طائف: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
ثالثاً: [[مراسم حج]] نزدیک بود و [[نظارت]] بر مراسم حج در آن سال بر عهده مسلمانان بود؛ زیرا پیش از آن، مراسم حج زیر نظر [[مشرکان مکه]] اداره میشد، مضافاً این که [[موسم حج]] بهترین فصل برای [[تبلیغ اسلام]] و [[بیان حقیقت]] [[آیین]] [[توحید]] به شمار میرفت. با توجه به این شرایط [[پیامبر]]{{صل}} [[محاصره]] [[طائف]] را ترک گفت و همراه [[سپاه]] خود به [[جعرانه]] که محل [[حفاظت]] [[غنایم جنگی]] و [[اسیران]] بود، [[حرکت]] کرد<ref>فروغ ابدیت، ج۲، صفحههای ۳۶۴ – ۳۶۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۳۵.</ref> | ثالثاً: [[مراسم حج]] نزدیک بود و [[نظارت]] بر مراسم حج در آن سال بر عهده مسلمانان بود؛ زیرا پیش از آن، مراسم حج زیر نظر [[مشرکان مکه]] اداره میشد، مضافاً این که [[موسم حج]] بهترین فصل برای [[تبلیغ اسلام]] و [[بیان حقیقت]] [[آیین]] [[توحید]] به شمار میرفت. با توجه به این شرایط [[پیامبر]]{{صل}} [[محاصره]] [[طائف]] را ترک گفت و همراه [[سپاه]] خود به [[جعرانه]] که محل [[حفاظت]] [[غنایم جنگی]] و [[اسیران]] بود، [[حرکت]] کرد<ref>فروغ ابدیت، ج۲، صفحههای ۳۶۴ – ۳۶۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۳۵.</ref> | ||
==[[طائف]]== | |||
[[شهر]] معروفی در [[کشور عربستان]] است که در [[دوازده]] فرسنگی جنوب شرقی [[مکه]] قرار دارد. شهری است ییلاقی و دارای آب و هوای لطیف و باغها و نخلستانها و مزارع سر سبز و یکی از نقاط [[حجاز]] به شمار میرود<ref>ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۰۰۰ متر میباشد، شهرستان طائف، بر اثر داشتن هوای لطیف و باغها و نخلستانهای فراوان، مرکز گروه خوشگذران حجاز بوده و هست. فروغ ابدیت، جدوم، ص۳۵۹.</ref>. [[قبر]] [[عبدالله بن عباس]] - [[پسر عموی رسول خدا]]{{صل}} در آنجاست. | |||
طائف در ایام [[ظهور اسلام]] و پس از آن، محل سکونت [[قبیله ثقیف]] بوده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از [[فتح مکه]] در [[سال هشتم هجری]] با این [[قبیله]] و [[قبیله هوازن]] در منطقه حنین جنگید که این [[جنگ]] در [[تاریخ]] به [[غزوه حنین]] معروف است. | |||
فراریان و بازماندگان [[جنگ حنین]] به دژهای طائف [[پناه]] بردند و [[رسول خدا]]{{صل}} به مدت پانزده [[روز]] این شهر را به محاصره درآورد و [[نبرد]] [[سختی]] با آنان داشت که [[غزوه طائف]] نام گرفت. این نبرد بدون نتیجه پایان یافت، ولی سرانجام [[مردم]] طائف در [[سال نهم هجری]] [[قمری]] با فرستادن هیئتی از [[نمایندگان]] خود به [[مدینه]] [[مسلمان]] شدند<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۱۰؛ تاریخ سیاسی اسلام، سیره رسول خدا{{صل}}، ج۱، ص۶۰۲.</ref>. | |||
پس از آنکه [[حضرت ابوطالب]] از [[دنیا]] رفت، [[قریش]] در [[ایذاء]] و [[اذیت]] خود نسبت به [[رسول اکرم]]{{صل}} افزودند و به کارهایی دست زدند که در [[حیات]] [[ابوطالب]] مرتکب نمیشدند. حضرت تصمیم گرفت مکه را ترک گوید، خود به [[تنهایی]] به طائف برود تا از محیط خطر دور باشد و در ضمن [[ترویج اسلام]] را در آن منطقه آغاز نماید. در آن موقع سه [[برادر]] از ثقیف، [[شخصیت]] بزرگ طائف بودند. حضرت وقتی وارد طائف شد به ملاقاتشان رفت و [[دعوت]] خود را با آنان در میان گذاشت، هر یک از آن سه نفر، پاسخ نامناسب و خامی به دعوت آن حضرت دادند و رسالتش را نپذیرفتند. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} از جای برخاست در حالی که از ثقیف [[مأیوس]] شده بود، از آنان خواست که این جلسه را [[مکتوم]] نگاه دارند و به کسی نگویند. آن سه نفر نه تنها خواسته آن حضرت را [[اجابت]] ننمودند و جلسه را پنهان نداشتند، بلکه جهال و [[بردگان]] [[قوم]] خود را تحریک نمودند تا آن حضرت را [[آزار]] نمایند. گِردش جمع شدند، [[دشنام]] گفتند، فریاد کشیدند. [[مردم]] در اطراف آن حضرت [[اجتماع]] کردند، [[پیامبر اسلام]] را مجبور نمودند که از [[شهر]] خارج شود و به محوطه باغ انگوری که متعلق به «[[عتبة بن ربیعة]]» و «[[شیبة بن ربیعة]]» بود، [[پناهنده]] شود و دو نفر صاحبان باغ، خود در باغ بودند. حضرت که وارد آن باغ شد، نادانهای ثقیف و همراهانشان پراکنده شدند. [[رسول اکرم]]{{صل}} رفت در [[سایه]] درخت انگوری نشست و دو مالک باغ آن حضرت را [[مشاهده]] کردند و دیدند نادانهای [[طائف]] با او چه کردند. [[پیامبر]]{{صل}} وقتی در جایگاه خود قرار گرفت، برای این که [[اضطراب]] درونی خویش را فرونشاند و با خارج شدن از باغ انگور دوباره گرفتار جهال و بردگان نشود، لب به [[دعا]] گشود و در پیشگاه [[خداوند]] عرض کرد: | |||
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْكُو إِلَيْكَ ضَعْفَ قُوَّتِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي وَ هَوَانِي عَلَى النَّاسِ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ أَنْتَ رَبُّ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَ أَنْتَ رَبِّي إِلَى مَنْ تَكِلُنِي إِلَى بَعِيدٍ يَتَجَهَّمُنِي أَوْ إِلَى عَدُوٍّ مَلَّكْتَهُ أَمْرِي إِنْ لَمْ يَكُنْ بِكَ عَلَيَّ غَضَبٌ فَلَا أُبَالِي وَ لَكِنْ عَافِيَتُكَ هِيَ أَوْسَعُ لِي أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَشْرَقَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ...}}؛ | |||
«بارالها! نیروی کم توانم و قلت چاره جوییم و تحقیری که از مردم نسبت به من معمول میدارند به تو میگویم، ای [[مهربانترین]] مهربانان، تو مالک [[مستضعفین]] و مالک [[منی]]، مرا به که حواله میدهی؟ به آن کس که از [[حقیقت]] دور است و با دیدن من روی در هم میکشد، یا کارم را به [[دشمن]] محول میفرمایی؟ بارالها! اگر تو به من [[خشمگین]] نیستی، باک از [[بیمهری]] [[مردم]] ندارم. [[دفاع]] تو برای من وسیعتر و گستردهتر است. [[پناه]] میبرم به [[نور]] [[رؤیت]] که تیرگیها از آن برطرف میشود و امر [[دنیا]] و [[آخرت]] از آن به صلاح میگراید، پناه میبرم به نور رؤیت از این که غضبت بر من نازل شود یا سخطت مرا فراگیرد. [[شایستگی]] [[مؤاخذه]] برای تست تا [[راضی]] شوی، هیچ [[حرکت]] و قدرتی نیست، مگر به [[حمایت]] و دلالت [[ذات اقدس]] تو. | |||
[[رسول اکرم]]{{صل}} برای رفع [[ترس]] و [[ناامنی]] محیط [[طائف]]، از احدی [[یاری]] نخواست، فقط از پیشگاه [[الهی]] نصرتطلبید. [[خداوند]] دعای او را [[مستجاب]] فرموده، [[خوف]] را از ضمیرش برطرف ساخت و به وی [[آرامش]] و [[اطمینان قلب]] عطا فرمود و بدون [[احساس]] خطر و [[اضطراب]] از طائف خارج شد<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۴۱۹؛ شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، محمدتقی فلسفی، ج۲، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۲۶.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||