بغی در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۲۶: خط ۱۲۶:
و «[[علامه حلی]]» به صراحت می‌نویسد: «اگر کسی از شورشیان کشته شود، از نظر ما شیعه‌، چنین شخصی غسل و کفن نمی‌شود و بر او نماز خوانده نمی‌شود<ref>{{عربی|من قتل من أهل البغي لا يغسل و لا يكفن و لا يصلي عليه عندنا}}، طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۹، ص۴۳۰.</ref> و در میان متأخرین، «[[کاشف الغطاء]]» بر قول دوم تأکید می‌کند<ref>کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۲، ص۴۰۴.</ref>.
و «[[علامه حلی]]» به صراحت می‌نویسد: «اگر کسی از شورشیان کشته شود، از نظر ما شیعه‌، چنین شخصی غسل و کفن نمی‌شود و بر او نماز خوانده نمی‌شود<ref>{{عربی|من قتل من أهل البغي لا يغسل و لا يكفن و لا يصلي عليه عندنا}}، طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۹، ص۴۳۰.</ref> و در میان متأخرین، «[[کاشف الغطاء]]» بر قول دوم تأکید می‌کند<ref>کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۲، ص۴۰۴.</ref>.


چنانکه از عبارت‌های فوق روشن می‌شود، [[اختلاف]] [[فقها]] در اینجا، از [[اختلاف]] آنان درباره [[کفر]] یا عدم کفر شورشیان به جهت شوریدن آنان بر امام عادل ناشی می‌شود؛ موضوعی که بررسی همه‌جانبه آن، نیازمند تحقیق و مقاله‌ای دیگر است؛ هرچند می‌توان به اجمال، کافر نبودن این گروه را بر مبنای مضامین روشن برخی [[روایات]]، ترجیح داد‌؛ مانند [[روایت]] ذیل از علی{{ع}}: «از علی{{ع}} پرسیده شد: آیا کسانی که [[اهل قبله]] (و [[مسلمان]]) بودند و ایشان با آنان جنگید‌، در زمرۀ [[کافران]] هستند؟ حضرت در پاسخ فرمود: آنان نسبت به [[احکام]] و [[نعمت‌های الهی]] [[کفر]] ورزیدند و کفر آنان‌، همانند کفر [[مشرکان]] نیست که [[نبوت]] را رد کرده به [[اسلام]] [[اقرار]] ننمودند. اگر این گروه بسان مشرکان [[کافر]] شمرده می‌شدند، [[ازدواج]] با آنان و نیز ذبیحه‌ها و میراث‌های آنان برای ما [[حلال]] نبود»<ref>{{متن حدیث|أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلَهُمْ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ أَ كَافِرُونَ هُمْ؟ قَالَ{{ع}}: َ كَفَرُوا بِالْأَحْكَامِ وَ كَفَرُوا بِالنِّعَمِ كُفْراً لَيْسَ كَكُفْرِ الْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ دَفَعُوا النُّبُوَّةَ وَ لَمْ يُقِرُّوا بِالْإِسْلَامِ وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ مَا حَلَّتْ لَنَا مُنَاكَحَتُهُمْ وَ لَا ذَبَائِحُهُمْ وَ لَا مَوَارِيثُهُمْ}}، نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۶۶.</ref>‌.
چنانکه از عبارت‌های فوق روشن می‌شود، [[اختلاف]] [[فقها]] در اینجا، از [[اختلاف]] آنان درباره [[کفر]] یا عدم کفر شورشیان به جهت شوریدن آنان بر امام عادل ناشی می‌شود؛ موضوعی که بررسی همه‌جانبه آن، نیازمند تحقیق و مقاله‌ای دیگر است؛ هرچند می‌توان به اجمال، کافر نبودن این گروه را بر مبنای مضامین روشن برخی [[روایات]]، ترجیح داد‌؛ مانند [[روایت]] ذیل از علی{{ع}}: «از علی{{ع}} پرسیده شد: آیا کسانی که اهل قبله (و [[مسلمان]]) بودند و ایشان با آنان جنگید‌، در زمرۀ [[کافران]] هستند؟ حضرت در پاسخ فرمود: آنان نسبت به [[احکام]] و [[نعمت‌های الهی]] [[کفر]] ورزیدند و کفر آنان‌، همانند کفر [[مشرکان]] نیست که [[نبوت]] را رد کرده به [[اسلام]] [[اقرار]] ننمودند. اگر این گروه بسان مشرکان [[کافر]] شمرده می‌شدند، [[ازدواج]] با آنان و نیز ذبیحه‌ها و میراث‌های آنان برای ما [[حلال]] نبود»<ref>{{متن حدیث|أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلَهُمْ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ أَ كَافِرُونَ هُمْ؟ قَالَ{{ع}}: َ كَفَرُوا بِالْأَحْكَامِ وَ كَفَرُوا بِالنِّعَمِ كُفْراً لَيْسَ كَكُفْرِ الْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ دَفَعُوا النُّبُوَّةَ وَ لَمْ يُقِرُّوا بِالْإِسْلَامِ وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ مَا حَلَّتْ لَنَا مُنَاكَحَتُهُمْ وَ لَا ذَبَائِحُهُمْ وَ لَا مَوَارِيثُهُمْ}}، نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۶۶.</ref>‌.


در روایتی دیگر آمده است: «چون در [[جنگ جمل]]، [[شورشیان]] [[شکست]] خورده [[فرار]] نمودند، به [[امیرالمؤمنین]] عرض شد‌: آیا اموالشان را [[مصادره]] نمی‌کنید؟ فرمود: خیر‌؛ زیرا آنان از [[حرمت]] اسلام برخوردارند، بنابراین، اموالشان برای ما حلال نیست»<ref>{{متن حدیث|أن علياً{{ع}} لما هزم [[الناس]] يوم الجمل قالوا له: يا أمير المؤمنين! أ لا تأخذ أموالهم؟ قال: لا، لأنهم تحرموا بحرمة الإسلام فلا يحل أموالهم}}، طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۶‌.</ref>‌
در روایتی دیگر آمده است: «چون در [[جنگ جمل]]، [[شورشیان]] [[شکست]] خورده فرار نمودند، به [[امیرالمؤمنین]] عرض شد‌: آیا اموالشان را [[مصادره]] نمی‌کنید؟ فرمود: خیر‌؛ زیرا آنان از [[حرمت]] اسلام برخوردارند، بنابراین، اموالشان برای ما حلال نیست»<ref>{{متن حدیث|أن علياً{{ع}} لما هزم [[الناس]] يوم الجمل قالوا له: يا أمير المؤمنين! أ لا تأخذ أموالهم؟ قال: لا، لأنهم تحرموا بحرمة الإسلام فلا يحل أموالهم}}، طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۷، ص۲۶۶‌.</ref>‌
.
.
افزون بر این، می‌توان گفت مقتضای نصوصی که به موجب آنها، اشخاص به صِرف گفتن شهادتین، مسلمان محسوب می‌شوند‌، آن است که [[احکام اسلام]] را بر گروه یادشده بار کنیم و به [[حکم]] استصحاب، مادامی که دلیل قاطعی بر خلاف آن یافت نشد، آنان را محکوم به کفر ندانیم. از همین رو‌، [[شیخ طوسی]] در تأکید بر فتوای خود می‌نویسد‌: {{عربی|دليلنا عموم كل خبر روي في وجوب الصلاة على الأموات و طريقة الإحتياط أيضاً تقتضيه}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۵، ص۳۴۴.</ref>.
افزون بر این، می‌توان گفت مقتضای نصوصی که به موجب آنها، اشخاص به صِرف گفتن شهادتین، مسلمان محسوب می‌شوند‌، آن است که [[احکام اسلام]] را بر گروه یادشده بار کنیم و به [[حکم]] استصحاب، مادامی که دلیل قاطعی بر خلاف آن یافت نشد، آنان را محکوم به کفر ندانیم. از همین رو‌، [[شیخ طوسی]] در تأکید بر فتوای خود می‌نویسد‌: {{عربی|دليلنا عموم كل خبر روي في وجوب الصلاة على الأموات و طريقة الإحتياط أيضاً تقتضيه}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۵، ص۳۴۴.</ref>.
۱۲۹٬۹۱۹

ویرایش