برزخ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۰۹۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مارس ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۲: خط ۳۲:
#[[آیه]] {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref> برزخ را پیشاپیش [[ظالمان]] و محیط بر آنان دانسته است: {{متن قرآن| وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۱۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. برخی «وراء» را به معنای پشت و برزخ را به منزله مانعی از بازگشت به [[دنیا]] دانسته‌اند؛<ref>جامع‌البیان، مج۱۰، ج ۱۸، ص۶۹؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۸۷.</ref> ولی قید {{متن قرآن|إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}} به روشنی دلالت بر این نکته دارد که کلمه «وراء» به معنای جلو است؛ زیرا اگر آن را به معنای پشت بدانیم دیگر قید مذکور [[لغو]] خواهد بود.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>
#[[آیه]] {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref> برزخ را پیشاپیش [[ظالمان]] و محیط بر آنان دانسته است: {{متن قرآن| وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۱۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. برخی «وراء» را به معنای پشت و برزخ را به منزله مانعی از بازگشت به [[دنیا]] دانسته‌اند؛<ref>جامع‌البیان، مج۱۰، ج ۱۸، ص۶۹؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۸۷.</ref> ولی قید {{متن قرآن|إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}} به روشنی دلالت بر این نکته دارد که کلمه «وراء» به معنای جلو است؛ زیرا اگر آن را به معنای پشت بدانیم دیگر قید مذکور [[لغو]] خواهد بود.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>
#در برخی آیات درباره [[شهیدان]] چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ همچنین در [[آیات]] از شهیدی چنین نقل می‌کند: {{متن قرآن|قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ}}<ref>«گفته شد: به بهشت درآی! (و او) گفت: کاش قوم من (این را) می‌دانستند» سوره یس، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«که پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامی‌داشتگان گردانید» سوره یس، آیه ۲۷.</ref>. براساس آیات مزبور [[شهیدان]] لذت‌ها را [[درک]] می‌کنند و اگر آنان مرده و فاقد [[حیات]] باشند دیگر درکی ندارند تا [[لذت]] برده و متنعم باشند.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۵۳.</ref> گفته شده: [[آیه]] {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> به روشنی دلالت دارد که [[حیات برزخی]] [[شهدا]] مقارن با [[حیات دنیوی]] کسانی است که به آنان ملحق نگشته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۰؛ الابانه، ص۷۶.</ref> برخی از [[متکلمان]] خواسته‌اند دلالت عام آیات یاد شده بر حیات [[برزخ]] برای همه [[انسان‌ها]] را [[انکار]] و آن را محدود به حیات شهیدان بدانند <ref>التحریر و المرسع، ص۲۸۴.</ref> که دلیلی بر اختصاص در دست نیست، بلکه [[سیاق آیات]] {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> مفید اشتراک دیگر [[مؤمنان]] با شهدا در حیات برزخی است.<ref> المیزان، ج ۱، ص۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>
#در برخی آیات درباره [[شهیدان]] چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ همچنین در [[آیات]] از شهیدی چنین نقل می‌کند: {{متن قرآن|قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ}}<ref>«گفته شد: به بهشت درآی! (و او) گفت: کاش قوم من (این را) می‌دانستند» سوره یس، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«که پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامی‌داشتگان گردانید» سوره یس، آیه ۲۷.</ref>. براساس آیات مزبور [[شهیدان]] لذت‌ها را [[درک]] می‌کنند و اگر آنان مرده و فاقد [[حیات]] باشند دیگر درکی ندارند تا [[لذت]] برده و متنعم باشند.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۵۳.</ref> گفته شده: [[آیه]] {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> به روشنی دلالت دارد که [[حیات برزخی]] [[شهدا]] مقارن با [[حیات دنیوی]] کسانی است که به آنان ملحق نگشته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۰؛ الابانه، ص۷۶.</ref> برخی از [[متکلمان]] خواسته‌اند دلالت عام آیات یاد شده بر حیات [[برزخ]] برای همه [[انسان‌ها]] را [[انکار]] و آن را محدود به حیات شهیدان بدانند <ref>التحریر و المرسع، ص۲۸۴.</ref> که دلیلی بر اختصاص در دست نیست، بلکه [[سیاق آیات]] {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> مفید اشتراک دیگر [[مؤمنان]] با شهدا در حیات برزخی است.<ref> المیزان، ج ۱، ص۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>
#برخی آیات با حرف عطف «فای تعقیب» که بر پشت سر هم بودن دو امر دلالت دارد حالاتی از حیات را برای انتقال یافتگان از [[دنیا]] ترسیم می‌کند که از این آیات نیز برای [[اثبات]] برزخ استفاده شده است؛ مانند وارد شدن [[قوم نوح]] {{ع}} به [[آتش]] در پی [[غرق]] شدن آنان: «مِمّا خَطیـ ٔ تِهِم اُغرِقوا فَاُدخِلوا نارًا..».. (نوح / ۷۱، ۲۵)<ref> شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۱۶۴؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref> برخی آیاتِ «یـاَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَنَّه * اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرضیَّه * فَادخُلی فی عِبـدی * وادخُلی جَنَّتی» ([[فجر]] / ۸۹، ۲۷ ـ ۳۰) را نیز به جهت وجود فای تعقیب (فَادخُلی) دلیل بر [[حیات برزخی]] دانسته‌اند؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۱.</ref> همچنین در آیاتِ «فَاَمّا اِن کانَ مِنَ المُقَرَّبین * فَرَوحٌ و رَیحانٌ و جَنَّتُ نَعیم» (واقعه / ۵۶، ۸۸ ـ ۸۹) گفته شده: فای تعقیب دلالت بر این دارد که [[روح]] و ریحان و جنّت، پس از [[مرگ]] و در [[برزخ]] حاصل می‌شود.<ref> جامع‌البیان، مج۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵ ـ۲۷۶.</ref> البته در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}،[[روح]] * و ریحان در [[قبر]] و جنّت نعیم در [[آخرت]] دانسته شده است.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۶۱؛ الامالی، صدوق، ص۳۶۵، ۵۶۱.</ref> برخی، [[آیات]] ۸۸ - ۸۹ واقعه / ۵۶ را مربوط به آخرت دانسته‌اند.<ref> جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵.</ref> گفتنی است که نمی‌توان به صرف دلالت آیات مزبور بر فاصله نبودن میان مرگ و دخول در [[آتش]] یا متنعم شدن استناد کرد و از آنها در [[اثبات]] برزخ بهره جست؛ زیرا ممکن است انتقال‌یافتگان از [[دنیا]] در آیات یاد شده از جمله کسانی باشند که بدون توقف در برزخ به [[جهنم]] * یا [[بهشت اخروی]] داخل می‌شوند.
#برخی آیات با حرف عطف «فای تعقیب» که بر پشت سر هم بودن دو امر دلالت دارد حالاتی از حیات را برای انتقال یافتگان از [[دنیا]] ترسیم می‌کند که از این آیات نیز برای [[اثبات]] برزخ استفاده شده است؛ مانند وارد شدن [[قوم نوح]] {{ع}} به [[آتش]] در پی [[غرق]] شدن آنان: {{متن قرآن|مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصَارًا}}<ref>«آنان را برای گناهشان، غرق کردند و به درون آتش راندند و در برابر خداوند برای خویش یاوری نیافتند» سوره نوح، آیه ۲۵.</ref>.<ref> شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۱۶۴؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref> برخی آیاتِ {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ}}<ref>«ای روان آرمیده!» سوره فجر، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَادْخُلِي فِي عِبَادِي}}<ref>«آنگاه، در جرگه بندگان من درآی!» سوره فجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۳۰.</ref> را نیز به جهت وجود فای تعقیب {{متن قرآن|فَادْخُلِي}} دلیل بر [[حیات برزخی]] دانسته‌اند؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۱.</ref> همچنین در آیاتِ {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ}}<ref>«پس (او را) آسایش و روزی  و بهشتی پر نعمت است» سوره واقعه، آیه ۸۹.</ref> گفته شده: فای تعقیب دلالت بر این دارد که [[روح]] و ریحان و جنّت، پس از [[مرگ]] و در [[برزخ]] حاصل می‌شود.<ref> جامع‌البیان، مج۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵ ـ۲۷۶.</ref> البته در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}،[[روح]] و ریحان در [[قبر]] و جنّت نعیم در [[آخرت]] دانسته شده است.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۶۱؛ الامالی، صدوق، ص۳۶۵، ۵۶۱.</ref> برخی، [[آیات]] {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ}}<ref>«پس (او را) آسایش و روزی  و بهشتی پر نعمت است» سوره واقعه، آیه ۸۹.</ref> را مربوط به آخرت دانسته‌اند.<ref> جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵.</ref> گفتنی است که نمی‌توان به صرف دلالت آیات مزبور بر فاصله نبودن میان مرگ و دخول در [[آتش]] یا متنعم شدن استناد کرد و از آنها در [[اثبات]] برزخ بهره جست؛ زیرا ممکن است انتقال‌یافتگان از [[دنیا]] در آیات یاد شده از جمله کسانی باشند که بدون توقف در برزخ به [[جهنم]] یا [[بهشت اخروی]] داخل می‌شوند.
 
#طبق مضمون برخی آیات، [[فرشتگان]] هنگام مرگ از [[ستمگران]] بازخواست می‌کنند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref>«از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است» سوره نساء، آیه ۹۷.</ref> و به آنها می‌گویند: جان‌های خود را بر آرید: {{متن قرآن| وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلائِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ }}<ref>«ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغی بندد کیست یا گوید به من وحی شده است در حالی که هیچ‌چیز به او وحی نشده است و (یا) آن کس که گوید: به زودی مانند آنچه خداوند فرو فرستاده است، فرو خواهم فرستاد؛ و کاش هنگامی را می‌دیدی که ستمگران در سختی‌های مرگند و فرشتگان دست گشوده‌اند که: جان‌هایتان را بسپارید! امروز به سبب آنچه ناحق درباره خداوند می‌گفتید و از آیات او سر برمی‌تافتید با عذاب خوارساز کیفر داده می‌شوید» سوره انعام، آیه ۹۳.</ref> آیات مزبور نیز مرتبط با [[سؤال قبر]]<ref> المیزان، ج ۵، ص۴۹.</ref> و [[عذاب]] برزخی<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۸۴.</ref> است و در برخی آثار به این [[آیات]] و همچنین آیات {{متن قرآن|الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«همان کسانی که در حال پاکی، فرشتگان جانشان را می‌گیرند؛ (و به آنان) می‌گویند: درود بر شما! برای کارهایی که می‌کردید به بهشت درآیید!» سوره نحل، آیه ۳۲.</ref> و {{متن قرآن|وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ}}<ref>«و کاش می‌دیدی هنگامی را که فرشتگان جان کافران را می‌گیرند به چهره و پشت آنان می‌کوبند و (می‌گویند) عذاب (آتش) سوزان را بچشید!» سوره انفال، آیه ۵۰.</ref> برای [[اثبات]] [[برزخ]] [[استدلال]] شده است.<ref> صحیح البخاری، ج ۲، ص۱۲۳؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۳۳۰؛ ج ۱۰، ص۲۶۱.</ref>
۴. طبق مضمون برخی آیات، [[فرشتگان]] هنگام مرگ از [[ستمگران]] بازخواست می‌کنند: «اِنَّ الَّذینَ تَوَفّهُمُ المَلکَةُ ظالِمی اَنفُسِهِم قالوا فیمَ کُنتُم..». ([[نساء]] / ۴، ۹۷) و به آنها می‌گویند: جانهای خود را بر آرید: «ولَو تَرَی اِذِ الظّــلِمونَ فی غَمَرتِ المَوتِ والمَلکَةُ باسِطوا اَیدیهِم اَخرِجوا اَنفُسَکُمُ الیَومَ تُجزَونَ عَذابَ الهونِ بِما کُنتُم تَقولونَ عَلَی اللّهِ غَیرَ الحَقِّ و کُنتُم عَن ءایـتِهِ تَستَکبِرون». (انعام / ۶، ۹۳) آیات مزبور نیز مرتبط با [[سؤال قبر]]<ref> المیزان، ج ۵، ص۴۹.</ref> و [[عذاب]] برزخی<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۸۴.</ref> است و در برخی آثار به این [[آیات]] و همچنین آیات ۳۲ نحل / ۱۶ و ۵۰ [[انفال]] / ۸ برای [[اثبات]] [[برزخ]] [[استدلال]] شده است.<ref> صحیح البخاری، ج ۲، ص۱۲۳؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۳۳۰؛ ج ۱۰، ص۲۶۱.</ref>
#اثبات برخی ویژگی‌ها برای [[حیات]] پس از [[مرگ]] در برخی آیات از جمله وجود شب و [[روز]]: {{متن قرآن|النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ}}<ref>«آتش (دوزخ) که سپیده‌دمان  و پایان روز  بر آن عرضه می‌شوند و روزی که رستخیز برپا شود (گفته خواهد شد) فرعونیان را به (درون) سخت‌ترین عذاب درآورید!» سوره غافر، آیه ۴۶.</ref> دلیل بر وجود [[حیات برزخی]] دانسته شده است؛ زیرا براساس [[روایات اهل‌بیت]] {{عم}} که [[متکلمان]] نیز از آنها استفاده کرده‌اند <ref>سلسله مؤلفات، ج ۷، ص۶۲ ـ ۶۴، «مسار الشیعه».</ref> در [[قیامت]][[شب]] و روزی وجود ندارد، ازاین‌رو باید گفت [[عذاب]] مذکور در [[آیه]]، مربوط به حیات برزخی است.<ref> تفسیر قمی، ج ۲، ص۲۶۱؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۸۱۸.</ref> البته برخی گفته‌اند: این بدان معنا نیست که در برزخ لزوما شب و روز وجود داشته باشد، بلکه می‌توان گفت عذاب [[فرعون]] و [[پیروان]] او پس از مرگ مقارن با شب و روز [[دنیوی]] است و عذاب آنها با ظرف زمانی [[دنیا]] سنجیده شده است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۷۳.</ref> برخی نیز از عطف جمله {{متن قرآن|وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ}} بر ماقبل آن در آیه یاد شده استفاده کرده‌اند که عذابی که در جمله قبل، از آن سخن به میان آمده و شب و روز در آن مطرح گردیده عذابی است که قبل از قیامت بر [[مجرمان]] وارد می‌شود و عذابی که در این جمله وجود دارد و همراه با {{متن قرآن|أَشَدَّ}} است عذاب [[آخرت]] است.<ref> الابانه، ص۷۵.</ref> برخی از [[محققان]] آیه {{متن قرآن|وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>«در آنجا هیچ سخن یاوه‌ای نمی‌شنوند؛ تنها درود می‌شنوند و در آن، پگاهان و در پایان روز روزی خود را دارند» سوره مریم، آیه ۶۲.</ref> را نیز به دلیل مطرح کردن صبح و [[شام]] مربوط به حیات برزخی دانسته‌اند:<ref> الفرقان، ج ۱۶، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref> برخی نیز شب و روز را در آیات یاد شده کنایه از دوام عذاب و [[پاداش]] دانسته‌اند.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۷۳.</ref>
۵. اثبات برخی ویژگی‌ها برای [[حیات]] پس از [[مرگ]] در برخی آیات از جمله وجود شب و [[روز]]: «اَلنّارُ یُعرَضونَ عَلَیها غُدُوًّا و عَشیـًّا..». ([[غافر]] / ۴۰، ۴۶) دلیل بر وجود [[حیات برزخی]] دانسته شده است؛ زیرا براساس [[روایات اهل‌بیت]] {{عم}} که [[متکلمان]] نیز از آنها استفاده کرده‌اند <ref>سلسله مؤلفات، ج ۷، ص۶۲ ـ ۶۴، «مسار الشیعه».</ref> در [[قیامت]][[شب]] و روزی وجود ندارد، ازاین‌رو باید گفت [[عذاب]] مذکور در [[آیه]]، مربوط به حیات برزخی است.<ref> تفسیر قمی، ج ۲، ص۲۶۱؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۸۱۸.</ref> البته برخی گفته‌اند: این بدان معنا نیست که در برزخ لزوما شب و روز وجود داشته باشد، بلکه می‌توان گفت عذاب [[فرعون]] و [[پیروان]] او پس از مرگ مقارن با شب و روز [[دنیوی]] است و عذاب آنها با ظرف زمانی [[دنیا]] سنجیده شده است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۷۳.</ref> برخی نیز از عطف جمله «و یَومَ تَقومُ السّاعَةُ اَدخِلوا ءالَ فِرعَونَ اَشَدَّ العَذاب» بر ماقبل آن در آیه یاد شده استفاده کرده‌اند که عذابی که در جمله قبل، از آن سخن به میان آمده و شب و روز در آن مطرح گردیده عذابی است که قبل از قیامت بر [[مجرمان]] وارد می‌شود و عذابی که در این جمله وجود دارد و همراه با «أشدّ» است عذاب [[آخرت]] است.<ref> الابانه، ص۷۵.</ref> برخی از [[محققان]] آیه «و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا» ([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) را نیز به دلیل مطرح کردن صبح و [[شام]] مربوط به حیات برزخی دانسته‌اند:<ref> الفرقان، ج ۱۶، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref> برخی نیز شب و روز را در آیات یاد شده کنایه از دوام عذاب و [[پاداش]] دانسته‌اند.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۷۳.</ref>
#[[سخن]] از تعدد حیات و [[موت]] و بیان شمار آنها در برخی [[آیات]] نیز از دیگر [[دلایل]] [[اثبات]] [[برزخ]] شمرده شده است: {{متن قرآن|كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«چگونه به خداوند کفر می‌ورزید  با آنکه مرده بودید، شما را زنده گردانید؛ آنگاه شما را می‌میراند، دگرباره زنده می‌گرداند و سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره بقره، آیه ۲۸.</ref> در این [[آیه]] از عبارتِ {{متن قرآن|ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} که به روشنی بر [[بعث]] [[اخروی]] دلالت دارد می‌توان برداشت کرد که عبارتِ {{متن قرآن|ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ}} مربوط به [[حیات برزخی]] است.<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۲۲ ـ ۱۲۳؛ روض الجنان، ج ۱، ص۱۸۵.</ref> برخی به دلیل آن نیز تصریح کرده‌اند؛<ref> المیزان، ج ۱، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref> یعنی عطف با {{متن قرآن|ثُمَّ}} که فاصله و تراخی را می‌رساند. برای این [[تفسیر]] در [[جوامع روایی]] نیز می‌توان شواهدی یافت.<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری علیه ‌السلام، ص۲۱۰.</ref> نظیر [[استدلال]] یاد شده، استدلال به آیه {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«می‌گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کرده‌ایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟» سوره غافر، آیه 11.</ref> است. که البته فرق بین دو آیه کاملاً مشهود است، و آن اینکه در آیه نخست از [[مرگ]] اول به {{متن قرآن|كُنْتُمْ أَمْوَاتًا}} تعبیر شده که به [[راحتی]] یا با اندکی [[تأمّل]] می‌تواند بر دوره پیش از تعلق [[روح]] منطبق شود؛ اما در آیه دوم موت در قالب لفظ «[[اماته]]» طرح گردیده که به معنای [[میراندن]] است و تطبیق آن بر دوره پیش از [[حیات دنیوی]] دشوار است و ازاین‌رو بهتر آن می‌نماید که میراندن نخست به مرگ پس از حیات دنیوی و میراندن دوم به مرگ پس از حیات برزخی برگردد. به گفته برخی، بیشتر [[علما]] بر همین اساس به این آیه برای اثبات برزخ استدلال کرده‌اند.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۳۹؛ المیزان، ج ۱۷، ص۳۱۳ ـ ۳۱۴.</ref> در این میان [[منکران]] دلالت دو آیه و نیز منکران [[عذاب قبر]] گفته‌اند که در این دو آیه سخن از دو مرگ و دو [[حیات]] رفته است؛ نه سه مرگ و سه حیات <ref>شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۵.</ref> که مرگ اول حالت پیشین ابدان، قبل از تعلق [[روح]] است که مرده بودند و [[مرگ]] دوم انتقال از نشئه [[دنیا]] به [[آخرت]] است و [[حیات]] اول [[زندگی دنیا]] و حیات دوم [[زندگی]] آخرت است و اگر حیات و مرگ برزخی وجود داشت و مورد نظر بود باید در این [[آیات]] از سه مرگ و سه حیات[[سخن]] به میان می‌آمد. [[ابن‌مسعود]]، [[ابن‌عباس]]، [[قتاده]] و ضحاک بر این عقیده‌اند که آیات یاد شده تنها به [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] اشاره دارد و در میان متقدمان تنها سدّی دلالت آنها را بر حیات برزخی تمام می‌داند.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۱۹۴.</ref> اینان برای حل مشکل لفظ «[[اماته]]» در [[آیه]] دوم که با بی‌جان بودن در دوره قبل از تعلق روح سازگار نیست به مجاز و کنایه روی آورده‌اند. ایشان بر این عقیده‌اند که همان‌طور که در مثال گفته می‌شود: {{عربی|"ضیّق فم الركية"}} و با آنکه دهانه [[چاه]] وسیع نیست به چاه کَن گفته می‌شود که دهانه آن را تنگ کن همین‌طور هم با آنکه شخص قبل از آمدن به دنیا چیزی نبوده لفظ اماته بر او صادق است.<ref>الکشاف، ج ۴، ص۱۵۴.</ref> برخی از [[محققان]] این توجیهات را نوعی [[تکلف]] دانسته و گفته‌اند: این آیه در خصوص [[حیات برزخی]] و اخروی است و ارتباطی با حیات دنیوی ندارد. وی با توجه به قرینه [[کلامی]] در آیه مورد بحث می‌گوید: این آیه سخن [[کافران]] در [[دوزخ]] اخروی است و آنها برای آنکه از [[انکار]] خود در طول [[زندگی دنیوی]] پشیمان شده‌اند [[حال]] در [[قیامت]] آنچه را که منکر شده‌اند با زبان [[عجز]] [[اقرار]] می‌کنند و روشن است که آنها در [[عالم دنیا]] حیات دنیوی خویش را منکر نبوده‌اند، بلکه حیات برزخی و اخروی را منکر شده‌اند.<ref> المیزان، ج ۱۷، ص۳۱۲ ـ ۳۱۴.</ref> این [[تفسیر]] از سوی برخی چنین نقد شده که کافران در حیات دنیوی نیز [[احیا]] و [[خلق]] خویش را از هیچ و عدم به دست [[خداوند]] منکر بوده‌اند و [[اقرار]] مذکور در [[قیامت]] می‌تواند به همین نکته باز گردد.<ref> من وحی القرآن، ج ۲۰، ص۲۲ ـ ۲۳.</ref>
۶.[[سخن]] از تعدد حیات و [[موت]] و بیان شمار آنها در برخی [[آیات]] نیز از دیگر [[دلایل]] [[اثبات]] [[برزخ]] شمرده شده است: «کَیفَ تَکفُرونَ بِاللّهِ وکُنتُم اَموتـًا فَاَحیـکُم ثُمَّ یُمیتُکُم ثُمَّ یُحییکُم ثُمَّ اِلَیهِ تُرجَعون». (بقره / ۲، ۲۸) در این [[آیه]] از عبارتِ «ثُمَّ اِلَیهِ تُرجَعون» که به روشنی بر [[بعث]] [[اخروی]] دلالت دارد می‌توان برداشت کرد که عبارتِ «ثُمَّ یُمیتُکُم ثُمَّ یُحییکُم» مربوط به [[حیات برزخی]] است.<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۲۲ ـ ۱۲۳؛ روض الجنان، ج ۱، ص۱۸۵.</ref> برخی به دلیل آن نیز تصریح کرده‌اند؛<ref> المیزان، ج ۱، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref> یعنی عطف با «ثمّ» که فاصله و تراخی را می‌رساند. برای این [[تفسیر]] در [[جوامع روایی]] نیز می‌توان شواهدی یافت.<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری علیه ‌السلام، ص۲۱۰.</ref> نظیر [[استدلال]] یاد شده، استدلال به آیه ۱۱ [[غافر]] / ۴۰ است: «قالواْ رَبَّنا اَمَتَّنا اثنَتَینِ واَحیَیتَنا اثنَتَینِ فَاعتَرَفنا بِذُنوبِنا فَهَل اِلی خُروجٍ مِن سَبیل» که البته فرق بین دو آیه کاملاً مشهود است، و آن اینکه در آیه نخست از [[مرگ]] اول به «کُنتُم اَمواتا» تعبیر شده که به [[راحتی]] یا با اندکی [[تأمّل]] می‌تواند بر دوره پیش از تعلق [[روح]] منطبق شود؛ اما در آیه دوم موت در قالب لفظ «[[اماته]]» طرح گردیده که به معنای [[میراندن]] است و تطبیق آن بر دوره پیش از [[حیات دنیوی]] دشوار است و ازاین‌رو بهتر آن می‌نماید که میراندن نخست به مرگ پس از حیات دنیوی و میراندن دوم به مرگ پس از حیات برزخی برگردد. به گفته برخی، بیشتر [[علما]] بر همین اساس به این آیه برای اثبات برزخ استدلال کرده‌اند.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۳۹؛ المیزان، ج ۱۷، ص۳۱۳ ـ ۳۱۴.</ref> در این میان [[منکران]] دلالت دو آیه و نیز منکران [[عذاب قبر]] گفته‌اند که در این دو آیه سخن از دو مرگ و دو [[حیات]] رفته است؛ نه سه مرگ و سه حیات <ref>شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۵.</ref> که مرگ اول حالت پیشین ابدان، قبل از تعلق [[روح]] است که مرده بودند و [[مرگ]] دوم انتقال از نشئه [[دنیا]] به [[آخرت]] است و [[حیات]] اول [[زندگی دنیا]] و حیات دوم [[زندگی]] آخرت است و اگر حیات و مرگ برزخی وجود داشت و مورد نظر بود باید در این [[آیات]] از سه مرگ و سه حیات[[سخن]] به میان می‌آمد. [[ابن‌مسعود]]، [[ابن‌عباس]]، [[قتاده]] و ضحاک بر این عقیده‌اند که آیات یاد شده تنها به [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] اشاره دارد و در میان متقدمان تنها سدّی دلالت آنها را بر حیات * برزخی تمام می‌داند.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۱۹۴.</ref> اینان برای حل مشکل لفظ «[[اماته]]» در [[آیه]] دوم که با بی‌جان بودن در دوره قبل از تعلق روح سازگار نیست به مجاز و کنایه روی آورده‌اند. ایشان بر این عقیده‌اند که همان‌طور که در مثال گفته می‌شود: «ضیّق فم الرکیة» و با آنکه دهانه [[چاه]] وسیع نیست به چاه کَن گفته می‌شود که دهانه آن را تنگ کن همین‌طور هم با آنکه شخص قبل از آمدن به دنیا چیزی نبوده لفظ اماته بر او صادق است.<ref>الکشاف، ج ۴، ص۱۵۴.</ref> برخی از [[محققان]] این توجیهات را نوعی [[تکلف]] دانسته و گفته‌اند: این آیه در خصوص [[حیات برزخی]] و اخروی است و ارتباطی با حیات دنیوی ندارد. وی با توجه به قرینه [[کلامی]] در آیه مورد بحث می‌گوید: این آیه سخن [[کافران]] در [[دوزخ]] اخروی است و آنها برای آنکه از [[انکار]] خود در طول [[زندگی دنیوی]] پشیمان شده‌اند [[حال]] در [[قیامت]] آنچه را که منکر شده‌اند با زبان [[عجز]][[اقرار]] می‌کنند و روشن است که آنها در [[عالم دنیا]] حیات دنیوی خویش را منکر نبوده‌اند، بلکه حیات برزخی و اخروی را منکر شده‌اند.<ref> المیزان، ج ۱۷، ص۳۱۲ ـ ۳۱۴.</ref> این [[تفسیر]] از سوی برخی چنین نقد شده که کافران در حیات دنیوی نیز [[احیا]] و [[خلق]] خویش را از هیچ و عدم به دست [[خداوند]] منکر بوده‌اند و [[اقرار]] مذکور در [[قیامت]] می‌تواند به همین نکته باز گردد.<ref> من وحی القرآن، ج ۲۰، ص۲۲ ـ ۲۳.</ref>
#افزون بر [[آیات]] گذشته، آیات دیگری نیز به [[برزخ]] مربوط دانسته شده که دلالت آنها بر [[حیات برزخی]] به وضوح دلالت آیات پیشین نیست، چنان که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ}}<ref>«و بی‌گمان به آنان از عذاب نزدیک‌تر (این جهان) پیش از عذاب بزرگ‌تر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند» سوره سجده، آیه ۲۱.</ref> گفته شده: [[عذاب ادنی]] مربوط به [[عذاب قبر]] و دنیاست و برخی آن را فقط [[عذاب دنیوی]] دانسته‌اند،<ref>جامع البیان، مج ۱۰، ج ۲۱، ص۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref> چنان که برخی مقصود از {{متن قرآن|مَعِيشَةً ضَنْكًا}}<ref> سوره طه، آیه ۱۲۴.</ref> را عذاب قبر دانسته‌اند.<ref> مجمع البیان، ج ۷، ص۵۵.</ref> آیات {{متن قرآن|يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ}}<ref>«روزی که رازهای نهان، آشکار گردد،» سوره طارق، آیه ۹.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>«در آنجا هیچ سخن یاوه‌ای نمی‌شنوند؛ تنها درود می‌شنوند و در آن، پگاهان و در پایان روز روزی خود را دارند» سوره مریم، آیه ۶۲.</ref>، {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ}}<ref>«اما آنان که نگونبخت‌اند در آتش‌اند، آنان را در آن داد و فریاد  ی است» سوره هود، آیه ۱۰۶.</ref> و {{متن قرآن|أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ}}<ref>«زیاده‌خواهی شما را سرگرم  داشت،» سوره تکاثر، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ}}<ref>«تا با گورها دیدار کردید» سوره تکاثر، آیه ۲.</ref> نیز در مورد برزخ دانسته شده است.<ref>جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۳۶۳؛ تفسیر صدر المتالهین، ج ۷، ص۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref> در این میان برخی آیات نیز با قرینه آیات دیگر بر حالات برزخ دلالت دارد؛ همچون:{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى  رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًا }}<ref>«و آنان که به لقای ما امیدوار نیستند می‌گویند: چرا بر ما فرشتگان را فرو نفرستاده‌اند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟ به راستی خود را بزرگ شمردند  و سرکشی بزرگی ورزیدند» سوره فرقان، آیه ۲۱.</ref> ، {{متن قرآن|يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَحْجُورًا}}<ref>«روزی که فرشتگان را ببینند آن روز، هیچ مژده‌ای برای گناهکاران نخواهد بود و (فرشتگان به آنان) می‌گویند: (رحمت خداوند) سخت (از شما) دور باد» سوره فرقان، آیه ۲۲.</ref> این آیه درباره کسانی است که به [[پیامبر]] [[اعتراض]] می‌کردند و به عنوان بهانه [[کفر]] خویش می‌گفتند: چرا [[ملائکه]] بر ما نازل نمی‌شود. [[خداوند]] در پاسخ ایشان می‌فرماید: روزی که ایشان ملائکه را ببینند [[روز]] [[خوشی]] برای آنها نخواهد بود. این آیه با توجه به آیات {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref>«از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است» سوره نساء، آیه ۹۷.</ref>،  {{متن قرآن| وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلائِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ }}<ref>«ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغی بندد کیست یا گوید به من وحی شده است در حالی که هیچ‌چیز به او وحی نشده است و (یا) آن کس که گوید: به زودی مانند آنچه خداوند فرو فرستاده است، فرو خواهم فرستاد؛ و کاش هنگامی را می‌دیدی که ستمگران در سختی‌های مرگند و فرشتگان دست گشوده‌اند که: جان‌هایتان را بسپارید! امروز به سبب آنچه ناحق درباره خداوند می‌گفتید و از آیات او سر برمی‌تافتید با عذاب خوارساز کیفر داده می‌شوید» سوره انعام، آیه ۹۳.</ref> که برخورد شدید ملائکه را با [[مجرمان]] هنگام [[مرگ]] و در حیات برزخی مطرح می‌کند می‌تواند در گروه آیات دلالت کننده بر حیات برزخی قرار گیرد.<ref>معاد، ج ۱، ص۲۳۳ ـ ۲۳۴.</ref>
۷. افزون بر [[آیات]] گذشته، آیات دیگری نیز به [[برزخ]] مربوط دانسته شده که دلالت آنها بر [[حیات برزخی]] به وضوح دلالت آیات پیشین نیست، چنان که در [[آیه]] «ولَنُذیقَنَّهُم مِنَ العَذابِ الاَدنی دونَ العَذابِ الاَکبَر» ([[سجده]] / ۳۲، ۲۱) گفته شده: [[عذاب ادنی]] مربوط به [[عذاب قبر]] و دنیاست و برخی آن را فقط [[عذاب دنیوی]] دانسته‌اند،<ref>جامع البیان، مج ۱۰، ج ۲۱، ص۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref> چنان که برخی مقصود از «مَعِیشَةً ضَنْکا» را در آیه ۱۲۴ طه / ۲۰ عذاب قبر دانسته‌اند.<ref> مجمع البیان، ج ۷، ص۵۵.</ref> آیات «یَومَ تُبلَی السَّرار» ([[طارق]] / ۸۶، ۹)، «ولَهُم رِزقُهُم بُکرَةً و عَشیـّا» ([[مریم]] / ۱۹، ۶۲)، «فَاَمَّا الَّذینَ شَقوا فَفِیالنّار» ([[هود]] / ۱۱، ۱۰۶) و «اَلهـکُمُ التَّکاثُر * حَتّی زُرتُمُ المَقابِر»([[تکاثر]] / ۱۰۲، ۱ - ۲) نیز در مورد برزخ دانسته شده است.<ref>جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۳۶۳؛ تفسیر صدر المتالهین، ج ۷، ص۳۴۴ ـ ۳۴۵.</ref> در این میان برخی آیات نیز با قرینه آیات دیگر بر حالات برزخ دلالت دارد؛ همچون: «قالَ الَّذینَ لا یَرجونَ لِقاءَنا لَولاَ اُنزِلَ عَلَینَا المَلـکَةُ اَو نَری رَبَّنا * یَومَ یَرَونَ المَلـکَةَ لا بُشری یَومَذٍ لِلمُجرِمینَ ویَقولونَ حِجرًا مَحجورا». ([[فرقان]]/ ۲۵، ۲۱ ـ ۲۲) این آیه درباره کسانی است که به [[پیامبر]] [[اعتراض]] می‌کردند و به عنوان بهانه [[کفر]] خویش می‌گفتند: چرا [[ملائکه]] بر ما نازل نمی‌شود. [[خداوند]] در پاسخ ایشان می‌فرماید: روزی که ایشان ملائکه را ببینند [[روز]] [[خوشی]] برای آنها نخواهد بود. این آیه با توجه به آیات ۹۷ [[نساء]] / ۴ و ۹۳ انعام / ۶ که برخورد شدید ملائکه را با [[مجرمان]] هنگام [[مرگ]] و در حیات برزخی مطرح می‌کند می‌تواند در گروه آیات دلالت کننده بر حیات برزخی قرار گیرد.<ref>معاد، ج ۱، ص۲۳۳ ـ ۲۳۴.</ref>
#در [[احادیث نبوی]] نیز برخی از [[آیات]] بر وقایع [[برزخ]] تطبیق شده است؛ از [[رسول خدا]] {{صل}} ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«خداوند، مؤمنان را در زندگی این جهان و جهان واپسین با گفتار استوار پا برجا می‌دارد و خداوند ستمگران را بیراه می‌گذارد و خداوند هر چه بخواهد انجام می‌دهد» سوره ابراهیم، آیه ۲۷.</ref> نقل شده که این آیه درباره مرده‌ای است که در [[قبر]] از او سؤال می‌شود. <ref>الامالی، طوسی، ص۳۷۷.</ref> با توجه به همین [[روایت]] در مورد این آیه گفته شده: در [[قرآن]] [[آخرت]] گاهی به معنای برزخ می‌آید.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۸۲.</ref> بسیاری از [[مفسران]] ذیل همین آیه مباحث گسترده‌ای را درباره احوال قبر و برزخ مطرح کرده‌اند.<ref>تفسیر ابن‌کثیر، ج ۲، ص۵۵۰ - ۵۵۷.</ref>.<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص.</ref>
۸. در [[احادیث نبوی]] نیز برخی از [[آیات]] بر وقایع [[برزخ]] تطبیق شده است؛ از [[رسول خدا]] {{صل}} ذیل [[آیه]] «یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذینَ ءامَنوا بِالقَولِ الثّابِت فِی‌الحَیوةِ الدُنیا وَ فِی‌الآخِرَة» (ابراهیم / ۱۴، ۲۷) نقل شده که این آیه درباره مرده‌ای است که در [[قبر]] از او سؤال می‌شود. <ref>الامالی، طوسی، ص۳۷۷.</ref> با توجه به همین [[روایت]] در مورد این آیه گفته شده: در [[قرآن]] [[آخرت]] گاهی به معنای برزخ می‌آید.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۸۲.</ref> بسیاری از [[مفسران]] ذیل همین آیه مباحث گسترده‌ای را درباره احوال قبر و برزخ مطرح کرده‌اند.<ref>تفسیر ابن‌کثیر، ج ۲، ص۵۵۰ - ۵۵۷.</ref>.<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[برزخ - دیبا (مقاله)|مقاله «برزخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص.</ref>


==[[نفی]] [[ادله]] [[منکران]] برزخ==
==[[نفی]] [[ادله]] [[منکران]] برزخ==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش