←وفات
(←منابع) |
(←وفات) |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
ابی بن کعب جلسه [[تعلیم]] قرآن داشت و در زمینه [[علوم قرآنی]] برای [[مردم]] [[حدیث]] نقل میکرد، در [[سنن]] دارمی آمده است: {{عربی|عن سلیمان بن حنظلة قال: أتینا ابی بن کعب لنحدث إلیه، فلما قام قمنا ونحن نمشی خلفه، فرهقنا عمر فتبعه فضربه عمر بالدرة قال: فاتقاه بذراعیه، فقال: یا أمیرالمؤمنین ما تصنع؟ قال: أو ما تری فتنة للمتبوع مذلة للتابع}}<ref>سن دارمی، ج۱، ص۱۴۳ حدیث ۵۲۳.</ref>؛ سلیمان بن حنظله گوید: نزد ابی بن کعب رفتیم تا حدیث بر او عرضه کنیم وقتی او برخاست ما هم برخاستیم و پشت سر او راه میرفتیم، عمر به سراغ ما آمد و به دنبال ابی رفت و با دره (شلاق مخصوص خود) او را زد ابی با آرنج از ضربات عمر [[پیشگیری]] و [[دفاع]] کرد و گفت ای امیرالمؤمنین ما چه کرده ایم؟ عمر گفت: آیا نمیدانی که فتنۀ متبوع پیرو موجب [[خواری]] تابع [[امام]] است<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۱۹۸.</ref>. | ابی بن کعب جلسه [[تعلیم]] قرآن داشت و در زمینه [[علوم قرآنی]] برای [[مردم]] [[حدیث]] نقل میکرد، در [[سنن]] دارمی آمده است: {{عربی|عن سلیمان بن حنظلة قال: أتینا ابی بن کعب لنحدث إلیه، فلما قام قمنا ونحن نمشی خلفه، فرهقنا عمر فتبعه فضربه عمر بالدرة قال: فاتقاه بذراعیه، فقال: یا أمیرالمؤمنین ما تصنع؟ قال: أو ما تری فتنة للمتبوع مذلة للتابع}}<ref>سن دارمی، ج۱، ص۱۴۳ حدیث ۵۲۳.</ref>؛ سلیمان بن حنظله گوید: نزد ابی بن کعب رفتیم تا حدیث بر او عرضه کنیم وقتی او برخاست ما هم برخاستیم و پشت سر او راه میرفتیم، عمر به سراغ ما آمد و به دنبال ابی رفت و با دره (شلاق مخصوص خود) او را زد ابی با آرنج از ضربات عمر [[پیشگیری]] و [[دفاع]] کرد و گفت ای امیرالمؤمنین ما چه کرده ایم؟ عمر گفت: آیا نمیدانی که فتنۀ متبوع پیرو موجب [[خواری]] تابع [[امام]] است<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۱۹۸.</ref>. | ||
== روابط و تعامل با [[اهل بیت]]{{ع}} == | |||
وی از بزرگان اصحاب پیامبر{{صل}} است. اُنسِ او با آن حضرت و مرتبهاش نزد وی به قدری بود که آن حضرت به [[فرمان خداوند]]، [[قرآن]] بر وی قرائت کرد و اُبَیّ از [[شوق]] به [[گریه]] افتاد. وی پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[معتقد]] به [[جانشینی بلافصل امام علی]]{{ع}}و از معترضان به [[خلافت ابوبکر]] بود؛ لذا در [[جریان سقیفه]]، [[مردم]] را ترک گفت و به [[دل]] جویی و حمایت از [[اهل بیت]]{{ع}} پرداخت<ref>کتاب الخصال ۴۶۱/ ۲؛ رجال برقی ۶۳؛ الاحتجاج ۹۷و شرح ابن ابی الحدید ۵۲/ ۲.</ref>. اُبَیّ میگوید: در [[روز سقیفه]] بر گروهی از [[انصار]] گذر کردم. پرسیدند: از کجا میآیی گفتم: نزد [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} بودم. پرسیدند: آنان را چگونه یافتی گفتم: چگونه است حال قومی که [[خانه]] شان محل رفت و آمد [[جبرئیل]] و [[منزل]] [[رسول خدا]]{{صل}} بود که امروز از میان آنان رفت و [[حکومت]] از دستشان خارج شد. آن گاه اُبیّ گریست و حاضران نیز به [[گریه]] در آمدند<ref>اعیان الشیعه ۴۵۵/ ۲.</ref>.<ref>[[حسین عزیزی|عزیزی]]، [[پرویز رستگار|رستگار]]، [[یوسف بیات|بیات]]، [[راویان مشترک ج۲ (کتاب)| راویان مشترک ج۲]]، ص ۱۲.</ref> | |||
== وفات == | == وفات == | ||