عصمت حضرت آدم: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = عصمت پیامبران | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عصمت حضرت آدم در کلام اسلامی]] - [[عصمت حضرت آدم در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  =}}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = عصمت پیامبران | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عصمت حضرت آدم در کلام اسلامی]] - [[عصمت حضرت آدم در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  =}}


'''عصمت حضرت آدم {{ع}}''' به معنای مصونیت ایشان از هر [[گناه]] و [[خطا]] و اشتباهی است. به طور کلی عصمت حضرت آدم{{ع}} با استناد به براهین عقلی و [[ادله]] [[نقلی]] که در اثبات عصمت سایر انبیا از آنها بهره گرفته می‌شود قابل اثبات است. به عنوان نمونه [[برهان حفظ شریعت]]، [[برهان لطف]]، [[برهان تسلسل]]، [[برهان]] [[وجوب]] [[اطاعت از پیامبر]]، برخی از براهین عقلی عصمت آن حضرت هستند. همچنین است استناد به آیات و روایاتی که در آنها خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، [[نسیان]] و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند.
'''عصمت حضرت آدم {{ع}}''' به معنای مصونیت ایشان از هر [[گناه]] و [[خطا]] و اشتباهی است. به طور کلی عصمت حضرت آدم{{ع}} با استناد به براهین عقلی و [[ادله]] [[نقلی]] که در اثبات عصمت سایر انبیا از آنها بهره گرفته می‌شود قابل اثبات است. به عنوان نمونه [[برهان حفظ شریعت]]، [[برهان لطف]]، [[برهان تسلسل]]، [[برهان]] [[وجوب]] [[اطاعت از پیامبر]]، برخی از براهین عقلی عصمت آن حضرت هستند. همچنین است استناد به آیات و روایاتی که در آنها خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، نسیان و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند.


== معناشناسی [[عصمت]] ==
== معناشناسی [[عصمت]] ==
=== معنای لغوی ===
=== معنای لغوی ===
عصمت، واژه‌ای عربی و از ماده {{عربی|«عَصِمَ يَعْصِمُ»}} است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: {{عربی|«مَسَكَ»}} به معنای حفظ و نگهداری<ref>راغب اصفهانی این معنا را برای واژه «عَصَمَ» آورده و می‌گوید: {{عربی|"العصم: الإمساك والاعتصام الاستمساك... (وقوله: «وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ» والعصام ما يعصم به‌ اي يشد وعصمة الأنبياء حفظه إياهم"}}؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۹ ـ ۵۷۰ و {{عربی|عصم الله فلاناً من المکروه: ای حفظه و وقاه}}؛ یعنی [[خداوند]] فلانی را از [[مکروه]] حفظ کرده ({{عربی|عصمه}}) بعنی او را حفظ کرد و نگهداشت. المنجد، ص۱۵۰.</ref>، دوم: {{عربی|«مَنَعَ»}} به معنای مانع شدن<ref>ر.ک: فراهیدی،خلیل بن احمد، العین ج ۱ ص۳۱۴؛ فیروزآبادی، محمد بن آدم، قاموس محیط، ج۴، ص۱۵۱؛ الجوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصحاح، ج۵، ص۱۹۸۶، ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۳.</ref> و سوم به معنای وسیله بازداشتن<ref>ابن‌منظور، از زجاج نقل می‌کند: {{عربی|أَصْلُ العِصْمَةِ الحبْلُ. و كلُّ ما أَمْسَكَ شَيئاً فقد عَصَمَهُ}}لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۵. یعنی، لغت عصمت در اصل به معنای طناب و ریسمان وضع شده است، ولی سپس از این معنا توسعه یافته و برای هر چیزی که موجب امساک و [[حفظ]] چیز دیگری شود، به کار می‌رود.</ref>. با این وجود واژه «[[عصمت]]»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسب‌تر از معنای «مانع شدن» است و شاید به همین جهت است که برخی لغویون نیز «اعصم» را به معنای «مَسْک» و «اعتصام» را به «استمساک» معنا کرده‌اند<ref>ر.ک: المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷..</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص۱۴.</ref>
عصمت، واژه‌ای عربی و از ماده {{عربی|«عَصِمَ يَعْصِمُ»}} است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: {{عربی|«مَسَكَ»}} به معنای حفظ و نگهداری<ref>راغب اصفهانی این معنا را برای واژه «عَصَمَ» آورده و می‌گوید: {{عربی|"العصم: الإمساك والاعتصام الاستمساك... (وقوله: «وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ» والعصام ما يعصم به‌ اي يشد وعصمة الأنبياء حفظه إياهم"}}؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۹ ـ ۵۷۰ و {{عربی|عصم الله فلاناً من المکروه: ای حفظه و وقاه}}؛ یعنی [[خداوند]] فلانی را از [[مکروه]] حفظ کرده ({{عربی|عصمه}}) بعنی او را حفظ کرد و نگهداشت. المنجد، ص۱۵۰.</ref>، دوم: {{عربی|«مَنَعَ»}} به معنای مانع شدن<ref>ر.ک: فراهیدی، خلیل بن احمد، العین ج ۱ ص۳۱۴؛ فیروزآبادی، محمد بن آدم، قاموس محیط، ج۴، ص۱۵۱؛ الجوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصحاح، ج۵، ص۱۹۸۶، ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۳.</ref> و سوم به معنای وسیله بازداشتن<ref>ابن‌منظور، از زجاج نقل می‌کند: {{عربی|أَصْلُ العِصْمَةِ الحبْلُ. و كلُّ ما أَمْسَكَ شَيئاً فقد عَصَمَهُ}}لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۵. یعنی، لغت عصمت در اصل به معنای طناب و ریسمان وضع شده است، ولی سپس از این معنا توسعه یافته و برای هر چیزی که موجب امساک و [[حفظ]] چیز دیگری شود، به کار می‌رود.</ref>. با این وجود واژه «[[عصمت]]»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسب‌تر از معنای «مانع شدن» است و شاید به همین جهت است که برخی لغویون نیز «اعصم» را به معنای «مَسْک» و «اعتصام» را به «استمساک» معنا کرده‌اند<ref>ر.ک: المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷..</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص۱۴.</ref>


=== در اصطلاح [[متکلمان]] ===
=== در اصطلاح [[متکلمان]] ===
خط ۳۷: خط ۳۷:
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟ (پرسش)| دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟]]'''{{پایان}}
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟ (پرسش)| دلایل قرآنی اثبات عصمت انبیاء چیست؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
در برخی از [[آیات قرآن کریم]] خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، [[نسیان]] و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند. کلیت این [[آیات]] شامل [[حضرت آدم]]{{ع}} نیز شده و بر اساس آنها، [[عصمت]] آن حضرت نیز ثابت می‌گردد.
در برخی از [[آیات قرآن کریم]] خصوصیاتی همچون اصطفای [[الهی]]، [[وجوب اطاعت]] تام و عدم [[تسلط]] [[شیطان]] بر برخی [[انسان‌های برگزیده]] و نیز [[الگو]] بودن [[انبیا]] بیان شده که به مصونیت همه انبیا از ارتکاب کبائر، [[خطا]]، نسیان و [[اشتباه]] که همان [[حقیقت عصمت]] است، اشاره دارند. کلیت این [[آیات]] شامل [[حضرت آدم]]{{ع}} نیز شده و بر اساس آنها، [[عصمت]] آن حضرت نیز ثابت می‌گردد.


===== عدم تسلط شیطان بر [[پیامبران]] =====
===== عدم تسلط شیطان بر [[پیامبران]] =====
خط ۴۶: خط ۴۶:


===== امر به [[اطاعت]] تام و مطلق از [[پیامبران]] =====
===== امر به [[اطاعت]] تام و مطلق از [[پیامبران]] =====
[[خداوند متعال]] در دسته دیگری از [[آیات]] به [[وجوب اطاعت]] مطلق از [[رسولان]] خود و نیز [[تأسی]] به آنان امر کرده است<ref>سوره نساء، آیات ۵۹ و ۶۴.</ref>. روشن است که بر اساس قواعد [[کلامی]] صدور چنین امری از سوی [[خدای متعال]]، مستلزم عصمت آن شخص است؛ چراکه در غیر این صورت گرفتار تناقض خواهیم شد و تناقض از مولای [[حکیم]] صادر نمی‌شود. عصمت در اینجا به معنای مصونیت از اقسام [[معاصی]]، [[نسیان]]، [[خطا]] و [[اشتباه]] است؛ چراکه اگر مصونیت را منحصر در عدم [[ارتکاب معاصی]] دانسته و به جواز صدور نسیان، خطا و اشتباه از [[انبیا]] {{عم}}، [[معتقد]] شویم، غرض از ارسال [[نبی]] یا [[رسول]] نقض شده و [[اطمینان]] به گفتار و [[کردار]] [[انبیا]] و [[رسل]] {{عم}} در نظر مکلفین به [[اطاعت]] به صورت کامل محقق نخواهد شد<ref>[[محمد هادی فرقانی]] و [[محمد عباس‌زاده جهرمی]]، [[خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم (مقاله)|خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم]]، [[شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی (نشریه)|دوفصلنامه شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی]].</ref>.
[[خداوند متعال]] در دسته دیگری از [[آیات]] به [[وجوب اطاعت]] مطلق از [[رسولان]] خود و نیز [[تأسی]] به آنان امر کرده است<ref>سوره نساء، آیات ۵۹ و ۶۴.</ref>. روشن است که بر اساس قواعد [[کلامی]] صدور چنین امری از سوی [[خدای متعال]]، مستلزم عصمت آن شخص است؛ چراکه در غیر این صورت گرفتار تناقض خواهیم شد و تناقض از مولای [[حکیم]] صادر نمی‌شود. عصمت در اینجا به معنای مصونیت از اقسام [[معاصی]]، نسیان، [[خطا]] و [[اشتباه]] است؛ چراکه اگر مصونیت را منحصر در عدم [[ارتکاب معاصی]] دانسته و به جواز صدور نسیان، خطا و اشتباه از [[انبیا]] {{عم}}، [[معتقد]] شویم، غرض از ارسال [[نبی]] یا [[رسول]] نقض شده و [[اطمینان]] به گفتار و [[کردار]] [[انبیا]] و [[رسل]] {{عم}} در نظر مکلفین به [[اطاعت]] به صورت کامل محقق نخواهد شد<ref>[[محمد هادی فرقانی]] و [[محمد عباس‌زاده جهرمی]]، [[خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم (مقاله)|خوانش انتقادی انگاره عالمان غیرشیعی از عصمت انبیا با تطبیق بر نصوص قرآن کریم]]، [[شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی (نشریه)|دوفصلنامه شبهه‌پژوهی مطالعات قرآنی]].</ref>.


===== معرفی [[پیامبران]] به عنوان الگوی [[حسنه]] =====
===== معرفی [[پیامبران]] به عنوان الگوی [[حسنه]] =====
خط ۹۵: خط ۹۵:
# عده‌ای دیگر گفته‌اند حضرت آدم‌{{ع}} واقعاً مرتکب معصیت شد. اما این [[معصیت]]، پیش از [[نبوت]] او روی داده است. از طرفی، [[عصمت]] ضروری برای [[پیامبران]]، مربوط به دوران نبوت ایشان است؛ نه پیش از آن<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۷، ص۱۸. </ref>.
# عده‌ای دیگر گفته‌اند حضرت آدم‌{{ع}} واقعاً مرتکب معصیت شد. اما این [[معصیت]]، پیش از [[نبوت]] او روی داده است. از طرفی، [[عصمت]] ضروری برای [[پیامبران]]، مربوط به دوران نبوت ایشان است؛ نه پیش از آن<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۷، ص۱۸. </ref>.
# برخی دیگر از [[اهل سنت]] بر این باورند که آدم‌{{ع}} ولو آنکه ظاهراً از آن درخت، منع شده بود، اما واقعاً و در [[باطن]] [[امر]]، [[مأمور]] به برخورداری از آن بود<ref>ر.ک: اظهار العقیدة السنیة، ص۵۵؛ التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۴. </ref>. از این‌رو - هر چند به ظاهر - ایشان [[گناهکار]] تلقی می‌شود، اما در واقع هیچ‌گونه معصیتی را مرتکب نشده است.
# برخی دیگر از [[اهل سنت]] بر این باورند که آدم‌{{ع}} ولو آنکه ظاهراً از آن درخت، منع شده بود، اما واقعاً و در [[باطن]] [[امر]]، [[مأمور]] به برخورداری از آن بود<ref>ر.ک: اظهار العقیدة السنیة، ص۵۵؛ التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۴. </ref>. از این‌رو - هر چند به ظاهر - ایشان [[گناهکار]] تلقی می‌شود، اما در واقع هیچ‌گونه معصیتی را مرتکب نشده است.
# پاره‌ای دیگر از علمای اهل سنت معتقدند که حضرت آدم‌{{ع}}، هر چند به [[نهی]] تحریمی از نزدیک شدن به آن درخت منع شده بود، اما تناول از آن، هیچ منافاتی با [[عصمت]] او ندارد؛ زیرا [[ارتکاب گناه]] و [[سرپیچی]] از [[دستورهای الهی]]. هر چند موجب [[ظلم]] بر خود و دوری از خداوند شده، [[عذاب اخروی]] را به دنبال دارد. امّا اگر کسی از روی [[سهو]] و [[نسیان]] مرتکب گناهی شود و ندانسته و نخواسته از دستورهای الهی سرکشد، نمی‌توان او را [[گناهکار]] نامید. گویا حضرت آدم‌{{ع}} در هنگام استفاده از میوه آن درخت، [[حکم خداوند]] و [[دستور الهی]] را فراموش کرده بود<ref>برای روشن شدن بطلان این نظریه، ر.ک: المیزان، ج۱۴، ص۲۲۷-۲۲۸. </ref>؛ چنان‌که [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}}<ref>«و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.</ref> از این رو، این عمل آدم‌{{ع}} هیچ منافاتی با عصمتش ندارد<ref>تفسیر فخر رازی، ج۱، ص۴۶۳؛ روح المعانی، ج۱، ص۲۱۵؛ الجواهر الکلامیة فی العقیدة الاسلامیة، ص۵۷. همچنین ر.ک: التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۵. </ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص ۲۰۵-۲۰۹.</ref>
# پاره‌ای دیگر از علمای اهل سنت معتقدند که حضرت آدم‌{{ع}}، هر چند به [[نهی]] تحریمی از نزدیک شدن به آن درخت منع شده بود، اما تناول از آن، هیچ منافاتی با [[عصمت]] او ندارد؛ زیرا [[ارتکاب گناه]] و [[سرپیچی]] از [[دستورهای الهی]]. هر چند موجب [[ظلم]] بر خود و دوری از خداوند شده، [[عذاب اخروی]] را به دنبال دارد. امّا اگر کسی از روی [[سهو]] و نسیان مرتکب گناهی شود و ندانسته و نخواسته از دستورهای الهی سرکشد، نمی‌توان او را [[گناهکار]] نامید. گویا حضرت آدم‌{{ع}} در هنگام استفاده از میوه آن درخت، [[حکم خداوند]] و [[دستور الهی]] را فراموش کرده بود<ref>برای روشن شدن بطلان این نظریه، ر.ک: المیزان، ج۱۴، ص۲۲۷-۲۲۸. </ref>؛ چنان‌که [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}}<ref>«و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.</ref> از این رو، این عمل آدم‌{{ع}} هیچ منافاتی با عصمتش ندارد<ref>تفسیر فخر رازی، ج۱، ص۴۶۳؛ روح المعانی، ج۱، ص۲۱۵؛ الجواهر الکلامیة فی العقیدة الاسلامیة، ص۵۷. همچنین ر.ک: التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۵. </ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص ۲۰۵-۲۰۹.</ref>
# نظر دیگری که برخی از بزرگان علمای شیعه، در [[تفسیر]] این [[آیات]] ارائه داده‌اند، این است که نهی در این دست آیات، نهی تحریمی و مولوی نبوده، بلکه نهی ارشادی بوده است. با این توضیح که گاهی ارتکاب کاری موجب [[عذاب]] و [[شقاوت]] [[اخروی]] می‌شود و [[انسان]] را از [[خدا]] دور می‌کند؛ بر این اساس، نهی [[خداوند]] از انجام آن کار، نهی تحریمی یا مولوی خوانده می‌شود و انجام دادن آن [[حرام]] خواهد بود و عصمت به معنای آن است که [[معصوم]] از ارتکاب حرام و رعایت نکردن نهی تحریمی خودداری کند. پیامبران از این‌گونه نهی معصوم‌اند. در مقابل، برخی از [[کارها]] هرچند موجب شقاوت و [[عذاب اخروی]] و دوری از خدا نمی‌شوند، ولی عواقب و پیامدهایی را در [[دنیا]] به دنبال دارند که نهی از آنها، [[نهی]] ارشادی خوانده می‌شود؛ یعنی جنبه ارشادی، توصیه‌ای و نصیحتی دارند و انجام آنها لطمه‌ای به [[عصمت]] نمی‌زند. بررسی [[آیات]] نشان می‌دهد که آن نهی، ارشادی است نه مولوی؛ زیرا در [[سوره بقره]] [[آیه]] ۳۵ خطاب به [[حضرت آدم]] و [[حوا]]{{عم}} چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>. این آیه، می‌گوید اگر نزدیک این درخت شوید، از [[ظالمان]] می‌شوید. اما در [[سوره]] «طه» آیه‌های ۱۱۷ - ۱۱۹ موضوع کاملاً بازگو می‌شود و می‌فرماید: [[مشقت]] و گرفتاری‌های [[زندگی]] برای به دست آوردن خوراک و [[پوشاک]] و [[مسکن]]، بر خوردن از آن درخت مترتب شده است: {{متن قرآن|فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى}}<ref>«گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی * بی‌گمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتاب‌زده نگردی» سوره طه، آیه ۱۱۷-۱۱۹.</ref>.
# نظر دیگری که برخی از بزرگان علمای شیعه، در [[تفسیر]] این [[آیات]] ارائه داده‌اند، این است که نهی در این دست آیات، نهی تحریمی و مولوی نبوده، بلکه نهی ارشادی بوده است. با این توضیح که گاهی ارتکاب کاری موجب [[عذاب]] و [[شقاوت]] [[اخروی]] می‌شود و [[انسان]] را از [[خدا]] دور می‌کند؛ بر این اساس، نهی [[خداوند]] از انجام آن کار، نهی تحریمی یا مولوی خوانده می‌شود و انجام دادن آن [[حرام]] خواهد بود و عصمت به معنای آن است که [[معصوم]] از ارتکاب حرام و رعایت نکردن نهی تحریمی خودداری کند. پیامبران از این‌گونه نهی معصوم‌اند. در مقابل، برخی از [[کارها]] هرچند موجب شقاوت و [[عذاب اخروی]] و دوری از خدا نمی‌شوند، ولی عواقب و پیامدهایی را در [[دنیا]] به دنبال دارند که نهی از آنها، [[نهی]] ارشادی خوانده می‌شود؛ یعنی جنبه ارشادی، توصیه‌ای و نصیحتی دارند و انجام آنها لطمه‌ای به [[عصمت]] نمی‌زند. بررسی [[آیات]] نشان می‌دهد که آن نهی، ارشادی است نه مولوی؛ زیرا در [[سوره بقره]] [[آیه]] ۳۵ خطاب به [[حضرت آدم]] و [[حوا]]{{عم}} چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>. این آیه، می‌گوید اگر نزدیک این درخت شوید، از [[ظالمان]] می‌شوید. اما در [[سوره]] «طه» آیه‌های ۱۱۷ - ۱۱۹ موضوع کاملاً بازگو می‌شود و می‌فرماید: [[مشقت]] و گرفتاری‌های [[زندگی]] برای به دست آوردن خوراک و [[پوشاک]] و [[مسکن]]، بر خوردن از آن درخت مترتب شده است: {{متن قرآن|فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى}}<ref>«گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی * بی‌گمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتاب‌زده نگردی» سوره طه، آیه ۱۱۷-۱۱۹.</ref>.


۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش