←پانویس
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱٬۰۰۱: | خط ۱٬۰۰۱: | ||
#'''توصیف احوال ستمکاران:''' احوال [[ستمگران]] در [[قیامت]]، بسی سختتر از کسانی است که در [[دنیا]] بر آنها [[ستم]] روا داشتند. روز بازخواست ستمدیده بر [[ستمکار]]، سختتر است از روز [[قدرت]] [[ستمکار]] بر ستمدیده<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۴۱</ref><ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 725.</ref>. | #'''توصیف احوال ستمکاران:''' احوال [[ستمگران]] در [[قیامت]]، بسی سختتر از کسانی است که در [[دنیا]] بر آنها [[ستم]] روا داشتند. روز بازخواست ستمدیده بر [[ستمکار]]، سختتر است از روز [[قدرت]] [[ستمکار]] بر ستمدیده<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۴۱</ref><ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 725.</ref>. | ||
#'''توصیف [[بهشتیان]]:''' [[امام علی]] {{ع}} در خطبهای، پس از ترسیم صحنههای [[قیامت]] و ذکر نشانههای آن، به توصیف [[اهل بهشت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] میپردازد: و آنانرا که از پروردگارشان ترسیدهاند گروهگروه به [[بهشت]] میبرند. از [[عذاب]] ایمناند و از [[عتاب]] و [[سرزنش]] آزاد و از [[آتش]] دور. سرایشان مطمئن و از [[جایگاه]] و قرارگاه خود [[خشنود]]. اینان، کسانی بودهاند که اعمالشان در این [[دنیا]] [[پسندیده]] بود و چشمانشان اشکبار. آنکه به یافتن [[آب]] [[اطمینان]] دارد، هرگز از [[تشنگی]] هلاک نمیشود...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰</ref><ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 725.</ref>. | #'''توصیف [[بهشتیان]]:''' [[امام علی]] {{ع}} در خطبهای، پس از ترسیم صحنههای [[قیامت]] و ذکر نشانههای آن، به توصیف [[اهل بهشت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] میپردازد: و آنانرا که از پروردگارشان ترسیدهاند گروهگروه به [[بهشت]] میبرند. از [[عذاب]] ایمناند و از [[عتاب]] و [[سرزنش]] آزاد و از [[آتش]] دور. سرایشان مطمئن و از [[جایگاه]] و قرارگاه خود [[خشنود]]. اینان، کسانی بودهاند که اعمالشان در این [[دنیا]] [[پسندیده]] بود و چشمانشان اشکبار. آنکه به یافتن [[آب]] [[اطمینان]] دارد، هرگز از [[تشنگی]] هلاک نمیشود...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰</ref><ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 725.</ref>. | ||
== معاد از [[فرهنگ شیعه]] == | |||
کلمه "معاد" را معانی متعددی است: برگردیدن، بازگشتن، رد کردن، بازگردانیدن، بازگشتگاه، آن [[جهان]]، رستاخیز و مقابل معاش. نزد [[متکلمان]]، معاد به معنای [[حشر]] است و آن بر دو نوع است: [[جسمانی]] و [[روحانی]]. [[معاد جسمانی]] از [[ضروریات دین]] است و منکر آن از [[دین]] بیرون است<ref>المعاد فی الکتاب و السنة، ۲۲۷- ۲۲۳؛ القول السدید فی شرح التجرید، ۳۸۴؛ معاد از دیدگاه قرآن، حدیث، فلسفه، ۱۸۸۸.</ref>. [[انسان]] مرکب از [[روح]] و بدن است. با پایان یافتن عمر [[دنیایی]] به [[عالم برزخ]] میرود. چون قیامت در میرسد، باری دیگر با [[جسم]] و روح خویش زنده میشود و برای [[محاسبه]] به [[محشر]] درمیآید و اگر [[نیکوکار]] باشد، [[منعم]] میشود و اگر [[بدکار]] باشد، به [[کیفر]] میرسد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۴۱۲-۴۱۳.</ref>. | |||
[[فلاسفه]] درباره [[معاد جسمانی]] بحثهای مفصلی پیش کشیده و با اشکالاتی [[عقلی]] برخوردهاند. یکی از این اشکالات اصل "المعدوم لایعاد" است بدین معنا که آنچه معدوم شود، قابل اعاده نیست. بدین روی، برای حل این مسئله به راههای دیگر جز [[عقل]] [[متوسل]] شدهاند. [[متشرعان]] و بیشتر [[متکلمان]]، معاد جسمانی را از باب [[تعبد]] پذیرفتهاند و بر آناند که [[خداوند]] [[قادر]] است [[بندگان]] را باری دیگر بیافریند همان سان که نخست آفرید. [[ابن سینا]] بر آن رفته است که [[اثبات]] معاد جسمانی از راه [[اخبار]] و [[آیات]] آسان است؛ ولی آن را بدان ترتیب که مورد بحث فلاسفه است نمیتوان از راه عقل ثابت کرد<ref>شفا، ۲/ ۴۴۶ و ۶۳۴.</ref>. ملا صدرای شیرازی کوشیده است به این مسئله با همان معنا که [[شرایع]] بیان کردهاند، صورت [[فلسفی]] ببخشد آن سان که نه [[قواعد]] فلسفی بر هم خورد و نه در اصول شرایع خللی پدید آید<ref>اسفار، ۴/ ۱۵۱- ۱۴۸، ۱۵۸، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۴۶ و ۲/ ۶۲، ۶۶ و ۶۹ به نقل از فرهنگ معارف اسلامی، ۴/ ۲۶۴- ۲۶۲.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۴۱۳.</ref> | |||
== معاد در [[فرهنگ]] [[مطهر]] == | |||
برای [[آخرت]] هم لفظ معاد نیامده است. مادهاش: {{متن قرآن|هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ}}<ref>«اوست که (آفرینش را) میآغازد و باز میگرداند» سوره بروج، آیه ۱۳.</ref>. {{متن قرآن|يُبْدِئُ وَيُعِيدُ}} معنایش این است که «بر میگرداند». {{متن قرآن|يُبْدِئُ وَيُعِيدُ}} یعنی آغاز کرده است و باز میگرداند. یعید در اینجا معنای [[رجوع]] میدهد<ref>شرح مبسوط منظومه، ج۲، ص۲۵۸.</ref>. یکی از اصول [[جهانبینی اسلامی]] که از ارکان [[ایمانی]] و [[اعتقادی]] [[دین اسلام]] است، اصل [[ایمان]] به [[زندگی]] جاوید و [[حیات اخروی]] است. [[ایمان به آخرت]] [[شرط مسلمانی]] است؛ یعنی اگر کسی این ایمان را از دست بدهد و [[انکار]] کند از زمره [[مسلمانان]] خارج است. [[پیامبران الهی]] - بدون استثناء- پس از اصل [[توحید]]، مهمترین اصلی که [[مردم]] را به آن متذکّر کردهاند و ایمان به آن را از مردم خواستهاند، همین اصل است که در اصطلاح [[متکلّمان اسلامی]] به نام “اصل معاد”، معروف شده است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۵۰۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۷۴۰.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{ | {{پانویس}} | ||