برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۲۹: |
خط ۲۹: |
| == علت ذکر نشدن شق القمر در غیر تواریخ [[اسلامی]] == | | == علت ذکر نشدن شق القمر در غیر تواریخ [[اسلامی]] == |
| برخی اشکال کردهاند که اگر شق القمر با آن همه اهمیت، واقعیت دارد چرا در کتابهای [[تاریخی]] ثبت نشده است و تنها در منابع اسلامی آمده است؟ در جواب باید توجه داشت ماه همواره در نیمی از کره زمین قابل [[رؤیت]] است و در همین نیمکره نیز اکثریت قریب به اتفاق خوابند، چون بعد از نیمهشب است. پس حداکثر یک چهارم از [[مردم]] [[جهان]] میتوانند از چنین حادثهای باخبر شوند. در حالی که مردم از حوادث آسمانی بی سر و صدا مطلع نمیشوند و احتمال دارد قسمتهای قابلتوجهی از [[آسمان]] ابری بوده باشد، لذا شاهدین این حادثه کمتر هم میشود. علاوه بر اینکه وسایل [[ثبت]] و نشر مطالب در تاریخ، محدود بوده است؛ بنابراین نمیتوان یاد نکردن این حادثه در غیر تواریخ [[اسلامی]] را دلیل بر عدم آن دانست<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۱۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۱]]، ص۲۲۶ ـ ۲۲۹.</ref> | | برخی اشکال کردهاند که اگر شق القمر با آن همه اهمیت، واقعیت دارد چرا در کتابهای [[تاریخی]] ثبت نشده است و تنها در منابع اسلامی آمده است؟ در جواب باید توجه داشت ماه همواره در نیمی از کره زمین قابل [[رؤیت]] است و در همین نیمکره نیز اکثریت قریب به اتفاق خوابند، چون بعد از نیمهشب است. پس حداکثر یک چهارم از [[مردم]] [[جهان]] میتوانند از چنین حادثهای باخبر شوند. در حالی که مردم از حوادث آسمانی بی سر و صدا مطلع نمیشوند و احتمال دارد قسمتهای قابلتوجهی از [[آسمان]] ابری بوده باشد، لذا شاهدین این حادثه کمتر هم میشود. علاوه بر اینکه وسایل [[ثبت]] و نشر مطالب در تاریخ، محدود بوده است؛ بنابراین نمیتوان یاد نکردن این حادثه در غیر تواریخ [[اسلامی]] را دلیل بر عدم آن دانست<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۱۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۱]]، ص۲۲۶ ـ ۲۲۹.</ref> |
|
| |
| ==[[شقّ القمر]]==
| |
| این [[معجزه]] به درخواست جمعی از [[سران قریش]] و [[مشرکان]] مانند «[[ابوجهل]]» و «[[ولید بن مغیره]]» و «[[عاص بن وائل]]» و دیگران انجام شد. بدین ترتیب که آنها در یکی از شبها که تمامی ماه در [[آسمان]] پیدا بود به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمده و گفتند: «اگر در ادعای خود [[راستگو]] و صادق هستی، دستور ده این ماه دو نیم شود! رسول خدا{{صل}} به آنها گفت: اگر من این کار را بکنم [[ایمان]] خواهید آورد؟ گفتند: آری و آن حضرت از خدای خود درخواست این معجزه را کرد و ناگهان همگی دیدند که ماه دو نیم شد، به طوری که [[کوه]] حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم چسبید و همانند اول گردید، رسول خدا{{صل}} دوباره فرمود: {{متن حدیث|اشْهَدُوا اشْهَدُوا}}<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۵۹.</ref>؛ «[[گواه]] باشید و بنگرید». [[مشرکین]] که این منظره را دیدند به جای آنکه به آن حضرت ایمان آورند، گفتند: {{متن حدیث|سَحَرَنَا مُحَمَّدٌ}}<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۵۹.</ref>؛ «محمد ما را [[جادو]] کرد» و یا آنکه گفتند: {{متن حدیث|سَحَرَ الْقَمَرَ سَحَرَ الْقَمَرَ}}؛ «ماه را جادو کرد».
| |
| برخی از آنها گفتند: «اگر شما را جادو کرده، [[مردم]] شهرهای دیگر را که جادو نکرده! از آنها بپرسید و چون از مسافران و مردم شهرهای دیگر پرسیدند، آنها مشاهدات خود را در دو نیم شدن ماه بیان داشتند»<ref>درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام (رسولی محلاتی)، ج۳، ص۲۴۸.</ref>.
| |
| مرحوم [[طبرسی]] مینویسد: {{عربی|المسلمون أجمعوا على ذلك فلا يعتد بخلاف من خالف فيه}}؛ «[[مسلمانها]] بر انجام این معجزه [[اجماع]] دارند و از این رو به گفتار مخالف اعتنایی نیست»<ref>مجمع البیان ج۹، ص۱۸۹.</ref>.
| |
|
| |
| از علمای [[اهل تسنن]] نیز [[فخر رازی]] مینویسد: {{عربی|المفسرون باسرهم على أن القمر حصل فيه الإنشقاق}}<ref>مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج۲۹، ص۲۸.</ref>؛ [[مفسرین]] همگی بر این عقیدهاند که در ماه انشقاق پدید آمد و ماه دو نیم شد.
| |
| دکتر سعید [[بوطی]] نویسنده کتاب [[فقه]] السیره مینویسد: {{عربی|و هذا امر متفق عليه بين العلماء أنه وقع في زمان النبي{{صل}} و إنه كان إحدى المعجزات}}<ref>بحار، ج۷، ص۳۵۲ تا ۳۵۵، تفسیر نمونه ج۲۳، ص۱۸.</ref>؛ «و این چیزی است که در بین [[علماء]] مورد اتفاق است که در [[زمان رسول خدا]]{{صل}} اتفاق افتاده و یکی از [[معجزات]] اوست»<ref>فقه السیره، ص۱۵۰.</ref>.
| |
| [[زمان]] و مکان [[انشقاق قمر]]؛ در این که این [[معجزه]] در زمان رسول خدا{{صل}} در [[مکه]] انجام شده، [[اختلاف]] در [[روایات]] و گفتار [[محدثین]] نیست و مسأله، [[اجماعی]] است ولی در مورد [[تاریخ]] آن اختلافی در روایات و کتابها به چشم میخورد.
| |
|
| |
| از مرحوم [[طبرسی]] در «[[اعلام الوری]]» و «راوندی» در «خرائج» نقل شده که این داستان در سالهای اول [[بعثت]] اتفاق افتاد، ولی مرحوم. [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] در دو جا ذکر کرده که این ماجرا در سال پنجم [[قبل از هجرت]] اتفاق افتاد و در یک جای آن از پارهای نقل کرده که این داستان در آغاز شب [[چهاردهم ذیحجه]] پنج سال قبل از هجرت اتفاق افتاده و مدت آن نیز اندکی بیشتر نبوده<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۶۲.</ref>.
| |
| [[کوه]] [[ابوقبیس]] در نزدیک [[مسجدالحرام]] و مسلط به [[کوه صفا]] میباشد، و چند تن از [[پیامبران الهی]] در آنجا مدفونند. معجزه «[[شق القمر]]» در این محل، به وقوع پیوست و در این محل این [[دعا]] خوانده میشود:
| |
| {{متن حدیث|اللهم صل علي نبي هلل و كبر و حج و اعتمر و انشق له القمر و بدين الله أمر بالمعروف و نهى عن الفحشاء و المنكر اللهم إني أودعت في هذا المحل الشريف من يومنا هذا إلى يوم القيامة خالصا مخلصا...}}.
| |
|
| |
| به یادبود این حادثه، مسجدی به نام «[[مسجد]] [[انشقاق القمر]]» بر بالای «کوه ابوقبیس» مشرف بر مسجدالحرام قرار داشت. این کوه نسبتاً بزرگ، در پشت مسجدالحرام سمت راست کوه صفا قرار داشته و در دوران سعودی قسمتهایی از آن صاف و قصر دارالضیافه بر آن ساخته شده است؛ لذا این مسجد و چند اثر [[تاریخی]] دیگر در این اقدام تخریب گردیده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی، قائدی، ص۱۰۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۹۷.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |