←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
[[امام خمینی]] فرمود: "[[مرگ سرخ]]، بمراتب از [[زندگی]] سیاه است و ما امروز به [[انتظار]] [[شهادت]] نشستهایم، تا فردا فرزندانمان در مقابل [[کفر]] جهانی با [[سرافرازی]] بایستند"<ref>صحیفه نور، ج۹، ص۹۷.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۲۸۳.</ref>. | [[امام خمینی]] فرمود: "[[مرگ سرخ]]، بمراتب از [[زندگی]] سیاه است و ما امروز به [[انتظار]] [[شهادت]] نشستهایم، تا فردا فرزندانمان در مقابل [[کفر]] جهانی با [[سرافرازی]] بایستند"<ref>صحیفه نور، ج۹، ص۹۷.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۲۸۳.</ref>. | ||
==پرورش [[روحیه]] [[شهادتطلبی]]== | |||
[[پیامبر خدا]] آنقدر از [[فضیلت]] [[شهادت]] سخن گفته بود که تمام [[مسلمانان]] [[خداجو]]، [[عاشق]] شهادت شده بودند. این شیوه [[تربیتی]] [[پیامبر]] سبب شد عربهای [[جاهلی]] که به [[زن]] و [[شهوت]] و اسب توجه داشتند، به مسلمانانی [[فداکار]] و [[شهادتطلب]] تبدیل شوند. آن حضرت در این باره میفرمود: | |||
[[سوگند]] به آنکه جانم در دست اوست، دوست دارم در [[راه خدا]] کشته شوم، سپس زنده گردم و باز کشته شوم و بار دیگر زنده گردم و باز کشته شوم<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۲۰۳.</ref>. | |||
پیامبر، شهادتطلبانی را [[تربیت]] کرد که [[سلاح]] [[جنگ]] را خود تهیه میکردند و برای حضور در جنگ، با [[اشک]] و [[اصرار]] از [[پدران]] خود [[اجازه]] میگرفتند و پیامبر را نیز [[راضی]] میکردند تا جواز شرکت در جنگ را به آنان بدهد. [[تاریخ]]، بسیاری از این گونه موردها را بیان کرده است. شهادتطلبی مسلمانان برای [[دشمنان]] نیز شگفتانگیز و ترسآفرین بود. در [[جنگ بدر]]، [[ابو اسامه]] جُشَمی، از طرف [[قریش]] برای [[شناسایی]] [[سپاه اسلام]] آمد. او وقتی [[سپاه]] کوچک مسلمانان را دید، بازگشت و به [[قریشیان]] گفت: «به [[خدا]] مردمی چابک هستند، نه شمار چندانی دارند و نه ساز و برگ و اسلحهای! با این [[حال]]، به خدا سوگند، ایشان را گروهی دیدم که هرگز نمیخواهند به [[خانه]] خود برگردند. گروهی هستند طالب [[مرگ]]! هیچ [[پناهگاه]] و اتکایی جز [[شمشیر]] خود ندارند»<ref>مغازی تاریخ جنگهای پیامبر، ص۴۶.</ref>. | |||
پیامبر در جنگ بدر، پس از خروج از [[مدینه]]، در ناحیه بُقع (مکانی متصل به مدینه) [[لشکرگاه]] ساخت و برخی افراد کمسن را از شرکت در [[نبرد]] بازداشت. [[سعد بن ابیوقاص]] میگوید: | |||
در آن [[روز]]، پیش از آنکه پیامبر از ما سان ببیند، دیدم برادرم خودش را پنهان میکند. گفتم: ای [[برادر]]، تو را چه شود؟ گفت میترسم پیامبر مرا ببیند و به واسطه کم سن و سالی مرا برگرداند و من دوست دارم به جنگ بیایم، شاید [[خداوند]] شهادت را روزیام گرداند. چون عمیر از جلو [[پیامبر]] گذشت، حضرت سن او را کم دانست و فرمود که برگردد. او میگریست و به پیامبر [[اصرار]] میکرد. پس پیامبر به او [[اجازه]] شرکت داد. او به واسطه کوچکیاش نمیتوانست بند حمایل [[شمشیر]] را گره بزند و من برای او چنین کردم. عمیر در حالی که شانزده سال داشت، در [[بدر]] به [[شهادت]] رسید<ref>مغازی تاریخ جنگهای پیامبر، ص۱۶.</ref>. | |||
[[عشق به شهادت]]، در [[دل]] پیر و [[جوان]] ریشه دوانیده بود. در [[جنگ احد]]، [[عمرو بن جموح]] که پیرمردی لنگ بود، با چهار پسرش برای حضور در [[جنگ]] بحث میکرد. پسرانش برای جنگ راهی شدند و او را از جنگ بازداشتند. همسرش نیز او را منع میکرد که [[جهاد]] بر تو [[واجب]] نیست. عمرو گفت: [[عجب]]! فرزندانم به [[بهشت]] بروند و من نروم. او وسایل [[جنگی]] خود را برداشت و [[دعا]] میکرد: خدایا! مرا با [[خواری]] نزد خانوادهام برنگردان. سپس نزد پیامبر رفت و از [[فرزندان]] و خانوادهاش [[شکوه]] کرد. پیامبر فرمود: «[[خداوند]] تو را معذور داشته و جهاد بر تو واجب نیست». او اصرار کرد و آن حضرت به فرزندان عمرو گفت: «شما [[حق]] ندارید او را منع کنید. شاید خداوند شهادت را بهره او فرماید». او در جنگ احد شرکت کرد و به همراه یکی از فرزندانش به شهادت رسید<ref>مغازی تاریخ جنگهای پیامبر، ص۱۹۱.</ref>. | |||
[[عبداللّه بن عمرو بن حزام]] (پدر [[جابر انصاری]]) نیز که از [[دوستان]] دیرین عمروبن جموح بود، [[عاشق]] شهادت بود و [[خواب]] خود را برای پیامبر بازگو کرد. پیامبر، [[بشارت]] شهادت را به او داد و عبداللّه بسیار خوشحال شد و در [[احد]] به شهادت رسید. به طور کلی، [[پیامبر خدا]] با بنیان نهادن [[فرهنگ]] [[شهادتطلبی]] توانست بر [[دشمنان]] خود [[پیروز]] شود و بر [[وحشت]] آنان بیفزاید.<ref>[[مهدی غلامی|غلامی، مهدی]]، [[سیره و اخلاق نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره و اخلاق نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۶۸.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | # [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']] | ||
# [[پرونده:88519034.jpg|22px]] [[مهدی غلامی|غلامی، مهدی]]، [[سیره و اخلاق نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|'''سیره و اخلاق نظامی پیامبر اعظم''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||