←پاسخ به شبهات
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۰۲: | خط ۲۰۲: | ||
# از [[امام صادق]] {{ع}} نیز راجع به این موضوع احادیثی وجود دارد که در اینجا دو نمونه از آنها را بیان میکنیم. آن حضرت در بیان [[اوصاف امام]] میفرماید: {{متن حدیث|مَعصوما مِنَ الزَّلاّتِ، مَصونا عَنِ الفَواحِشِ کُلِّها}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۰۴.</ref>؛ از [[لغزشها]] محفوظند و از هر گونه [[زشتی]] و [[زشت]] کاری مصون و در جای دیگر در معرفی خود و [[خاندان اهل بیت]] {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|نَحنُ تَراجِمَةُ أمرِ اللّه، نَحنُ قَومٌ مَعصُومونَ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۶۹.</ref>؛ ما ترجمان [[فرمان]] خداییم ما جماعتی [[معصوم]] هستیم. در این دو نمونه به صراحت از موضوع [[عصمت]] به عنوان یکی از اوصاف [[ائمه]] {{ع}} صحبت به میان میآید. | # از [[امام صادق]] {{ع}} نیز راجع به این موضوع احادیثی وجود دارد که در اینجا دو نمونه از آنها را بیان میکنیم. آن حضرت در بیان [[اوصاف امام]] میفرماید: {{متن حدیث|مَعصوما مِنَ الزَّلاّتِ، مَصونا عَنِ الفَواحِشِ کُلِّها}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۰۴.</ref>؛ از [[لغزشها]] محفوظند و از هر گونه [[زشتی]] و [[زشت]] کاری مصون و در جای دیگر در معرفی خود و [[خاندان اهل بیت]] {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|نَحنُ تَراجِمَةُ أمرِ اللّه، نَحنُ قَومٌ مَعصُومونَ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۶۹.</ref>؛ ما ترجمان [[فرمان]] خداییم ما جماعتی [[معصوم]] هستیم. در این دو نمونه به صراحت از موضوع [[عصمت]] به عنوان یکی از اوصاف [[ائمه]] {{ع}} صحبت به میان میآید. | ||
# بیاناتی از [[امام]] [[موسی کاظم]] {{ع}} نیز وجود دارد که به وضوح موضوع عصمت [[ائمه اهل بیت]] {{ع}} در آنها مورد اشاره قرار گرفته است. برای مثال در [[حدیثی]] منقول از آن حضرت میخوانیم: "کسی که از ما [[اهل بیت]]، امام میشود، جز شخص معصوم نیست، عصمت امری نیست که در ظاهر فرد باشد و به وسیله آن شناخته شود. از این رو معصوم باید تعیین شود"<ref>{{متن حدیث|الإمامُ مِنّا لا یَکونُ إلاّ مَعصوما، و لَیسَتِ العِصمَةُ فی ظاهِرِ الخِلقَةِ فیُعرَفَ بِها و لِذلکَ لا یَکونُ إلاّ مَنصوصا}}؛ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۱۳۲.</ref>. | # بیاناتی از [[امام]] [[موسی کاظم]] {{ع}} نیز وجود دارد که به وضوح موضوع عصمت [[ائمه اهل بیت]] {{ع}} در آنها مورد اشاره قرار گرفته است. برای مثال در [[حدیثی]] منقول از آن حضرت میخوانیم: "کسی که از ما [[اهل بیت]]، امام میشود، جز شخص معصوم نیست، عصمت امری نیست که در ظاهر فرد باشد و به وسیله آن شناخته شود. از این رو معصوم باید تعیین شود"<ref>{{متن حدیث|الإمامُ مِنّا لا یَکونُ إلاّ مَعصوما، و لَیسَتِ العِصمَةُ فی ظاهِرِ الخِلقَةِ فیُعرَفَ بِها و لِذلکَ لا یَکونُ إلاّ مَنصوصا}}؛ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۱۳۲.</ref>. | ||
در مدخل مناسب بارگذاری شود (در عصمت امام در حدیث یا اثبات عصمت امام در حدیث و یا اگر مناسب این دو نبود در همان عدالت امام در حدیث) | |||
== روایات عام دال بر عصمت امامان دوازدهگانه{{عم}} == | |||
یعنی امیرالمؤمنین علی و یازده فرزندش{{عم}} در منابع [[حدیث]] [[اهلالبیت]]{{عم}} فراوان و با الفاظ و مضامین گوناگون آمده است که میتوان آنها را به چند مجموعه دستهبندی نمود: | |||
=== مجموعۀ اول: روایاتی که با لفظ عصمت و مشتقات آن === | |||
۱. [[کلینی]] به سند صحیح از [[سلیم بن قیس الهلالی]] [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا، وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ- وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>؛ از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نقل است که فرمود: به [[یقین]] [[خدای تبارک و تعالی]] ما را [[پاکیزه]] کرده و معصوممان داشته و ما را [[گواه]] بر آفریدگانش و حجتش در [[زمین]] قرار داده، و ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما قرار داده که نه از او جدا شویم و نه او از ما جدا شود. | |||
در این روایت ضمن تصریح به عصمت ائمۀ [[اهلبیت]]{{عم}} به مضمون [[حدیث ثقلین]] مبنی بر عدم افتراق اهلبیت از قرآن اشاره شده است. | |||
۲. کلینی به سند صحیح از [[امام صادق]]{{ع}}روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: مَا جَاءَ بِهِ عَلِيٌّ{{ع}} آخُذُ بِهِ وَ مَا نَهَى عَنْهُ أَنْتَهِي عَنْهُ، جَرَى لَهُ مِنَ الْفَضْلِ مِثْلُ مَا جَرَى لِمُحَمَّدٍ{{صل}} وَ لِمُحَمَّدٍ{{صل}} الْفَضْلُ عَلَى جَمِيعِ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَعَقِّبُ عَلَيْهِ فِي شَيْءٍ مِنْ أَحْكَامِهِ كَالْمُتَعَقِّبِ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ، وَ الرَّادُّ عَلَيْهِ فِي صَغِيرَةٍ أَوْ كَبِيرَةٍ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ، كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} بَابَ اللَّهِ الَّذِي لَا يُؤْتَى إِلَّا مِنْهُ، وَ سَبِيلَهُ الَّذِي مَنْ سَلَكَ بِغَيْرِهِ هَلَكَ، وَ كَذَلِكَ يَجْرِي الْأَئِمَّةُ الْهُدَى وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ، جَعَلَهُمُ اللَّهُ أَرْكَانَ الْأَرْضِ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ حُجَّتَهُ الْبَالِغَةَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۹۶.</ref>؛ فرمود: هرآنچه را علی{{ع}} آورده میگیرم و از هرآنچه [[نهی]] کرده دوری جویم، برای او مانند همان [[برتری]] است که برای محمد{{صل}} است و برای محمد{{صل}} برتری بر همۀ آفریدگان خدای است، آنکه او را در هر یک از احکامی که بیان فرموده پیگردی کند همچون کسی است که [[حکم خدا]] و پیامبرش را پیگرد کند، و آنکه ریز و درشت را از او نپذیرد، کارش در حد [[شرک]] به خداست، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} همان درب ورود بر خداست که جز از آن روی بدو نتوان کرد، و همان یگانه راهی است که هرکه جز آن راه را برود هلاک شود و همین برتری برای [[امامان]] [[هدایت]] است یکی پس از دیگری، [[خدا]] آنها را ستونهای [[زمین]] قرار داده تا مبادا بر [[اهل]] خود بلرزد، و بر همه آنکه روی زمین و زیر خاک است [[حجت]] رسا قرار داده. | |||
این [[روایت]] را [[شیخ طوسی]] در [[امالی]] با لفظ مشابهی روایت کرده است و بجای {{متن حدیث|الْمُتَعَقِّبُ عَلَيْهِ فِي شَيْءٍ مِنْ أَحْكَامِهِ...}} این لفظ آمده است {{متن حدیث|الْعَائِبُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي شَيْءٍ كَالْعَائِبِ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ}}<ref>امالی طوسی، مجلس ۸، ح۲؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۱۹۱-۱۹۴.</ref>. | |||
عبارتهای {{متن حدیث|جَرَى لَهُ مِنَ الْفَضْلِ مِثْلُ مَا جَرَى لِمُحَمَّدٍ{{صل}}}} و {{متن حدیث|الرَّادُّ عَلَيْهِ فِي صَغِيرَةٍ أَوْ كَبِيرَةٍ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ}} و {{متن حدیث|سَبِيلَهُ الَّذِي مَنْ سَلَكَ بِغَيْرِهِ هَلَكَ، وَ كَذَلِكَ يَجْرِي الْأَئِمَّةُ الْهُدَى وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ}} صریح در [[عصمت امامان]] دوازدهگانۀ [[اهلالبیت]]{{عم}} است. | |||
نظیر این مضمون با دلالت صریح بر [[عصمت]] [[ائمۀ اطهار]] اثنا عشر در [[روایات]] دیگری در همین باب از [[اصول کافی]] آمده است که در اینجا به روایت فوق اکتفا میکنیم<ref>حدیث ۲ و ۳ از {{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ هُمْ أَرْكَانُ الْأَرْضِ}} از کافی، ج۱، ص۱۹۶.</ref>. | |||
۳. [[صدوق]] به سندش از [[سلیم بن قیس هلالی]] روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً{{ع}} يَقُولُ: احْذَرُوا عَلَى دِينِكُمْ ثَلَاثَةً}}؛ گفت: از [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: دربارۀ دینتان از سه کس برحذر باشید. | |||
تا آنجا که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ، وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ، لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ}}<ref>خصال، ج۱، ص۱۳۹.</ref>؛ تنها از [[خدا]] و پیامبرش و جانشینانش باید [[فرمانبرداری]] کرد، و تنها [[خداوند]] دستور به فرمانبرداری از [[پیامبر]] را داده؛ چراکه به [[یقین]] او [[معصوم]] و [[پاکیزه]] است، و [[فرمان]] به سرپیچی نمیدهد و تنها دستور به فرمانبرداری از جانشینانش داده؛ چراکه آنان پاکیزه و معصومند و فرمان به سرپیچی خدا نمیدهند. | |||
۴. [[کلینی]] و [[صدوق]] هر دو [[روایت]] کردهاند، ما در اینجا لفظ روایت صدوق را - که سندش سالم از ارسال است - نقل میکنیم: صدوق در [[عیون اخبار الرضا]] به سند متصل از [[حضرت رضا]]{{ع}} روایت میکند که - در ضمن [[حدیثی]] مفصّل دربارۀ [[امامت]] و جایگاه و [[صفات امام]] - فرمود: {{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَةِ وَ النُّسُكِ وَ الزَّهَادَةِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَةِ}}؛ و [[امام]] [[دانایی]] است که [[نادانی]] ندارد، [[سرپرستی]] است که کوتاهی نکند، [[معدن]] [[قداست]] و [[پاکیزگی]] و [[پرهیزگاری]] و [[زهد]] و [[دانش]] و [[عبادت]] است. | |||
تا آنجا که فرمود: {{متن حدیث|وَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً، فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ، فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ، يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ {{متن قرآن|ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۹۵، «باب ما جاء عن الرضا{{ع}} فی وصف الإمامة»؛ و در کافی، ج۱، ص۱۹۸؛ نیز در امالی صدوق، مجلس ۹۷، ح۱؛ ترتیب الامالی، ح۱۰۹۱.</ref>؛ و به یقین هنگامی که خدا بندهای را برای رسیدگی به کارهای بندگانش [[انتخاب]] کند سینهاش را برای آن [[گشایش]] دهد و در دلش چشمههای [[حکمت]] بنهد و به او [[دانش]] [[الهام]] کند، پس (از آن پس) در پاسخ در نماند و از راه درست خارج نشود، و او [[معصوم]]، [[تأیید]] شده، موفق و [[استوار]] است و به [[یقین]] از [[خطا]]، [[لغزش]] و [[اشتباه]] در [[امان]] است، [[خدا]] این صفات را ویژۀ او قرار داده تا حجتش بر [[بندگان]] باشد و شاهدش بر [[آفریدگان]] و «این فضل خداست که به هرکس بخواهد (و شایسته بداند) میبخشد؛ و [[خداوند]] دارای فضل عظیم است». | |||
۵. [[کلینی]] به سند صحیح کالقطعی از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ، وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ، وَ فَتَحَ بِهِمْ عَنْ بَاطِنِ يَنَابِيعِ عِلْمِهِ}}؛ به یقین خدا با [[امامان]] [[هدایت]] از [[اهلبیت پیامبر]]{{صل}}، [[دین]] خود را روشن کرد و بدانها راه و روش خود را درخشانید و به وسیلۀ ایشان درون چشمههای دانش خود را گشود. | |||
تا آنجا که فرمود: {{متن حدیث|فَالْإِمَامُ هُوَ الْمُنْتَجَبُ الْمُرْتَضَى وَ الْهَادِي الْمُنْتَجَى، وَ الْقَائِمُ الْمُرْتَجَى اصْطَفَاهُ اللَّهُ بِذَلِكَ، وَ اصْطَنَعَهُ عَلَى عَيْنِهِ فِي الذَّرِّ حِينَ ذَرَأَهُ، وَ فِي الْبَرِيَّةِ حِينَ بَرَأَهُ ظِلًّا قَبْلَ خَلْقِ نَسَمَةٍ عَنْ يَمِينِ عَرْشِهِ، مَحْبُوّاً بِالْحِكْمَةِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَهُ، اخْتَارَهُ بِعِلْمِهِ وَ انْتَجَبَهُ لِطُهْرِهِ، بَقِيَّةً مِنْ آدَمَ{{ع}}، وَ خِيَرَةً مِنْ ذُرِّيَّةِ نُوحٍ، وَ مُصْطَفًى مِنْ آلِ إِبْرَاهِيمَ، وَ سُلَالَةً مِنْ إِسْمَاعِيلَ وَ صَفْوَةً مِنْ عِتْرَةِ مُحَمَّدٍ{{صل}}، لَمْ يَزَلْ مَرْعِيّاً بِعَيْنِ اللَّهِ، يَحْفَظُهُ وَ يَكْلَؤُهُ بِسِتْرِهِ مَطْرُوداً عَنْهُ حَبَائِلُ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ مَدْفُوعاً عَنْهُ وُقُوبُ الْغَوَاسِقِ وَ نُفُوثُ كُلِّ فَاسِقٍ، مَصْرُوفاً عَنْهُ قَوَارِفُ السُّوءِ، مُبْرَأً مِنَ الْعَاهَاتِ مَحْجُوباً عَنِ الْآفَاتِ مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ، مَصُوناً عَنِ الْفَوَاحِشِ كُلِّهَا...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۰۳ و ۲۰۴.</ref>؛ پس [[امام]] همان منتخب پسندیده و [[هدایتگر]] رازدار و ایستادۀ [[امید]] برده شده است که خدایش بدین سبب او را برگزید و در [[عالم ذر]] در برابر دیدۀ خود او را ساخت و پرداخت و پیش از [[آفرینش]] [[مردمان]] در سمت راست عرشش سایهاش قرار داد و در نزدش در [[علم غیب]]، حکمتش داد، و با دانشش به خاطر پاکیزگیاش برگزیدش که یادگار [[آدم]]{{ع}} و بهترین از نسل نوح و گزیدۀ [[خاندان ابراهیم]] و [[دودمان]] اسماعیل و زبدهٔ [[خاندان محمد]]{{صل}} است و همچنان نظر کردۀ خداست که محافظتش کرده و با پوششاش نگاهدارش باشد و [[دامهای شیطان]] و لشکرش را از او دور داشته و حوادث شب هنگام و افسون [[فاسقان]] را از او دفع نماید، چنگالهای بدی را از او بگرداند و از آفات، [[پاک]] و پوشیده دارد و از [[لغزشها]] [[معصوم]] و از همۀ [[زشتیها]] مصون... . | |||
عبارت {{متن حدیث|انْتَجَبَهُ لِطُهْرِهِ}} و عبارت {{متن حدیث|لَمْ يَزَلْ مَرْعِيّاً...}} تا آخر آنچه از [[روایت]] نقل کردیم به صراحت بر [[عصمت]] تام [[امام]] دلالت دارد. | |||
۶. [[صدوق]] در [[امالی]] به سندش از [[حضرت رضا]]{{ع}} روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: حَدَّثَنِي سَيِّدِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ قَالَ: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى الْقَضِيبِ الْأَحْمَرِ الَّذِي غَرَسَهُ اللَّهُ بِيَدِهِ وَ يَكُونَ مُتَمَسِّكاً بِهِ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خِيَرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَفْوَتُهُ وَ هُمُ الْمَعْصُومُونَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطِيئَةٍ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۸۵، ح۲۷؛ ترتیب الامالی، ح۱۰۹۴.</ref>؛ گفت: آقایم علی بن موسی الرضا از پدرش از پدرانش{{عم}} از [[پیامبر]]{{صل}} نقل کرد که فرمودند: هرکه را تماشای شاخۀ سرخی که [[خداوند]] با دست خود نشانده، شاد کند و به آن چنگ زند پس باید علی و [[امامان]] از فرزندانش را [[دوست]] بدارد که به [[یقین]] آنان [[نیکان]] و [[برگزیدگان خدا]] هستند، و هم ایشان از هر [[گناه]] و خطایی معصومند. | |||
روایت مذکور نص صریح بر عصمت تام امامان از [[اهلبیت پیامبر]] است. در روایتی که [[احمد بن حنبل]] به سندش از [[زید بن ارقم]] در کتاب [[فضائل علی]]{{ع}} نقل میکند نزدیک به مضمون [[روایت]] فوق آمده است: {{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَسْتَمْسِكَ بِالْقَضِيبِ الْأَحْمَرِ الَّذِي غَرَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي جَنَّةِ عَدْنٍ بِيَمِينِهِ فَلْيَتَمَسَّكْ بِحُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}<ref>فضائل امیر المؤمنین علی بن ابیطالب، ص۳۴۰، ح۲۵۶ (نشر مجمع اهلالبیت{{عم}}).</ref>؛ گفت: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: هرکه [[دوست]] دارد به شاخۀ سرخی که [[خداوند]] با دست خود در [[بهشت عدن]] نشانده چنگ زند پس باید به [[دوستی]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} چنگ زند. | |||
۷. [[صدوق]] به سندش از [[علقمه]] [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ{{ع}} وَ قَدْ قُلْتُ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَمَّنْ تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ وَ مَنْ لَا تُقْبَلُ؟ فَقَالَ: يَا عَلْقَمَةُ، كُلُّ مَنْ كَانَ عَلَى فِطْرَةِ الْإِسْلَامِ جَازَتْ شَهَادَتُهُ؟ قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: تُقْبَلُ شَهَادَةُ مُقْتَرِفٍ لِلذُّنُوبِ؟ فَقَالَ: يَا عَلْقَمَةُ، لَوْ لَمْ تُقْبَلْ شَهَادَةُ الْمُقْتَرِفِينَ لِلذُّنُوبِ، لَمَا قُبِلَتْ إِلَّا شَهَادَاتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ، لِأَنَّهُمْ هُمُ الْمَعْصُومُونَ دُونَ سَائِرِ الْخَلْقِ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۲۲، ح۳؛ ترتیب الامالی، ح۱۰۹۳.</ref>؛ | |||
[[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ به پرسشم که گفته بودم: ای پسر پیامبر خدا به من خبر ده از کسی که گواهیاش پذیرفته است و آنکه گواهیاش (ناموجود در نرم افزار) پذیرفته نیست؟ فرمود: ای علقمه هرکه بر [[فطرت]] [[اسلام]] است گواهیاش پذیرفته است. گفتم: [[گواهی]] [[گنهکار]] پذیرفته است؟فرمود: ای علقمه اگر گواهی [[گنهکاران]] پذیرفته نباشد جز گواهی [[پیامبران]] و [[اوصیاء]]{{عم}} پذیرفته نشود؛ چراکه تنها آنان معصومند نه [[مردم]] دیگر. | |||
۸. صدوق به سندش از [[جابر جعفی]] روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ{{ع}} لِأَيِّ شَيْءٍ يُحْتَاجُ إِلَى النَّبِيِّ وَ الْإِمَامِ؟ فَقَالَ: لِبَقَاءِ الْعَالَمِ عَلَى صَلَاحِهِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَرْفَعُ الْعَذَابَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ إِذَا كَانَ فِيهَا نَبِيٌّ أَوْ إِمَامٌ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ}} وَ قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ أَتَى أَهْلَ السَّمَاءِ مَا يَكْرَهُونَ، وَ إِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي أَتَى أَهْلَ الْأَرْضِ مَا يَكْرَهُونَ، يَعْنِي بِأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَئِمَّةَ الَّذِينَ قَرَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِهِ فَقَالَ: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} وَ هُمُ الْمَعْصُومُونَ الْمُطَهَّرُونَ الَّذِينَ لَا يُذْنِبُونَ وَ لَا يَعْصُونَ، وَ هُمُ الْمُؤَيَّدُونَ الْمُوَفَّقُونَ الْمُسَدَّدُونَ بِهِمْ يَرْزُقُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِهِمْ تُعْمَرُ بِلَادُهُ وَ بِهِمْ يُنْزِلُ الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهِمْ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ، وَ بِهِمْ يُمْهِلُ أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَا يُعَجِّلُ عَلَيْهِمْ بِالْعُقُوبَةِ وَ الْعَذَابِ، لَا يُفَارِقُهُمْ رُوحُ الْقُدُسِ، وَ لَا يُفَارِقُونَهُ، وَ لَا يُفَارِقُونَ الْقُرْآنَ وَ لَا يُفَارِقُهُمْ}}<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۳ و ۱۲۴.</ref>؛ گفت: به [[امام باقر]]{{ع}} گفتم: برای چه به [[پیامبر]] و [[امام]] نیاز است؟ فرمود: برای ماندن [[جهان]] بر مصلحتش، که هنگامی که [[پیامبری]] یا امامی در [[زمین]] باشد، [[خداوند]] [[عذاب]] را از [[اهل]] زمین بر میدارد، خداوند فرموده: «ولی (ای پیامبر!) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را [[مجازات]] نخواهد کرد» و پیامبر{{صل}} فرمودند: [[ستارگان]] موجب [[ایمنی]] اهل آسمانند، و اهلبیتم موجب ایمنی اهل زمین هستند، پس هرگاه ستارگان رفتند آنچه اهل آسمان خوش ندارند سر رسد، و هرگاه اهلبیتم رفتند آنچه اهل زمین خوش ندارند سر رسد، منظورشان از اهلبیتش امامانی است که خداوند [[فرمانبرداری]] از آنان را در کنار فرمانبرداری از خود قرار داده و فرمود: «ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید! [[اطاعت]] کنید [[خدا]] را! و اطاعت کنید پیامبر (خدا) و [[پیشوایان]] ([[معصوم]]) خود را»، و آنان معصوم و [[پاکیزه]] هستند که [[گناه]] و [[سرپیچی]] از [[فرمان خدا]] نکنند و آنان [[تأیید]] شده، موفق و استوارند، به سبب ایشان [[خداوند]] [[بندگان]] خود را روزی داده و [[شهرها]] را آباد گرداند، و نیز به سبب ایشان [[باران]] را از [[آسمان]] میبارد و [[برکات]] از [[زمین]] با رویش بیرون میآید، و [[خداوند]] (ناموجود در نرم افزار) به سبب ایشان به [[گناهکاران]] مهلت دهد و در [[عقوبت]] و عذابشان [[شتاب]] نکند. و [[روح قدسی]] از ایشان جدا نشود، و ایشان از آن جدا نشوند، و از [[قرآن]] جدا نشوند و قرآن هم از ایشان جدا نشود. | |||
۹. [[صدوق]] به سندش از [[امام هادی]]{{ع}} [[زیارت]] جامعۀ [[اهلبیت]] را [[روایت]] کرده است، و در ضمن آن آمده است: {{متن حدیث|وَ أَشْهَدُ أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ...}}؛ و [[گواهی]] میدهم که شما [[امامان]] رهیافته، [[راهنما]]، [[معصوم]] و [[تکریم]] شدهاید... . | |||
تا آنجا که میفرماید: {{متن حدیث|عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً}}<ref>عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۳۰۵.</ref>؛ [[خدا]] شما را معصوم از [[لغزش]] و ایمن از [[فتنه]] و [[پاکیزه]] از [[آلودگی]] داشته و [[پلیدی]] ([[گناه]]) را از شما دور کرده و کاملاً پاکتان ساخته. | |||
۱۰. [[کلینی]] به سندش از [[امام باقر]]{{ع}} روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ{{عم}} بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لَا سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لَا أَرْضَ تُقِلُّهُمْ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} وَتَرَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْأَبْعَدِينَ فِي اللَّهِ، فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَتَاهُمْ آتٍ لَا يَرَوْنَهُ وَ يَسْمَعُونَ كَلَامَهُ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ إِنَّ فِي اللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ نَجَاةً مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ، {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«هر کسی مرگ را میچشد و جز این نیست که در رستخیز پاداشهایتان تمام داده خواهد شد؛ آنگاه هر که را از دوزخ دور کنند و به بهشت درآورند به راستی رستگار است و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.</ref> إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَكُمْ وَ فَضَّلَكُمْ وَ طَهَّرَكُمْ وَ جَعَلَكُمْ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّهِ وَ اسْتَوْدَعَكُمْ عِلْمَهُ وَ أَوْرَثَكُمْ كِتَابَهُ، وَ جَعَلَكُمْ تَابُوتَ عِلْمِهِ وَ عَصَا عِزِّهِ، وَ ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ نُورِهِ، وَ عَصَمَكُمْ مِنَ الزَّلَلِ، وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ فَتَعَزَّوْا بِعَزَاءِ اللَّهِ}} - الی ان قال: - {{متن حدیث|وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللَّهَ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ، فَسَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} مِمَّنْ أَتَاهُمُ التَّعْزِيَةُ، فَقَالَ: مِنَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى}}<ref>کافی، ج۱، ص۴۴۵ و ۴۴۶.</ref>؛ فرمود: چون [[پیامبر]]{{صل}} از [[دنیا]] رفت، [[خاندان محمد]]{{عم}} درازترین شب را گذراندند، تا آنکه پنداشتند نه آسمانی است که بر آنها [[سایه]] اندازد و نه زمینی که آنها را بردارد،؛ چراکه [[پیامبر خدا]]{{صل}} آشنایان و غریبان را در راه [[خداوند]]، [[دشمن]] خود کرده بودند، پس در این میان که آنان در این حال بودند، به ناگاه کسی بر آنها درآمد که نمیدیدندش ولی سخنش را میشنیدند. پس گفت: [[درود]] و [[رحمت]] و [[برکات]] [[خدا]] بر شما [[اهلبیت]]، به [[یقین]] در سایۀ نگهداری خداوند از هر مصیبتی دلخوشی است و از هر مهلکهای نجاتی و جبران آنچه از دست رفته: «هر [[انسانی]] [[مرگ]] را میچشد؛ و شما [[پاداش]] خود را بهطور کامل در [[روز قیامت]] خواهید گرفت؛ و هرکس از [[آتش]] ([[دوزخ]]) دور شده، و به [[بهشت]] وارد شود، نجات یافته و [[رستگار]] شده است و [[زندگی دنیا]]، چیزی جز مایۀ [[فریب]] نیست» به یقین خدا شما را برگزید و [[برتری]] داد و [[اهلبیت پیامبر]] خود ساخت و دانشش را به شما سپرده و کتابش را به شما [[ارث]] داد، و شما را صندوق [[دانش]] خود و عصای [[عزت]] خویش ساخت، و از [[نور]] خود برای شما مثلی زد، و مصون از [[لغزش]] و ایمن از [[فتنهها]] داشت، پس به تعزیت و سرسلامتی از طرف [[خدا]] [[دل]] خوش دارید، - تا آنکه گفت: - به خدا میسپارمتان، [[درود]] بر شما. از [[امام باقر]]{{ع}} پرسیدم این سرسلامتی و [[تعزیت]] از طرف چه کسی برای آنها آمد؟ فرمود: از طرف [[خدای تبارک و تعالی]]. | |||
این [[حدیث]] را [[صدوق]] با لفظی دیگر و مختصرتر از لفظ [[کلینی]] به چند سند روایت کرده است و در آخر یکی از آن الفاظ این جمله آمده است: {{متن حدیث|قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}: هَلْ تَدْرُونَ مَنْ هَذَا؟ هَذَا هُوَ الْخَضِرُ{{ع}}}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۴۶، ح۱۱؛ ترتیب الامالی، ح۴۴۶۷ و ۴۴۶۸ و ۱۰۶۳.</ref>؛ [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} فرمود: آیا میدانید این تسلیتدهنده کیست؟ این [[خضر]]{{ع}} است. | |||
نظیر [[حدیثی]] که صدوق [[روایت]] کرده با ذیل مذکور را [[متقی هندی]] نیز در [[کنز العمال]] به شمارۀ ۱۸۷۸۵ روایت کرده است. [[عیاشی]] نیز در [[تفسیر]]، دو لفظ متقارب از این حدیث را از [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} روایت کرده است<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۳۳ و ۲۳۴.</ref>. | |||
۱۱. صدوق در [[معانی الاخبار]] به سندش از [[امام محمد باقر]]{{ع}} روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً وَ لَيْسَتِ الْعِصْمَةُ فِي ظَاهِرِ الْخِلْقَةِ فَيُعْرَفَ بِهَا وَ لِذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً فَقِيلَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! فَمَا مَعْنَى الْمَعْصُومِ؟ فَقَالَ: هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلُ اللَّهِ هُوَ الْقُرْآنُ لَا يَفْتَرِقَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ الْإِمَامُ يَهْدِي إِلَى الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ يَهْدِي إِلَى الْإِمَامِ، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ }}}}<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۰ (منشورات مکتبة المفید، [[ایران]]- [[قم]]).</ref>؛ فرمود: [[امام]] از ما جز [[معصوم]] نیست، و [[عصمت]] در ظاهر [[آفرینش]] نباشد تا دانسته شود، بنابراین تنها به تصریح باشد. به او گفتند: ای پسر [[پیامبر خدا]]! معنی معصوم چیست؟ فرمود: آنکه به [[ریسمان الهی]] چنگ زند و ریسمان الهی [[قرآن]] است و آن دو تا [[روز قیامت]] از یکدیگر جدا نشوند، و امام به قرآن رهنمون است و قرآن به امام، و این فرمودۀ [[خدا]] است: «این قرآن، به راهی که استوارترین راههاست، [[هدایت]] میکند». | |||
۱۲. نیز صدوق در معانی الاخبار روایت میکند: {{متن حدیث|حُسَيْنٌ الْأَشْقَرُ قَالَ: قُلْتُ لِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ: مَا مَعْنَى قَوْلِكُمْ إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً؟ فَقَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ: الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}}}<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۱.</ref>؛ حسین أشقر گفت: از [[هشام بن حکم]] پرسیدم: معنای این گفتۀ شما چیست: [[امام]] جز [[معصوم]] نباشد؟ پاسخ داد: آن را از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم، فرمود: معصوم کسی است که به [[یاری]] و [[توفیق]] [[خدا]] از انجام همۀ محرمات الهی امتناع کند، و [[خداوند تبارک و تعالی]] فرموده: «و هرکس به خدا تمسّک جوید، به راهی راست، [[هدایت]] شده است»<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵]]، ص ۲۴۶-۲۵۶.</ref>. | |||
=== مجموعۀ دوم: روایات با مضمون مؤید بودن امامان به روح القدس === | |||
۱. [[کلینی]] به سند صحیح [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ}} قَالَ: خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُخْبِرُهُ وَ يُسَدِّدُهُ، وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۷۳.</ref>؛ از [[ابو بصیر]] نقل است که گفت: از امام صادق{{ع}} دربارۀ این [[کلام الهی]] پرسیدم: «همانگونه (که بر پیامبران پیشین [[وحی]] فرستادیم) بر تو نیز حقایقی را به [[فرمان]] خود وحی کردیم؛ تو پیش از این نمیدانستی کتاب و [[ایمان]] چیست؛ و از محتوای [[قرآن]] [[آگاه]] نبودی» فرمود: [[روح]]، آفریدهای از [[آفریدگان]] خدای است از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] بزرگتر، همراه [[پیامبر خدا]]{{صل}} بود و به او خبر میداد و او را [[استوار]] میداشت و او با امامان پس از [[پیامبر]] است. | |||
«تسدید» به معنای نگهداری از هر خطاست، بنابراین روایت مذکور بر [[عصمت ائمه]] و خلفای بعد الرسول دلالت دارد. | |||
این روایت و روایات مشابه آن به روح در آیۀ {{متن قرآن|قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«بگو روح از امر پروردگار من است» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> و نیز به [[روح]] در [[سورۀ قدر]] اشاره دارند آنجا که [[خدای متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>. | |||
۲. نیز [[کلینی]] به سند صحیح بسیار [[قوی]] [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}} قَالَ: خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ{{صل}}، وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ...}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۷۳.</ref>؛ از [[ابو بصیر]] نقل است که گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: «و از تو دربارۀ «روح» سؤال میکنند، بگو: «روح از [[فرمان]] [[پروردگار]] من است»» فرمود: روح آفریدهای بزرگتر از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است که با هیچکس از گذشتگان جز محمد{{صل}} نبوده، و او با [[امامان]] است و استوارشان میدارد... . | |||
۳. نیز کلینی به سندش از جابر [[جعفی]] نقل میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ، فَقَالَ لِي: يَا جَابِرُ إِنَّ فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ: رُوحَ الْقُدُسِ، وَ رُوحَ الْإِيمَانِ، وَ رُوحَ الْحَيَاةِ، وَ رُوحَ الْقُوَّةِ، وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ، فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى، ثُمَّ قَالَ: يَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْبَعَةَ أَرْوَاحٌ يُصِيبُهَا الْحَدَثَانُ إِلَّا رُوحَ الْقُدُسِ فَإِنَّهَا لَا تَلْهُو وَ لَا تَلْعَبُ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۷۲.</ref>؛از [[امام باقر]]{{ع}} دربارۀ [[دانش]] عالم پرسیدم، پس به من فرمود: ای جابر، به [[یقین]] در [[پیامبران]] و [[اوصیا]] پنج روح است: [[روح القدس]]، روح ایمان، روح [[حیات]]، روح قوت، روح شهوت. پس ای جابر، با روح القدس است که از زیر [[عرش]] تا درون خاک را میدانند، سپس فرمود: ای جابر، به یقین این چهار روح دچار دو آفت [[سهو]] و بیهودهکاری شوند ولی [[روح القدس]] [[سهو]] و بیهودهکاری ندارد. | |||
عبارت {{متن حدیث|لَا تَلْهُو وَ لَا تَلْعَبُ}} دلالت بر [[نفی]] [[خطا]] و [[معصیت]] به طریق اولی میکند. | |||
[[روایات]] دیگری نیز با این مضمون آمده که به همین مقدار بسنده میکنیم. | |||
۴. [[صدوق]] در [[عیون اخبار الرضا]]{{ع}} از [[حضرت رضا]]{{ع}} در ضمن [[حدیث]] مفصلی [[روایت]] میکند که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَيَّدَنَا بِرُوحٍ مِنْهُ مُقَدَّسَةٍ مُطَهَّرَةٍ لَيْسَتْ بِمَلَكٍ لَمْ تَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى إِلَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، وَ هِيَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا تُسَدِّدُهُمْ وَ تُوَفِّقُهُمْ...}}<ref>عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۱۶ و ۲۱۷.</ref>؛ به [[یقین]] [[خداوند]] ما را با [[روحی]] [[مقدس]] و [[پاکیزه]] از جانب خود [[تأیید]] فرموده که [[فرشته]] نیست و با هیچکس از گذشتگان نبوده است مگر با [[پیامبر خدا]]{{صل}} و آن [[روح]] با [[امامان]] از ما هست و [[استوار]] و موفقشان میدارد... . | |||
۵. صدوق روایت میکند به سندش از [[ابن عباس]]: {{متن حدیث|قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ جَالِساً ذَاتَ يَوْمٍ وَ عِنْدَهُ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ{{عم}} فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ أَكْرَمُ النَّاسِ عَلَيَّ فَأَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمْ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ وَ وَالِ مَنْ وَالاهُمْ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُمْ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُمْ وَ اجْعَلْهُمْ مُطَهَّرِينَ مِنْ كُلِّ رِجْسٍ مَعْصُومِينَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ وَ أَيِّدْهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ...}} - الی أن قال: - {{متن حدیث|ثُمَّ رَفَعَ{{صل}} يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي مُحِبٌّ لِمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُمُ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاهُمْ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۷۳، ح۱۸؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۲۳۷-۲۳۸، ح۱۲۸۶.</ref>؛ گفت: به یقین روزی پیامبر خدا{{صل}} نشسته بود و علی، [[فاطمه]]، حسن و حسین{{عم}} نیز نزد او بودند. [[پیامبر]] فرمودند: بار خدایا! به یقین میدانی که اینان اهلبیتم هستند و گرامیترین [[مردم]] نزد من، پس [[دوست]] بدار هرکه آنان را دوست دارد، و [[بیزاری]] جوی از هرکه از آنان بیزاری جوید، و [[یاری]] کن هرکه آنان را یاری کند، و [[دشمن]] بدار هرکه آنان را دشمن دارد، و کمک کن هرکه آنان را کمک کند، و آنان را از هرگونه [[پلیدی]] [[پاکیزه]] گردان و از هر گونه گناهی معصومشان بدار، و با [[روح القدس]] تأییدشان فرما - تا آنجا که فرمود: - سپس [[پیامبر]]{{صل}} دستشان را به سوی [[آسمان]] بلند کرده و فرمودند: بار خدایا! من تو را [[گواه]] میگیرم که دوستدارانشان را دوست و دشمنانشان را دشمن هستم، و در [[صلح]] هستم با هرکه با ایشان در صلح باشد، و در [[جنگ]] هستم با هرکه با ایشان در جنگ باشد، و دشمن هر آنکه هستم که با آنان [[دشمنی]] ورزد، و دوست کسی هستم که دوستشان دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵]]، ص ۲۵۶.</ref>. | |||
=== مجموعۀ سوم: روایات با مضمون تنزیل جانشینی اهل بیت به منزله پیامبر === | |||
اینکه ائمۀ [[اهلبیت]]{{عم}} به منزلۀ پیامبر اکرمند{{صل}} در همۀ امور به استثنای [[نبوت]] و [[احکام شرعی]] مختص به پیامبر{{صل}} آمده است، نظیر: | |||
۱. [[کلینی]] به سند صحیح [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: الْأَئِمَّةُ بِمَنْزِلَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} إِلَّا أَنَّهُمْ لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَ لَا يَحِلُّ لَهُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَا يَحِلُّ لِلنَّبِيِّ{{صل}} فَأَمَّا مَا خَلَا ذَلِكَ فَهُمْ فِيهِ بِمَنْزِلَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۷۰.</ref>؛ از [[محمد بن مسلم]] نقل است که گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: [[امامان]]{{عم}} همانند پیامبر خدایند جز اینکه پیامبر نیستند و [[زنان]] برایشان به آن اندازه که برای [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[حلال]] بود، حلال نیست، و در غیر اینها همانند پیامبر خدا{{صل}} هستند. | |||
باتوجه به اینکه [[عصمت پیامبر]]، مورد اتفاق بین [[مسلمین]] است و آیات کریمۀ قرآنی؛ نظیر {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref> و {{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref> و {{متن [[قرآن]]|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۳-۴.</ref> و غیر آنها به طور صریح بر [[عصمت پیامبر]] دلالت دارند، اشتراک [[ائمۀ اطهار]]{{عم}} با [[رسول خدا]]{{صل}} در منازل و [[مقامات]] او به استثنای [[نبوت]] و [[احکام]] [[خاصه]] بر [[عصمت امامان]] به همان نوع عصمتی که در رسول خدا{{صل}} بوده است دلالت دارد. | |||
۲. [[کلینی]] به سندش از [[ابن اشیم]] [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|قَالَ: - بَعْدَ كَلَامٍ يَنْقُلُهُ عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} - فَقَالَ لِي: يَا ابْنَ أَشْيَمَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقَالَ: {{متن قرآن|هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}} وَ فَوَّضَ إِلَى نَبِيِّهِ{{صل}} فَقَالَ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} فَمَا فَوَّضَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۶۶.</ref>؛ گفت: - بعد از نقل سخنی از [[امام صادق]]{{ع}} - سپس به من فرمود: ای پسر أشیم، به [[یقین]] [[خدا]] اختیاراتی به [[سلیمان بن داوود]] داد و فرمود: «(و به او گفتیم:) این عطای ماست؛ به هرکس میخواهی (و صلاح میبینی) بیحساب ببخش، و از هرکس میخواهی امساک کن»، و اختیاراتی هم به پیامبرش{{صل}} داد و فرمود: «آنچه را [[پیامبر]] برای شما آورده بگیرید (و [[اطاعت]] کنید)، و از آنچه شما را [[نهی]] کرده خودداری نمایید» پس آن اختیاراتی که به [[پیامبر خدا]]{{صل}} داده به یقین به ما نیز داده است. | |||
این روایت را مفید نیز در [[کتاب الاختصاص]] به سند صحیح از [[ادیم بن الحر]] و نیز به سندی دیگر از ابن اشیم روایت کرده است<ref>الاختصاص، ص۳۳۰ و ۳۳۱.</ref>. | |||
۳. کلینی به سند صحیح روایت میکند: {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ رَسُولَهُ حَتَّى قَوَّمَهُ عَلَى مَا أَرَادَ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ ذِكْرُهُ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} فَمَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ{{صل}} فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۶۸.</ref>؛ از [[محمد بن میثمی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل است که گفت: از ایشان شنیدم که میفرمود: به [[یقین]] [[خدا]] پیامبرش را [[تربیت]] کرد تا چنانچه خواست راست شد، سپس اختیاراتی به او داد و او فرمود: «آنچه را [[پیامبر]] برای شما آورده بگیرید و [[اطاعت]] کنید و از آنچه شما را [[نهی]] کرده خودداری نمایید» پس آن اختیاراتی که خدا به پیامبرش{{صل}} داده به یقین به ما نیز داده است. | |||
[[امر الهی]] به [[وجوب اطاعت]] مطلق از [[رسول خدا]]{{صل}} که در آیۀ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ...}} آمده است بر [[عصمت]] کامل رسول خدا{{صل}} دلالت التزامی دارد، بنابر آنچه در این [[روایت]] و [[روایات]] مشابه آن آمده مبنی بر اینکه آنچه در این [[آیه]] به رسول خدا{{صل}} داده شده به همان [[میزان]] به [[ائمۀ اطهار]] از [[آل محمد]]{{صل}} داده شده بر عصمت کامل [[امامان]] از آل محمد{{عم}} دلالت دارد. | |||
۴. [[شیخ مفید]] از [[حارث بن المغیره]] روایت میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ نَحْنُ فِي الْأَمْرِ وَ النَّهْيِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ نَجْرِي مَجْرًى وَاحِداً، فَأَمَّا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلِيٌّ{{ع}} فَلَهُمَا فَضْلُهُمَا}}<ref>الاختصاص، ص۲۶۷ (چاپ کنگره مفید).</ref>؛ گفت: از امام صادق{{ع}} شنیدم که میفرمود: [[پیامبر خدا]]{{صل}} و ما در [[امر و نهی]] و دانستن [[حلال و حرام]]، همانند یکدیگریم، ولی پیامبر خدا{{صل}} و علی{{ع}} برتریشان محفوظ است. | |||
۵. نیز شیخ مفید از [[احمد بن عمر الحلبی]] روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}}: لَا يَسْتَكْمِلُ عَبْدٌ الْإِيمَانَ حَتَّى يَعْرِفَ أَنَّهُ يَجْرِي لِآخِرِنَا مَا يَجْرِي لِأَوَّلِنَا وَ هُمْ فِي الطَّاعَةِ وَ الْحُجَّةِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ سَوَاءٌ، وَ لِمُحَمَّدٍ{{صل}} وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فَضْلُهُمَا}}<ref>الاختصاص، ص۲۶۸.</ref>؛ گفت: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[ایمان]] [[بنده]] کامل نمیشود مگر اینکه بداند که هرچه برای اول ماست برای آخرین ما نیز جاری است و آنان در [[فرمانبرداری]] [[اطاعت]] شدن و [[حجت]] و دانستن [[حلال و حرام]] برابرند و محمد{{صل}} و [[امیر المؤمنین]]{{ع}} برتریشان محفوظ است. | |||
۶. [[شیخ مفید]] به سند صحیح [[روایت]] میکند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ النَّحْوِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِيَّهُ{{صل}} عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}} ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} وَ قَالَ: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}} وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} فَوَّضَ إِلَى عَلِيٍّ{{ع}} وَ ائْتَمَنَهُ فَسَلَّمْتُمْ وَ جَحَدَ النَّاسُ، وَ نَحْنُ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ، مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ مِنْ خَيْرٍ فِي خِلَافِ أَمْرِنَا، فَإِنَّ أَمْرَنَا أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>الاختصاص، ص۳۳۰.</ref>؛ از [[ابواسحاق نحوی]] نقل است که گفت: از [[امام باقر]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: به [[یقین]] [[خداوند]] پیامبرش{{صل}} را بر [[محبت]] خود [[تربیت]] کرده و فرمود: «و تو [[اخلاق]] عظیم و برجستهای داری» سپس اختیاراتی به او داده و فرمود: «آنچه را [[پیامبر]] برای شما آورده بگیرید (و اطاعت کنید)، و از آنچه شما را [[نهی]] کرده خودداری نمایید» و فرمود: «کسی که از پیامبر اطاعت کند، [[خدا]] را اطاعت کرده» و به یقین [[پیامبر خدا]]{{صل}} اختیارات را به علی{{ع}} داد و امینش دانست پس شما [[شیعیان]] پذیرفتید و دیگر [[مردمان]] نپذیرفتند، و ما واسطه میان شما و خدا هستیم، خداوند برای هیچکس خیری در خلاف امر ما قرار نداده، پس به یقین امر ما امر خدااست. | |||
روایت به روشنی بر [[عصمت]] کامل [[ائمۀ اطهار]] به همان نوع عصمتی که [[رسول الله]]{{صل}} از آن برخوردار است دلالت دارد، بهویژه ذیل روایت آنجا که فرمود: {{متن حدیث|وَ نَحْنُ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ مِنْ خَيْرٍ فِي خِلَافِ أَمْرِنَا فَإِنَّ أَمْرَنَا أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}. | |||
۷. مفید به سند صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} روایت میکند: {{متن حدیث|قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: لَا وَ اللَّهِ مَا فَوَّضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ إِلَّا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ{{عم}}، فَقَالَ فِي كِتَابِهِ: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}} وَ هِيَ جَارِيَةٌ فِي الْأَوْصِيَاءِ}}<ref>الاختصاص، ص۳۳۱.</ref>؛ | |||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: نه، به [[خدا]] [[سوگند]]، خدا به هیچکس از آفریدگانش جز [[پیامبر خدا]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} اختیاراتی نداده است، پس در کتابش فرمود: «ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه [[خداوند]] به تو آموخته، در میان [[مردم]] [[قضاوت]] کنی» و این [[آیه]] دربارۀ [[اوصیا]] هم جاری است. | |||
[[تفویض]] در اینجا به معنای تفویض اختیار [[امر و نهی]] است، این تفویض به معنای عدم انفکاک امر و نهی [[رسول الله]] و امامان از [[اهلبیت]]{{عم}} از امر و نهی [[الهی]] است که به معنای [[عصمت]] تام آنها است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۵]]، ص ۲۶۰.</ref>. | |||
== پاسخ به شبهات == | == پاسخ به شبهات == | ||