←نبرد دلاورانه عبدالله در روز عاشورا
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
در روز عاشورا هنگامی که [[عمر سعد]] و [[لشکریان]] او به سوی خیمههای [[امام حسین]]{{ع}} [[تیراندازی]] کردند و [[جنگ]] آغاز شد، [[یسار]]، [[غلام]] [[زیاد بن ابیه]] و سالم، غلام [[عبیدالله بن زیاد]] از [[لشکر]] [[عمرسعد]] بیرون آمدند و مبارز طلبیدند و گفتند: چه کسی حاضر است با ما به [[مبارزه]] برخیزد؟ | در روز عاشورا هنگامی که [[عمر سعد]] و [[لشکریان]] او به سوی خیمههای [[امام حسین]]{{ع}} [[تیراندازی]] کردند و [[جنگ]] آغاز شد، [[یسار]]، [[غلام]] [[زیاد بن ابیه]] و سالم، غلام [[عبیدالله بن زیاد]] از [[لشکر]] [[عمرسعد]] بیرون آمدند و مبارز طلبیدند و گفتند: چه کسی حاضر است با ما به [[مبارزه]] برخیزد؟ | ||
[[حبیب بن مظاهر]] و [[بریر بن خضیر]] دو یار باوفای امام حسین{{ع}} برخاستند تا جنگ آن دو بروند، ولی [[امام]]{{ع}} [[جنگ]] آن دو با حبیب و بریر را به دلیل کهولت سن حبیب و بریر و [[توانمندی]] آن دو غلام [[جوان]]، نابرابر دید؛ لذا امام حسین{{ع}} به حبیب و بریر فرمود: بنشینند<ref>البدایة والنهایة، ج۸، ص۱۸۳؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۶۴؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۰۱ و ابصارالعین، ص۱۵۷ و ارشاد مفید، ج۲، ص۱۰۱ و بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳.</ref>. در این هنگام | [[حبیب بن مظاهر]] و [[بریر بن خضیر]] دو یار باوفای امام حسین{{ع}} برخاستند تا جنگ آن دو بروند، ولی [[امام]]{{ع}} [[جنگ]] آن دو با حبیب و بریر را به دلیل کهولت سن حبیب و بریر و [[توانمندی]] آن دو غلام [[جوان]]، نابرابر دید؛ لذا امام حسین{{ع}} به حبیب و بریر فرمود: بنشینند<ref>البدایة والنهایة، ج۸، ص۱۸۳؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۶۴؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۰۱ و ابصارالعین، ص۱۵۷ و ارشاد مفید، ج۲، ص۱۰۱ و بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۳.</ref>. در این هنگام عبدالله بن عمیر کلبی برخاست و عرض کرد: «یا اباعبدالله، [[رحمت خدا]] بر تو باد! [[اجازه]] فرما من به جنگ آنها بروم» | ||
امام{{ع}} که وی را مردی بلند قامت و ستبر بازو میدید، فرمود: «به گمانم این مرد بسیاری از حریفانش را به هلاکت رسانده. سپس به عبدالله فرمود: اگر مایلی، به سوی آنها برو.<ref>{{متن حدیث|إِنِّي لَأَحْسَبُهُ لِلْأَقْرَانِ قَتَّالاً! اُخْرُجْ إِنْ شِئْتَ}}</ref> | امام{{ع}} که وی را مردی بلند قامت و ستبر بازو میدید، فرمود: «به گمانم این مرد بسیاری از حریفانش را به هلاکت رسانده. سپس به عبدالله فرمود: اگر مایلی، به سوی آنها برو.<ref>{{متن حدیث|إِنِّي لَأَحْسَبُهُ لِلْأَقْرَانِ قَتَّالاً! اُخْرُجْ إِنْ شِئْتَ}}</ref> | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
:پدر و مادرم به فدایت! در راه [[فرزندان]] [[پاک]] و [[ذریه]] محمد{{صل}} [[مبارزه]] نما!. | :پدر و مادرم به فدایت! در راه [[فرزندان]] [[پاک]] و [[ذریه]] محمد{{صل}} [[مبارزه]] نما!. | ||
عبدالله به سوی همسر آمد تا او را به خیمه [[زنان]] بازگرداند، ولی او دامان پیراهن شوهرش را گرفت و میگفت: رهایت نخواهم کرد تا با تو [[جان]] بسپارم! اما عبدالله چون در دست راستش شمشیر خون آلود و از دست چپش به واسطه قطع انگشتانش خون میچکید، نتوانست همسرش را برگرداند. از این رو [[امام حسین]]{{ع}} آن [[زن]] را صدا زد و فرمود: «[[خداوند]] به شما [[خاندان]]، | عبدالله به سوی همسر آمد تا او را به خیمه [[زنان]] بازگرداند، ولی او دامان پیراهن شوهرش را گرفت و میگفت: رهایت نخواهم کرد تا با تو [[جان]] بسپارم! اما عبدالله چون در دست راستش شمشیر خون آلود و از دست چپش به واسطه قطع انگشتانش خون میچکید، نتوانست همسرش را برگرداند. از این رو [[امام حسین]]{{ع}} آن [[زن]] را صدا زد و فرمود: «[[خداوند]] به شما [[خاندان]]، پاداش نیک عطا فرماید و تو را مشمول [[رحمت]] خودش قرار دهد، نزد [[زنان]] باز گرد و در کنار آنها بنشین؛ زیرا [[جهاد]] از زنان برداشته شده است!»<ref>{{متن حدیث|جُزِيتُمْ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ خَيْراً، اِرْجِعِي رَحِمَكِ اَللَّهُ إِلَى اَلنِّسَاءِ فَاجْلِسِي مَعَهُنَّ، فَإِنَّهُ لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ قِتَالٌ، فَانْصَرَفَتْ إِلَيْهِنَّ}}</ref>. | ||
[[ام وهب]] به فرمان امام{{ع}} به [[خیمه]] زنان بازگشت<ref>مقتل [[ابومخنف]]، تحقیق [[غفاری]]، ص۱۲۳؛ [[تاریخ]] [[طبری]]، ج۵، ص۴۲۹؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص، ۱۸۳ ج۴۵؛ کامل ابن ائیر، ج۲، ص۵۶۴؛ [[نفس المهموم]]، ص۲۴۹؛ ابصارالعین، ص۱۵۷ و با کمی اختصار [[بحار الأنوار]] ج۴۵، ص۱۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۵۱۱-۵۱۴؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء ج۲]]، ص ۴۹.</ref> | [[ام وهب]] به فرمان امام{{ع}} به [[خیمه]] زنان بازگشت<ref>مقتل [[ابومخنف]]، تحقیق [[غفاری]]، ص۱۲۳؛ [[تاریخ]] [[طبری]]، ج۵، ص۴۲۹؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص، ۱۸۳ ج۴۵؛ کامل ابن ائیر، ج۲، ص۵۶۴؛ [[نفس المهموم]]، ص۲۴۹؛ ابصارالعین، ص۱۵۷ و با کمی اختصار [[بحار الأنوار]] ج۴۵، ص۱۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۵۱۱-۵۱۴؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء ج۲]]، ص ۴۹.</ref> | ||