←واژهشناسی
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==واژهشناسی== | ==واژهشناسی== | ||
«برزخ» واژهای [[عربی]] از ریشه (ب - ر - ز) و در لغت به معنای حایل بین دو چیز است؛ گویا این واژه در اصل به معنای پاره زمینی بوده که بین دو چیز خودنمایی و بروز داشته؛ ولی بعدها این معنا [[توسعه]] یافته و بر هر امر حایل بین دو چیز، برزخ اطلاق گشته است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۳۳۳، «برزخ».</ref> برخی معنای اصلی برزخ را حالت ثانوی و جدیدی دانستهاند که بر شیء عارض شده و با حالت پیشین فرق میکند،<ref>التحقیق، ج ۱، ص۲۵۲، «برزخ».</ref> به هر [[حال]] در صورت عربی بودن «برزخ» حرف «خ» در آن زاید بوده، بر [[مبالغه]] دلالت دارد؛<ref>التحقیق، ج ۱، ص۲۵۲، «برزخ».</ref> ولی در صورتی که آن را معرّب «بَرْزَهْ» بدانیم <ref>مفردات، ص۱۱۸، «برزخ».</ref> که آن نیز به معنای [[حاجز]] و حایل است، حرف مزبور جزو حروف اصلی کلمه خواهد بود. | |||
واژه برزخ در اصطلاح علمای جغرافیا بر قطعه زمینی که بین دو [[نهر]] یا دو دریا واقع شده یا شبه جزیره، و در اصطلاح [[حکمت]] [[اشراق]] بر [[جسم]] <ref>لغتنامه، ج ۳، ص۳۹۵۸؛ شرح المنظومه، ج ۳، ص۶۶۲؛ مجموعه مصنفات، ج ۲، ص۱۷۷، «حکمة الاشراق».</ref> و در اصطلاح [[اهل معرفت]] بر عالمی که از نظر مرتبه بین [[عالم ماده]] و عالم [[عقل]] قرار گرفته و از آن به [[عالم مثال]] تعبیر میکنند اطلاق میگردد. | واژه برزخ در اصطلاح علمای جغرافیا بر قطعه زمینی که بین دو [[نهر]] یا دو دریا واقع شده یا شبه جزیره، و در اصطلاح [[حکمت]] [[اشراق]] بر [[جسم]] <ref>لغتنامه، ج ۳، ص۳۹۵۸؛ شرح المنظومه، ج ۳، ص۶۶۲؛ مجموعه مصنفات، ج ۲، ص۱۷۷، «حکمة الاشراق».</ref> و در اصطلاح [[اهل معرفت]] بر عالمی که از نظر مرتبه بین [[عالم ماده]] و عالم [[عقل]] قرار گرفته و از آن به [[عالم مثال]] تعبیر میکنند اطلاق میگردد. | ||