←ملکه بخشش مال در جای مناسب و فضیلتی میان دو رذیله بخل و اسراف
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
# توجه به [[مشیت]] و تقدیر [[خدا]] در روزی [[انسانها]]، زمینه ساز رعایت [[اعتدال]] در [[سخاوت]]: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ}}<ref>«بیگمان پروردگارت روزی را برای هر که بخواهد میگسترد و (یا) تنگ میدارد که او به (حال) بندگانش آگاه بیناست» سوره اسراء، آیه ۳۰.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۹۲.</ref>. | # توجه به [[مشیت]] و تقدیر [[خدا]] در روزی [[انسانها]]، زمینه ساز رعایت [[اعتدال]] در [[سخاوت]]: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ}}<ref>«بیگمان پروردگارت روزی را برای هر که بخواهد میگسترد و (یا) تنگ میدارد که او به (حال) بندگانش آگاه بیناست» سوره اسراء، آیه ۳۰.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۹۲.</ref>. | ||
== | ==ملکه [[بخشش مال]] در جای مناسب و فضیلتی میان دو [[رذیله]] [[بخل]] و [[اسراف]]== | ||
سَخاوت از ریشه (س - خ - و) یا (س - خ - ی) مانند سَخاء، مصدر ثلاثی مجرد است و فعل این ماده به شکلهای [[سخا]] یسخو، سَخِی یسخَی و سَخُوَ یسخو به کارمی رود<ref>العین، ج۴، ص۲۸۹؛ الصحاح، ج۶، ص۲۳۷۳، «سخو»؛ المصباح، ص۲۷۰، «سخاء».</ref>. این واژه در لغت به معنای بخشیدن است<ref>لغت نامه، ج۹، ص۱۳۵۰۰، «سخاء».</ref> و بسیاری از واژهشناسان آن را به [[جود]] <ref>العین، ج۴، ص۲۸۹؛ الصحاح، ج۶، ص۲۳۷۳؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۳۷۳، «سخا».</ref> و کَرَم<ref>المصباح، ج۲، ص۲۷۰؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۱۴؛ تاج العروس، ج۱۹، ص۵۱۰، «سخی».</ref> معنا کردهاند که در ترادف این سه واژه ظهور دارد؛ ولی برخی میان آنها تفاوتهایی قائل شدهاند؛ برای نمونه در تفاوت سخاء با جود گفته شده: کسی که بخشی از [[مال]] خویش را ببخشد و بخشی را برای خود نگهدارد صاحب سخاء و کسی که بیشتر آن را ببخشد و اندکی را برای خود نگهدارد دارای جود است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۷۵؛ الرسالة القشیریه، ص۲۴۸؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۲۳.</ref>، یا آنکه سخاء هیئت [[نفسانی]] و جود فعلِ بخشیدن است<ref>الذریعه، ص۴۲۹.</ref>. در تفاوت جود با کَرَم نیز گفته شده: جود بخشیدن در پی درخواست و [[کرم]] بخشیدنِ بیدرخواست است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۷۱.</ref>. واژههای دیگری مانند سَماحت<ref>لسان العرب، ج۲، ص۴۸۹؛ مجمعالبحرین، ج۲، ص۳۷۴، «سمح».</ref> و نَدی<ref>مفردات، ص۷۹۷، «ندی».</ref> نیز در معنای جود و [[سخاوت]] به کار میروند. | سَخاوت از ریشه (س - خ - و) یا (س - خ - ی) مانند سَخاء، مصدر ثلاثی مجرد است و فعل این ماده به شکلهای [[سخا]] یسخو، سَخِی یسخَی و سَخُوَ یسخو به کارمی رود<ref>العین، ج۴، ص۲۸۹؛ الصحاح، ج۶، ص۲۳۷۳، «سخو»؛ المصباح، ص۲۷۰، «سخاء».</ref>. این واژه در لغت به معنای بخشیدن است<ref>لغت نامه، ج۹، ص۱۳۵۰۰، «سخاء».</ref> و بسیاری از واژهشناسان آن را به [[جود]] <ref>العین، ج۴، ص۲۸۹؛ الصحاح، ج۶، ص۲۳۷۳؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۳۷۳، «سخا».</ref> و کَرَم<ref>المصباح، ج۲، ص۲۷۰؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۱۴؛ تاج العروس، ج۱۹، ص۵۱۰، «سخی».</ref> معنا کردهاند که در ترادف این سه واژه ظهور دارد؛ ولی برخی میان آنها تفاوتهایی قائل شدهاند؛ برای نمونه در تفاوت سخاء با جود گفته شده: کسی که بخشی از [[مال]] خویش را ببخشد و بخشی را برای خود نگهدارد صاحب سخاء و کسی که بیشتر آن را ببخشد و اندکی را برای خود نگهدارد دارای جود است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۷۵؛ الرسالة القشیریه، ص۲۴۸؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۲۳.</ref>، یا آنکه سخاء هیئت [[نفسانی]] و جود فعلِ بخشیدن است<ref>الذریعه، ص۴۲۹.</ref>. در تفاوت جود با کَرَم نیز گفته شده: جود بخشیدن در پی درخواست و [[کرم]] بخشیدنِ بیدرخواست است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۷۱.</ref>. واژههای دیگری مانند سَماحت<ref>لسان العرب، ج۲، ص۴۸۹؛ مجمعالبحرین، ج۲، ص۳۷۴، «سمح».</ref> و نَدی<ref>مفردات، ص۷۹۷، «ندی».</ref> نیز در معنای جود و [[سخاوت]] به کار میروند. | ||