حکومت پارلمانی: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
منظور از حکومت پارلمانی، [[رژیم سیاسی]] است که در آن [[وظایف]] نهادهای حکومت از هم متمایزند و این وظایف، هر کدام به ارگانهای مشخصی سپرده شدهاند. برای آنکه نظام پارلمانی تحقق یابد، باید نخست بین | منظور از حکومت پارلمانی، [[رژیم سیاسی]] است که در آن [[وظایف]] نهادهای حکومت از هم متمایزند و این وظایف، هر کدام به ارگانهای مشخصی سپرده شدهاند. برای آنکه نظام پارلمانی تحقق یابد، باید نخست بین قوای سهگانه [[همکاری]] وجود داشته باشد و دوم، [[قوه مجریه]] باید حتماً در برابر [[پارلمان]] [[مسئولیت]] [[سیاسی]] داشته باشد؛ یعنی مدام پاسخگوی [[اعمال]] خود در برابر [[پرسش]] و استیضاحهای مجالس [[مقننه]] باشد. | ||
نظام پارلمانی اولین بار در | نظام پارلمانی اولین بار در انگلستان پا گرفت و حالت کنونی آن [[تحول]] یافته شرایط گذشته این [[کشور]] در طول دوران پارلمانی است. | ||
آغاز نظام پارلمانی از [[اتحاد]] [[جوامع]] کوچکتر و [[وابستگی]] [[فرمانروایان]] آنها به [[دولت]] بزرگتر بوده، که در مسائل مهم نظامی و تصمیمگیریهای کلان نیاز به [[مشاوره]] و تبادل نظر داشتند و بدون جلب نظر فرمانروایان واحدهای کوچکتر، امکان [[بسیج]] [[نیروهای نظامی]] و تأمین بندهای لازم برای تداوم اتحاد و وابستگی وجود نداشت و با وجود این، پارلمان در برابر [[پادشاه]] از [[استقلال]] کامل برخوردار نبود. از سال ۱۰۶۶ م. ویلیام، جزایر انگلستان را فتح کرد. سرزمینهای انگلو ساکسون تحت [[فرمان]] او قرار گرفت و پارلمان در واقع طرف مشاوره [[شاه]] محسوب میشد. در [[زمان]] هانری دون (۱۱۵۴ - ۱۱۸۹م.) پارلمان انگلستان رونق گرفت و دلیل آن، [[قدرت]] فوقالعاده شاه بود که از قدرت پارلمان، هراسی به خود راه نمیداد. به تدریج که از [[اقتدار]] شاهان کاسته شد، پارلمان قوت گرفت و نخستین عهدنامهای که به عنوان اولین سند برای [[قانون اساسی]] انگلستان محسوب شد، در سده سیزدهم به سال ۱۲۶۱ - ۱۱۹۹ م. به امضای پادشاه رسید. کیفیت [[دعوت]] اشراف و [[نمایندگان]] [[کلیسا]] و [[فرماندهان نظامی]]، توسط پادشاه از زمان هانری سوم به سال ۱۲۵۴م. و روش [[قانونگذاری]] بهویژه در [[امور مالی]] از سال ۱۴۰۷ م. در زمان هانری چهارم شکل گرفت. باید این نکته را افزود که [[پادشاهان]] با [[استنکاف]] از دعوت اشراف، [[ارباب کلیسا]] و [[فرماندهان]] استانها هر وقت که [[اراده]] میکردند، میتوانستند از تشکیل [[پارلمان]] ممانعت به عمل آورند. اما با [[پیروزی انقلاب]] در سال ۱۶۸۱ م. و تصویب سند دومی که هم اکنون از جمله [[منابع حقوق اساسی]] [[انگلستان]] محسوب میشود، [[سلطه]] [[شاه]] بر پارلمان کاهش یافت و به پارلمان در برابر [[سلطنت]] [[استقلال]] بخشید. | آغاز نظام پارلمانی از [[اتحاد]] [[جوامع]] کوچکتر و [[وابستگی]] [[فرمانروایان]] آنها به [[دولت]] بزرگتر بوده، که در مسائل مهم نظامی و تصمیمگیریهای کلان نیاز به [[مشاوره]] و تبادل نظر داشتند و بدون جلب نظر فرمانروایان واحدهای کوچکتر، امکان [[بسیج]] [[نیروهای نظامی]] و تأمین بندهای لازم برای تداوم اتحاد و وابستگی وجود نداشت و با وجود این، پارلمان در برابر [[پادشاه]] از [[استقلال]] کامل برخوردار نبود. از سال ۱۰۶۶ م. ویلیام، جزایر انگلستان را فتح کرد. سرزمینهای انگلو ساکسون تحت [[فرمان]] او قرار گرفت و پارلمان در واقع طرف مشاوره [[شاه]] محسوب میشد. در [[زمان]] هانری دون (۱۱۵۴ - ۱۱۸۹م.) پارلمان انگلستان رونق گرفت و دلیل آن، [[قدرت]] فوقالعاده شاه بود که از قدرت پارلمان، هراسی به خود راه نمیداد. به تدریج که از [[اقتدار]] شاهان کاسته شد، پارلمان قوت گرفت و نخستین عهدنامهای که به عنوان اولین سند برای [[قانون اساسی]] انگلستان محسوب شد، در سده سیزدهم به سال ۱۲۶۱ - ۱۱۹۹ م. به امضای پادشاه رسید. کیفیت [[دعوت]] اشراف و [[نمایندگان]] [[کلیسا]] و [[فرماندهان نظامی]]، توسط پادشاه از زمان هانری سوم به سال ۱۲۵۴م. و روش [[قانونگذاری]] بهویژه در [[امور مالی]] از سال ۱۴۰۷ م. در زمان هانری چهارم شکل گرفت. باید این نکته را افزود که [[پادشاهان]] با [[استنکاف]] از دعوت اشراف، [[ارباب کلیسا]] و [[فرماندهان]] استانها هر وقت که [[اراده]] میکردند، میتوانستند از تشکیل [[پارلمان]] ممانعت به عمل آورند. اما با [[پیروزی انقلاب]] در سال ۱۶۸۱ م. و تصویب سند دومی که هم اکنون از جمله [[منابع حقوق اساسی]] [[انگلستان]] محسوب میشود، [[سلطه]] [[شاه]] بر پارلمان کاهش یافت و به پارلمان در برابر [[سلطنت]] [[استقلال]] بخشید. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
هر چند که عدهای از متفکران [[سیاسی]]، این نوع [[نظام پارلمانی]] را پدیده جدید [[دیکتاتوری]] دانستهاند و از آن تحت عنوان دیکتاتوری [[اکثریت]] و یا استبداد قانونی یاد کردهاند؛ اما این مناقشه، ارتباطی به مسئله [[حقوقی]] تفکیک قوا ندارد. | هر چند که عدهای از متفکران [[سیاسی]]، این نوع [[نظام پارلمانی]] را پدیده جدید [[دیکتاتوری]] دانستهاند و از آن تحت عنوان دیکتاتوری [[اکثریت]] و یا استبداد قانونی یاد کردهاند؛ اما این مناقشه، ارتباطی به مسئله [[حقوقی]] تفکیک قوا ندارد. | ||
به هر حال تجزیه و تحلیل این نوع نظام پارلمانی به اختلاط دو یا سه قوه و [[نقد]] آن، یکی از بحثهای زمینهساز [[بحران]] [[دموکراسی]] در دهه دوم سده بیستم به شمار میآید که با [[فلسفه سیاسی]] دموکراسی سازگار نیست | به هر حال تجزیه و تحلیل این نوع نظام پارلمانی به اختلاط دو یا سه قوه و [[نقد]] آن، یکی از بحثهای زمینهساز [[بحران]] [[دموکراسی]] در دهه دوم سده بیستم به شمار میآید که با [[فلسفه سیاسی]] دموکراسی سازگار نیست<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۲۵۵-۲۵۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۷۶۶.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||