قربانی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ نوامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:
[[فرهنگ]] قربانی، تاریخچه‌ای به درازای [[تاریخ]] دارد. [[قرآن مجید]]، آنجا که به داستان [[دشمنی]] دو پسر [[حضرت آدم]]{{ع}} اشاره می‌کند، از قربانی آوردن آن دو به پیشگاه [[خداوند]] خبر می‌دهد<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}} «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.</ref>. [[روایات]]، قربانی [[هابیل]] را گوسفندی فربه و قربانی [[قابیل]] را خوشه‌ای نامرغوب می‌شناسانند. در نتیجه قربانی هابیل در پیشگاه خداوند پذیرفته می‌شود و قربانی قابیل مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}} «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.</ref>.
[[فرهنگ]] قربانی، تاریخچه‌ای به درازای [[تاریخ]] دارد. [[قرآن مجید]]، آنجا که به داستان [[دشمنی]] دو پسر [[حضرت آدم]]{{ع}} اشاره می‌کند، از قربانی آوردن آن دو به پیشگاه [[خداوند]] خبر می‌دهد<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}} «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.</ref>. [[روایات]]، قربانی [[هابیل]] را گوسفندی فربه و قربانی [[قابیل]] را خوشه‌ای نامرغوب می‌شناسانند. در نتیجه قربانی هابیل در پیشگاه خداوند پذیرفته می‌شود و قربانی قابیل مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}} «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.</ref>.


تاریخ و آثار باقی مانده از [[معابد]]، بت‌خانه‌ها و آتشکده‌های [[ادیان پیشین]] نشان می‌دهد که عبادت‌گاه‌ها همواره در کنار خود محلی به عنوان [[مذبح]] و [[قربانگاه]] داشته و [[مراسم عبادی]] در آنجا و با [[قربانی]] پایان می‌یافته است. [[قرآن کریم]]، خود [[گواه]] این مطلب است: {{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا}}<ref>«برای هر امتی آیینی نهاده‌ایم» سوره حج، آیه ۳۴.</ref>.
تاریخ و آثار باقی مانده از [[معابد]]، بت‌خانه‌ها و آتشکده‌های [[ادیان پیشین]] نشان می‌دهد که عبادت‌گاه‌ها همواره در کنار خود محلی به عنوان [[مذبح]] و [[قربانگاه]] داشته و [[مراسم عبادی]] در آنجا و با قربانی پایان می‌یافته است. [[قرآن کریم]]، خود [[گواه]] این مطلب است: {{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا}}<ref>«برای هر امتی آیینی نهاده‌ایم» سوره حج، آیه ۳۴.</ref>.


[[امام رضا]]{{ع}} از جدش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود: «[[اصحاب]] الرّسّ» مردمی بودند که درخت صنوبری را می‌پرستیدند و قربانی‌ها به آن می‌دادند؛ سپس با هیزم [[آتش]] برافروخته، قربانی‌ها را در آن می‌سوزاندند. هنگامی که [[دود]] آن به هوا برمی‌خواست، در برابر درخت صنوبر به [[سجده]] می‌افتادند و [[گریه و زاری]] می‌کردند...<ref>عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۰۶.</ref>.
[[امام رضا]]{{ع}} از جدش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود: «[[اصحاب]] الرّسّ» مردمی بودند که درخت صنوبری را می‌پرستیدند و قربانی‌ها به آن می‌دادند؛ سپس با هیزم [[آتش]] برافروخته، قربانی‌ها را در آن می‌سوزاندند. هنگامی که [[دود]] آن به هوا برمی‌خواست، در برابر درخت صنوبر به [[سجده]] می‌افتادند و [[گریه و زاری]] می‌کردند...<ref>عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۰۶.</ref>.
خط ۲۲: خط ۲۲:
[[شهر]] [[حرّان]]، آنجا که ابراهیم{{ع}} [[دعوت]] خود را بر ضد ستاره‌پرستی آغاز کرد، مرکز «[[صابئین]]» بود. در آن شهر، [[ستارگان]] مورد [[احترام]] بودند. [[عقیده]] به [[نجوم]] و ارتباط حرکات ستارگان با [[مقدرات]] زمینی به نحو [[اعلی]] بود. هر یک از ستارگان را [[الهه]] یکی از حوادث می‌دانستند. هیاکل «مریخ» و «مشتری» و «زهره»... را در محرابگاه [[نصب]] می‌کردند و از آنها کمک می‌خواستند و گاهی قربانی به آنها تقدیم می‌کردند.
[[شهر]] [[حرّان]]، آنجا که ابراهیم{{ع}} [[دعوت]] خود را بر ضد ستاره‌پرستی آغاز کرد، مرکز «[[صابئین]]» بود. در آن شهر، [[ستارگان]] مورد [[احترام]] بودند. [[عقیده]] به [[نجوم]] و ارتباط حرکات ستارگان با [[مقدرات]] زمینی به نحو [[اعلی]] بود. هر یک از ستارگان را [[الهه]] یکی از حوادث می‌دانستند. هیاکل «مریخ» و «مشتری» و «زهره»... را در محرابگاه [[نصب]] می‌کردند و از آنها کمک می‌خواستند و گاهی قربانی به آنها تقدیم می‌کردند.


[[مردم]] [[دومة الجندل]] هر ساله شخصی را با تشریفاتی [[انتخاب]] و در پیشگاه الهه و [[اصنام]] خود قربانی و پیکر خونینش را در نزدیکی [[قربانگاه]] [[دفن]] می‌کردند. بسیاری از طوایف [[عرب]]، وقتی در [[غارت]] و [[جنگ]]، بر حریفان خود [[پیروز]] می‌شدند، [[اموال]] آنان را به یغما برده و خودشان را به [[اسارت]] می‌گرفتند؛ از جمله اعمالی که به شکرانه این [[پیروزی]] با [[اسرا]] انجام می‌شد، آن بود که یکی از [[زیباترین]] آنان را در پیشگاه بت‌های خود قربانی می‌کردند! و [[خون]] این قربانی را به عنوان [[تیمن]] و [[تبرک]] و ادامه فتح و [[ظفر]]، بر سر و روی خویش می‌مالیدند! پدرانی بر اثر پیش‌آمدهایی [[نذر]] می‌کردند تا یکی از [[فرزندان]] خود را [[قربانی]] کنند.
[[مردم]] [[دومة الجندل]] هر ساله شخصی را با تشریفاتی [[انتخاب]] و در پیشگاه الهه و [[اصنام]] خود قربانی و پیکر خونینش را در نزدیکی [[قربانگاه]] [[دفن]] می‌کردند. بسیاری از طوایف [[عرب]]، وقتی در [[غارت]] و [[جنگ]]، بر حریفان خود [[پیروز]] می‌شدند، [[اموال]] آنان را به یغما برده و خودشان را به [[اسارت]] می‌گرفتند؛ از جمله اعمالی که به شکرانه این [[پیروزی]] با [[اسرا]] انجام می‌شد، آن بود که یکی از [[زیباترین]] آنان را در پیشگاه بت‌های خود قربانی می‌کردند! و [[خون]] این قربانی را به عنوان [[تیمن]] و [[تبرک]] و ادامه فتح و [[ظفر]]، بر سر و روی خویش می‌مالیدند! پدرانی بر اثر پیش‌آمدهایی [[نذر]] می‌کردند تا یکی از [[فرزندان]] خود را قربانی کنند.


ژاپنی‌ها، به منظور جلب [[محبت]] [[ارواح]] [[مردگان]] یا «[[الهه]]»، نخست با تقدیم هدایای مادی؛ چون قربانی و [[نذورات]] و کم کم مادی و [[معنوی]]، چون انجام [[کارهای نیک]]، مناسکی انجام می‌دادند! از جمله [[مناسک]]، [[آیین]] «شینتو» آن بود که برای بازداشتن [[باران]] [[زیان]] بخش یا دوام یک [[عمارت]] و [[دیوار]]، به [[قربانی کردن]] [[انسان]] دست می‌زدند!
ژاپنی‌ها، به منظور جلب [[محبت]] [[ارواح]] [[مردگان]] یا «[[الهه]]»، نخست با تقدیم هدایای مادی؛ چون قربانی و [[نذورات]] و کم کم مادی و [[معنوی]]، چون انجام [[کارهای نیک]]، مناسکی انجام می‌دادند! از جمله [[مناسک]]، [[آیین]] «شینتو» آن بود که برای بازداشتن [[باران]] [[زیان]] بخش یا دوام یک [[عمارت]] و [[دیوار]]، به [[قربانی کردن]] [[انسان]] دست می‌زدند!
خط ۳۰: خط ۳۰:
[[قرآن مجید]] هم در ترسیم وضعیت قربانی دادن [[مشرکان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا}}<ref>«و برای خداوند از آنچه از کشت و چهارپایان پدید آورده است بهره‌ای نهادند و به پندار خویش گفتند: این از آن خداوند است و این برای بتان ما» سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>. همچنین [[اعراب جاهلی]]، هرگاه شتری (یا گاو و گوسفندی) را برای [[خدا]] قربانی می‌کردند، با [[خون]] آن، [[کعبه]] را می‌آغشتند. [[مسلمانان]] [[ناآگاه]] هم، آهنگ چنین کاری داشتند که [[پیک وحی]] این [[آیه]] را آورد: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ...}}<ref>«هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمی‌رسد اما پرهیزگاری شما (در قربانی کردن آنها) به او می‌رسد؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام گردانید.».. سوره حج، آیه ۳۷.</ref>.
[[قرآن مجید]] هم در ترسیم وضعیت قربانی دادن [[مشرکان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا}}<ref>«و برای خداوند از آنچه از کشت و چهارپایان پدید آورده است بهره‌ای نهادند و به پندار خویش گفتند: این از آن خداوند است و این برای بتان ما» سوره انعام، آیه ۱۳۶.</ref>. همچنین [[اعراب جاهلی]]، هرگاه شتری (یا گاو و گوسفندی) را برای [[خدا]] قربانی می‌کردند، با [[خون]] آن، [[کعبه]] را می‌آغشتند. [[مسلمانان]] [[ناآگاه]] هم، آهنگ چنین کاری داشتند که [[پیک وحی]] این [[آیه]] را آورد: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ...}}<ref>«هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمی‌رسد اما پرهیزگاری شما (در قربانی کردن آنها) به او می‌رسد؛ بدین‌گونه آنها را برای شما رام گردانید.».. سوره حج، آیه ۳۷.</ref>.


آن چه از [[تاریخ]] بر می‌آید، این است که مهم‌ترین [[آداب]] و مناسک [[قبیله‌های عرب]] [[جاهلی]] ـ در عین [[بت‌پرستی]] ـ آداب و رسومی چون [[تعظیم]] کعبه، [[طواف]]، [[حج]] و [[عمره]]، وقوف در [[عرفات]]، وقوف در [[مزدلفه]]، [[قربانی]] شتران و تلبیه [[حج]] و [[عمره]] از [[زمان]] [[حضرت ابراهیم]] در میان ایشان باقی مانده بود و در همین [[آداب]] هم [[حق و باطل]] را به هم آمیخته بودند<ref>تاریخ پیامبر اسلام، دکتر آیتی، ص۱۰.</ref>.
آن چه از [[تاریخ]] بر می‌آید، این است که مهم‌ترین [[آداب]] و مناسک [[قبیله‌های عرب]] [[جاهلی]] ـ در عین [[بت‌پرستی]] ـ آداب و رسومی چون [[تعظیم]] کعبه، [[طواف]]، [[حج]] و [[عمره]]، وقوف در [[عرفات]]، وقوف در [[مزدلفه]]، قربانی شتران و تلبیه [[حج]] و [[عمره]] از [[زمان]] [[حضرت ابراهیم]] در میان ایشان باقی مانده بود و در همین [[آداب]] هم [[حق و باطل]] را به هم آمیخته بودند<ref>تاریخ پیامبر اسلام، دکتر آیتی، ص۱۰.</ref>.


در بین این [[مناسک]]، [[آیین]] تقدیم قربانی از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار بوده و بیشترین مایه [[تقرب]] با [[خدایان]] را همین عمل قربانی می‌دانستند.
در بین این [[مناسک]]، [[آیین]] تقدیم قربانی از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار بوده و بیشترین مایه [[تقرب]] با [[خدایان]] را همین عمل قربانی می‌دانستند.
خط ۴۸: خط ۴۸:
# تماشای بهره‌برداری‌های مادی و [[اقتصادی]]: {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>.
# تماشای بهره‌برداری‌های مادی و [[اقتصادی]]: {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>.
# تشکیل [[کنگره]] جهانی برای استقلال‌طلبی و [[پایداری]] [[مردم]]: {{متن قرآن|قِيَامًا لِلنَّاسِ}}<ref>«(وسیله) برپایی (امور) مردم» سوره مائده، آیه ۹۷.</ref>.
# تشکیل [[کنگره]] جهانی برای استقلال‌طلبی و [[پایداری]] [[مردم]]: {{متن قرآن|قِيَامًا لِلنَّاسِ}}<ref>«(وسیله) برپایی (امور) مردم» سوره مائده، آیه ۹۷.</ref>.
# شتر، بهترین [[قربانی]] و [[شعائر الهی]]: {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم» سوره حج، آیه ۳۶.</ref>.
# شتر، بهترین قربانی و [[شعائر الهی]]: {{متن قرآن|وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ}}<ref>«و (قربانی) شتران تنومند را برای شما از نشانه‌های (بندگی) خداوند قرار داده‌ایم» سوره حج، آیه ۳۶.</ref>.
# تأکید به خوردن و خوراندن از قربانی: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ}}<ref>«آنگاه از آن بخورید و بینوای مستمند را خوراک دهید» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ}}<ref>«از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref>.
# تأکید به خوردن و خوراندن از قربانی: {{متن قرآن|فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ}}<ref>«آنگاه از آن بخورید و بینوای مستمند را خوراک دهید» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ}}<ref>«از (گوشت) آنها بخورید و به مستمند خواهنده و خویشتندار بخورانید» سوره حج، آیه ۳۶.</ref>.
# بی‌نیازی خداوند به [[خون]] و گوشت قربانی: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا}}<ref>«هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمی‌رسد» سوره حج، آیه ۳۷.</ref>.
# بی‌نیازی خداوند به [[خون]] و گوشت قربانی: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا}}<ref>«هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمی‌رسد» سوره حج، آیه ۳۷.</ref>.
خط ۵۴: خط ۵۴:
# واقع شدن محل قربانی در داخل [[حرم]]: {{متن قرآن|وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ}}<ref>«و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> و {{متن قرآن|هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ}}<ref>«قربانی‌یی که به (قربانگاه) کعبه برسد» سوره مائده، آیه ۹۵.</ref>.
# واقع شدن محل قربانی در داخل [[حرم]]: {{متن قرآن|وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ}}<ref>«و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> و {{متن قرآن|هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ}}<ref>«قربانی‌یی که به (قربانگاه) کعبه برسد» سوره مائده، آیه ۹۵.</ref>.


همگی [[روایات]]، بیانگر این [[واقعیت]] هستند که [[پیشوایان]] [[اسلام]] هیچ وقت [[قربانی]] را پس از [[ذبح]] به حال خود رها نکرده‌اند؛ بلکه با استناد به [[آیه قرآن]]، خود از آن خورده‌اند و به دیگران هم داده‌اند؛ و در [[پرسش]] از [[تفسیر آیه]] [[قرآن]] نیز، ضمن یادآوری [[آیه]]، بر خوردن و خوراندن از آن تأکید کرده‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۶۹ ـ ۷۷۰.</ref>.
همگی [[روایات]]، بیانگر این [[واقعیت]] هستند که [[پیشوایان]] [[اسلام]] هیچ وقت قربانی را پس از [[ذبح]] به حال خود رها نکرده‌اند؛ بلکه با استناد به [[آیه قرآن]]، خود از آن خورده‌اند و به دیگران هم داده‌اند؛ و در [[پرسش]] از [[تفسیر آیه]] [[قرآن]] نیز، ضمن یادآوری [[آیه]]، بر خوردن و خوراندن از آن تأکید کرده‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۶۹ ـ ۷۷۰.</ref>.


== حکم خوردن از قربانی ==
== حکم خوردن از قربانی ==
خط ۷۱: خط ۷۱:
[[شیخ طوسی]] می‌نویسد: «مستحب است از قربانی واجب و مستحب بخورد و مستمندان را هم [[اطعام]] کند». [[ابن ادریس]] می‌گوید: «در [[حج تمتع]] و اقران، خوردن و خوراندن از قربانی، اگرچه مقدار کمی از آن باشد، واجب است». [[علامه طباطبایی]] در تفسیر آیه {{متن قرآن|فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ}} می‌نویسد: این [[آیه شریفه]]، مشتمل بر دو نوع است: یکی ترخیصی که همان امر به خوردن از قربانی است و دیگری: الزامی که عبارت است از [[وجوب]] [[اطعام به فقیر]]<ref>تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۲۸، ص۲۴۴.</ref>.
[[شیخ طوسی]] می‌نویسد: «مستحب است از قربانی واجب و مستحب بخورد و مستمندان را هم [[اطعام]] کند». [[ابن ادریس]] می‌گوید: «در [[حج تمتع]] و اقران، خوردن و خوراندن از قربانی، اگرچه مقدار کمی از آن باشد، واجب است». [[علامه طباطبایی]] در تفسیر آیه {{متن قرآن|فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ}} می‌نویسد: این [[آیه شریفه]]، مشتمل بر دو نوع است: یکی ترخیصی که همان امر به خوردن از قربانی است و دیگری: الزامی که عبارت است از [[وجوب]] [[اطعام به فقیر]]<ref>تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۲۸، ص۲۴۴.</ref>.


یعنی، برابر دیدگاه ایشان، خوردن از [[قربانی]]، [[مستحب]]، ولی خوراندن آن به [[مستمندان]] و [[فقیران]] [[واجب]] است.
یعنی، برابر دیدگاه ایشان، خوردن از قربانی، [[مستحب]]، ولی خوراندن آن به [[مستمندان]] و [[فقیران]] [[واجب]] است.
[[محمد جواد مغنیه]] در این باره می‌گوید: قربانی در جایی واجب است که خورنده داشته باشد و یا نگهداری آن میسر باشد و یا به صورتی درآید که خوردن آن جایز باشد؛ ولی وقتی تلف شود، مانند این که بسوزد و خاک شود، جواز آن محل اشکال است.
[[محمد جواد مغنیه]] در این باره می‌گوید: قربانی در جایی واجب است که خورنده داشته باشد و یا نگهداری آن میسر باشد و یا به صورتی درآید که خوردن آن جایز باشد؛ ولی وقتی تلف شود، مانند این که بسوزد و خاک شود، جواز آن محل اشکال است.


خط ۷۷: خط ۷۷:
در [[تفسیر نمونه]] آمده است: [[مسلمانان]] مجاز نیستند گوشت‎های قربانی را در [[سرزمین منا]] بر روی [[زمین]] بیندازند تا گندیده شود و یا در زیر خاک [[دفن]] کنند و وجوب قربانی برای حجاج، دلیل بر چنین عملی نمی‌تواند باشد؛ بلکه اگر نیازمندانی در آن [[روز]] و در آن [[سرزمین]] پیدا نشوند، باید آن را به مناطق دیگر حمل کنند و به [[مصرف]] برسانند<ref>تقسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۳.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] آمده است: [[مسلمانان]] مجاز نیستند گوشت‎های قربانی را در [[سرزمین منا]] بر روی [[زمین]] بیندازند تا گندیده شود و یا در زیر خاک [[دفن]] کنند و وجوب قربانی برای حجاج، دلیل بر چنین عملی نمی‌تواند باشد؛ بلکه اگر نیازمندانی در آن [[روز]] و در آن [[سرزمین]] پیدا نشوند، باید آن را به مناطق دیگر حمل کنند و به [[مصرف]] برسانند<ref>تقسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۳.</ref>.


دیدگاهی بر این [[باور]] است که: «قربانی در [[حج تمتع]] برای خوردن و [[اطعام]] [[تشریع]] نشده، بلکه نفس کشتن آن به قصد یکی از [[اعمال]] [[حج]] و به عنوان [[شعائر الهی]] واجب گردیده است... [[شبهه]] [[اسراف]] و [[تبذیر]] نیز به قربانی بی‌وجه است؛ زیرا قربانی در آنجا برای اکل و اطعام [[جعل]] نشده، تا اگر مصرف نشد، [[اسراف]] شود... اصل کشتن [[قربانی]] است»! در مقابل، دیدگاه دیگری این [[باور]] را نادرست خوانده و بر آن به دیده تردید نگریسته است. [[شهید مطهری]]، کسانی را که باور دارند: «اصل، کشتن قربانی است» مورد تخطئه قرار داده و موضوع را تبیین کرده و پاسخ می‌گوید. بنا به دیدگاه ایشان، در قربانی، اصل بر [[اطعام]] و [[احسان]] است؛ هر چند که یادآور خاطره [[فداکاری]] ابراهیمی نیز می‌باشد.
دیدگاهی بر این [[باور]] است که: «قربانی در [[حج تمتع]] برای خوردن و [[اطعام]] [[تشریع]] نشده، بلکه نفس کشتن آن به قصد یکی از [[اعمال]] [[حج]] و به عنوان [[شعائر الهی]] واجب گردیده است... [[شبهه]] [[اسراف]] و [[تبذیر]] نیز به قربانی بی‌وجه است؛ زیرا قربانی در آنجا برای اکل و اطعام [[جعل]] نشده، تا اگر مصرف نشد، [[اسراف]] شود... اصل کشتن قربانی است»! در مقابل، دیدگاه دیگری این [[باور]] را نادرست خوانده و بر آن به دیده تردید نگریسته است. [[شهید مطهری]]، کسانی را که باور دارند: «اصل، کشتن قربانی است» مورد تخطئه قرار داده و موضوع را تبیین کرده و پاسخ می‌گوید. بنا به دیدگاه ایشان، در قربانی، اصل بر [[اطعام]] و [[احسان]] است؛ هر چند که یادآور خاطره [[فداکاری]] ابراهیمی نیز می‌باشد.


[[امام محمد باقر]]{{ع}} و [[امام جعفر صادق]]{{ع}} هم در فرمایش خود، تناسبی میان [[خون ریزی]] و اطعام قائل شده‌اند؛ زیرا می‌فرمایند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ: يُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ‌، وَ إِرَاقَةَ الدِّمَاءِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۷۴ و ۵۳۶.</ref>. «[[خداوند متعال]]، غذا دادن به همنوعان و [[خون]] ریختن ([[قربانی کردن]] برای خوراندن به [[نیازمندان]]) را [[دوست]] می‌دارد».
[[امام محمد باقر]]{{ع}} و [[امام جعفر صادق]]{{ع}} هم در فرمایش خود، تناسبی میان [[خون ریزی]] و اطعام قائل شده‌اند؛ زیرا می‌فرمایند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ: يُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ‌، وَ إِرَاقَةَ الدِّمَاءِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۷۴ و ۵۳۶.</ref>. «[[خداوند متعال]]، غذا دادن به همنوعان و [[خون]] ریختن ([[قربانی کردن]] برای خوراندن به [[نیازمندان]]) را [[دوست]] می‌دارد».
خط ۸۷: خط ۸۷:
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: اگر [[مردم]] می‌دانستند که قربانی در روز «[[عید اضحی]]» چه اجری دارد وام می‌گرفتند و قربانی می‌کردند، چه با اولین قطره خون آن، صاحب قربانی آمرزیده می‌گردد. از [[امام کاظم]]{{ع}} [[روایت]] شده که [[ام سلمه]] به [[پیغمبر]] عرض کرد: یا [[رسول الله]]! عید اضحی می‌آید و من چیزی ندارم که قربانی کنم، [[اجازه]] می‌فرمایید وام بستانم و قربانی کنم؟ فرمود: وام بستان و قربانی کن زیرا این وامی است که ادا می‌شود.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: اگر [[مردم]] می‌دانستند که قربانی در روز «[[عید اضحی]]» چه اجری دارد وام می‌گرفتند و قربانی می‌کردند، چه با اولین قطره خون آن، صاحب قربانی آمرزیده می‌گردد. از [[امام کاظم]]{{ع}} [[روایت]] شده که [[ام سلمه]] به [[پیغمبر]] عرض کرد: یا [[رسول الله]]! عید اضحی می‌آید و من چیزی ندارم که قربانی کنم، [[اجازه]] می‌فرمایید وام بستانم و قربانی کنم؟ فرمود: وام بستان و قربانی کن زیرا این وامی است که ادا می‌شود.


از [[روایات]] استفاده می‌شود [[قربانی]] مستحبی که در سال‌های بعد از [[حج]] در [[شهرها]] می‌شود، شرائط قربانی حج را ندارد<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷۰ ـ ۷۷۲.</ref>.
از [[روایات]] استفاده می‌شود قربانی مستحبی که در سال‌های بعد از [[حج]] در [[شهرها]] می‌شود، شرائط قربانی حج را ندارد<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷۰ ـ ۷۷۲.</ref>.


== [[فلسفه]] قربانی ==
== [[فلسفه]] قربانی ==
خط ۹۵: خط ۹۵:


== [[احکام]] قربانی ==
== [[احکام]] قربانی ==
یکی از اعمال [[واجب]] در حج آن است که حاجی باید در [[منی]] روز دهم و اگر میسر نشد یازدهم و دوازدهم و اگر آن هم ممکن نشد تا آخر [[ذیحجه]] قربانی کند و حیوان قربانی در حج عبارت است از یک شتر پنج ساله داخل در سال ششم، یا یک گاو و یا یک بز دو ساله باشد و داخل در سه سال شده باشد، و یا گوسفندی سالم و [[بی‌عیب]] که حداقل یک ساله باشد، و اگر [[قربانی]] نبود، ده [[روز]] [[روزه]] بگیرد که سه روز آن در [[موسم حج]] از [[هفتم ذیحجه]] به بعد، و هفت روز پس از بازگشت به [[وطن]] است و قربانی را سه بخش کند، یک بخش برای خود بردارد و بخش دوم را به [[فقرا]] بدهد و بخش سوم را به [[دوستان]] [[هدیه]] کند<ref>معارف و معاریف، ج۸، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷۳.</ref>
یکی از اعمال [[واجب]] در حج آن است که حاجی باید در [[منی]] روز دهم و اگر میسر نشد یازدهم و دوازدهم و اگر آن هم ممکن نشد تا آخر [[ذیحجه]] قربانی کند و حیوان قربانی در حج عبارت است از یک شتر پنج ساله داخل در سال ششم، یا یک گاو و یا یک بز دو ساله باشد و داخل در سه سال شده باشد، و یا گوسفندی سالم و [[بی‌عیب]] که حداقل یک ساله باشد، و اگر قربانی نبود، ده [[روز]] [[روزه]] بگیرد که سه روز آن در [[موسم حج]] از [[هفتم ذیحجه]] به بعد، و هفت روز پس از بازگشت به [[وطن]] است و قربانی را سه بخش کند، یک بخش برای خود بردارد و بخش دوم را به [[فقرا]] بدهد و بخش سوم را به [[دوستان]] [[هدیه]] کند<ref>معارف و معاریف، ج۸، ص۲۸۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷۳.</ref>


== مکان قربانی ==
== مکان قربانی ==
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:
مستحبات عمل قربانی: به هنگام ذبح یا نحر نمودن حیوان را آب دادن، شتر را ایستاده و دست را از زانو بسته از طرف راست نحر نمودن، شخصا ذبح یا نحر کردن و در صورت نتوانستن، دست بر بالای دست کشنده گذاشتن، دعای {{متن حدیث|وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَوَاتِ...}} را در وقت ذبح و یا نحر خواندن، دعای وارده {{عربی|اللهم تقبل مني...}} را پس از ذبح یا نحر خواندن.
مستحبات عمل قربانی: به هنگام ذبح یا نحر نمودن حیوان را آب دادن، شتر را ایستاده و دست را از زانو بسته از طرف راست نحر نمودن، شخصا ذبح یا نحر کردن و در صورت نتوانستن، دست بر بالای دست کشنده گذاشتن، دعای {{متن حدیث|وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَوَاتِ...}} را در وقت ذبح و یا نحر خواندن، دعای وارده {{عربی|اللهم تقبل مني...}} را پس از ذبح یا نحر خواندن.


[[نیابت]] عمل [[قربانی]]: [[ذبح]] یا نحر حیوان را خود [[محرم]] و یا شخص دیگری به نیابت او می‌تواند انجام دهد<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷۳ ـ ۷۷۴.</ref>.
[[نیابت]] عمل قربانی: [[ذبح]] یا نحر حیوان را خود [[محرم]] و یا شخص دیگری به نیابت او می‌تواند انجام دهد<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷۳ ـ ۷۷۴.</ref>.


== [[هدف]] از قربانی ==
== [[هدف]] از قربانی ==
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش