←شخص بودن سفیانی
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
=== شخص بودن سفیانی === | === شخص بودن سفیانی === | ||
سفیانی غیر نمادین، واقعی و یک فرد مشخص از نسل [[ابوسفیان]] است. قائلین این نظریه میگویند: تصریح [[روایات]] به نام و نسب و وضعیت ظاهری سفیانی، جز با فرد دانستن وی فهمیده نمیشود، و [[ظهور]] سایر [[روایات]] در فرد بودن سفیانی و فقدان [[دلیل]] بر نپذیرفتن این ظهورات، دلایلی هستند که این نظریه را اثبات میکنند. همچنین نظریۀ اول (نمادین دانستن سفیانی) به [[دلایل]] مختلفی [[باطل]] است، از جمله: | سفیانی غیر نمادین، واقعی و یک فرد مشخص از نسل [[ابوسفیان]] است. قائلین این نظریه میگویند: تصریح [[روایات]] به نام و نسب و وضعیت ظاهری سفیانی، جز با فرد دانستن وی فهمیده نمیشود، و [[ظهور]] سایر [[روایات]] در فرد بودن سفیانی و فقدان [[دلیل]] بر نپذیرفتن این ظهورات، دلایلی هستند که این نظریه را اثبات میکنند. همچنین نظریۀ اول (نمادین دانستن سفیانی) به [[دلایل]] مختلفی [[باطل]] است، از جمله: | ||
# نمادین دانستن سفیانی با [[روایات]] متعددی در | # نمادین دانستن سفیانی با [[روایات]] متعددی در تعارض است، از جمله: مجموعه روایاتی که نام، نسب و وضعیت ظاهری و ویژگیهای جسمانی سفیانی را ذکر کردهاند. [[روایات]] در این مضمون مشترکاند که سفیانی، یک فرد است. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در نامهای به [[معاویه]]، اینگونه به سفیانی اشاره نموده است: «ای [[معاویه]]! [[پیامبر خدا]] {{صل}} به من خبر داده است ... فردی از نسل تو (که شوم، [[ملعون]]، نابخرد، خشن، با دلی واژگون، بدخو و سخت گیر است و [[خداوند]]، رحم و شفقت را از [[دل]] او برکنده و از سوی مادر به [[قبیله کلب]] میرسد و گویی او را میبینم و اگر میخواستم، نامش، ویژگیهایش و چند ساله بودنش را میگفتم)، لشکری را روانه [[مدینه]] میکند و به آن وارد میشود و در [[کشتار]] و زشت کاری، زیاده روی میکنند و مردی [[پاک]] و [[پاکیزه]] از نسل من از او میگریزد؛ کسی که [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر میکند، همان گونه که از [[ظلم و ستم]] پر شده است»<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَاوِيَةُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ أَخْبَرَنِي ... ٍ وَ أَنَّ رَجُلًا مِنْ وُلْدِكَ مَشُومٌ مَلْعُونٌ جِلْفٌ جَافٍ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ فَظٌّ غَلِيظٌ قَدْ نَزَعَ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ الرَّأْفَةَ وَ الرَّحْمَةَ أَخْوَالُهُ مِنْ كَلْبٍ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ لَوْ شِئْتُ لَسَمَّيْتُهُ وَ وَصَفْتُهُ وَ ابْنُ كَمْ هُوَ فَيَبْعَثُ جَيْشاً إِلَى الْمَدِينَةِ فَيَدْخُلُونَهَا فَيُسْرِفُونَ فِيهَا فِي الْقَتْلِ وَ الْفَوَاحِشِ وَ يَهْرُبُ مِنْهُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي زَكِيٌّ نَقِيٌّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً}}، کتاب سلیم بن قیس، ج ۲، ص ۷۷۴.</ref> و نیز فرمود: «پسر هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان بیرون میآید. او مردی متوسط القامه، قیافهاش وحشتناک و سرش ضخیم و رویش آبله دارد. اگر او را ببینی خیال میکنی یک چشمی است، او از اولاد [[ابو سفیان]] است. وی [[خروج]] میکند و به [[کوفه]] (یا [[نجف]]) میآید و بر [[منبر]] آن مینشیند. گروه کثیری را [[فریب]] میدهد و آنان را با خود هم دست مینماید و مناطق: [[شام]]، [[دمشق]]، حمص، [[فلسطین]]، [[اردن]] و قنسرین<ref>قنسرین نام شهری بوده در نزدیکی حلب که در سال ۳۵۱ه.ق در زمان استیلای رومیان بر آن شهر، ویران شد و مردمان آن از ترس، کوچ کردند و از شهر جز کاروانسرایی باقی نماند. (ر. ک. مراصد الإطلاع، ج ۳، ص ۱۱۲۶.)</ref> را تصرف مینماید»<ref>{{متن حدیث|يَخْرُجُ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِي الْيَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ الْوَجْهِ ضَخْمُ الْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ الْجُدَرِيِّ إِذَا رَأَيْتَهُ حَسِبْتَهُ أَعْوَرَ اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ حَتَّى يَأْتِيَ أَرْضَ قَرَارٍ وَ مَعِينٍ فَيَسْتَوِيَ عَلَى مِنْبَرِهَا}}، [[علامه مجلسی|مجلسی، محمد باقر]]، بحار الأنوار، ج ۵۲، ص۲۰۶؛ [[لطفالله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطفالله]]، منتخب الأثر، ص ۴۵۸.</ref> و [[روایات]] دیگر. اگر سفیانی، یک نماد باشد باید این [[روایات]]، کنار گذاشته شوند<ref>ر.ک: [[نصرت الله آیتی|آیتی، نصرت الله]]، [[تأملی در نشانههای حتمی ظهور (کتاب)|تأملی در نشانههای حتمی ظهور]]، ص ۱۱۷ ـ ۱۲۱؛ [[سید عباس طباطباییفر|طباطباییفر، سید عباس]]، مهدی شناسی، ص۶۵؛ [[محمد باقریزاده اشعری|باقری زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲ ـ ۷۸؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۴؛ [[محمد باقریزاده اشعری|باقری زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲ـ۷۸؛ [[سید جعفر موسوینسب|موسوینسب، سید جعفر]]، [[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ج۲، ص۵۳ـ۵۰.</ref>. | ||
# با ظاهر [[روایات]] متعدد دیگری [[مخالفت]] دارد؛ توضیح اینکه: برای سمبلیک گرفتن سفیانی باید: | # با ظاهر [[روایات]] متعدد دیگری [[مخالفت]] دارد؛ توضیح اینکه: برای سمبلیک گرفتن سفیانی باید: | ||
## مجموعه روایاتی را که از [[دین]] سفیانی خبر دادهاند، [[علی]] رغم [[ظهور]] آنها در فرد بودن سفیانی، بر این معنا حمل کرد که: منظور شکل گیری این جریان [[فرهنگی]] [[انحرافی]]، در دنیای [[اسلام]] است. [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: «گویا سفیانی را میبینم که در میدان کوفۀ شما، جایگاه خود را گسترانیده است و منادی او فریاد میزند هر کس سر [[شیعه]] [[علی]] را بیاورد هزار درهم مزد میگیرد [[همسایه]] بر [[همسایه]] رحم نمیکند و گردنش را میزند برای هزار درهم [[آگاه]] باشید که [[حکومت]] شما در آن زمان به دست زنا زادگان خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|كَأَنِّي بِالسُّفْيَانِيِّ أَوْ بِصَاحِبِ السُّفْيَانِيِّ قَدْ طَرَحَ رَحْلَهُ فِي رَحْبَتِكُمْ بِالْكُوفَةِ فَنَادَى مُنَادِيهِ مَنْ جَاءَ بِرَأْسِ شِيعَةِ عَلِيٍّ فَلَهُ أَلْفُ دِرْهَمٍ فَيَثِبُ الْجَارُ عَلَى جَارِهِ وَ يَقُولُ هَذَا مِنْهُمْ فَيَضْرِبُ عُنُقَهُ وَ يَأْخُذُ أَلْفَ دِرْهَمٍ أَمَا إِنَّ إِمَارَتَكُمْ يَوْمَئِذٍ لَا يَكُونُ إِلَّا لِأَوْلَادِ الْبَغَايَا}}، شیخ طوسی، الغیبة، ص ۲۷۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.</ref>. | ## مجموعه روایاتی را که از [[دین]] سفیانی خبر دادهاند، [[علی]] رغم [[ظهور]] آنها در فرد بودن سفیانی، بر این معنا حمل کرد که: منظور شکل گیری این جریان [[فرهنگی]] [[انحرافی]]، در دنیای [[اسلام]] است. [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: «گویا سفیانی را میبینم که در میدان کوفۀ شما، جایگاه خود را گسترانیده است و منادی او فریاد میزند هر کس سر [[شیعه]] [[علی]] را بیاورد هزار درهم مزد میگیرد [[همسایه]] بر [[همسایه]] رحم نمیکند و گردنش را میزند برای هزار درهم [[آگاه]] باشید که [[حکومت]] شما در آن زمان به دست زنا زادگان خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|كَأَنِّي بِالسُّفْيَانِيِّ أَوْ بِصَاحِبِ السُّفْيَانِيِّ قَدْ طَرَحَ رَحْلَهُ فِي رَحْبَتِكُمْ بِالْكُوفَةِ فَنَادَى مُنَادِيهِ مَنْ جَاءَ بِرَأْسِ شِيعَةِ عَلِيٍّ فَلَهُ أَلْفُ دِرْهَمٍ فَيَثِبُ الْجَارُ عَلَى جَارِهِ وَ يَقُولُ هَذَا مِنْهُمْ فَيَضْرِبُ عُنُقَهُ وَ يَأْخُذُ أَلْفَ دِرْهَمٍ أَمَا إِنَّ إِمَارَتَكُمْ يَوْمَئِذٍ لَا يَكُونُ إِلَّا لِأَوْلَادِ الْبَغَايَا}}، شیخ طوسی، الغیبة، ص ۲۷۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵.</ref>. | ||