لیلة المبیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ ژوئن ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:
[[بیعت عقبه دوم]] در [[ذی‌الحجه]] سال سیزدهم [[بعثت]] به انجام رسید. در فاصله‌ای کمتر از سه ماه، بیشتر [[یاران رسول خدا]]{{صل}} به سوی [[مدینه]] رهسپار شدند و مدینه، پایگاه بزرگی برای [[مسلمانان]] شد.
[[بیعت عقبه دوم]] در [[ذی‌الحجه]] سال سیزدهم [[بعثت]] به انجام رسید. در فاصله‌ای کمتر از سه ماه، بیشتر [[یاران رسول خدا]]{{صل}} به سوی [[مدینه]] رهسپار شدند و مدینه، پایگاه بزرگی برای [[مسلمانان]] شد.


[[قریش]] از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} بیمناک بود و برای جلوگیری از [[هجرت]] [[حضرت]] در [[دارالندوه]] (مرکز [[تصمیم‌گیری]] قریش که [[قصی بن کلاب]]، [[جدّ پیامبر]]{{صل}} آن را ساخت) جمع شدند، تا در این باره [[تصمیم]] بگیرند. [[اشراف قریش]]، از [[قبایل]] [[بنی عبدشمس]]، [[بنی نوفل بن عبدمناف]]، [[بنی عبدالدار]]، [[بنی‌اسد]]، [[بنی‌مخزوم]]، [[بنی‌سهم]] و [[بنی‌جمح]] حضور داشتند. در آن [[روز]] که برای این کار [[اجتماع]] کردند.
[[قریش]] از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} بیمناک بود و برای جلوگیری از [[هجرت]] حضرت در [[دارالندوه]] (مرکز تصمیم‌گیری قریش که قصی بن کلاب، جدّ پیامبر{{صل}} آن را ساخت) جمع شدند، تا در این باره تصمیم بگیرند. اشراف قریش، از [[قبایل]] [[بنی عبدشمس]]، بنی نوفل بن عبدمناف، [[بنی عبدالدار]]، [[بنی‌اسد]]، [[بنی‌مخزوم]]، [[بنی‌سهم]] و [[بنی‌جمح]] حضور داشتند. در آن [[روز]] که برای این کار [[اجتماع]] کردند.


صحبت درباره پیامبر{{صل}} شروع شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۱-۴۸۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۳۷۱-۳۷۲.</ref>. بعضی گفتند: [[رسول خدا]]{{صل}} را به زنجیر کرده، [[زندانی]] کنند تا روز [[مرگ]] وی فرا رسد. بعضی دیگر گفتند: او را از [[مکّه]] بیرون کنیم که این نظر مردود واقع شد. [[ابوجهل]] نظر داد، از هر [[قبیله]] [[جوانی]] [[دلیر]] [[انتخاب]] شود، شبانه بر او بتازند و دسته‌جمعی او را بکشند؛ زیرا در این صورت، [[خون]] او در میان همه قبایل پراکنده می‌شود و [[بنی‌هاشم]] نمی‌توانند با همه [[طوایف]] قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه می‌شوند و ما هم دیه‌اش را می‌پردازیم. این پیشنهاد به اتفاق آرا پذیرفته شد و با همین تصمیم پراکنده شدند و قرار شد که چون شب فرا رسید، آن را عملی سازند<ref>شیخ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۹-۲۶۰.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[لیله المبیت (مقاله)|لیله المبیت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۰-۲۵۱.</ref>
صحبت درباره پیامبر{{صل}} شروع شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۱-۴۸۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۳۷۱-۳۷۲.</ref>. بعضی گفتند: [[رسول خدا]]{{صل}} را به زنجیر کرده، [[زندانی]] کنند تا روز [[مرگ]] وی فرا رسد. بعضی دیگر گفتند: او را از [[مکّه]] بیرون کنیم که این نظر مردود واقع شد. [[ابوجهل]] نظر داد، از هر [[قبیله]] [[جوانی]] دلیر [[انتخاب]] شود، شبانه بر او بتازند و دسته‌جمعی او را بکشند؛ زیرا در این صورت، [[خون]] او در میان همه قبایل پراکنده می‌شود و [[بنی‌هاشم]] نمی‌توانند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه می‌شوند و ما هم دیه‌اش را می‌پردازیم. این پیشنهاد به اتفاق آرا پذیرفته شد و با همین تصمیم پراکنده شدند و قرار شد که چون شب فرا رسید، آن را عملی سازند<ref>شیخ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۹-۲۶۰.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[لیله المبیت (مقاله)|لیله المبیت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۰-۲۵۱.</ref>


== نزول پیک [[وحی]] به [[پیامبر]] {{صل}} ==
== نزول پیک [[وحی]] به [[پیامبر]] {{صل}} ==
خط ۲۰: خط ۲۰:
[[رسول اکرم]] {{صل}} به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود: "آیا شما جانت را فدای من می‌کنی؟ گفت: آری، ای [[رسول خدا]]!<ref>شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷.</ref> [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: در بستر من بخواب و روپوش مرا روی سر خود بکش"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۲-۴۸۳؛ شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۶.</ref>.
[[رسول اکرم]] {{صل}} به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود: "آیا شما جانت را فدای من می‌کنی؟ گفت: آری، ای [[رسول خدا]]!<ref>شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷.</ref> [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: در بستر من بخواب و روپوش مرا روی سر خود بکش"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۲-۴۸۳؛ شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۶.</ref>.


پس [[حضرت علی]] {{ع}} از سر شب در جایگاه [[پیامبر]] {{صل}} خوابید. [[مشرکان]] [[قریش]]، حجره [[پیامبر]] {{صل}} را محاصره کردند و از شکافِ در به داخل [[خانه]] نگاه می‌کردند. آنان تصوّر کردند [[پیغمبر]] {{صل}} در [[جایگاه]] خود خوابیده است. [[کفّار]] [[قریش]] می‌خواستند، همان شب به [[خانه]] بریزند؛ ولی [[ابولهب]] گفت که شب، [[خانه]] را حراست می‌کنیم و همین که صبح طلوع کرد، به [[خانه]] [[هجوم]] می‌بریم<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۲۷۵؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۴۳.</ref>. [[کفّار]] [[خانه]] را در محاصره‌شان گرفتند. [[پیامبر]] {{صل}} از [[خانه]] خارج شد و مشتی شن برداشت و بر سر آنان پاشید، سپس چند [[آیه]] اول [[سوره]] "[[یس]]" را تا [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهاده‌ایم و (دیدگان) آنان را فرو پوشانده‌ایم چنان که (چیزی) نمی‌بینند» سوره یس، آیه ۹.</ref> [[تلاوت]] کرد و [[پیامبر]] {{صل}} از میان آنها گذشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۶؛ و شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۷۳.</ref>.  
پس [[حضرت علی]] {{ع}} از سر شب در جایگاه [[پیامبر]] {{صل}} خوابید. [[مشرکان]] [[قریش]]، حجره [[پیامبر]] {{صل}} را محاصره کردند و از شکافِ در به داخل [[خانه]] نگاه می‌کردند. آنان تصوّر کردند [[پیغمبر]] {{صل}} در جایگاه خود خوابیده است. [[کفّار]] [[قریش]] می‌خواستند، همان شب به [[خانه]] بریزند؛ ولی [[ابولهب]] گفت که شب، [[خانه]] را حراست می‌کنیم و همین که صبح طلوع کرد، به [[خانه]] هجوم می‌بریم<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۲۷۵؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۴۳.</ref>. [[کفّار]] [[خانه]] را در محاصره‌شان گرفتند. [[پیامبر]] {{صل}} از [[خانه]] خارج شد و مشتی شن برداشت و بر سر آنان پاشید، سپس چند [[آیه]] اول [[سوره]] "یس" را تا [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«و ما پیش رویشان سدّی و پشت سرشان سدّی نهاده‌ایم و (دیدگان) آنان را فرو پوشانده‌ایم چنان که (چیزی) نمی‌بینند» سوره یس، آیه ۹.</ref> [[تلاوت]] کرد و [[پیامبر]] {{صل}} از میان آنها گذشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۶؛ و شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۸۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۲۷۳.</ref>.  


[[جبرئیل]] به [[رسول اکرم]] {{صل}} گفت: "به طرف [[غار ثور]] حرکت کن، هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} عازم [[غار ثور]] بود، در بین راه، [[ابوبکر]] را دید، پس او را نیز با خود برد. وقتی صبح شد و هوا روشن گردید، [[مشرکان]] ناگهان به [[خانه]] ریختند و به طرف بستر [[پیامبر]] {{صل}} رفتند. ناگهان [[حضرت علی]] {{ع}} از بستر برخاست و فرمود: "چه می‌خواهید؟" [[مشرکان]] گفتند: "[[محمد]] را می‌خواهیم، او کجاست؟" [[علی]] {{ع}} فرمود: "مگر او را به من سپرده بودید تا از من تحویل بگیرید؟ شما به او گفتید که [[مکه]] را ترک کند و او نیز [[مکه]] را ترک کرده است"<ref>شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[لیله المبیت (مقاله)|لیله المبیت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۱-۲۵۳.</ref>
[[جبرئیل]] به [[رسول اکرم]] {{صل}} گفت: "به طرف [[غار ثور]] حرکت کن، هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} عازم [[غار ثور]] بود، در بین راه، [[ابوبکر]] را دید، پس او را نیز با خود برد. وقتی صبح شد و هوا روشن گردید، [[مشرکان]] ناگهان به [[خانه]] ریختند و به طرف بستر [[پیامبر]] {{صل}} رفتند. ناگهان [[حضرت علی]] {{ع}} از بستر برخاست و فرمود: "چه می‌خواهید؟" [[مشرکان]] گفتند: "[[محمد]] را می‌خواهیم، او کجاست؟" [[علی]] {{ع}} فرمود: "مگر او را به من سپرده بودید تا از من تحویل بگیرید؟ شما به او گفتید که [[مکه]] را ترک کند و او نیز [[مکه]] را ترک کرده است"<ref>شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۱۴۷.</ref>.<ref>[[سید جواد موسوی بردکشکی|موسوی بردکشکی، سید جواد]]، [[لیله المبیت (مقاله)|لیله المبیت]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۵۱-۲۵۳.</ref>


== لیلة المبیت فضیلتی برای [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} ==
== لیلة المبیت فضیلتی برای [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} ==
شب [[هجرت رسول خدا]] {{صل}} و خوابیدن [[حضرت علی]] {{ع}} در بستر [[پیامبر]] {{صل}} را "لیلة المبیت" می‌گویند. خوابیدن [[امام علی|علی]] {{ع}} در آن شب هجرت در جای [[پیامبر]] که نمونۀ اعلای [[فداکاری]] و نوعی [[عملیات استشهادی]] بود، از [[فضایل]] برجستۀ آن حضرت است. علی{{ع}} با [[گزینش]] [[مرگ]] برای خود، زمینه‌ساز هجرت [[تاریخی]] رسول خدا{{صل}} به مدینه شد و بدین‌سان مراتب [[ایثار]] خود را بی‌هیچ چشم‌داشتی به نمایش گذاشت. [[جبرئیل]]، خطاب به پسر ابوطالب گفت [[خدا]] به واسطه تو بر [[ملائکه]] [[هفت آسمان]] [[مباهات]] می‌کند<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۹.</ref>. آیۀ [[قرآن]] این جانفشانی را فروختن [[جان]] در برابر کسب [[رضای خدا]] دانسته است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref>.<ref>فخرالدین رازی، تفسیر فخر رازی، ج۵؛ ۶، ص۲۰۴؛ شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۳۵.</ref> این [[فداکاری]]، نظیر [[فداکاری]] [[اسماعیل ذبیح]] و [[عبداللّه پسر عبد المطلب]] بود که آمادۀ [[فدا]] شدن بودند<ref>مناقب، ابن‌شهرآشوب، ج ۲ ص ۶۰</ref>. [[ابوجعفر اسکافی]] [[خوابیدن]] علی{{ع}} را در بستر [[رسول خدا]]{{صل}} از [[اخبار متواتر]] و ثابت شده‌ای شمرده که جز [[بی‌خردان]]، کسی را یارای [[انکار]] آن نیست<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۶۱-۲۶۲.</ref>.
شب [[هجرت رسول خدا]] {{صل}} و خوابیدن [[حضرت علی]] {{ع}} در بستر [[پیامبر]] {{صل}} را "لیلة المبیت" می‌گویند. خوابیدن [[امام علی|علی]] {{ع}} در آن شب هجرت در جای [[پیامبر]] که نمونۀ اعلای [[فداکاری]] و نوعی [[عملیات استشهادی]] بود، از [[فضایل]] برجستۀ آن حضرت است. علی{{ع}} با [[گزینش]] [[مرگ]] برای خود، زمینه‌ساز هجرت [[تاریخی]] رسول خدا{{صل}} به مدینه شد و بدین‌سان مراتب [[ایثار]] خود را بی‌هیچ چشم‌داشتی به نمایش گذاشت. [[جبرئیل]]، خطاب به پسر ابوطالب گفت [[خدا]] به واسطه تو بر [[ملائکه]] هفت آسمان [[مباهات]] می‌کند<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۹.</ref>. آیۀ [[قرآن]] این جانفشانی را فروختن [[جان]] در برابر کسب [[رضای خدا]] دانسته است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref>.<ref>فخرالدین رازی، تفسیر فخر رازی، ج۵؛ ۶، ص۲۰۴؛ شیخ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۳۵.</ref> این [[فداکاری]]، نظیر فداکاری [[اسماعیل ذبیح]] و [[عبداللّه پسر عبد المطلب]] بود که آمادۀ [[فدا]] شدن بودند<ref>مناقب، ابن‌شهرآشوب، ج ۲ ص ۶۰.</ref>. [[ابوجعفر اسکافی]] خوابیدن علی{{ع}} را در بستر [[رسول خدا]]{{صل}} از اخبار متواتر و ثابت شده‌ای شمرده که جز بی‌خردان، کسی را یارای [[انکار]] آن نیست<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۶۱-۲۶۲.</ref>.


به گفته [[علامه طباطبایی]]، [[آیه]] پیش گفته نشان می‌دهد کسی که [[جان]] خود را با [[خداوند]] [[معامله]] کرده، هدفی جز رضای خداوند نداشته، رفتارش امر [[دین]] و [[دنیا]] را [[اصلاح]] می‌کرده، به وسیله او [[حق]] برپا می‌شده و در زندگانی [[انسانی]] [[پاکیزه]] می‌شده و [[بشر]] از [[برکات]] [[اسلام]] برخوردار می‌شده است. او در بیان [[ارتباط]] صدر و ذیل آیه نیز فرموده است: وجود چنین فردی در میان [[انسان‌ها]]، نمود [[رأفت]] خداوند بر بندگانش است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۹۸.</ref>.
به گفته [[علامه طباطبایی]]، [[آیه]] پیش گفته نشان می‌دهد کسی که [[جان]] خود را با [[خداوند]] معامله کرده، هدفی جز رضای خداوند نداشته، رفتارش امر [[دین]] و [[دنیا]] را [[اصلاح]] می‌کرده، به وسیله او [[حق]] برپا می‌شده و در زندگانی [[انسانی]] [[پاکیزه]] می‌شده و [[بشر]] از [[برکات]] [[اسلام]] برخوردار می‌شده است. او در بیان ارتباط صدر و ذیل آیه نیز فرموده است: وجود چنین فردی در میان [[انسان‌ها]]، نمود [[رأفت]] خداوند بر بندگانش است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۹۸.</ref>.


از جمله آیاتی که بر [[امامت]] آن حضرت به آن [[استدلال]] شده، یکی هم همین [[آیه]] است که گویای [[فضیلت]] خاصّ اوست<ref>بحار الأنوار، ج ۳۶ ص ۴۵</ref>. [[امام علی]] {{ع}} دربارۀ این [[فضیلت]] و [[فداکاری]] خود چنین سروده است: با جانم از کسی نگه‌داری کردم که [[بهترین انسان]] بر روی [[زمین]] و بهترین کسی است که [[خانۀ خدا]] و [[حجر اسماعیل]] را [[طواف]] کرده است. [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} چون از [[نیرنگ]] آنان بیمناک شد، [[پروردگار]] باشکوهم او را از [[نیرنگ]] نگه داشت و من به جای او خوابیدم، مراقب بودم که چه زمانی مرا پاره پاره کنند و خود را برای [[مرگ]] و [[اسارت]] آماده کرده بودم. [[پیامبر خدا]] در [[غار ایمن]] آرمید، در [[حفاظت]] [[خدا]] و [[پوشش]] او<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۲۲؛ [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص ۱۴۵.</ref>.
از جمله آیاتی که بر [[امامت]] آن حضرت به آن [[استدلال]] شده، یکی هم همین [[آیه]] است که گویای [[فضیلت]] خاصّ اوست<ref>بحار الأنوار، ج ۳۶ ص ۴۵.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} دربارۀ این فضیلت و [[فداکاری]] خود چنین سروده است: با جانم از کسی نگه‌داری کردم که بهترین انسان بر روی [[زمین]] و بهترین کسی است که خانۀ خدا و [[حجر اسماعیل]] را [[طواف]] کرده است. [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} چون از [[نیرنگ]] آنان بیمناک شد، [[پروردگار]] باشکوهم او را از [[نیرنگ]] نگه داشت و من به جای او خوابیدم، مراقب بودم که چه زمانی مرا پاره پاره کنند و خود را برای [[مرگ]] و [[اسارت]] آماده کرده بودم. [[پیامبر خدا]] در غار ایمن آرمید، در حفاظت [[خدا]] و [[پوشش]] او<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۲۲؛ [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]]، ص ۱۴۵.</ref>.


==[[جان]] فروش [[راه خدا]]==
==[[جان]] فروش [[راه خدا]]==
چون [[مشرکان مکه]] از [[تهدید]] و [[تطمیع]] [[رسول خدا]]{{صل}} بهره‌ای نگرفتند و با [[آزار]] و [[شکنجه]] نومسلمانان بی‌پناه شمار آنان کاسته نشد، بلکه فزونی یافت، سخت بیمناک شدند؛ به ویژه که [[اسلام در مدینه]] شایع گردید و آنان ترسیدند [[مدینه]] مرکز این [[دین]] شود و [[بازرگانی]] [[قریش]] به خطر افتد.
چون مشرکان مکه از [[تهدید]] و تطمیع [[رسول خدا]]{{صل}} بهره‌ای نگرفتند و با [[آزار]] و [[شکنجه]] نومسلمانان بی‌پناه شمار آنان کاسته نشد، بلکه فزونی یافت، سخت بیمناک شدند؛ به ویژه که [[اسلام در مدینه]] شایع گردید و آنان ترسیدند [[مدینه]] مرکز این [[دین]] شود و [[بازرگانی]] [[قریش]] به خطر افتد.
بدین منظور چاره‎‌جویی کردند و در نتیجه، در مجلس [[مشاوره]] «[[دار الندوه]]» گرد آمدند و پس از گفت‌وگوی بسیار که در کتاب‎های [[سیره]] و [[تاریخ]] به طور گسترده آمده است، همگان توافق کردند از هر [[قبیله]]، [[جوانی]] [[دلیر]] را برگزینند. هر یک از آنان شمشیری بُرنده در دست گیرد و شب هنگام، بر بر محمد درآیند و یکباره [[شمشیر]] خود را بر او زنند تا تنی خاص، کشنده او نباشد. چون این‎گونه عمل کنند، بنی‎ هاشم نمی‎توانند با همه قبیله‌ها درافتند و ناچار به خون‎بها گردن می‌نهند.


[[جبرئیل]]، رسول خدا را [[آگاه]] ساخت که این شب نباید در بستر خود بخوابی. رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} گفت: در جای من بخواب و بدان که به تو آسیبی نخواهد رسید». علی{{ع}} پرسید: «اگر من در جایت بخوابم، تو در [[امان]] خواهی ماند؟ گفت: آری». علی{{ع}} با لبخندی بر لب پذیرفت و [[سجده]] گزارد و [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref> درباره این [[ایثار]] فرود آمد. [[میبدی]] می‌نویسد:
بدین منظور چاره‎‌جویی کردند و در نتیجه، در مجلس [[مشاوره]] «[[دار الندوه]]» گرد آمدند و پس از گفت‌وگوی بسیار که در کتاب‎های [[سیره]] و [[تاریخ]] به طور گسترده آمده است، همگان توافق کردند از هر [[قبیله]]، [[جوانی]] دلیر را برگزینند. هر یک از آنان شمشیری بُرنده در دست گیرد و شب هنگام، بر بر محمد درآیند و یکباره [[شمشیر]] خود را بر او زنند تا تنی خاص، کشنده او نباشد. چون این‎گونه عمل کنند، بنی‎ هاشم نمی‎توانند با همه قبیله‌ها درافتند و ناچار به خون‎بها گردن می‌نهند.
و گفته‌اند که این آیه در [[شأن]] [[امیرمؤمنان]]، [[علی بن ابی طالب]] آمد؛ آن‎گاه که [[مصطفی]] [[هجرت]] کرد و علی را بر جای [[خواب]] خود خوابانید<ref>میبدی، رشیدالدین، کشف الاسرار، ج۱، ص۵۵۴</ref>.
 
اما بیشتر [[مفسران]] [[سنی]]، [[نزول آیه]] را درباره دیگران دانسته‌اند.
[[جبرئیل]]، رسول خدا را [[آگاه]] ساخت که این شب نباید در بستر خود بخوابی. رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} گفت: در جای من بخواب و بدان که به تو آسیبی نخواهد رسید». علی{{ع}} پرسید: «اگر من در جایت بخوابم، تو در [[امان]] خواهی ماند؟ گفت: آری». علی{{ع}} با لبخندی بر لب پذیرفت و [[سجده]] گزارد و [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref> درباره این [[ایثار]] فرود آمد. [[میبدی]] می‌نویسد: و گفته‌اند که این آیه در [[شأن]] [[امیرمؤمنان]]، [[علی بن ابی طالب]] آمد؛ آن‎گاه که مصطفی [[هجرت]] کرد و علی را بر جای [[خواب]] خود خوابانید<ref>میبدی، رشیدالدین، کشف الاسرار، ج۱، ص۵۵۴.</ref>.
چون رسول خدا{{صل}} در مدینه استقرار یافت، [[ابوواقد لیثی]] را با نامه‌ای به [[مکه]] فرستاد و از علی خواست تا به یثرب بیاید. علی با [[فاطمه]]، دختر [[پیغمبر]]، و [[فاطمه]]، مادر خود، و فاطمه، دختر [[زبیر بن عبدالمطلب]] که [[مورخان]] از آنان به فواطم تعبیر می‌کنند، روانه [[مکه]] شد. در میان راه، گروهی از [[مشرکان مکه]] راه را بر او گرفتند. [[امام علی]]{{ع}} با آنان در افتاد و یکی از آنان را که جناح، مولای [[حرب بن امیه]] بود از پا درآورد و بقیه آنان پراکنده شدند و امام علی{{ع}} با همراهان، سالم به یثرب رسید.<ref>[[سید جعفر شهیدی|شهیدی، سید جعفر]]، [[زیست‌نامه امام علی (مقاله)| مقاله «زیست‌نامه امام علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]] ص ۱۴.</ref>
 
اما بیشتر [[مفسران]] [[سنی]]، نزول آیه را درباره دیگران دانسته‌اند. چون رسول خدا{{صل}} در مدینه استقرار یافت، [[ابوواقد لیثی]] را با نامه‌ای به [[مکه]] فرستاد و از علی خواست تا به یثرب بیاید. علی با [[فاطمه]]، دختر [[پیغمبر]]، و [[فاطمه]]، مادر خود، و فاطمه، دختر زبیر بن عبدالمطلب که مورخان از آنان به فواطم تعبیر می‌کنند، روانه [[مکه]] شد. در میان راه، گروهی از مشرکان مکه راه را بر او گرفتند. [[امام علی]]{{ع}} با آنان در افتاد و یکی از آنان را که جناح، مولای حرب بن امیه بود از پا درآورد و بقیه آنان پراکنده شدند و امام علی{{ع}} با همراهان، سالم به یثرب رسید<ref>[[سید جعفر شهیدی|شهیدی، سید جعفر]]، [[زیست‌نامه امام علی (مقاله)| مقاله «زیست‌نامه امام علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]]، ص ۱۴.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش