←اهمیت فراگیری احکام ارث و عمل به آن
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
از نظر [[امامیّه]]، آیه {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ}}<ref>«بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد برای پدر و مادر و خویشان وصیّت شایسته کند؛ بنا به حقّی بر گردن پرهیزگاران» سوره بقره، آیه ۱۸۰.</ref> بر جواز [[وصیّت]] برای [[وارث]] دلالت میکند. چون شکّی نیست که پدر و مادر در رتبه اوّل [[وارثان]] قرار داشته، کسی مانع از [[ارث]] آنها نیست. در عین [[حال]]، [[آیه]] از وصیّت برای آنها سخن میگوید؛ امّا [[اهلسنّت]] معتقدند که وصیّت برای وارث جایز نیست و آیه مذکور و [[آیات]] دیگر، نظیر {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِأَزْوَاجِهِمْ مَتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی به جای مینهند، باید برای همسرانشان هزینه زندگی تا یک سال را وصیّت کنند بیآنکه آنان را (از خانه شوهر) بیرون کنند و اگر آنان خود بیرون روند در آنچه آنها به شایستگی با خویش میکنند بر شما گناهی نیست و خداوند پیروزمندی» سوره بقره، آیه ۲۴۰.</ref> با آیات ارث [[نسخ]] شدهاند؛ ولی چون هیچگونه تنافی بین آیات ارث و این آیه وجود ندارد، نسخ بیوجه است؛ بدین سبب، بعضی از اهلسنّت نیز به عدم نسخ قائل شدهاند و بر فرض [[التزام]] به نسخ باید گفت: [[وجوب]] وصیّت، نسخ شده و [[استحباب]] آن باقی است.<ref>تفسیر قرطبی، ج۵، ص۵۳؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۰۶؛ التبیان، ج۲، ص۱۰۷ـ۱۰۸.</ref> گفته میشود [[عالمان]] متأخّر اهلسنّت از قول به عدم جوازِ وصیّت برای وارث [[عدول]] کرده، به جواز قائل شدهاند<ref>الفقه علی المذاهبالخمسه، ص۵۱۸؛ تهذیبالتفسیر، ج۲، ص۳۷۲؛ تفسیر ماوردی، ج۱، ص۲۳۱ـ۲۳۲.</ref>.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۴۹۰-۴۹۱.</ref> | از نظر [[امامیّه]]، آیه {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ}}<ref>«بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد برای پدر و مادر و خویشان وصیّت شایسته کند؛ بنا به حقّی بر گردن پرهیزگاران» سوره بقره، آیه ۱۸۰.</ref> بر جواز [[وصیّت]] برای [[وارث]] دلالت میکند. چون شکّی نیست که پدر و مادر در رتبه اوّل [[وارثان]] قرار داشته، کسی مانع از [[ارث]] آنها نیست. در عین [[حال]]، [[آیه]] از وصیّت برای آنها سخن میگوید؛ امّا [[اهلسنّت]] معتقدند که وصیّت برای وارث جایز نیست و آیه مذکور و [[آیات]] دیگر، نظیر {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِأَزْوَاجِهِمْ مَتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی به جای مینهند، باید برای همسرانشان هزینه زندگی تا یک سال را وصیّت کنند بیآنکه آنان را (از خانه شوهر) بیرون کنند و اگر آنان خود بیرون روند در آنچه آنها به شایستگی با خویش میکنند بر شما گناهی نیست و خداوند پیروزمندی» سوره بقره، آیه ۲۴۰.</ref> با آیات ارث [[نسخ]] شدهاند؛ ولی چون هیچگونه تنافی بین آیات ارث و این آیه وجود ندارد، نسخ بیوجه است؛ بدین سبب، بعضی از اهلسنّت نیز به عدم نسخ قائل شدهاند و بر فرض [[التزام]] به نسخ باید گفت: [[وجوب]] وصیّت، نسخ شده و [[استحباب]] آن باقی است.<ref>تفسیر قرطبی، ج۵، ص۵۳؛ فقه القرآن، ج۲، ص۳۰۶؛ التبیان، ج۲، ص۱۰۷ـ۱۰۸.</ref> گفته میشود [[عالمان]] متأخّر اهلسنّت از قول به عدم جوازِ وصیّت برای وارث [[عدول]] کرده، به جواز قائل شدهاند<ref>الفقه علی المذاهبالخمسه، ص۵۱۸؛ تهذیبالتفسیر، ج۲، ص۳۷۲؛ تفسیر ماوردی، ج۱، ص۲۳۱ـ۲۳۲.</ref>.<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۴۹۰-۴۹۱.</ref> | ||
=== اهمیت | === اهمیت فراگیری احکام [[ارث]] و عمل به آن === | ||
اهمّیّت دانستنِ [[احکام]] ارث در [[اسلام]] بهحدّی است که از آن به "نصف [[علم]]" تعبیر و به آن سفارش شده، و بهصورت [[علمی]] مستقل به نام "علم [[الفرائض]]" در آمده است. این اصطلاح، از [[آیات]] {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> و [[روایات]] گرفته شدهاست.<ref>المبسوط، طوسی، ج۴، ص۶۷ـ۶۸؛ الدرالمنثور، ج۲، ص۴۴۹.</ref> از جمله اموری که بر اهمّیّت ارث دلالت دارند، عبارتاند از: [[ثواب]] عمل به این احکام {{متن قرآن|تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«اینها حدود خداوند است و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند، (خداوند) آنها را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در آنها جاودانند و این است رستگاری سترگ» سوره نساء، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، مج۳، ج۴، ص۳۸۶؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۲۲۷؛ التبیان، ج۳، ص۱۳۹ـ۱۴۰.</ref>، بزرگی [[گناه]] [[تجاوز]] به ارث {{متن قرآن|وَآتُوا الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا}}<ref>«داراییهای یتیمان را به ایشان برسانید و (داراییهای آنان که برای شما) ناپاک (است) را، جایگزین (داراییهای) پاک (خود) نگردانید و داراییهای آنان را با افزودن به داراییهای خود نخورید که این گناهی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۲.</ref>.<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹.</ref>، و [[انذار]] از آن {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref>، تنوّع [[کیفر]] [[تجاوز]] و نیز نوع کیفرها. بهسبب اهمّیّت ویژه [[ارث]] [[یتیم]]، کیفرهای خاصّی (افزون بر کیفرهای عام تجاوز به ارث)، برای تجاوز به آن در نظر گرفته شده است. {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}}<ref>«آنان که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> آیه {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}}<ref>«آنان که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> کیفر تجاوز به [[مال یتیم]] را خوردن [[آتش]] و داخل شدن در [[جهنم]] بیان میکند. به [[عقیده]] [[مفسّران]]، {{متن قرآن|يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا}} کنایه از هرگونه تصرّف غاصبانه و اتلاف است که [[اراده]] چنین تصرّفی از کلمه "أکل" در [[زبان فارسی]] نیز رایج است. طبق [[ظاهر آیه]]، [[خوردن]] [[ظالمانه]] مال یتیم، به [[حقیقت]]، خوردن آتش است؛ چنانکه طبق مفاد روایتی در [[روز قیامت]]، شعلههای آتش دهان خورندگان مال یتیم را پر میکند.<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۲۲؛ التبیان، ج۳، ص۱۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۲۰۰.</ref> آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> [[خلود]] در [[آتش]] را برای [[متجاوزان]] به [[ارث]] [[یتیم]] میداند. برخی [[مفسّران]] <ref>تفسیر قرطبی، ج۵، ص۵۴.</ref> معتقدند: این [[آیه]]، همه متجاوزان به ارث را دربر میگیرد؛ ولی خلود درباره [[مسلمانان]]، بهمعنای بقای طولانی در آتش است (معنای کنایی). [[قرآن]]، پس از [[سرزنش]] [[وابستگی به دنیا]] و برشمردن نمونههایی از آن، به خوردن [[میراث]] [[ضعیفان]] اشاره میکند: {{متن قرآن|وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا}}<ref>«و میراث (خود و یتیمان) را یکجا میخورید،» سوره فجر، آیه ۱۹.</ref>. مقصود از {{متن قرآن|أَكْلًا لَمًّا}} این است که نصیب خود و دیگران را میخورند؛<ref> التبیان، ج۱۰، ص۳۴۶؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۲۱؛ جامعالبیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۲۲۹.</ref> چون "لمّ" در لغت، بهمعنای "جمع"<ref>المصباح، ص۵۵۹؛ مفردات، ص۷۴۶، "لمّ"؛ التبیان، ج۱۰، ص۳۴۶.</ref> یا "جمع شدید"<ref> التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۷۳؛ تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۳۶.</ref> است. برخی آیه را با توجّه به [[آیات]] پیشین، در ارث یتیم منحصر دانستهاند؛<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۸۳.</ref> البتّه ممکن است با توجّه به روش [[جاهلیّت]]، خصوص ارث [[زنان]] و ضعیفان منظور باشد.<ref>الدرالمنثور، ج۸، ص۵۱۰.</ref> آیه در ادامه، به شدّتِ [[عذاب]] آن در [[قیامت]] اشاره میکند: {{متن قرآن|فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ}}<ref>«پس در آن روز، کسی چون عذاب کردن او عذاب نکند» سوره فجر، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ}}<ref>«و هیچ کس چون به بند کشیدن او، به بند نکشد» سوره فجر، آیه ۲۶.</ref> از اینکه عذاب بر مجموع گناهانی که یکی از آنها [[تجاوز]] به ارث یتیم است، مترتّب شده، اهمّیّت ارث فهمیده میشود؛ بهویژه بنابراینکه آیات {{متن قرآن|وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا}}<ref>«و میراث (خود و یتیمان) را یکجا میخورید،» سوره فجر، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا}}<ref>«و دارایی را بسیار دوست میدارید،» سوره فجر، آیه ۲۰.</ref> را [[تفسیر آیات]] {{متن قرآن|كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ}}<ref>«نه چنین است، بلکه شما یتیم را گرامی نمیدارید،» سوره فجر، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ}}<ref>«و بر خوراک دادن به بینوا، یکدیگر را برنمیانگیزید،» سوره فجر، آیه ۱۸.</ref> بدانیم؛ چون در این صورت، فقط دو صفتِ "[[تجاوز]] به [[ارث]] [[یتیم]]" و "[[محبّت]] زیاد به [[مال]]"، موجب چنین عذابی خواهد شد<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۴۹۱-۴۹۲.</ref>. | اهمّیّت دانستنِ [[احکام]] ارث در [[اسلام]] بهحدّی است که از آن به "نصف [[علم]]" تعبیر و به آن سفارش شده، و بهصورت [[علمی]] مستقل به نام "علم [[الفرائض]]" در آمده است. این اصطلاح، از [[آیات]] {{متن قرآن|لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا}}<ref>«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref> و [[روایات]] گرفته شدهاست.<ref>المبسوط، طوسی، ج۴، ص۶۷ـ۶۸؛ الدرالمنثور، ج۲، ص۴۴۹.</ref> از جمله اموری که بر اهمّیّت ارث دلالت دارند، عبارتاند از: [[ثواب]] عمل به این احکام {{متن قرآن|تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«اینها حدود خداوند است و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند، (خداوند) آنها را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در آنها جاودانند و این است رستگاری سترگ» سوره نساء، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، مج۳، ج۴، ص۳۸۶؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۲۲۷؛ التبیان، ج۳، ص۱۳۹ـ۱۴۰.</ref>، بزرگی [[گناه]] [[تجاوز]] به ارث {{متن قرآن|وَآتُوا الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا}}<ref>«داراییهای یتیمان را به ایشان برسانید و (داراییهای آنان که برای شما) ناپاک (است) را، جایگزین (داراییهای) پاک (خود) نگردانید و داراییهای آنان را با افزودن به داراییهای خود نخورید که این گناهی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۲.</ref>.<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹.</ref>، و [[انذار]] از آن {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref>، تنوّع [[کیفر]] [[تجاوز]] و نیز نوع کیفرها. بهسبب اهمّیّت ویژه [[ارث]] [[یتیم]]، کیفرهای خاصّی (افزون بر کیفرهای عام تجاوز به ارث)، برای تجاوز به آن در نظر گرفته شده است. {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}}<ref>«آنان که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> آیه {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}}<ref>«آنان که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> کیفر تجاوز به [[مال یتیم]] را خوردن [[آتش]] و داخل شدن در [[جهنم]] بیان میکند. به [[عقیده]] [[مفسّران]]، {{متن قرآن|يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا}} کنایه از هرگونه تصرّف غاصبانه و اتلاف است که [[اراده]] چنین تصرّفی از کلمه "أکل" در [[زبان فارسی]] نیز رایج است. طبق [[ظاهر آیه]]، [[خوردن]] [[ظالمانه]] مال یتیم، به [[حقیقت]]، خوردن آتش است؛ چنانکه طبق مفاد روایتی در [[روز قیامت]]، شعلههای آتش دهان خورندگان مال یتیم را پر میکند.<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۲۲؛ التبیان، ج۳، ص۱۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۲۰۰.</ref> آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref> [[خلود]] در [[آتش]] را برای [[متجاوزان]] به [[ارث]] [[یتیم]] میداند. برخی [[مفسّران]] <ref>تفسیر قرطبی، ج۵، ص۵۴.</ref> معتقدند: این [[آیه]]، همه متجاوزان به ارث را دربر میگیرد؛ ولی خلود درباره [[مسلمانان]]، بهمعنای بقای طولانی در آتش است (معنای کنایی). [[قرآن]]، پس از [[سرزنش]] [[وابستگی به دنیا]] و برشمردن نمونههایی از آن، به خوردن [[میراث]] [[ضعیفان]] اشاره میکند: {{متن قرآن|وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا}}<ref>«و میراث (خود و یتیمان) را یکجا میخورید،» سوره فجر، آیه ۱۹.</ref>. مقصود از {{متن قرآن|أَكْلًا لَمًّا}} این است که نصیب خود و دیگران را میخورند؛<ref> التبیان، ج۱۰، ص۳۴۶؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۲۱؛ جامعالبیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۲۲۹.</ref> چون "لمّ" در لغت، بهمعنای "جمع"<ref>المصباح، ص۵۵۹؛ مفردات، ص۷۴۶، "لمّ"؛ التبیان، ج۱۰، ص۳۴۶.</ref> یا "جمع شدید"<ref> التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۷۳؛ تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۳۶.</ref> است. برخی آیه را با توجّه به [[آیات]] پیشین، در ارث یتیم منحصر دانستهاند؛<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۸۳.</ref> البتّه ممکن است با توجّه به روش [[جاهلیّت]]، خصوص ارث [[زنان]] و ضعیفان منظور باشد.<ref>الدرالمنثور، ج۸، ص۵۱۰.</ref> آیه در ادامه، به شدّتِ [[عذاب]] آن در [[قیامت]] اشاره میکند: {{متن قرآن|فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ}}<ref>«پس در آن روز، کسی چون عذاب کردن او عذاب نکند» سوره فجر، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ}}<ref>«و هیچ کس چون به بند کشیدن او، به بند نکشد» سوره فجر، آیه ۲۶.</ref> از اینکه عذاب بر مجموع گناهانی که یکی از آنها [[تجاوز]] به ارث یتیم است، مترتّب شده، اهمّیّت ارث فهمیده میشود؛ بهویژه بنابراینکه آیات {{متن قرآن|وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا}}<ref>«و میراث (خود و یتیمان) را یکجا میخورید،» سوره فجر، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا}}<ref>«و دارایی را بسیار دوست میدارید،» سوره فجر، آیه ۲۰.</ref> را [[تفسیر آیات]] {{متن قرآن|كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ}}<ref>«نه چنین است، بلکه شما یتیم را گرامی نمیدارید،» سوره فجر، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ}}<ref>«و بر خوراک دادن به بینوا، یکدیگر را برنمیانگیزید،» سوره فجر، آیه ۱۸.</ref> بدانیم؛ چون در این صورت، فقط دو صفتِ "[[تجاوز]] به [[ارث]] [[یتیم]]" و "[[محبّت]] زیاد به [[مال]]"، موجب چنین عذابی خواهد شد<ref>[[سید حسن تبادکانی|تبادکانی، سید حسن]]، [[ارث (مقاله)|مقاله «ارث»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۴۹۱-۴۹۲.</ref>. | ||