شخصیت امام کاظم: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۸۳۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ دسامبر ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۲: خط ۸۲:
====[[روزه‌داری]] حضرت‌====
====[[روزه‌داری]] حضرت‌====
[[حضرت کاظم]]{{ع}} روزها روزه داشت و شب‌ها را به [[عبادت]] زنده می‌داشت، به ویژه زمانی که به دستور [[هارون]] در [[زندان]] به سر می‌برد. در این دوره هرگز عبادت‌های مستحبی را وانمی‌گذاشت و به [[روزه]] و [[اعمال]] مستحبی دیگر مشغول بود و خدای را بر [[نعمت]] فرصتی که به دست آورده بود تا [[بندگی]] حضرتش کند [[سپاس]] می‌گفت.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۵.</ref>
[[حضرت کاظم]]{{ع}} روزها روزه داشت و شب‌ها را به [[عبادت]] زنده می‌داشت، به ویژه زمانی که به دستور [[هارون]] در [[زندان]] به سر می‌برد. در این دوره هرگز عبادت‌های مستحبی را وانمی‌گذاشت و به [[روزه]] و [[اعمال]] مستحبی دیگر مشغول بود و خدای را بر [[نعمت]] فرصتی که به دست آورده بود تا [[بندگی]] حضرتش کند [[سپاس]] می‌گفت.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۵.</ref>
====[[حج]] امام‌====
هرآنچه [[محبوب خدا]] و مطلوب درگاهش بود از نظر [[امام کاظم]]{{ع}} دور نمی‌ماند و حضرتش با [[اخلاص]] و [[رغبت]] بی‌حد بدان می‌پرداخت، از آن جمله [[سفر حج]] و [[مناسک]] آن بود. آن حضرت در حالی‌که اسبان راهوار و اصیل را در مسیر [[سفر]] [[آزاد]] گذاشته بود، مسافت میان [[مدینه]] و [[مکه]] را پیاده طی می‌کرد. تمام افراد [[خانواده]] حضرت و نیز برادرش «[[علی بن جعفر]]{{ع}}» چهار بار در سفر مکه با حضرت همراه بودند. علی بن جعفر{{ع}} درباره مدت زمانی که در راه بودند می‌گوید: «نخستین سفر ۲۶ [[روز]]، دومین آن ۲۵ روز، سفر سوم ۲۴ روز و چهارمین سفر ۲۱ روز به درازا کشید»<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۰۰، حدیث ۲ (به نقل از قرب الاسناد).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۶.</ref>
====[[تلاوت]] قرآن‌====
[[قرآن کریم]] هماره همدم تنهایی‌ها و مونس [[خلوت]] امام کاظم{{ع}} بود.
حضرت [[قرآن]] را بادقت و [[تدبّر]] و بهتر و خوش‌نواتر از هرکس دیگر می‌خواند و چون به [[خواندن قرآن]] می‌پرداخت [[اندوهگین]] می‌شد، آن‌گونه که هرکس تلاوت حضرت را می‌شنید می‌گریست<ref>مناقب، ج۴، ص۳۴۸.</ref>.
«حفص» چگونگی [[تلاوت قرآن]] را توسط [[حضرت کاظم]]{{ع}} چنین بیان می‌کند: «او قرآن را با آهنگی [[حزین]] می‌خواند و چون به تلاوت می‌پرداخت گویی که با مخاطبی [[گفت‌وگو]] می‌کند»<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۱۱ (به نقل از اصول کافى، ج۲، ص۶۰۶).</ref>.
حضرت با این‌گونه تلاوت قرآن، در آموزه‌ها، [[آداب]]، [[اوامر]]، [[نواهی]] و [[احکام]] آن [[تأمل]] می‌کرد.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۶.</ref>
===آزاد کردن بردگان‌===
از دیگر مظاهر و نشانه‌های [[فرمانبرداری]] [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} [[مهربانی]] و [[احسان]] در [[حق بردگان]] بود تا آنجا که حضرت، هزار برده‌<ref>یوسف بن حاتم شامى، الدر النظیم فی مناقب الائمة{{عم}} (نسخه خطى موجود در کتابخانه امام سید محسن حکیم نجف اشرف).</ref> را به انگیزه جلب [[خشنودی خدا]] و [[تقرب]] به درگاهش آزاد کرد.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۷.</ref>
===[[زهد]] امام‌===
امام کاظم{{ع}} طلایه‌دار زاهدانی بود که از نعمت‌های فانی و آرایه‌های [[دنیوی]] سر برتافته و به درگاه [[خدا]] روی آورده و به نعمت‌هایی که [[خداوند]] در سرای باقی برای آنان فراهم آورده بود دل‌بسته بودند.
«[[ابراهیم بن عبد الحمید]]» ابعاد و دامنه [[زهد]] [[حضرت کاظم]]{{ع}} را چنین بیان می‌کند: «وارد خانه‌ای شدم که حضرت در آن [[نماز]] می‌گزارد. در آنجا جز یک زنبیل که از برگ خرما بافته شده بود و شمشیری آویخته و یک [[قرآن]] چیزی دیگر نبود»<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۰۰ (به نقل از قرب الاسناد).</ref>.
در [[روایت]] ابراهیم، [[زندگی امام کاظم]]{{ع}} آن‌چنان ساده و زاهدانه توصیف شده بود که حداقل نیازها و وسایل [[زندگی]] که طبقه [[ضعیف]] [[جامعه]] آن [[روز]] نیز از آن برخوردار بود، نداشت و این خود دلیل روشنی بر روگردانی آن حضرت از [[دنیا]] و لوازم آن است. البته [[امام]] در حالی چنین زاهدانه می‌زیست که اموال‌ فراوان و [[حقوق]] [[شرعی]] از سوی [[شیعیان]] برای امام فرستاده می‌شد. از سوی دیگر حضرت کاظم{{ع}} نخلستان و زمین‌های [[کشاورزی]] داشت که منبع درآمد سرشاری برای حضرت بود، اما تمام آن را در [[راه خدا]] و برای خشنودی‌اش به بینوایان و [[محرومان]] می‌داد. او [[سیره]] و زندگی [[ابو ذر غفاری]]، آن [[صحابی]] گرانقدر را برای [[یاران]] خود باز می‌گفت؛ همو که هیچ انگاشتن خود، [[دوری از دنیا]] و زهدش ضرب المثل بود.
[[امام کاظم]]{{ع}} درباره [[ابو ذر]] فرمود: «خدای [[رحمت]] کند ابو ذر را که می‌گفت: پس از داشتن‌ دو قرص نان [[جوین]] که چاشت به یکی و [[شام]] به دیگری خود را [[سیر]] کنم و دو پشمینه که خود را بدان پوشانم دنیا و آنچه بدان تعلق دارد [[نکوهیده]] باد»<ref>اصول کافى، ج۲، ص۱۳۴.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۷.</ref>
===[[بخشندگی]] امام‌===
حضرت کاظم{{ع}} به تمام معنای کلمه تجلی‌گاه [[بخشش]] و در [[کرم]] و [[نیکی]] ضرب المثل بود. بینوایان و محرومان به او [[پناه]] می‌بردند تا از کابوس [[فقر]] و [[دوزخ]] [[بینوایی]] نجاتشان دهد. [[مورخان]] متفقاً گفته‌اند که او هرآنچه داشت، بدون چشمداشت [[پاداش]] یا سپاسگویی در راه خدا به آنان داد. او آنچه به [[مستمندان]] می‌داد، مخفیانه و به‌طور ناشناس بود تا مبادا [[ذلت]] خواهش را در چهره درخواست‌کننده ببیند. به همین جهت در [[تاریکی]] شب سراغ [[مستمندان]] و طبقه [[محروم]] می‌رفت و بدون اینکه آن نیازمند بداند این [[دهش]] از کیست و از کجا می‌آید، مورد [[عنایت]] [[امام]]{{ع}} قرار می‌گرفتند و حضرت از کمک و [[نیکی]] خود بهره‌مندشان می‌کرد و کیسه‌هایی حاوی دویست تا چهارصد دینار<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۸.</ref> به‌ آنان می‌داد. این کیسه‌ها در زیادی و گرانی ضرب المثل بودند. [[خاندان]] حضرت می‌گفتند: «شگفت‌انگیز است کسی که از کیسه‌های حاوی دینار [[موسی]] برخوردار شود و از کمبود و [[فقر]] [[شکایت]] کند»<ref>عمدة الطالب، ص۱۸۵.</ref>.
عنایت سرشار امام به جایی رسیده بود که اگر می‌شنید کسی نسبت به حضرتش [[جفا]] و [[ستم]] می‌کند، کیسه‌ای حاوی هزار دینار برای او می‌فرستاد<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷.</ref>. دهش‌های پنهانی حضرت آن‌چنان بود که [[زندگی]] [[فقیران]] [[مدینه]] را تأمین می‌کرد و آنان در [[سایه]] عطای حضرت متنعم بودند.
«[[عیسی بن محمد قرطی]]» از جمله کسانی است که از [[عنایات]] [[حضرت کاظم]]{{ع}} بهره برد و از [[درماندگی]] وارهید. او می‌گوید: «در نزدیکی «جوانیه» (در حوالی مدینه) در کنار چاهی که «ام عضام» خوانده می‌شود، مزرعه خربزه، خیار و کدو داشتم که با ۱۲۰ دینار (قیمت دو شتر) آن را سامان داده بودم.
زمانی که بوته‌ها به مرحله باردهی رسیدند، مزرعه مورد [[هجوم]] ملخ‌ها قرار گرفت و نابود شد. پس از این حادثه امام [[موسی بن جعفر]]{{ع}} سراغ من آمد و [[سلام]] کرد و گفت: «چگونه‌ای؟ گفتم: خاکسترنشین شده‌ام. ملخ‌ها مزرعه‌ام را تباه کرده‌اند.
امام{{ع}} فرمود: چقدر [[هزینه]] مزرعه کرده‌ای؟
گفتم: ۱۲۰ دینار، قیمت دو شتر.
حضرت کاظم{{ع}} رو به «[[عرفه]]» کرد و فرمود: ۱۵۰ دینار برای «ابن المغیث» وزن کن. آن‌گاه رو به من کرد و دینارها را به من داد و فرمود: پس [[سود]] تو سی دینار و دو شتر است»<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۹؛ کشف الغمه، ج۲، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش