امید]] میکند خواه ناخواه به سوی [[ایمان]] و توحید باز میگردد.<ref>نمونه، ج ۱۶، ص۴۳۳.</ref> برخی انابه را متضمن ۴ امر [[محبت خدا]]، [[خضوع]] برای او، اقبال به او و [[اعراض]] از غیر او دانسته و گفتهاند: اگر این ۴ [[خصلت]] در کسی جمع نشود، وی مستحق اسم منیب نیست. به عقیده ایشان در لفظ انابه معنای اسراع و [[رجوع]] و تقدم نهفته است، بنابراین، منیب کسی است که به سوی [[خشنودی خدا]] بشتابد و همواره به او بازگشته و به سوی آنچه [[خدا]] [[دوست]] دارد پیشی گیرد.<ref>التوبة و الانابه، ص۳۷۹.</ref> براساس آنچه گذشت بین انابه و [[توبه]] * تفاوت وجود دارد که موارد استعمال انابه در [[قرآن]] و [[سنت]] آن را [[تأیید]] میکند. انابه رجوع به خدا از همه چیز غیر از خدا و اقبال به او با سِرّ و [[قول و فعل]] است تا اینکه شخص دائما در [[فکر]] خدا و ذکر او و اطاعتش باشد، بنابراین، انابه [[غایت]] درجات توبه و [[برترین]] مراتب آن است؛ زیرا توبه، [[بازگشت از گناه]] است؛ ولی انابه افزون بر آن بازگشت از مباحات نیز هست و آن از [[مقامات]] والاست.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص۹۰.</ref> در تفاوت [[توبه]] و [[انابه]] نظرات گوناگون دیگری نیز ارائه شده است؛ از جمله: ۱.[[توبه]] [[پشیمانی]] از فعل و انابه [[ترک گناهان]] و [[شاهد]] آن قول [[امام سجاد]] {{ع}} است: «اللهم ءان یکن الندم توبةً إلیک فأنا أندم النآدمین و ءان یکن الترکلمعصیتک ءانابةً فأنا أوّل المنیبین = خدایا، اگر پشیمانی توبه است پس من پشیمانترین پشیمانان هستم و اگر [[ترک معصیت]][[انابه]] است پس من اولین انابه کنندگانم».<ref>الفروق اللغویه، ص۱۴۶ ـ ۱۴۷.</ref> | |||
۲. توبه در [[افعال]] ظاهری است و انابه در امور [[باطنی]]. ۳. توبه [[رهبت]] ([[ترس]] و [[بیم]]) است و انابه [[رغبت]] ([[اشتیاق]]). ۴. انابه مقامی پس از [[مقام]] توبه است. ۵. توبه بازگشت از [[معصیت]] به [[اطاعت]] و انابه بازگشت از [[غفلت]] به ذکر و [[فکر]] است. ۶. اگر سبب بازگشت، ترس از [[عقوبت]] باشد، توبه و اگر رغبت در [[ثواب]] باشد انابه است. ۷. انابه بازگشت [[بنده]] است به خدای خویش با [[دل]] و [[همت]]؛ ولی توبه بازگشت بنده است از معصیت به اطاعت.<ref>فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۱۳۷؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۳؛ التوبة فی ضوء القرآن، ص۷۵ ـ ۷۸.</ref> | |||
۸. توبه و [[استغفار]] و انابه همه توجه به خداست؛ اما استغفار توجهی است که پس از توبه است و انابه توجهی است که پس از استغفار[[دست]] میدهد.<ref>المکاسب، ص۳۳۶؛ توبه در قرآن و سنت، ص۴۲.</ref> البته بسیاری از [[مفسران]] <ref>جامعالبیان، مج۸،ج۱۳،ص۱۸۹ـ۱۹۰؛ روضالجنان، ج ۱۶، ص۳۰۴؛ المنیر، ج ۲۴، ص۳۵، ۳۹.</ref> و لغویان <ref>لسانالعرب، ج۴،ص۳۱۹؛ تاجالعروس، ج۲،ص۴۵۵، «نوب»، القاموسالمحیط، ج ۱، ص۲۳۳، «ناب».</ref> انابه را هممعنای توبه دانستهاند. برخی آن را [[بازگشت به سوی خدا]] با توبه <ref>مجمع البحرین، ج ۴، ص۳۸۶.</ref> و [[خالص]] کردن عمل<ref> مفردات، ص۸۲۷، «نوب»؛ قاموس قرآن، ج ۷، ص۱۱۸؛ نثر طوبی، ج ۲، ص۵۰۴.</ref> و برخی اقبال به سوی [[خدا]] و توبه و بازگشت به [[اطاعت الهی]] دانستهاند.<ref> لسانالعرب، ج۴، ص۳۱۹؛ الصحاح، ج۱، ص۲۲۹.</ref> برخی دیگر آن را فرود آوردن نفس و قرار دادن آن در منزلی از منازل [[سلوک]] دانسته و آن را به معنای [[آمادگی عملی]] و خارجی برای [[توبه]] و سلوک به سوی [[خدا]] به [[حساب]] آوردهاند، به همین جهت [[انابه]] با حرف «ءالی» بهکار میرود تا بر [[سیر]] و رسیدن به [[غایت]] دلالت کند.<ref>التحقیق، ج ۱۲، ص۲۷۰، «نوب».</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص .</ref> | |||
==اهمیت و آثار انابه== | |||
در [[آیات]] و [[روایات]] به انابه اهمیت خاصی داده شده است. خدای متعالی [[بندگان]] خود و در رأس آنان [[پیامبران]] را به انابه فرا خوانده است: «واَنیبُوا اِلی رَبِّکُم..».. (زمر / ۳۹، ۵۴ و نیز [[روم]] / ۳۰، ۳۰ ـ ۳۱؛ [[لقمان]] / ۳۱، ۱۵)<ref>موسوعة اخلاق القرآن، ج ۱، ص۲۵۰ ـ ۲۵۱.</ref> در [[قرآن کریم]] به انابه [[پیامبر اسلام]] {{صل}} ([[شورا]] / ۴۲، ۱۰)، ابراهیم {{ع}} (ممتحنه / ۶۰، ۴؛ [[هود]] / ۱۱، ۷۵)، [[شعیب]] {{ع}} (هود / ۱۱، ۸۸)، داوود {{ع}} (ص / ۳۸، ۲۴) و سلیمان {{ع}} (ص / ۳۸، ۳۴) اشاره شده است. در روایتی [[نبوی]] از [[سعادت انسان]] آن دانسته شده که خدا انابه را روزیش سازد.<ref>المستدرک، ج ۴، ص۲۶۸.</ref> از آثار مهم و گوناگون انابه نیز میتوان به اهمیت آن پی برد، چنان که گفته شده بر اثر انابه [[قلبی]]، [[قلب]] [[انسان کامل]] [[باطن]] بیتالحرام میشود.<ref>شرح منظومه، ص۳۵۵.</ref> آثار انابه که در [[قرآن]] ذکر شده دو دسته است: ۱. دستهای که اثر انابه به [[تنهایی]] دانسته شده: الف. [[هدایت الهی]]؛ [[خداوند]][[انابه]] کنندگان را به سوی خود [[هدایت]] میکند: «... و یَهدی اِلَیهِ مَن اَناب» (رعد / ۱۳، ۲۷)، «و یَهدی اِلَیهِ مَن یُنیب». ([[شوری]] / ۴۲، ۱۳) ب.[[تذکر]]؛ تنها کسی که به سوی خدا انابه میکند از [[آیات الهی]] متذکر میشود: «هُوَ الَّذی یُریکُمءایـتِهِ و یُنَزِّلُ لَکُم مِنَ السَّماءِ رِز قـًا و ما یَتَذَکَّرُ اِلاّ مَن یُنیب». ([[غافر]] / ۴۰، ۱۳) در آیات دیگری [[آسمان]] و [[زمین]] و آیات موجود در آن دو موجب [[بصیرت]] * و [[تذکر]] برای شخص منیب دانسته شده است: «اَفَلَم یَنظُروا اِلَی السَّماءِ... والاَرضَ مَدَدنـها... تَبصِرَةً وذِکری لِکُلِّ عَبدٍ مُنیب». (ق / ۵۰، ۶ ـ ۸؛ [[سبأ]] / ۳۴، ۹) وقوف بر [[دلایل]] [[توحید الهی]] در [[عقل انسان]] مرتکز است؛ ولی [[شرک]] و [[اشتغال]] به [[عبادت غیر خدا]] مانع تجلی این [[انوار]] میشود و هنگامی که [[انسان]] از این امور [[اعراض]] کرده، به سوی [[خدا]] [[انابه]] میکند، پرده کنار رفته و [[توحید]] آشکار میگردد.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۴۲.</ref> برخی پروای از خصوص [[خداوند]] را نیز از دسته نخست آثار انابه برشمردهاند: «مُنیبینَ اِلَیهِ واتَّقوهُ..».. ([[روم]] / ۳۰، ۳۱)<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۲، ص۱۷۰.</ref> | |||
۲. دستهای که اثر انابه همراه با وصفی دیگر شمرده شده است: الف.[[بشارت]]؛ به کسانی که از [[عبادت طاغوت]] [[پرهیز]] کرده و به سوی خدا انابه کنند، بشارت داده میشود: «والَّذینَ اجتَنَبُوا الطّـغوتَ اَن یَعبُدوها واَنابوا اِلَی اللّهِ لَهُمُ البُشری..».. (زمر / ۳۹، ۱۷) ب. وارد [[بهشت]] شدن؛ بهشت [[پاداش]] کسانی است که [[خدا ترس]] بوده و با [[قلبی]] منیب به [[لقای الهی]] بروند: «واُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقینَ... مَن خَشِیَ الرَّحمـنَ بِالغَیبِ وجاءَ بِقَلبٍ مُنیب». (ق / ۵۰، ۳۱ ـ ۳۳) کسی که [[عمر]] خود را با [[رجوع]] به خدا بگذراند، میتواند با قلبی به دیدار [[پروردگار]] برود که انابه و رجوع به خدا بر اثر تکرار در [[طول عمر]]، [[ملکه]] و صفت آن [[قلب]] شده باشد.<ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۲۲۴؛ المیزان، ج۱۸، ص۳۵۵؛ توبه در قرآن و سنت، ص۴۳.</ref> برخی قلب منیب را از نظر مصداق همان [[قلب سلیم]] در [[آیه]] «اِذ جاءَ رَبَّه بِقَلبٍ سَلیم» (صافّات / ۳۷، ۸۴) دانستهاند؛ زیرا کسی که از شرک سالم باشد غیر خدا را ترک کرده و به سوی خدا انابه میکند، چنانکه اگر کسی به سوی خدا انابه کند، از شرک [[پاک]] شده و [[سلیم]] میگردد.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۱۷۹.</ref> ج. [[نجات]] از [[عذاب]]؛[[انابه]] به سوی خدا و [[تسلیم]] * شدن در برابر او موجب [[نجات از عذاب الهی]] است: «واَنیبُوا اِلی رَبِّکُم واَسلِموا لَهُ مِن قَبلِ اَن یَأتِیَکُمُ العَذابُ ثُمَّ لا تُنصَرون». (زمر / ۳۹، ۵۴)<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص .</ref>. | |||
==اقسام و شرایط [[انابه]]== | |||
انابه دو گونه است: ۱.[[انابه]] برای [[ربوبیت خدا]] که [[مؤمن]] و [[کافر]] در آن مشترکاند؛ زیرا هر [[انسانی]] در هنگام [[سختی]] و [[اضطرار]] به سوی [[خدا]] انابه میکند: «واِذا مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوا رَبَّهُم مُنیبینَ اِلَیهِ» ([[روم]] / ۳۰، ۳۳)، حتی [[مشرکان]] و [[کافران]] نیز هنگامی که از همه جا [[ناامید]] میشوند به سوی خدا باز میگردند: «... ثُمَّ اِذا اَذاقَهُم مِنهُ رَحمَةً اِذا فَریقٌ مِنهُم بِرَبِّهِم یُشرِکون * لِیَکفُروا بِما ءاتَینـهُم..».. (روم / ۳۰، ۳۳ ـ ۳۴) ۲. انابه [[اولیای خدا]] برای [[الوهیت]] او که انابه [[عبودیت]] و [[محبت]] است.<ref>التوبة و الانابه، ص۳۷۹.</ref> انابه نخست [[اضطراری]] و ناپایدار و انابه دوم اختیاری و [[پایدار]] است. برخی انابه اول را انابه ظاهری [[دروغین]] و انابه دوم را انابه [[حقیقی]] [[راستین]] دانسته و گفتهاند: در انابه اول، شخص هنگام [[تنگدستی]] و سختی به پروردگارش [[پناه]] میبرد؛ زیرا از روی [[فطرت]] میداند دارای خالقی است که او را روزی داده و [[یاری]] میکند؛ ولی زمانی که به مطلوبش رسید از خدا باز میگردد: «واِذا مَسَّ الاِنسـنَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنیبـًا اِلَیهِ ثُمَّ اِذا خَوَّلَهُ نِعمَةً مِنهُ نَسِیَ ما کانَ یَدعوا اِلَیهِ مِن قَبلُ» (زمر / ۳۹، ۸)، «... حَتّی اِذا کُنتُم فِی الفُلکِ وجَرَینَ بِهِم بِریحٍ طَیِّبَةٍ و فَرِحوا بِها جاءَتها ریحٌ عاصِفٌ وجاءَهُمُ المَوجُ مِن کُلِّ مَکانٍ وظَنّوا اَنَّهُم اُحیطَ بِهِم دَعَوُا اللّهَ مُخلِصینَ لَهُ الدِّینَ... فَلَمّا اَنجـهُم اِذا هُم یَبغونَ فِیالاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ». ([[یونس]] / ۱۰، ۲۲ ـ ۲۳) در آیهای نیز به هر دو گروه [[اهل]] انابه اشاره شده است: «و اِذا غَشِیَهُم مَوجٌ کالظُّـلَلِ دَعَوُا اللّهَ مُخلِصینَ لَهُ الدّینَ فَلَمّا نَجـّهُم اِلَی البَرِّ فَمِنهُم مُقتَصِدٌ وما یَجحَدُ بِـ ٔ یـتِنا اِلاّ کُلُّ خَتّارٍ کَفور». ([[لقمان]] / ۳۱، ۳۲)<ref>موسوعة اخلاق القرآن، ج ۱، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.</ref> برخی گفتهاند:[[انابه]] به سه امر محقق میشود: ۱. انابه در [[باطن]] و با [[قلب]] بهگونهای که دائما متوجه [[خدا]] بوده و با [[افکار]] و عزائمش،[[تقرب]] به او را [[طلب]] کند. (ق / ۵۰، ۳۳) ۲. انابه در گفتار بهگونهای که دائما مشغول [[ذکر خدا]] و ذکر [[نعمتها]] و [[مقربان]] [[الهی]] باشد ([[غافر]] / ۴۰، ۱۳) ۳. انابه در [[اعمال]] ظاهری بهگونهای که بر [[طاعات]] و [[عبادات]] و [[اعمال پسندیده]] مواظبت کند.<ref>اوصافالاشراف،ص۳۷؛ جامعالسعادات،ج۳، ص۹۰؛ شرح منظومه، ص۳۵۵.</ref> برخی از مقدم شدن [[توکل]] بر [[انابه]] در [[آیه]] «... عَلَیهِ تَوَکَّلتُ واِلَیهِ اُنیب» ([[هود]] / ۱۱، ۸۸) استفاده کردهاند که شرط انابه،[[توکل]] است؛ زیرا لازم است ابتدا [[اعتماد]] محقق شود و سپس [[بنده]] به خدا توجه کرده و در [[مقام]] [[سیر]] به سوی او برآید.<ref>التحقیق، ج ۱۲، ص۲۷۰، «نوب».</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص .</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۴''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||