بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = مرجعیت علمی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
== پیامبران، مرجع و بیان کننده راه سعادت == | == پیامبران، مرجع و بیان کننده راه سعادت == | ||
مراجعۀ همزمان به [[عقل]] و [[نقل]]، بیانگر آن است که | مراجعۀ همزمان به [[عقل]] و [[نقل]]، بیانگر آن است که هدف از آفرینش [[انسان]]، [[تکامل]] و [[سعادت]] او به وسیله [[عبادت]] [[خداوند]] بوده است:{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref> «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> ازهمینرو همه [[پیامبران]] [[قوم]] خود را به [[عبادت]] [[خداوند متعال]] فراخواندهاند {{متن قرآن|وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را (فرستادیم) گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ آیا پرهیزگاری نمیورزید؟» سوره اعراف، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ}}<ref>«و به سوی (قوم) «عاد» برادرشان «هود» را (فرستادیم که به آنان) گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ شما جز (گروهی) دروغباف نیستید» سوره هود، آیه ۵۰.</ref>. ابزارهای [[معرفتی]] [[انسان]] ـ یعنی [[عقل]] و [[حس]] ـ برای [[شناخت]] راهِ [[عبادت]] کارایی لازم را نشان نمیدهند؛ ازاینرو بر [[خداوند]] لازم است تا راه تکامل را به وسيله پیامبرانش برای [[مردم]] بیان کند؛ زیرا در غیر این صورت، [[بندگان]] در برابر [[خداوند]] معذورند. [[قرآن کریم]] نیز [[دلیل]] [[فرستادن پیامبران]] را اتمام [[حجت]] بر [[بندگان]] بیان فرموده است<ref>نساء (۴)، ۱۶۵.</ref>. [[قرآن کریم]]، درباره [[هدف]] از [[بعثت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} آشکارا میفرماید: {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«همچنان که پیامبری از خود شما را بر شما فرستادیم تا آیات ما را برایتان بخواند و شما را پاکیزه گرداند و کتاب و حکمت آموزد و آنچه را نمیدانستید، به شما یاد دهد» (بقره، ۱۵۱).</ref>. بر اساس این [[آیه]]، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} [[وظیفه]] دارد [[آیات الهی]] را بر [[مردم]] [[تلاوت]] نماید؛ آنها را [[تزکیه]] کند و کتاب و [[حکمت]] و آنچه را نمیدانستند، به آنها بیاموزد. بنابراین [[پیامبران]] فرستاده میشوند تا راه رسیدن به [[سعادت]] و کمال را به [[مردم]] بیاموزند. بیگمان نمیتوان گفت که سعادت [[اخروی]] [[مردم]] تنها [[هدف]] و غایت [[خداوند]] از [[آفرینش انسان]] بوده است، بلکه هدف راستین [[آفرینش انسان]]، کمال و سعادت [[ابدی]] اوست که در [[آخرت]] تأمین میشود و [[زندگی دنیوی]] او مقدمهای برای رسیدن به سعادت اخروی است. اما به هر روی، [[سعادت دنیوی]] نیز بالعرض مورد توجه بوده است؛ [[شاهد]] این مدعا آن است که [[اسلام]] [[دستورها]] و رهنمودهای [[اجتماعی]] و [[دنیوی]] فراوانی اعم از معاملات و سیاسات دارد. آیا دانستن [[علوم]] غیردینی تأثیری در [[سعادت دنیوی]] [[انسان]] دارد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، بر [[پیامبران]] و [[جانشینان]] آنها لازم است از جانب [[خداوند]] [[علوم]] غیردینی را نیز به مردم بیاموزند تا به سعادت دنیوی [[دست]] یابند<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص ۳۰۶ ـ ۳۰۹.</ref>. | ||
== فراگیری علوم سودمند در سعادت انسان == | == فراگیری علوم سودمند در سعادت انسان == | ||
از [[احادیث]] استفاده میشود برخی [[علوم]] غیرنافعاند. چنین علومی تأثیری در [[سعادت انسان]] ندارند. [[امام علی]] {{ع}} در نامۀ معروف خود به [[امام حسن]] | از [[احادیث]] استفاده میشود برخی [[علوم]] غیرنافعاند. چنین علومی تأثیری در [[سعادت انسان]] ندارند. [[امام علی]] {{ع}} در نامۀ معروف خود به [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} تأكيد میکند که در [[علم]] غیرسودمند، خیری نیست<ref>{{متن حدیث|وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُنْتَفَعُ بِعِلْمٍ لَا يَحِقُّ تَعَلُّمُهُ}} (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه ۳۱)؛ ایشان در بیانی دیگر نیز فرمودند: {{متن حدیث|لَا خَيْرَ فِي... عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ}} (عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم، ص۷۹۳).</ref>. از [[قرآن کریم]] نیز میتوان دریافت که [[آموختن علم]] [[سحر]] سودی ندارد، اما برای دفع سحر ساحران لازم است<ref>ر.ک: بقره (۲)، ۱۰۲.</ref>. در [[دعاها]] نیز از [[خداوند]] خواسته میشود تا ما را از [[علم]] غیرسودمند [[حفظ]] کند<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ... مِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ}} (محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص ۷۵؛ نیز ر. ک: ابراهيم بن على عاملی کفعمی، البلد الامین، ص۲۰).</ref>. همچنین نقل شده روزی [[پیامبر خاتم|پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} وارد [[مسجد]] شد درحالیکه مردم دور مردی جمع شده بودند. حضرت پرسید: این مرد کیست؟ گفتند: او علامه است. فرمود: علامه چیست؟ گفتند: او داناترین [[مردم]] به نسبهای [[عرب]] و وقایع گذشته و [[تاریخ]] [[جاهلیت]] و اشعار است. حضرت فرمود: «این [[علمی]] است که [[جاهل]] به آن، زیانی نمیبیند و سودی هم به حال عالم به آن ندارد»<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی، الامالی، ص۲۹۷.</ref>. برخی [[علوم]] غیردینی دیگر نیز سودمندند و حتی [[خداوند]] آنها را به برخی [[پیامبران]] یا غیر پیامبران آموخته است {{متن قرآن|وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ}}<ref>«و برای شما ساختن زرهی را به او آموختیم تا از (گزند) جنگتان نگه دارد پس آیا شما سپاسگزار هستید؟» سوره انبیاء، آیه ۸۰.</ref>. به طور طبیعی میتوان گفت دانستن [[علوم]] مربوط به سلامتی بدن، [[انسان]] را وامیدارد که از بدنش بهتر [[مراقبت]] کند، در نتیجه بتواند [[عبادت]] بهتری انجام دهد و این امر میتواند تا حدی او را در رسیدن به کمال [[یاری]] رساند. ازاینرو [[پیشوایان معصوم]] سخنان فراوانی درباره سلامتی بدن و راهکارهای آن بیان فرمودهاند. اما آیا میتوان گفت همه [[علوم]] سودمند در [[سعادت انسان]] تأثیرگذارند؟ به نظر میرسد پاسخ این [[پرسش]] دشوار باشد، اما میتوان برخی [[علوم]] را در [[خوشبختی]] انسان تأثیرگذار دانست. | ||
با توجه به مطالب بیان شده میتوان گفت | با توجه به مطالب بیان شده میتوان گفت فراگیری علوم [[دینی]] امری [[واجب]] است؛ چراکه تأثیری مستقیم در [[سعادت انسان]] دارد. بههمین طریق، فراگیری علوم غیر دینی که در [[سعادت]] [[انسانها]] تأثیر دارند، برای او لازم است. بنابراین وقتی فراگیری علم بر [[مسلمانان]] [[واجب]] میشود<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۲.</ref>، میتوان گستره آن را فراتر از [[علوم دینی]] دانست. حال باید گفت اولاً وظيفه [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} بیان مسائلی است که در [[خوشبختی]] [[دنیا]] و [[آخرت]] [[انسان]] مؤثرند؛ ثانیاً علومی غیر دینی هست که سودمند است و در [[سعادت]] انسانها تأثیر دارند. بنابراین بیان [[علوم]] غیر دینی یاد شده نیز از [[وظایف]] [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} است<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص ۳۰۶ ـ ۳۰۹.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||