←اهمیت و جایگاه
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
در تمام [[ادیان الهی]]، مسئله معاد یکی از [[اصول اعتقادی]] معرفی شده است<ref>کتاب مقدس، اعمال رسولان، ب۳، ۲۱؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۴۱۲؛ ناس، تاریخ ادیان، ۴۶۳–۴۶۷.</ref>. [[دین]] [[زردشت]] نیز از حیات اخروی [[سخن]] به میان آورده است و بنابر آموزههای آن چون [[جهان هستی]] به آخر برسد، [[رستاخیز]] عام روی میدهد و در آن [[روز]] خوبیها و بدیهای افراد را شماره میکنند<ref>ناس، تاریخ ادیان، ۴۶۴.</ref>. از دیدگاه [[یهودیان]]، [[مرگ]] پایان [[حیات]] نیست، بلکه به معنای پایان ارتباط [[روح]] و بدن است و در همه افراد یکسان [[صدق]] میکند<ref>کتاب مقدس، مزامیر، ب۳۱، ۵ و ب۸۹، ۴۸.</ref>. در [[آیین مسیحیت]] معاد به دو صورت جسمانی و [[روحانی]] تصویر شده است<ref>ر.ک: انجیل متی، ب۵، ۲۸–۳۰؛ انجیل لوقا، ب۱۲، ۴–۵.</ref> در [[دین اسلام]]، بحث معاد پس از مسئله [[توحید]] و [[نبوت]]، از مهمترین مسائل و از اصول آن شمرده میشود. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری از معاد و بازگشت [[انسانها]]<ref>سوره اعراف، آیه ۲۹؛ سوره طه، آیه ۵۵.</ref> و برانگیخته شدن پس از مرگ<ref>سوره حج، آیه ۵؛ سوره نحل، آیه ۸۴؛ سوره یس، آیه ۵۹؛ سوره لقمان، آیه ۲۸.</ref> سخن گفته و به استبعاد منکران معاد پاسخ داده است که میگفتند چگونه این استخوانهای پوسیده دوباره جمعآوری میشوند<ref>سوره اسراء، آیه ۴۹-۵۱.</ref>. در [[روایات]] نیز از چگونگی معاد<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۷/۳۳–۴۱.</ref> و آثار [[اعتقاد]] به آن<ref>نهج البلاغه، ح۴۱، ۵۱۰.</ref> سخن به میان آمده است<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[معاد - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «معاد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۴۰۲–۴۱۴.</ref>. | در تمام [[ادیان الهی]]، مسئله معاد یکی از [[اصول اعتقادی]] معرفی شده است<ref>کتاب مقدس، اعمال رسولان، ب۳، ۲۱؛ ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۴۱۲؛ ناس، تاریخ ادیان، ۴۶۳–۴۶۷.</ref>. [[دین]] [[زردشت]] نیز از حیات اخروی [[سخن]] به میان آورده است و بنابر آموزههای آن چون [[جهان هستی]] به آخر برسد، [[رستاخیز]] عام روی میدهد و در آن [[روز]] خوبیها و بدیهای افراد را شماره میکنند<ref>ناس، تاریخ ادیان، ۴۶۴.</ref>. از دیدگاه [[یهودیان]]، [[مرگ]] پایان [[حیات]] نیست، بلکه به معنای پایان ارتباط [[روح]] و بدن است و در همه افراد یکسان [[صدق]] میکند<ref>کتاب مقدس، مزامیر، ب۳۱، ۵ و ب۸۹، ۴۸.</ref>. در [[آیین مسیحیت]] معاد به دو صورت جسمانی و [[روحانی]] تصویر شده است<ref>ر.ک: انجیل متی، ب۵، ۲۸–۳۰؛ انجیل لوقا، ب۱۲، ۴–۵.</ref> در [[دین اسلام]]، بحث معاد پس از مسئله [[توحید]] و [[نبوت]]، از مهمترین مسائل و از اصول آن شمرده میشود. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری از معاد و بازگشت [[انسانها]]<ref>سوره اعراف، آیه ۲۹؛ سوره طه، آیه ۵۵.</ref> و برانگیخته شدن پس از مرگ<ref>سوره حج، آیه ۵؛ سوره نحل، آیه ۸۴؛ سوره یس، آیه ۵۹؛ سوره لقمان، آیه ۲۸.</ref> سخن گفته و به استبعاد منکران معاد پاسخ داده است که میگفتند چگونه این استخوانهای پوسیده دوباره جمعآوری میشوند<ref>سوره اسراء، آیه ۴۹-۵۱.</ref>. در [[روایات]] نیز از چگونگی معاد<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۷/۳۳–۴۱.</ref> و آثار [[اعتقاد]] به آن<ref>نهج البلاغه، ح۴۱، ۵۱۰.</ref> سخن به میان آمده است<ref>[[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری، سید علی]]، [[معاد - احمدی امیری (مقاله)|مقاله «معاد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۴۰۲–۴۱۴.</ref>. | ||
== معاد در کلام امیرالمؤمنین == | |||
{{اصلی|معاد در نهج البلاغه}} | |||
موضوع معاد در گفتار و [[کردار]] [[حضرت علی]]{{ع}}، به عنوان کسی که از اعماق [[جان]] موضوع معاد را [[درک]] کرده و به آن توجه دارد، به دفعات مطرح شده است. ایشان معاد، [[آخرت]] و وقوع [[قیامت]] را ادامه [[آفرینش جهان]] هستی و [[دنیا]] معرفی میکند، ولی توجه و محور کلام امام در مواردی همچون سرگذشت و [[سرنوشت]] [[دنیا]] و آخرت، دلیل [[آفرینش]]، مالک دنیا و آخرت، مقایسه و ارزیابی دنیا و آخرت و نیز دنیاجویان و آخرتپیشگان، نمود بیشتری مییابد. | |||
حضرت آخرت و قیامت را بسان سفری میداند که باید پیوسته به یاد آن بود و برای آن آمادگی داشت و رهتوشه آنرا فراهم کرد. ایشان در توصیف معاد میفرمایند: «چون رشته کارها از هم گسست و روزگاران سپری شد و [[رستاخیز]] [[مردم]] فرا رسید، [[خداوند]] آنها را از درون گورها یا آشیانههای پرندگان یا کنام درندگان یا هر جای دیگر که [[مرگ]] بر زمینشان زده است، بیرون آورد»<ref>{{متن حدیث|حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ اَلْأُمُورُ وَ تَقَضَّتِ اَلدُّهُورُ وَ أَزِفَ اَلنُّشُورُ أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ اَلْقُبُورِ وَ أَوْكَارِ اَلطُّيُورِ وَ أَوْجِرَةِ اَلسِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ اَلْمَهَالِكِ سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص۷۲۲.</ref> | |||
== اهمیت و جایگاه == | == اهمیت و جایگاه == | ||