←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲۲: | خط ۱۲۲: | ||
[[فخر رازی]]<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰.</ref> و شوکانی<ref>محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref> پس از طرح دو احتمال اخیر میگویند: مراد از «منذر» در این آیه پیامبر{{صل}} است نه قرآن؛ زیرا نسبت انذار به پیامبر{{صل}} [[حقیقت]] است و به قرآن مجاز و در جایی که نسبت [[حقیقی]] امکان پذیر باشد، نوبت به مجاز نمیرسد. | [[فخر رازی]]<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰.</ref> و شوکانی<ref>محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۴، ص۷۶.</ref> پس از طرح دو احتمال اخیر میگویند: مراد از «منذر» در این آیه پیامبر{{صل}} است نه قرآن؛ زیرا نسبت انذار به پیامبر{{صل}} [[حقیقت]] است و به قرآن مجاز و در جایی که نسبت [[حقیقی]] امکان پذیر باشد، نوبت به مجاز نمیرسد. | ||
[[حلبی]] که از دانشمندان علوم قرآن به شمار میآید، برای پذیرش دیدگاه فوق به این دلیل اشاره میکند که [[اختلاف]] در مصداق «منذر» بر این اساس [[استوار]] است که ضمیر «یکون» در این آیه به چه چیز برگردد. اگر [[مرجع]] آن «تبارک» باشد، منذر خداوند است، اگر مرجع «فرقان» باشد، منذر قرآن است و اگر مرجع «[[عبده]]» باشد، منذر پیامبر{{صل}} خواهد بود. از این سه احتمال، احتمال اخیر از لحاظ معنا و [[صنعت]] [[کلام]] بهترین احتمال به شمار میآید؛ زیرا واژه «عبده» به واژه «یکون» نزدیکتر است و در صورتی که ارجاع ضمیر به امر قریب امکان پذیر باشد، نوبت به امر بعید نمیرسد<ref>شهاب الدین سمین حلبی، الدر المصون فی علوم الکتاب المکنون، ج۵، ص۲۴۱.</ref>.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]] ص ۳۴.</ref>. | [[حلبی]] که از دانشمندان علوم قرآن به شمار میآید، برای پذیرش دیدگاه فوق به این دلیل اشاره میکند که [[اختلاف]] در مصداق «منذر» بر این اساس [[استوار]] است که ضمیر «یکون» در این آیه به چه چیز برگردد. اگر [[مرجع]] آن «تبارک» باشد، منذر خداوند است، اگر مرجع «فرقان» باشد، منذر قرآن است و اگر مرجع «[[عبده]]» باشد، منذر پیامبر{{صل}} خواهد بود. از این سه احتمال، احتمال اخیر از لحاظ معنا و [[صنعت]] [[کلام]] بهترین احتمال به شمار میآید؛ زیرا واژه «عبده» به واژه «یکون» نزدیکتر است و در صورتی که ارجاع ضمیر به امر قریب امکان پذیر باشد، نوبت به امر بعید نمیرسد<ref>شهاب الدین سمین حلبی، الدر المصون فی علوم الکتاب المکنون، ج۵، ص۲۴۱.</ref>.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]] ص ۳۴.</ref>. | ||
====نتیجه بحث==== | |||
در این نتیجهگیری به دو مطلب اشاره میشود: مفاد [[آیه]] و ارزیابی دلالت آن بر [[خاتمیت]]. | |||
۱. مفاد آیه: با توجه به مطالب یاد شده درباره معانی واژهها مقصود آیه چنین است: بزرگ و [[پربرکت]] است آن خدایی که فرقان، این کتاب پرشکوه و جداسازنده [[حق]] از [[باطل]]، [[حلال]] از [[حرام]] و [[هدایت]] از [[ضلالت]] را بر [[بنده]] برگزیدهاش محمد{{صل}} فروفرستاد تا به همه انسانهای [[رشد]] یافته و خردمندانی که [[مکلف]] به [[تکلیف]] الهیاند، هشدار دهد و آنان را از [[نافرمانی خدا]] و [[گناه]] بترساند. | |||
۲. ارزیابی دلالت آیه بر «خاتمیت»: با دقت در معنای فوق میتوان گفت که [[خاتمیت پیامبر اسلام]]{{صل}} از آیه مزبور استفاده میشود؛ زیرا بر اساس این آیه، [[انذار]] [[قرآن کریم]] و [[رسالت پیامبر اسلام]]{{صل}} مربوط به همه [[مکلفان]] در هر [[زمان]] و مکان تا [[رستاخیز]] است و به زمان و مکان و افراد معینی اختصاص ندارد. | |||
توضیح اینکه واژه «عالمین» به هر معنایی باشد، چه مجموع [[آفرینش]]، چه [[آدمیان]] و [[جنیان]]، چه [[انسانها]] و چه معنای دیگر، بدون تردید در این آیه مراد از آن، خردمندانی هستند که به [[تکلیف الهی]] مکلفاند؛ زیرا [[بیم]] و انذار ویژه کسانی است که عهدهدار تکلیف الهی باشند. از جهت دیگر، لفظ «عالمین» به صورت جمع سالم ذکر شده و دارای «الف و لام» است و در جای خود به [[اثبات]] رسیده است که لفظ جمع با «الف و لام» تعریف، بدون [[شک]] مفید عموم است. [[فقها]] و اصولیان پیشین و معاصر، این مطلب را مورد تأکید قرار دادهاند. صاحب معالم<ref>{{عربی|الجمع المعرف بالأداة يفيد العموم}}؛ (جمال الدین ابومنصور حسن بن زین الدین، معالم الدین و ملاذ المجتهدین، ص۱۰۴).</ref>، [[محقق قمی]]<ref>{{عربی|أما الجمع المحلى باللام فالظاهر أنه لا خلاف بين أصحابنا في إفادته العموم}}؛ (میرزا ابوالقاسم قمی، قوانین الاصول، ص۲۱۶).</ref>، [[محمدتقی اصفهانی]]<ref>{{عربی|لا خلاف... في إفادة الجمع المحلى باللام للعموم}}؛ (محمد تقی اصفهانی، هدایة المسترشدین، تحقیق مؤسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۱۵۹).</ref>، [[محقق نائینی]]<ref>سید محمد باقر صدر، بحوث فی علم الاصول، تقریر سید محمود هاشمی، ج۳، ص۲۵۲. </ref>، [[شهید صدر]]<ref>سیدابوالقاسم موسوی خویی، دراسات فی علم الاصول، تقریر سید علی هاشمی شاهرودی، ج۲، ص۲۳۶. </ref> و محقق خویی<ref>{{عربی|فالعموم في الجميع بمعنى واحد و هو شمول المفهوم لجميع ما يصلح أن ينطبق عليه}}؛ (محمد کاظم خراسانی، کفایة الاصول، تحقیق مؤسسة آل البیت{{عم}}، ص۲۱۶؛ میرزا محمد حسین نائینی، فوائد الاصول، تقریر محمد علی کاظمی خراسانی، ج۲۱، ص۵۱۱؛ سیدابوالقاسم موسوی خویی، دراسات فی علم الاصول، تقریر سید علی هاشمی شاهرودی، ج۲، ص۲۳۳؛ سید محمد باقر صدر، بحوث فی علم الاصول، تقریر سید محمود هاشمی، ج۳، ص۲۱۹).</ref> از کسانی هستند که این مطلب را صریحاً بیان کردهاند. | |||
از جهت سوم، معنای عام آن است که لفظ عام تمام افرادی را که [[شایستگی]] انطباق این لفظ را از لحاظ مفهوم دارند، در بر میگیرد و ویژه افراد خاص و [[زمان]] و مکان معین نیست<ref>میرزا محمد حسین نائینی، اجود التقریرات تقریر سیدابوالقاسم موسوی خویی، تحقیق مؤسسه صاحب الامر، ج۲، ص۲۹۷-۲۹۸.</ref>. بنابراین، واژه «العالمین» چون از الفاظ عام به شمار میآید، تمام [[مکلفان]] را از [[آغاز نزول قرآن]] تا [[روز رستاخیز]] در بر میگیرد؛ زیرا لفظ مزبور بر هر فردی از افراد [[مکلف]] در هر زمان و مکان قابل انطباق است. | |||
پس این [[آیه]] نشان میدهد که [[هدف]] و غرض از [[نزول]] [[قرآن کریم]] بر [[پیامبر]]{{صل}} این است که [[قرآن]] یا خود پیامبر{{صل}} [[نذیر]] و بیمدهنده همه مکلفان (از [[روز]] [[نزول قرآن]] تا [[روز قیامت]]) است و [[دین اسلام]]، [[دین]] [[ابدی]] و [[قرآن مجید]]، کتاب جاویدان [[الهی]] و [[حضرت محمد]]{{صل}} آخرین دین را از جانب [[خداوند]] برای همه [[انسانها]] [[ابلاغ]] کرده است. | |||
[[مفسران]] بزرگی مانند [[طبری]]<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۹، ص۳۶۲.</ref>، فخرالدین رازی<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۰.</ref> و [[قرطبی]]<ref>محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص۴.</ref> نیز این مطلب را یاد آور شدهاند که از آیه یادشده عمومیت [[رسالت]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نسبت به همه [[مکلفان]] و [[جاودانگی]] رسالت وی تا [[روز رستاخیز]] به روشنی قابل استفاده است.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]] ص ۴۰.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||