←پرسش مستقیم
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
[[شهید مطهری]] از جمله کسانی است که به خوبی به تدوین سیره به معنای درست آن پرداخت. سخن وی در این باره چنین است: | [[شهید مطهری]] از جمله کسانی است که به خوبی به تدوین سیره به معنای درست آن پرداخت. سخن وی در این باره چنین است: | ||
سیره [[پیغمبر]]، یعنی سبک پیغمبر؛ متدی که پیغمبر در عمل و روش برای مقاصد خودش به کار میبرد. بحث ما در مقاصد پیغمبر نیست؛ مقاصد پیغمبر عجالتاً برای ما محرز است. بحث ما در سبک پیغمبر است؛ در روشی که پیغمبر برای [[هدف]] و مقصد خودش به کار میبرد. مثلاً [وقتی] پیغمبر [[تبلیغ]] میکرد، روش [[تبلیغی]] پیغمبر چه روشی بود؟ سبک تبلیغی پیغمبر چه سبکی بود؟ پیغمبر در همان [[حال]] که مبلغ بود و [[اسلام]] را تبلیغ میکرد، یک [[رهبر سیاسی]] برای [[جامعه]] خودش بود. از وقتی که آمد به مدینه، جامعه... [و] [[حکومت]] تشکیل داد، خودش [[رهبر]] جامعه بود. سبک و متد [[رهبری]] و [[مدیریت]] پیغمبر در جامعه چه متدی بود؟ پیغمبر در همان [[حال]]، [[قاضی]] بود و میان [[مردم]] [[قضاوت]] میکرد. سبک قضاوتش چه سبکی بود؟ [[پیغمبر]] مثل همه مردم دیگر [[زندگی]] [[خانوادگی]] داشت؛ [[زنان]] متعدد داشت؛ [[فرزندان]] داشت. سبک [ایشان] در زنداری چگونه بود؟ سبک پیغمبر در [[معاشرت]] با [[اصحاب]] و [[یاران]] و به اصطلاح مریدها چگونه بود؟ پیغمبر [[دشمنان]] [[سرسختی]] داشت. سبک و روش پیغمبر در [[رفتار]] با دشمنان چه بود؟ و دهها سبک دیگر در قسمتهای مختلف دیگر که اینها باید روشن بشود<ref>مطهری، سیری در سیره نبوی، ص۵۳ و ۵۴.</ref>.<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۳۶.</ref>. | سیره [[پیغمبر]]، یعنی سبک پیغمبر؛ متدی که پیغمبر در عمل و روش برای مقاصد خودش به کار میبرد. بحث ما در مقاصد پیغمبر نیست؛ مقاصد پیغمبر عجالتاً برای ما محرز است. بحث ما در سبک پیغمبر است؛ در روشی که پیغمبر برای [[هدف]] و مقصد خودش به کار میبرد. مثلاً [وقتی] پیغمبر [[تبلیغ]] میکرد، روش [[تبلیغی]] پیغمبر چه روشی بود؟ سبک تبلیغی پیغمبر چه سبکی بود؟ پیغمبر در همان [[حال]] که مبلغ بود و [[اسلام]] را تبلیغ میکرد، یک [[رهبر سیاسی]] برای [[جامعه]] خودش بود. از وقتی که آمد به مدینه، جامعه... [و] [[حکومت]] تشکیل داد، خودش [[رهبر]] جامعه بود. سبک و متد [[رهبری]] و [[مدیریت]] پیغمبر در جامعه چه متدی بود؟ پیغمبر در همان [[حال]]، [[قاضی]] بود و میان [[مردم]] [[قضاوت]] میکرد. سبک قضاوتش چه سبکی بود؟ [[پیغمبر]] مثل همه مردم دیگر [[زندگی]] [[خانوادگی]] داشت؛ [[زنان]] متعدد داشت؛ [[فرزندان]] داشت. سبک [ایشان] در زنداری چگونه بود؟ سبک پیغمبر در [[معاشرت]] با [[اصحاب]] و [[یاران]] و به اصطلاح مریدها چگونه بود؟ پیغمبر [[دشمنان]] [[سرسختی]] داشت. سبک و روش پیغمبر در [[رفتار]] با دشمنان چه بود؟ و دهها سبک دیگر در قسمتهای مختلف دیگر که اینها باید روشن بشود<ref>مطهری، سیری در سیره نبوی، ص۵۳ و ۵۴.</ref>.<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۳۶.</ref>. | ||
==[[سیره]]== | |||
سیره بر وزن «فِعله» از کلمه «سِیر» گرفته شده است. [[سیر]] به معنای [[حرکت]] و [[راه رفتن]] است و سیره به معنای [[رفتار]]. چون وزن فِعله در [[زبان عربی]] بر نوع کیفیت و هیئت عمل دلالت دارد، سیره به معنای حالت و چگونگی حرکت است؛ مانند: {{عربی|جَلستُ جِلسةَ العبد}}؛ «بندهوار نشستم» که چگونگی نشستن را بیان میکند. | |||
برخی [[محققان]] از دلالت وزن فِعلَه بر نوع و هیئت عمل، چنین برداشت کردهاند که سیره بر سبک و روش عمل دلالت دارد و از اینرو گفتهاند [[سیرهنویسان]] معمولاً از این نکته تخطی کردهاند و به [[رفتار پیامبر]]{{صل}} پرداختهاند، نه سبک رفتار پیامبر{{صل}}<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۴۷.</ref>. | |||
در بررسی این دیدگاه باید به این مطلب توجه داشت که سیره دو معنا دارد: | |||
# سیره در اصطلاح، گاه به معنای چگونگی و نوع عمل است. این چگونگی همان هیئت و حالت فعالیت [[آدمی]] است و از آنجا که هیچ فعالیتی بدون حالتی خاص تحقق نمییابد و حالت رفتار، جدا از رفتار نیست؛ سیره در این مفهوم، همه [[رفتارها]] و فعالیتهای آدمی را شامل میشود. این معنای نخست و اصیل سیره است که البته ربط چندانی به سبک و قاعده رفتار ندارد. | |||
# معنای دوم سیره «سبک و قاعده رفتار» است. این معنا اخص از معنای اول است و از آنجا که معمولاً هر رفتار و عملکرد، به ویژه اگر از فاعلِ [[حکیم]] و به صورت پیوسته اتفاق افتد، تابعِ [[قانون]] و سبکی ویژه است، گاهی «سیره» به معنای سبک، [[شیوه]] و قاعده [[حاکم]] بر رفتار به کار میرود و آنچه استاد [[شهید مطهری]] بدان اشاره دارد، بر همین اصطلاح [[استوار]] است. اما در اصطلاح [[مورخان]]، «سیره» به همان معنای اول استعمال شده که هم رایج و هم دقیق است و جای [[خردهگیری]] بر آنان نیست. البته بررسی سیره به معنای اول، مقدمهای است برای دستیابی به [[قواعد]] و سبک حاکم بر سیره، که همان معنای دوم است. | |||
باید توجه داشت که منظور ما در این سلسله مباحث، [[سیره]] به معنای دوم است؛ در واقع، بنای ما در این مباحث بر [[سیرهنگاری]] و تاریخنویسی نیست؛ بلکه بر پایه سیره نقل شده در [[احادیث]] و [[تاریخ]] و به منظور دستیابی به [[قواعد]]، سبکها و [[روشهای تربیتی]] [[معصومان]]{{عم}} بررسی و تحلیل انجام میشود. | |||
نکته شایان توجه اینکه گفتار هم، چون به یک معنا جزء [[رفتار]] [[آدمی]] است، از لحاظ چگونگی صدور از گوینده میتواند سیره محسوب شود؛ از اینروی سیره، به دو گونه «قولی» و «فعلی» تقسیم میشود. بنابراین در این مباحث، «سیره» علاوه بر رفتار [[تربیتی]] معصومان{{عم}}، چگونگی گفتارهای تربیتی - و نه محتوای گفتارِ- آنان را نیز شامل میشود.<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده]] و [[محمد داوودی|داوودی]]، [[سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۸.</ref>. | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||