حسین علی نوری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴: خط ۱۴:
[[والی]] [[بغداد]] نیز با حسینعلی و [[بابیان]] با [[احترام]] [[رفتار]] کرد و حتی برای ایشان مقرری نیز [[تعیین]] شد. [[میرزا یحیی]] که عموم [[بابیان]] او را [[جانشین]] بلامنازع باب می‌دانستند، با [[لباس]] درویشی مخفیانه به [[بغداد]] رفت در این هنگام [[بغداد]] و [[کربلا]] و [[نجف]] مرکز اصلی فعالیت‌های [[بابیان]] شد و هر ‌روز بر جمعیت ایشان افزوده می‌شد. آدمکشی‌هایی که در میان [[بابیان]] رواج داشت و همچنین دزدیدن [[اموال]] [[زائران]] [[اماکن مقدسه]] در [[عراق]] و نیز [[منازعات]] میان [[بابیان]] و [[مسلمانان]] باعث [[شکایت]] [[مردم]] [[عراق]] و به ویژه [[زائران ایرانی]] گردید و [[دولت]] [[ایران]] از [[دولت]] [[عثمانی]] خواست [[بابی‌ها]] را از [[بغداد]] و [[عراق]] اخراج کند. بدین‌ترتیب در اوایل سال ١٢٨٠ ق. [[فرقه بابیه]] از [[بغداد]] به [[استانبول]] و بعد از چهار ماه به ادرنه منتقل شدند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳، ۱۹۵؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۶.</ref>.
[[والی]] [[بغداد]] نیز با حسینعلی و [[بابیان]] با [[احترام]] [[رفتار]] کرد و حتی برای ایشان مقرری نیز [[تعیین]] شد. [[میرزا یحیی]] که عموم [[بابیان]] او را [[جانشین]] بلامنازع باب می‌دانستند، با [[لباس]] درویشی مخفیانه به [[بغداد]] رفت در این هنگام [[بغداد]] و [[کربلا]] و [[نجف]] مرکز اصلی فعالیت‌های [[بابیان]] شد و هر ‌روز بر جمعیت ایشان افزوده می‌شد. آدمکشی‌هایی که در میان [[بابیان]] رواج داشت و همچنین دزدیدن [[اموال]] [[زائران]] [[اماکن مقدسه]] در [[عراق]] و نیز [[منازعات]] میان [[بابیان]] و [[مسلمانان]] باعث [[شکایت]] [[مردم]] [[عراق]] و به ویژه [[زائران ایرانی]] گردید و [[دولت]] [[ایران]] از [[دولت]] [[عثمانی]] خواست [[بابی‌ها]] را از [[بغداد]] و [[عراق]] اخراج کند. بدین‌ترتیب در اوایل سال ١٢٨٠ ق. [[فرقه بابیه]] از [[بغداد]] به [[استانبول]] و بعد از چهار ماه به ادرنه منتقل شدند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳، ۱۹۵؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۶.</ref>.


== [[منازعات]] ازلیه و [[بهائیه]] ==
== [[منازعات]] ازلیه و بهائیه ==
در دوران [[جانشینی]] [[صبح ازل]]، با اینکه [[حسین علی نوری]] [[مسئول]] تمام امور بابی بود؛ ولی هرگز به این سمت قانع نبود؛ از این‌‏رو خویشتن را همان "[[من یظهره اللّه]]" معرفی کرد که در کتاب باب ذکرش آمده بود. نخستین کسی که به شدت بر او تاخت و ادعایش را [[باطل]] شمرد [[میرزا یحیی]] ازل، برادرش بود. رقابت دو [[برادر]] بر سر [[رهبری]] [[بابیان]] کم‏کم به اوج خود رسید، تا جایی که طرفین یکدیگر را به [[مرگ]] تهدید کردند. سرانجام [[حکومت]] [[عثمانی]] در سال ۱۲۸۵ ق برای پایان دادن به این [[درگیری‌ها]] [[بهاء الله]] و پیروانش را به [[عکا]] در [[فلسطین]] و [[صبح ازل]] را به قبرس [[تبعید]] کرد. اطرافیان [[صبح ازل]] به [[فرقه]] "ازلیه" و [[پیروان]] [[میرزا حسین علی نوری]] بهاء، [[فرقه]] "[[بهائی]]" نامیده شدند. اما با [[مرگ]] [[میرزا یحیی صبح ازل]]، ازلیه و به تبع آن، [[بابیان]] برای ابد فراموش شدند. بهاء در [[بغداد]] و اسلامبول و ادرنه و نیز در [[عکا]] همواره با [[تقیه]] و [[تظاهر]] به [[اسلام]] [[زندگی]] می‏کرد؛ با این حال، رابطه سرّی خود را با [[بابیان]] [[ایران]] [[قطع]] نکرده و همواره مکتوبات و وحی‏‌های ادعایی خود را برای آنان می‌‏فرستاد. بقیه [[عمر]] خویش را نیز در [[عکا]] گذراند و در هفتاد و پنج سالگی در ١٣٠٨ ق در [[شهر]] [[حیفا]] از [[دنیا]] رفت<ref>ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳.</ref>.
در دوران [[جانشینی]] صبح ازل، با اینکه [[حسین علی نوری]] [[مسئول]] تمام امور بابی بود؛ ولی هرگز به این سمت قانع نبود؛ از این‌‏رو خویشتن را همان "[[من یظهره اللّه]]" معرفی کرد که در کتاب باب ذکرش آمده بود. نخستین کسی که به شدت بر او تاخت و ادعایش را [[باطل]] شمرد [[میرزا یحیی]] ازل، برادرش بود. رقابت دو [[برادر]] بر سر [[رهبری]] [[بابیان]] کم‏کم به اوج خود رسید، تا جایی که طرفین یکدیگر را به [[مرگ]] تهدید کردند. سرانجام [[حکومت]] [[عثمانی]] در سال ۱۲۸۵ ق برای پایان دادن به این [[درگیری‌ها]] [[بهاء الله]] و پیروانش را به [[عکا]] در [[فلسطین]] و [[صبح ازل]] را به قبرس [[تبعید]] کرد. اطرافیان [[صبح ازل]] به [[فرقه]] "ازلیه" و [[پیروان]] [[میرزا حسین علی نوری]] بهاء، [[فرقه]] "[[بهائی]]" نامیده شدند. اما با [[مرگ]] [[میرزا یحیی صبح ازل]]، ازلیه و به تبع آن، [[بابیان]] برای ابد فراموش شدند. بهاء در [[بغداد]] و اسلامبول و ادرنه و نیز در [[عکا]] همواره با [[تقیه]] و [[تظاهر]] به [[اسلام]] [[زندگی]] می‏کرد؛ با این حال، رابطه سرّی خود را با [[بابیان]] [[ایران]] [[قطع]] نکرده و همواره مکتوبات و وحی‏‌های ادعایی خود را برای آنان می‌‏فرستاد. بقیه [[عمر]] خویش را نیز در [[عکا]] گذراند و در هفتاد و پنج سالگی در ١٣٠٨ ق در [[شهر]] [[حیفا]] از [[دنیا]] رفت<ref>ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۹-۱۸۵؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۹۳.</ref>.


== ادعاهای [[بهاء الله]] ==
== ادعاهای [[بهاء الله]] ==
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش