بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
== ضرورت بحث == | == ضرورت بحث == | ||
اهمیت بحث احباط بدان جهت است که اولاً، این بحث به طور گسترده در قرآن و [[روایات]] مطرح شده است، ثانیاً، با توجه به [[تفاسیر]] گوناگونی که از این بحث شده است، اگر [[حقیقت]] آن به [[درستی]] بررسی | اهمیت بحث احباط بدان جهت است که اولاً، این بحث به طور گسترده در قرآن و [[روایات]] مطرح شده است، ثانیاً، با توجه به [[تفاسیر]] گوناگونی که از این بحث شده است، اگر [[حقیقت]] آن به [[درستی]] بررسی نشود، چه بسا انسان با انجام دادن گناهی دچار [[یأس]] و [[ناامیدی]] شده و تمامی اعمالش را بر باد رفته تصور کند و همین حالت، باعث غوطهور شدن هرچه بیشتر وی در گرداب [[گناهان]] گردد. از طرفی اگر [[حقیقت]] [[تکفیر]] درست تبیین نشود، ممکن است [[انسان]] به عملکردهای خویش بیش از اندازه [[خوشبین]] شده، دچار [[غرور]] و نخوت گشته و به صورت گستاخانه مرتکب [[گناه]] شود. بنابراین مسئله احباط و تکفیر شیوهای است که آدمی را در حوزه عملکردهایش در میان خوف و رجا قرار میدهد که بهترین حالت برای [[بندگان]] خداست<ref>[[احمد شجاعی|شجاعی، احمد]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۱۷۷.</ref>. | ||
== | == تبیین دیدگاهها == | ||
احباط و تکفیر از گذشته مورد بحث و نزاعِ [[متکلمان]] بوده است. بیشتر معتزله [[عقیده]] داشتند که امکان ندارد [[انسان]] در [[زمان]] واحد هم مستحق [[ثواب]] و هم مستحق عقاب باشد و ممکن نیست در نامه عمل کسی، هم [[حسنه]] و هم [[سیّئه]] وجود داشته باشد؛ بنابراین به احباط و تکفیر در عموم [[حسنات]] و [[سیئات]] قائل شدهاند. | |||
احباط و تکفیر از گذشته مورد بحث و نزاعِ [[متکلمان]] بوده است. بیشتر معتزله [[عقیده]] داشتند که امکان ندارد [[انسان]] در [[زمان]] واحد هم مستحق [[ثواب]] و هم مستحق عقاب باشد و ممکن نیست در نامه عمل کسی، هم [[حسنه]] و هم [[سیّئه]] وجود داشته باشد؛ بنابراین به احباط و تکفیر در عموم [[حسنات]] و [[سیئات]] | |||
امامیه و اشاعره، این نظر را نپذیرفته و گفتهاند: روش [[خداوند]] در [[کیفر]] و [[پاداش]]، از روش عاقلان در [[جامعه انسانی]] جدا نیست. عاقلان در [[مجازاتها]] و پاداشها و نیز در تحسین و تقبیح افراد، [[اعمال]] [[خیر و شرّ]] را جداگانه [[محاسبه]] میکنند<ref>المیزان، ج۲، ص۱۷۰.</ref>. بنابراین، ممکن است [[انسان]] در [[زمان]] | امامیه و اشاعره، این نظر را نپذیرفته و گفتهاند: روش [[خداوند]] در [[کیفر]] و [[پاداش]]، از روش عاقلان در [[جامعه انسانی]] جدا نیست. عاقلان در [[مجازاتها]] و پاداشها و نیز در تحسین و تقبیح افراد، [[اعمال]] [[خیر و شرّ]] را جداگانه [[محاسبه]] میکنند<ref>المیزان، ج۲، ص۱۷۰.</ref>. بنابراین، ممکن است [[انسان]] در [[زمان]] واحد، هم استحقاق ثواب و هم عقاب و هم عمل خوب و هم عمل بد داشته باشد. در این صورت اگر عفو الهی یا [[شفاعت]] شافعان شامل وی نشود، ابتدا بهسبب گناهانش [[کیفر]] میبیند؛ سپس [[ثواب]] ایمانش به او داده خواهد شد<ref>شرح باب حادی عشر، ص۲۸۸ ـ ۲۹۳؛ کشف المراد، ص۵۶۲؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۴۰.</ref>. براساس برخی آیات همچون {{متن قرآن|فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ شَرًّۭا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، * و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref> [[کار نیک]] یا بد بیپاداش و کیفر نمیماند. | ||
باید توجه داشت در بین همه فرقههای اسلامی دو مسأله، [[اجماعی]] و مورد قبول همه است است: | |||
# اگر کافری [[مؤمن]] شود و با [[ایمان]] بمیرد، کیفر [[کفر]] و گناهانی که در حال کفر انجام داده، از وی برداشته میشود. | # اگر کافری [[مؤمن]] شود و با [[ایمان]] بمیرد، کیفر [[کفر]] و گناهانی که در حال کفر انجام داده، از وی برداشته میشود. | ||
# اگر کسی [[کافر]] بمیرد، ثواب ایمان پیشین وی و [[اعمال]] [[نیکی]] که انجام داده، ازبین میرود<ref>الهیات، ج۴، ص۳۶۴؛ شرحالمقاصد، ج۵، ص۱۲۵ـ۱۳۸؛ حقالیقین، ج۲، ص۲۲۱.</ref>.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[احباط و تكفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تكفیر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۹۱ ـ ۱۹۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۱۵۸ ـ ۱۶۰؛ [[احمد شجاعی|شجاعی، احمد]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۱۷۷ ـ ۱۸۲.</ref> | # اگر کسی [[کافر]] بمیرد، ثواب ایمان پیشین وی و [[اعمال]] [[نیکی]] که انجام داده، ازبین میرود<ref>الهیات، ج۴، ص۳۶۴؛ شرحالمقاصد، ج۵، ص۱۲۵ـ۱۳۸؛ حقالیقین، ج۲، ص۲۲۱.</ref>.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[احباط و تكفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تكفیر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۹۱ ـ ۱۹۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۱۵۸ ـ ۱۶۰؛ [[احمد شجاعی|شجاعی، احمد]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۱۷۷ ـ ۱۸۲.</ref> | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۵: | ||
== عوامل [[احباط]] == | == عوامل [[احباط]] == | ||
=== عوامل [[حبط عمل]] غیر [[مؤمنان]] === | === عوامل [[حبط عمل]] غیر [[مؤمنان]] === | ||
# '''[[ارتداد]]:''' ([[کفر]] پس از [[ایمان]]): [[خداوند]]، [[اعمال]] کسانی را که از [[دین]] خود برگشته، در حال کفر بمیرند، [[باطل]] دانسته و آنان را اهل دوزخ شمرده است: {{متن قرآن|وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌۭ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}} | # '''[[ارتداد]]:''' ([[کفر]] پس از [[ایمان]]): [[خداوند]]، [[اعمال]] کسانی را که از [[دین]] خود برگشته، در حال کفر بمیرند، [[باطل]] دانسته و آنان را اهل دوزخ شمرده است:<ref>{{متن قرآن|وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌۭ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}}، «و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>. | ||
# '''شرک:''' آیه ۱۷ [[سوره توبه]] [[ایمان به خدا]] را شرط [[ثواب]] و [[پاداش]] بر [[عمل صالح]] دانسته، [[شرک]] را موجب بطلان اعمال و خلود در آتش شمرده است | # '''شرک:''' آیه ۱۷ [[سوره توبه]] [[ایمان به خدا]] را شرط [[ثواب]] و [[پاداش]] بر [[عمل صالح]] دانسته، [[شرک]] را موجب بطلان اعمال و خلود در آتش شمرده است<ref>{{متن قرآن|مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُوا۟ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ}}، «مشرکان را نرسد که مساجد خداوند را آباد کنند با آنکه به زیان خویش بر کفر (خود) گواهند؛ کردارهای آنان تباه است و آنان در آتش، جاودانند» سوره توبه، آیه ۱۷.</ref>. | ||
# '''[[کفر]]:''' آیاتی که کفر را عامل احباط بیان میکنند، به چند گروه تقسیم میشوند: | # '''[[کفر]]:''' آیاتی که کفر را عامل احباط بیان میکنند، به چند گروه تقسیم میشوند: | ||
## '''کفر به [[پروردگار]]''': اعمال [[کافران]] مانند خاکستری که بادی شدید بر آن بوزد، نابود میشود: {{متن قرآن|مَّثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ أَعْمَـٰلُهُمْ كَرَمَادٍ ٱشْتَدَّتْ بِهِ ٱلرِّيحُ فِى يَوْمٍ | ## '''کفر به [[پروردگار]]''': براساس آیه ۱۸ [[سوره ابراهیم]] اعمال [[کافران]] مانند خاکستری که بادی شدید بر آن بوزد، نابود میشود: {{متن قرآن|مَّثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ أَعْمَـٰلُهُمْ كَرَمَادٍ ٱشْتَدَّتْ بِهِ ٱلرِّيحُ فِى يَوْمٍ عَاصِفٍ ...}}<ref>«حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد ...» سوره ابراهیم، آیه ۱۸.</ref>؛ | ||
## '''[[کفر]] به [[آیات الهی]]''': | ## '''[[کفر]] به [[آیات الهی]]''': کفر به حجّتها و [[نشانههای الهی]]<ref>التبیان، ج۲، ص۴۲۲.</ref> مانند [[قرآن]] و [[نبوت]] [[پیامبراکرم]]{{صل}}<ref>التفسیرالکبیر، ج۷، ص۲۲۹.</ref> به همراه کشتن [[انبیا]] و آمران به [[عدل]]، یکی دیگر از عوامل [[احباط]] قرار داده شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ وَيَقْتُلُونَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ بِغَيْرِ حَقٍّۢ وَيَقْتُلُونَ ٱلَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِٱلْقِسْطِ مِنَ ٱلنَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّـٰصِرِينَ}}، «آنان را که به آیات خداوند کفر میورزند و پیامبران را ناحقّ میکشند و دادفرمایان از مردم را به قتل میرسانند به عذابی دردناک نوید ده! * آنانند که در این جهان و در جهان واپسین کارهاشان تباه است و آنان را هیچ یاوری نیست» سوره آلعمران، آیه ۲۱-۲۲.</ref>؛ | ||
## '''کفر به [[ایمان]]''': {{متن قرآن|...وَمَن يَكْفُرْ بِٱلْإِيمَـٰنِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُۥ وَهُوَ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ مِنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ}} | ## '''کفر به [[ایمان]]''': یکی از عوامل [[حبط اعمال]]، [[انکار]] و نپذیرفتن [[دستورات الهی]] است. [[خداوند]] تأکید میکند که اگر کسی پس از [[شناخت]] [[ایمان]]، آن را انکار کند، تمام [[اعمال]] نیکش از بین رفته و در [[آخرت]] از [[زیانکاران]] خواهد بود<ref>{{متن قرآن|...وَمَن يَكْفُرْ بِٱلْإِيمَـٰنِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُۥ وَهُوَ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ مِنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ}}، «و هر کس گرویدن (به اسلام) را نپذیرد کردارش تباه میشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره مائده، آیه ۵.</ref>. | ||
# '''انکار معاد:''' [[اعمال]] کسانیکه [[آخرت]] را [[دروغ]] | # '''انکار معاد:''' [[اعمال]] کسانیکه [[آخرت]] را [[دروغ]] پنداشتهاند نیز حبط میشود<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَلِقَآءِ ٱلْـَٔاخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ}}، «و کردار کسانی که آیات ما و دیدار جهان واپسین را دروغ شمردند تباه شد؛ آیا جز برای آنچه میکردند کیفر میبینند؟» سوره اعراف، آیه ۱۴۷.</ref>. | ||
# '''[[نفاق]]:''' | # '''[[نفاق]]:''' آیات قرآن از کارشکنی [[منافقان]] خبر میدهد که نهتنها خود به [[جنگ]] نمیرفتند، بلکه از رفتن دیگران نیز جلوگیری میکردند و لذاست که خداوند به دلیل وجود این صفت در آنها اعمالشان را تباه میکند<ref>{{متن قرآن|قَدْ يَعْلَمُ ٱللَّهُ ٱلْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَٱلْقَآئِلِينَ لِإِخْوَٰنِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ ٱلْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا * أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَآءَ ٱلْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَٱلَّذِى يُغْشَىٰ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ ٱلْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى ٱلْخَيْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا۟ فَأَحْبَطَ ٱللَّهُ أَعْمَـٰلَهُمْ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرًۭا}}، «بیگمان خداوند از میان شما کارشکنان (جنگ) را خوب میشناسد و (نیز) کسانی را که به برادران خویش میگویند: به ما بپیوندید و جز اندکی در جنگ شرکت نمیکنند *در حالی که به شما تنگچشمی میورزند آنگاه، چون بیم (جنگ) در رسد آنان را میبینی که در تو مینگرند چون کسانی که در بیهوشی جان میکنند، چشمهاشان (در چشمخانه) میچرخد و چون آن بیم از میان برود با زبانهایی تیز و تند به شما زخم زبان میزنند در حالی که» سوره احزاب، آیه ۱۸-۱۹.</ref>. | ||
# '''[[دنیاطلبی]]:''' | # '''[[دنیاطلبی]]:''' دل بستن به [[دنیا]] و زندگی آن عامل دیگری برای احباط دانسته شده است<ref>{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ إِلَّا ٱلنَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا۟ فِيهَا وَبَـٰطِلٌۭ مَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ}}، «آنان کسانی هستند که در رستخیز جز آتش (دوزخ) نخواهند داشت و آنچه در آن کردهاند نابود و آنچه انجام میدادهاند تباه است» سوره هود، آیه ۱۶.</ref>.<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[احباط و تكفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تكفیر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۹۷؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۱۵۸ ـ ۱۶۰؛ [[احمد شجاعی|شجاعی، احمد]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۱۸۵.</ref> | ||
=== عوامل [[حبط عمل]] مؤمنان === | === عوامل [[حبط عمل]] مؤمنان === | ||