←طلب کهنه پیراهن
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
سرانجام کار آن گرگهای بیابانی در [[غارت]] لباسهای [[حجت خدا]] به آنجا رسید که {{عربی|و تركه عريانا بالعراء مجردا على الرمضاء}} [[امام]] را برهنه در میان شنزار [[کربلا]] رها کردند.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۱۵۸.</ref>. | سرانجام کار آن گرگهای بیابانی در [[غارت]] لباسهای [[حجت خدا]] به آنجا رسید که {{عربی|و تركه عريانا بالعراء مجردا على الرمضاء}} [[امام]] را برهنه در میان شنزار [[کربلا]] رها کردند.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۱۵۸.</ref>. | ||
== | ==طلب کهنه پیراهن== | ||
حسین{{ع}} [[هدایتی]] بود در برابر [[ظلمت]] متراکم، خورشیدی رو در روی [[ابر]] غلیظ و فشرده سیاهی و [[تباهی]]، [[امام]] با [[شناختی]] که از دشمن دون داشت در [[وداع]] آخرش طبق نقل [[سید بن طاووس]] و [[ابن شهر آشوب]] به خواهرش [[زینب]] فرمود: {{متن حدیث|ايتيني بثوب عتيق لا يرغب فيه احد من القوم اجعله تحت ثيابي لئلا اجرد منه بعد قتلي، فاني مقتول مسلوب}}. [[لباس]] کهنهای را برایم بیاورید که کسی در آن [[طمع]] نکند تا آن را زیر لباسهایم بپوشم که بعد از شهادتم از بدنم بیرون نیاورند تا بعد از کشته شدن برهنه نشوم، چون من کشته خواهم شد. وقتی [[زنها]] شنیدند که امام لباس کهنه خواسته تا زیر لباسها بپوشد و همان [[کفن]] اوست، {{عربی|فارتفعت اصوات النساء بالبكاء و النحيب}}. صدا به [[ضجه]] بلند کردند، لباس کوتاهی را برایش آوردند، حضرت فرمود: نه، این لباس [[اهل]] [[ذلت]] است، آنگاه لباس کهنهای را گرفته و چند جای آن را پاره نمود و زیر لباسها پوشید<ref>الملهوف، ص۵۱؛ نفایس الفنون، ص۳۵۲.</ref>. | حسین{{ع}} [[هدایتی]] بود در برابر [[ظلمت]] متراکم، خورشیدی رو در روی [[ابر]] غلیظ و فشرده سیاهی و [[تباهی]]، [[امام]] با [[شناختی]] که از دشمن دون داشت در [[وداع]] آخرش طبق نقل [[سید بن طاووس]] و [[ابن شهر آشوب]] به خواهرش [[زینب]] فرمود: {{متن حدیث|ايتيني بثوب عتيق لا يرغب فيه احد من القوم اجعله تحت ثيابي لئلا اجرد منه بعد قتلي، فاني مقتول مسلوب}}. [[لباس]] کهنهای را برایم بیاورید که کسی در آن [[طمع]] نکند تا آن را زیر لباسهایم بپوشم که بعد از شهادتم از بدنم بیرون نیاورند تا بعد از کشته شدن برهنه نشوم، چون من کشته خواهم شد. وقتی [[زنها]] شنیدند که امام لباس کهنه خواسته تا زیر لباسها بپوشد و همان [[کفن]] اوست، {{عربی|فارتفعت اصوات النساء بالبكاء و النحيب}}. صدا به [[ضجه]] بلند کردند، لباس کوتاهی را برایش آوردند، حضرت فرمود: نه، این لباس [[اهل]] [[ذلت]] است، آنگاه لباس کهنهای را گرفته و چند جای آن را پاره نمود و زیر لباسها پوشید<ref>الملهوف، ص۵۱؛ نفایس الفنون، ص۳۵۲.</ref>. | ||