پرش به محتوا

بنی‌لخم: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۰۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۶: خط ۶۶:


از جهت [[اعتقادی]] و باورهای مذهبی، بنی لخم ساکن شام و [[حجاز]] نیز مانند غالب [[اعراب جاهلی]] [[بت‌پرست]] بودند و به [[پرستش]] مظاهر طبیعی [[اشتغال]] داشتند. آنان در شام بتی به نام «اُقَیصِر» داشتند که همراه با قبایل [[قضاعه]]، [[عامله]] و [[غسان]] به پرستش آن مشغول بودند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۳۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. آنها به سوی این [[بت]] [[حج]] به جا می‌‌آوردند و سرهایشان را نزد آن می‌‌تراشیدند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref>. با این حال، ارتباط قبایل شمال [[عربستان]] از جمله [[جذام]] و لخم با بیزانس و مراودات گسترده ای که [[مردم]] این [[قوم]] با [[شامیان]] داشتند، باعث گرویدن برخی از آنان به [[نصرانیت]] -از جمله [[تمیم بن اوس بن خارجه لخمی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۳.</ref> شده بود<ref>ر.ک: [[جاحظ]]، [[الحیوان]]، ج۷، ص۲۱۶؛ [[ابن کثیر]]، [[البدایه و النهایه]]، ج۲، ص۱۶۰؛ [[ابن خلدون]]، [[تاریخ]]، ج۲، ص۲۶۹.</ref>، ضمن این که گزارشی هم از [[یهودی]] بودن برخی از لخمی‌های ساکن صفوریّه<ref>صفوریّه منطقه ای است از نواحی اردن در شام نزدیک طبریه. (حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۱۴)</ref> در دست است.<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۳۱۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
از جهت [[اعتقادی]] و باورهای مذهبی، بنی لخم ساکن شام و [[حجاز]] نیز مانند غالب [[اعراب جاهلی]] [[بت‌پرست]] بودند و به [[پرستش]] مظاهر طبیعی [[اشتغال]] داشتند. آنان در شام بتی به نام «اُقَیصِر» داشتند که همراه با قبایل [[قضاعه]]، [[عامله]] و [[غسان]] به پرستش آن مشغول بودند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۳۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. آنها به سوی این [[بت]] [[حج]] به جا می‌‌آوردند و سرهایشان را نزد آن می‌‌تراشیدند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref>. با این حال، ارتباط قبایل شمال [[عربستان]] از جمله [[جذام]] و لخم با بیزانس و مراودات گسترده ای که [[مردم]] این [[قوم]] با [[شامیان]] داشتند، باعث گرویدن برخی از آنان به [[نصرانیت]] -از جمله [[تمیم بن اوس بن خارجه لخمی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۳.</ref> شده بود<ref>ر.ک: [[جاحظ]]، [[الحیوان]]، ج۷، ص۲۱۶؛ [[ابن کثیر]]، [[البدایه و النهایه]]، ج۲، ص۱۶۰؛ [[ابن خلدون]]، [[تاریخ]]، ج۲، ص۲۶۹.</ref>، ضمن این که گزارشی هم از [[یهودی]] بودن برخی از لخمی‌های ساکن صفوریّه<ref>صفوریّه منطقه ای است از نواحی اردن در شام نزدیک طبریه. (حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۱۴)</ref> در دست است.<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۳۱۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
==بنی لخم و [[پذیرش اسلام]]==
به نظر می‌رسد که اسلام پذیری بنی لخم نیز بمانند برخی دیگر از قبایل، طی مراحل و گونه‌های مختلفی اتفاق افتاده باشد. با توجه به فاصله بسیار [[مساکن]] این قوم با کانون اصلی [[اسلام]] و نیز هم پیمانی و تأثیرپذیری این قوم از [[ایرانیان]] و [[رومیان]]، شاید توقع پذیرش زود هنگام اسلام و بالتبع نقش‌آفرینی قابل توجه این قوم در حوادث و رخدادهای ایام [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}}، قدری نابجا باشد. با این حال ذکر نام برخی از ایشان در جمع [[مسلمانان نخستین]] و [[همراهی]] ایشان با [[مسلمین]] در وقایع مهم دوران [[حیات]] [[نبی اکرم]]{{صل}}، نشان از [[اسلام]] فردی برخی از [[مردمان]] [[لخمی]] ساکن در منطقه [[حجاز]] دارد. از جمله این افراد پیشتاز که در منابع ذکری از آنها به میان آمده است، [[ابومحمد حاطب بن ابی بلتعه]] -از [[خاندان]] بنی راشدة بن ازّب بن جزیلة بن لخم- است. او و [[غلام]] [[آزاد]] کرده‌اش سعد، از [[مکه]] به [[مدینه]] [[هجرت]] کردند و در [[خانه]] [[منذر بن محمد]] بن [[عقبه]] [[منزل]] گرفتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۸۴.</ref>. اما به نظر می‌‌رسد که طلیعه [[نفوذ اسلام]] در این [[قوم]] و نخستین تلاش گروهی این قوم جهت [[پذیرش اسلام]] را باید در [[سال نهم هجرت]] و در پی وفد بنی داری‌ها نزد [[پیامبر]]{{صل}} جست<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۳؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۵۶.</ref>. در این سال، ده نفر از بزرگان این قوم به اسامی: [[هانی بن حبیب]]، [[فاکه بن نعمان]]، [[جبلة بن مالک]]، [[ابو هند بن ذر]] و برادرش [[طیب]] -که پیامبر{{صل}} او را «عبدالله» نامگذاری کرد،-<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۱۱.</ref>[[تمیم بن أوس]]، [[نعیم بن أوس]]، [[یزید بن قیس]]، [[مرة بن مالک]] و برادرش عزیز بن مالک -که پیامبر{{صل}} او را «عبدالرحمن» نامید،-<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۵۶؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۳۳۴.</ref> در ضمن هیأتی از بنی دار، بعد از باز گشت حضرت از [[تبوک]]، خود را به مدینه رساندند و پس از شرفیابی محضر [[رسول خدا]]{{صل}}، اسلام پذیرفتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۸-۲۵۹؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶ ص۳۳۴. اسامی وفد کنندگان در برخی دیگر از منابع با اندکی اختلاف یزید بن قیس بن خارجه، (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۷) طیب بن بر، (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۷-۲۰۸) ابوهند بر، (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۸) مروان و واهب و عرفة بن مالک، (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۸. ابن حزم از ایشان با اسامی: مروان و وهب پسران مالک بن سود نام برده است. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۳) فاکهة بن صفاره و جبلة بن مالک (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۸) و زیاد بن جهور (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۱۰) عنوان شده است.</ref>. گفته شده که در این دیدار، هانی بن حبیب مشکی شراب و چند راس اسب و قبایی زربفت به حضرت پیشکش کرد که حضرت [[قبا]] و اسبها را از او پذیرفتند. [[تمیم داری]] و برادرش نعیم از دیگر همراهان این هیئت، از [[پیامبر]]{{صل}} خواست که در صورت [[فتح شام]]، دو روستای مجاور آنها «حبری» و «[[بیت]] عینون»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۹. نیز ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۷؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۷؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲-۴۲۳.</ref> و [[مسجد]] ابراهیم{{ع}}<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۱۵۳. شاید منظور از مسجد ابراهیم{{ع}}، این بود که خانه حضرت ابراهیم{{ع}} در مسجد بود و یا بیت این که بیت ایشان بعدها مسجد شد. (احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۳، ص۵۰۸)</ref> را به آنها ببخشد که با موافقت آن حضرت روبرو شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۹. نیز ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۱، ص۲۰۷؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۷؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲-۴۲۳.</ref>. پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} و در پی فتح شام در دوران [[خلافت ابوبکر]]، او این دو روستا را در اختیارش گذاشت و فرمانی در این باب برای او مکتوب کرد. هیات اعزامی داری‌ها تا [[وفات پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] ماندگار شدند و [[رسول خدا]]{{صل}} [[وصیت]] کردند که همه ساله صد بار شتر از محصولات [[کشاورزی]] به ایشان تعلق گیرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۹. نیز ر.ک: صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۳۳۴.</ref>. همچنین برخی منابع از [[نامه نگاری]] [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} به [[طایفه]] بنی حدس -از [[طوایف]] بنی لخم- خبر داده، آورده‌اند که حضرت در این [[نامه]]، ضمن [[فرمان]] دادن به [[برپایی نماز]] و [[پرداخت زکات]] و [[رعایت حقوق]] [[خدا]] و [[رسول]] او{{صل}} و دوری از [[مشرکان]]، تأکید فرمودند که هر که مراعات این [[فرامین]] را بکند در [[پناه]] خدا و رسولش است و هرکه [[نافرمانی]] کند، این پناه از او برداشته می‌‌شود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۴.</ref>. با این وصف، جمع کثیری از [[مردم]] این [[قوم]] همچنان بر [[آیین]] خود باقی ماندند تا اینکه در پی ارسال [[سرایا]] توسط حضرت و یا بعد از [[رحلت]] ایشان و پس از انجام [[فتوحات اسلامی]] در سالهای چهاردهم و پانزدهم رفته رفته [[اسلام]] پذیرفتند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش