←اثبات برزخ
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
== اثبات برزخ == | == اثبات برزخ == | ||
برخی گفتهاند: اصولاً مسئلۀ [[برزخ]] ماهیت [[نقلی]] دارد و [[عقل]] را به آن راهی نیست<ref>روحالمعانی، مج۲، ج ۲، ص۳۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۴ ـ ۴۹۵.</ref> و بعضی بر این عقیدهاند که افزون بر [[ادله نقلی]]، [[دلایل عقلی]] نیز میتواند [[پاداش]] و کیفر برزخی را ثابت کند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۲۷.</ref> البته تجزیه و تحلیل [[ادله]] یاد شده نشان میدهد که این ادله بیش از آنکه [[ضرورت]] برزخ را ثابت کند امکان آن را ثابت میکند، در هر حال این نکته درخور توجه است که اولین گام برای اثبات برزخ، [[اثبات]] | برخی گفتهاند: اصولاً مسئلۀ [[برزخ]] ماهیت [[نقلی]] دارد و [[عقل]] را به آن راهی نیست<ref>روحالمعانی، مج۲، ج ۲، ص۳۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۴ ـ ۴۹۵.</ref> و بعضی بر این عقیدهاند که افزون بر [[ادله نقلی]]، [[دلایل عقلی]] نیز میتواند [[پاداش]] و کیفر برزخی را ثابت کند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۲۷.</ref> البته تجزیه و تحلیل [[ادله]] یاد شده نشان میدهد که این ادله بیش از آنکه [[ضرورت]] برزخ را ثابت کند امکان آن را ثابت میکند، در هر حال این نکته درخور توجه است که اولین گام برای اثبات برزخ، [[اثبات]] حقیقت روح و [[تجرد نفس]] و بقای آن است، ازاینرو کسانی که به سبب [[جهانبینی]] مادی خود، همه [[حقایق]] موجودات عالم را در [[مادیات]] منحصر میدانند، به طور کلی منکر عالم پس از [[مرگ]] هستند،<ref>گوهر مراد، ص۶۴۹ ـ ۶۵۰؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۳ ـ ۹۴.</ref> افزون بر این برای اثبات برزخ ممکن است به ادله [[تجربی]] و [[حسّی]] با استفاده از روشهایی که میتوان با [[ارواح]] گذشتگان ارتباط برقرار کرد نیز بهره گرفت. این روشها که در [[علمی]] به نام فرا [[روانشناسی]] (Parapsychology) طرح میگردد ثابت میکند که برای [[مردگان]]، نوعی [[حیات]] و ادامه [[زندگی]] تحقق دارد که آن همان برزخ است. توجه به این نکته نیز لازم است که خواه [[دلیل عقلی]] را نیز دلیلی مستقل برای اثبات [[حیات برزخی]] بپذیریم یا آن را تمام ندانیم، در هر صورت، اصل این مسئله در مجموعه [[معارف اسلامی]] امری روشن است و از همین روی برخی از صاحبنظران احتمال ضروری بودن آن را بعید ندانستهاند،<ref>حقالیقین، ج ۲، ص۶۴.</ref> گرچه به گفته برخی از محققان مسئله حیات برزخی در اواسط عهد رسول خدا از ضروریات [[قرآنی]] نبوده است و حتی امروزه نیز برخی از [[مسلمین]] که [[نفس انسان]] را مجرد نمیدانند به نوعی این [[حقیقت]] را نمیپذیرند،<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۴۶.</ref> به هرحال مهمترین ادلّه [[حیات برزخی]] [[آیات]] و [[روایات]] است که آیات در این زمینه به شرح ذیل است: | ||
# [[آیه]] {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهادهام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref> [[برزخ]] را پیشاپیش [[ظالمان]] و محیط بر آنان دانسته است: {{متن قرآن| وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۱۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. برخی «وراء» را به معنای پشت و برزخ را به منزله مانعی از بازگشت به [[دنیا]] دانستهاند؛<ref>جامعالبیان، مج۱۰، ج ۱۸، ص۶۹؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۸۷.</ref> ولی قید {{متن قرآن|إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}} به روشنی دلالت بر این نکته دارد که کلمه «وراء» به معنای جلو است؛ زیرا اگر آن را به معنای پشت بدانیم دیگر قید مذکور [[لغو]] خواهد بود<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. | # [[آیه]] {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهادهام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref> [[برزخ]] را پیشاپیش [[ظالمان]] و محیط بر آنان دانسته است: {{متن قرآن| وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۱۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. برخی «وراء» را به معنای پشت و برزخ را به منزله مانعی از بازگشت به [[دنیا]] دانستهاند؛<ref>جامعالبیان، مج۱۰، ج ۱۸، ص۶۹؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۸۷.</ref> ولی قید {{متن قرآن|إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}} به روشنی دلالت بر این نکته دارد که کلمه «وراء» به معنای جلو است؛ زیرا اگر آن را به معنای پشت بدانیم دیگر قید مذکور [[لغو]] خواهد بود<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. | ||
# در برخی آیات درباره [[شهیدان]] چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ همچنین در آیات از شهیدی چنین نقل میکند: {{متن قرآن|قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ}}<ref>«گفته شد: به بهشت درآی! (و او) گفت: کاش قوم من (این را) میدانستند» سوره یس، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«که پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامیداشتگان گردانید» سوره یس، آیه ۲۷.</ref>. براساس [[آیات]] مزبور [[شهیدان]] [[لذتها]] را [[درک]] میکنند و اگر آنان مرده و فاقد [[حیات]] باشند دیگر درکی ندارند تا [[لذت]] برده و متنعم باشند.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۵۳.</ref> گفته شده: [[آیه]] {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> به روشنی دلالت دارد که [[حیات برزخی]] [[شهدا]] مقارن با حیات دنیوی کسانی است که به آنان ملحق نگشتهاند.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۰؛ الابانه، ص۷۶.</ref> برخی از [[متکلمان]] خواستهاند دلالت عام آیات یاد شده بر حیات [[برزخ]] برای همه [[انسانها]] را [[انکار]] و آن را محدود به حیات شهیدان بدانند <ref>التحریر و المرسع، ص۲۸۴.</ref> که دلیلی بر اختصاص در دست نیست، بلکه سیاق آیات {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> مفید اشتراک دیگر [[مؤمنان]] با شهدا در [[حیات برزخی]] است<ref> المیزان، ج ۱، ص۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>. | # در برخی آیات درباره [[شهیدان]] چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ همچنین در آیات از شهیدی چنین نقل میکند: {{متن قرآن|قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ}}<ref>«گفته شد: به بهشت درآی! (و او) گفت: کاش قوم من (این را) میدانستند» سوره یس، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«که پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامیداشتگان گردانید» سوره یس، آیه ۲۷.</ref>. براساس [[آیات]] مزبور [[شهیدان]] [[لذتها]] را [[درک]] میکنند و اگر آنان مرده و فاقد [[حیات]] باشند دیگر درکی ندارند تا [[لذت]] برده و متنعم باشند.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۵۳.</ref> گفته شده: [[آیه]] {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> به روشنی دلالت دارد که [[حیات برزخی]] [[شهدا]] مقارن با حیات دنیوی کسانی است که به آنان ملحق نگشتهاند.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۰؛ الابانه، ص۷۶.</ref> برخی از [[متکلمان]] خواستهاند دلالت عام آیات یاد شده بر حیات [[برزخ]] برای همه [[انسانها]] را [[انکار]] و آن را محدود به حیات شهیدان بدانند <ref>التحریر و المرسع، ص۲۸۴.</ref> که دلیلی بر اختصاص در دست نیست، بلکه سیاق آیات {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوستهاند شاد میشوند که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> مفید اشتراک دیگر [[مؤمنان]] با شهدا در [[حیات برزخی]] است<ref> المیزان، ج ۱، ص۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>. | ||