←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
==اِضطِباع== | ==اِضطِباع== | ||
[[رداء]] [[احرام]] را از زیر بغل راست بر کتف چپ انداختن گویند؛ در این صورت دوش راست برهنه میماند و دوش چپ پوشیده میشود. به آن تابّط و توشّح هم میگویند. [[رسول خدا]]{{صل}} در [[عمره قضا]] دستور داد که ردای احرام را از زیر بغل راست بر روی شانه چپ بیفکنند و این [[تکلیف]]، مخصوص [[عمره]] قضیه ([[قضا]]) و اوضاع و احوال ویژه آن [[روز]] بوده است. اینک تکلیف احرام همان کیفیتی است که بازوی [[چپ و راست]] هر دو پوشیده باشد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۱۶.</ref> | [[رداء]] [[احرام]] را از زیر بغل راست بر کتف چپ انداختن گویند؛ در این صورت دوش راست برهنه میماند و دوش چپ پوشیده میشود. به آن تابّط و توشّح هم میگویند. [[رسول خدا]]{{صل}} در [[عمره قضا]] دستور داد که ردای احرام را از زیر بغل راست بر روی شانه چپ بیفکنند و این [[تکلیف]]، مخصوص [[عمره]] قضیه ([[قضا]]) و اوضاع و احوال ویژه آن [[روز]] بوده است. اینک تکلیف احرام همان کیفیتی است که بازوی [[چپ و راست]] هر دو پوشیده باشد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۱۶.</ref> | ||
==[[جدال]]== | |||
از [[محرمات]] [[احرام]] است و قسم خوردن به [[نام خداوند]] است در [[مقام]] رد و [[انکار]] و [[نزاع]] مانند: {{عربی|والله، بالله، تالله، لا والله}}. در [[آیه]] ۱۹۷ [[سوره مبارکه بقره]] آمده است: {{متن قرآن|فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ}}<ref>«در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> یعنی در [[حج]] رفت و [[فسوق]] و جدالی نیست. | |||
در [[مفردات]] [[راغب]] آمده است: جدال، گفت و گو بر [[سبیل]] [[منازعه]] و [[برتری جویی]] بر یکدیگر است و ریشه [[جدل]] از «جدلت الحبل» است که به معنای محکم کردن ریسمان و تابیدن آن است، گویی هر کدام از دو [[مجادله]] کننده میخواهد دیگری را از [[رأی]] و اعتقادش بپیچاند<ref>مفردات، ص۸۹.</ref>. | |||
[[علامه طباطبائی]] میگوید: «رفت» همه نوع سخنی است که برای تفهیم مسأله [[زناشویی]] بر زبان آورده میشود و «فسوق» خروج از قلمرو [[اطاعت خدا]] است و «جدال» همان [[مراء]] در [[کلام]] است. لکن [[احادیث]] (رفث) را به معنای همبستر شدن و «فسوق» را به معنای [[کذب]] و «جدال» را به گفتن «لا و [[الله]]، بلی والله» [[تفسیر]] کرده است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، ج۲، ص۸۰.</ref>. | |||
[[فقهای اهل سنت]] هر نوع [[مخاصمه]] با همراهان و خدمتگزاران و امثال آنان را در حج [[حرام]] میدانند و به اطلاق آیه {{متن قرآن|لَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ}} [[تمسک]] میجویند<ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۱، ص۶۴۴.</ref>. | |||
اما [[فقهای شیعه]] اکثراً جدال را به معنای گفتن {{عربی|لا و الله، بلى و الله}} تفسیر کردهاند که با [[انسجام]] آن کفارهای بر [[محرم]] [[واجب]] میشود<ref>جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۵۹.</ref>. | |||
البته عدهای به منظور بیمحتوا کردن حج و به بهانه ممنوع بودن جدال در حج، هر نوع [[اعلان]] [[همبستگی]] میان [[مسلمین]] و رودررویی با [[دشمنان اسلام]] و ابراز [[برائت از مشرکین]] را منافی حج میشمارند. آنها با تفسیرهای [[ناهنجار]] خود بر اساس تز «[[نفی]] [[مذهب]] با مذهب»، سعی میکنند جزئی از [[تعالیم اسلام]] را [[سد]] راه بخش دیگر آن قرار دهند و از [[سلاح]] [[اسلام]] علیه اسلام استفاده کنند و [[حال]] آنکه [[دعوت]] [[امت اسلامی]] به [[اتحاد]] و [[همبستگی]] و فریاد [[زائران]] بر محکومیت [[کفر]] و [[شرک]] و [[نفاق]]، حرکتی در جهت احیای اصل فراموش شده {{متن قرآن|لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> است و مصداق {{متن قرآن|لَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ}} نیست. | |||
جدّه | |||
شهری است بندری، بزرگ و [[زیبا]] در کنار [[دریای سرخ]]. در استان [[مکه]] واقع شده و بندری [[تجاری]] مسافرتی است. اکنون به صورت شهری اروپایی در آمده و دارای بناهای چند طبقه و مدرن و بازارهای رنگارنگ است. پس از ریاض مهمترین [[شهر]] [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] [[عربستان]] و پایتخت سابق این [[کشور]] است. | |||
در [[جده]] اماکن مقدسی به جز مسجدهای عظیم وجود ندارد و تنها مکان [[مقدس]] آن، [[مدفن]] حضرت [[حوا]] است که فعلاً به صورت خرابهای در آمده است. | |||
شهر جده دو قسمت دارد، یکی بخش جدید آنکه خانههای نوساز و محل سفارتخانهها و دوائر دولتی است و دیگری قسمت قدیمی شهر است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ص۱۲۵.</ref>. | |||
جده جمعیتی حدود ۰۰۰/۷۰۰/۳ نفر دارد. فرودگاه جده به نام [[ملک]] [[عبدالعزیز]] در فاصله ۲۰ کیلومتری شمال شهر جده واقع شده است و با وسعت ۱۰۵ کیلومتر مربع، یکی از پیشرفتهترین فرودگاههای [[دنیا]] است که بر روی بیش از ۴۰ شرکت هواپیمایی خارجی باز است. این فرودگاه در سال (۱۹۸۱م) برابر با (۱۳۶۰هش) افتتاح شد و دارای سه ترمینال است ۱ - ترمینال شماره ۱ (جنوبی) که مورد استفاده مسافران هوایی سعودی است ۲- ترمینال شماره ۲ (شمالی) که به مسافران شرکتهای هواپیمایی خارجی اختصاص دارد ۳- ترمینال شماره ۳ (ترمینال حجاج - مبنی [[الحجاج]]) این ترمینال مخصوص حجاج است که به شیوه منحصر به فرد با ۲۱۰ عدد چادر نسوز در دو فاز جداگانه مسقف گردیده که برای نقل و انتقال ۸۰۰۰۰ [[زائر]] در یک [[روز]] [[پیشبینی]] شده است. این ترمینال صرفاً جهت انجام عملیات [[حج]] احداث شده و در سال حدود ۳ ماه فعال است: فاصله این فرودگاه تا [[مدینه]] ۳۷۶ کیلومتر و تا [[مکه]] ۹۵ کیلومتر و تا [[مسجد]] [[جُحفه]] ۱۲۴ کیلومتر است. در سال (۲۰۰۷ م) [[ملک]] عبداله دستور بازسازی این فرودگاه را صادر کرده است. [[جده]] با [[تهران]] از نظر افق، نیم [[ساعت]] [[اختلاف]] دارد<ref>جغرافیای عربستان سعودی و اماکن حرمین شریفین، سید محمد احمدی، ص۲۰.</ref>. | |||
بعضی آن را به سبب وجود [[قبر]] حضرت [[حوا]] جده [[انسانها]] آن را «جده» نامیدهاند، ولی نام صحیح آن «جُدّه» به معنای مکان متصل به دریا است. عدهای آن را به «جُدّة بن حزم بن ریان بن صحیح حلوان... بن قضاعه» منتسب ساختهاند<ref>یاقوت حموی، ج۲، ص۱۱۴.</ref>. برخی گفتهاند: «جده» [[مادر امام حسن عسکری]]{{ع}} است که در [[دوران غیبت صغری]]، نقش ویژهای داشت<ref>موعود نامه، مجتبی تونهای، مشهور، ص۲۴۳.</ref>. | |||
[[شهر]] جده به واسطه وجود یک فرودگاه بینالمللی که از اقصی نقاط [[جهان]] [[زایران]] [[بیت الله الحرام]] به آن منتقل میشوند و همچنین موقعیت ویژهای که به عنوان یک بندر بزرگ دارد، مورد توجه واقع و [[فعالیتهای اقتصادی]] و عمرانی در آن نسبت به گذشته به [[طور]] چشمگیری افزایش یافته است. مساحت این شهر بندری به بیش از ۱۲۵۰ کیلومتر مربع میرسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، مشعر، ۱۳۷۷، ص۴۶.</ref>. فاصله تهران تا جده ۲۲۰۰ کیلومتر هوایی است که معمولاً حدود دو ساعت و نیم این مسافت طی میشود.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۰۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||