بحث:ویژگی امام در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۸۴: خط ۱۸۴:
بدون [[شک]] و به [[ضرورت]] [[حکم عقل]]، [[مقام]] سترگ [[هدایت]] پس از [[نبی خاتم]]{{صل}} و [[حفظ]] دستاوردهای [[وحیانی]] آن جناب، تنها در خور کسی است که در تمام [[دوران عمر]] خویش از آلودگی‌های [[کفر]]، [[جهل]]، [[شرک]]، [[غفلت]]، [[خطا]] و [[نسیان]] در امر هدایت، پیراسته و از نخست به دست [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و در [[مکتب]] وحیانی و [[توحیدی]] او [[تربیت یافته]] و [[وارث]] [[علوم]] و آموزه‌های متعالی آن جناب باشد.
بدون [[شک]] و به [[ضرورت]] [[حکم عقل]]، [[مقام]] سترگ [[هدایت]] پس از [[نبی خاتم]]{{صل}} و [[حفظ]] دستاوردهای [[وحیانی]] آن جناب، تنها در خور کسی است که در تمام [[دوران عمر]] خویش از آلودگی‌های [[کفر]]، [[جهل]]، [[شرک]]، [[غفلت]]، [[خطا]] و [[نسیان]] در امر هدایت، پیراسته و از نخست به دست [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و در [[مکتب]] وحیانی و [[توحیدی]] او [[تربیت یافته]] و [[وارث]] [[علوم]] و آموزه‌های متعالی آن جناب باشد.
شرایط و اوصاف معتبر در [[امام]] از مسائلی است که از دیرباز مورد تحقیق و تدقیق [[عالمان]] و [[متکلمان شیعه]] بوده و در منابع بسیاری، [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] کافی برای [[اثبات]] آن ذکر شده است. به همین دلیل، طرح و بررسی مفصل همه آنها ضرورتی ندارد، لکن از آنجا که [[برتری]]، [[علم]] و [[عصمت امام]] با نقش و [[منزلت امامان]] و ارتباط [[امامت]] و [[خاتمیت]]، پیوند مستحکمی دارد، این سه ویژگی به گونه مختصر طرح و به پاره‌ای از [[ادله]] آن اشاره می‌گردد.
شرایط و اوصاف معتبر در [[امام]] از مسائلی است که از دیرباز مورد تحقیق و تدقیق [[عالمان]] و [[متکلمان شیعه]] بوده و در منابع بسیاری، [[ادله عقلی]] و [[نقلی]] کافی برای [[اثبات]] آن ذکر شده است. به همین دلیل، طرح و بررسی مفصل همه آنها ضرورتی ندارد، لکن از آنجا که [[برتری]]، [[علم]] و [[عصمت امام]] با نقش و [[منزلت امامان]] و ارتباط [[امامت]] و [[خاتمیت]]، پیوند مستحکمی دارد، این سه ویژگی به گونه مختصر طرح و به پاره‌ای از [[ادله]] آن اشاره می‌گردد.
====[[عصمت امام]]====
۱. '''[[دلیل عقلی عصمت امام]]''': غرض از [[نصب امام]]، [[هدایت]] و [[حفظ]] و [[تبیین شریعت]] است و اگر امام خود در [[فهم]] و [[تبیین دین]] دچار [[اشتباه]] و [[خطا]] یا [[مرتکب گناه]] گردد، امر هدایت، [[حفظ شریعت]] و تبیین و [[تبلیغ]] آن محقق نمی‌گردد و از سوی دیگر، اگر امام مرتکب گناه شود، [[اعتماد]] مردم به کلی از او سلب می‌گردد و به گفته‌ها و دستورالعمل‌های او عمل نخواهد شد و در نتیجه، مردم از طریق هدایت فاصله می‌گیرند و امر هدایت محقق نخواهد شد.
دلیل دیگر این است که اگر امام [[معصوم]] نباشد، مستلزم [[تسلسل]] است؛ زیرا وجه [[نیاز مردم به امام]]، جایزالخطا بودن مردم است و اگر امام نیز دچار خطا و اشتباه گردد، باید به کسی دیگر مراجعه کنند و اگر این سلسله به معصوم منتهی نگردد، تسلسل لازم می‌آید.
[[شیخ طوسی]] برای [[اثبات عصمت]] [[باطنی]] و ظاهری امام، وجه دیگری ذکر کرده است:
امام، [[ولیّ]] [[خداوند]] بر مردم است و ولی قرار دادن فرد [[معصیت‌کاری]] که در [[باطن]] و واقع، سزاوار [[لعن]] و [[برائت]] باشد، به عنوان [[امام]] که مقتضای آن، نهایت [[تکریم]] و [[بزرگواری]] است، از [[حکیم]] [[متعال]] [[قبیح]] است؛ بنابراین امام باید در ظاهر و باطن، هم در [[زمان]] [[تصدی امامت]] و هم پیش از آن، از [[گناه]] و [[قبایح]] پیراسته باشد.
۲. '''[[ادله نقلی عصمت امام]]''': برای [[اثبات عصمت امام]] به آیاتی از [[قرآن کریم]] [[استدلال]] شده است که پاره‌ای از آنها ذکر می‌شود: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.
استدلال به این [[آیه شریفه]] را می‌توان به صورت ذیل تقریر کرد:
# [[خداوند]] تکویناً [[اراده]] فرموده است که [[اهل بیت]]{{عم}} از هرگونه [[پلیدی]] [[پاک]] باشند.
# [[اراده تکوینی]] خداوند از مرادش قابل انفکاک نیست.
#پس [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} که [[اراده خداوند]] به [[پاکیزه]] بودن آنان تعلق گرفته است، از هر پلیدی پیراسته‌اند.
تمام بودن استدلال فوق مستلزم [[اثبات]] مقدمات آن است و در اثبات مقدمه نخست (مقصود از [[اراده الهی]] در آیه شریفه، اراده تکوینی است) باید گفت که دلیل این مطلب آن است که اگر مقصود، [[اراده تشریعی]] باشد، اختصاص دادن اهل بیت{{عم}} به [[تطهیر]] معنا ندارد؛ چون خداوند برای همه [[مردم]] اراده تشریعی دارد که هم از نظر ظاهری و هم از جهات [[معنوی]]، پاک و پاکیزه باشند؛ چه اینکه [[احکام]] [[تشریعی]] خداوند عام است و همه مردم را در بر می‌گیرد؛ در حالی که در آیه شریفه ادات [[حصر]] {{متن قرآن|إِنَّمَا}} به کار رفته است و این واژه نشان می‌دهد که این صفت به اهل بیت اختصاص دارد.
درباره اثبات مقدمه دوم نیز باید گفت: روشن است که اراده تکوینی [[الهی]] از مرادش انفکاک‌پذیر نیست: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref>.
افزون بر مقدمات گذشته، باید این مطلب نیز [[اثبات]] شود که مراد از [[اهل بیت]]، [[خمسه طیبه]] هستند نه [[زنان پیامبر]]؛ زیرا:
#ضمیر [[مذکر]] آمده است؛ اگر زنان پیامبر{{صل}} مقصود بود، باید ضمیر مؤنث می‌آمد.
# [[سیاق آیه]] [[تغییر]] کرده است؛ اگر مقصود زنان پیامبر{{صل}} بود، نباید در سیاق آیه تغییر رخ می‌داد. چون قبل و بعد از [[آیه]] درباره زنان پیامبر{{صل}} است و از این تغییر [[سیاق]]، به روشنی معلوم می‌شود که مخاطب، غیر از زنان پیامبر{{صل}} است.
#اگر این قسمت از آیه همانند فقرات قبل و بعد، مربوط به زنان پیامبر{{صل}} بود، پس آنان باید [[معصوم]] باشند؛ در حالی که هیچ کس ادعای [[عصمت]] آنان را نکرده است، بلکه خود [[قرآن]] در آیاتی نسبت به بعضی از زنان پیامبر{{صل}} لحن [[مذمت]] دارد و می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است)؛ چراکه به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بی‌گمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان وی‌اند» سوره تحریم، آیه ۴.</ref>. حال آیا چنین زنانی را می‌توان معصوم دانست؟
#علاوه بر اینها در [[روایات]] بسیاری از طریق [[شیعه]] و [[سنی]]، بر این نکته تصریح شده که [[آیه تطهیر]] در [[شأن]] خمسه طیبه نازل شده است.
اتفاقاً [[روایات اهل سنت]] در این باره بیش از روایات منقول از طریق شیعه است. از [[اهل سنت]] در ذیل آیه تطهیر حدود پنجاه [[روایت]] نقل شده، در حالی که در [[منابع روایی شیعه]]، حدود بیست روایت در این باره آمده است. حتی کسانی که در موارد دیگر [[تعصب]] به [[خرج]] داده و لغزیده‌اند، درباره [[نزول]] آیه تطهیر در [[شأن اهل بیت]]{{عم}} اعتراف کرده‌اند<ref>سید هاشم بحرانی، غایة المرام و حجة الخصام، ج۳، ص۱۹۷-۲۱۲ در این کتاب تمام روایات مربوط به این آیه با منابع آن ذکر شده است.</ref>.
[[عصمت امام در سخنان پیامبر]]{{صل}}
[[حدیث ثقلین]]: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ وَ إِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا حَتَّى يُورِدَهُمَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}.
این [[روایت]] به [[طور]] [[متواتر]] از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] و با تعابیر مختلف نقل شده است و [[اختلاف]] تعابیر، هیچ ضرری به اصل مطلب ندارد؛ چه اینکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} این مضمون را در موارد مختلف فرموده است. این روایت را بسیاری از [[علمای اهل سنت]] در [[کتب سیره]] و [[تاریخ]] و کتب [[روایی]] خود از حدود سی تن از [[اصحاب پیغمبر]]{{صل}} نقل کرده‌اند<ref>ر.ک: حدیث الثقلین که آقای قوام الدین وشنوه‌ای تحقیقات مفصلی درباره اسناد این حدیث دارند. این کتاب در دارالتقریب اسلامی مصر به چاپ رسیده است و آقای مصطفی ملکی آن را به فارسی ترجمه کرده است.</ref>.
'''تقریب [[استدلال]]'''
#در این [[حدیث]]، [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} [[اهل بیت]] را در امر [[هدایت مردم]]، [[قرین]] و توأم [[کتاب خدا]] قرار داده است.
# [[خدا]] درباره کتابش می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref>.
#اگر اهل بیت{{عم}} گرد [[باطل]] و نادرستی می‌گشتند و پیراسته از [[خطا]] و [[گناه]] نمی‌بودند، [[پیامبر]]{{صل}} آنان را قرین و توأم با کتاب خدا قرار نمی‌داد و [[مردم]] را به [[پیروی مطلق]] آن بزرگواران امر نمی‌کرد.
بنابراین از حدیث ثقلین به روشنی فهمیده می‌شود که [[امامان]]{{عم}} همانند کتاب خدا از خطا و [[اشتباه]] پیراسته‌اند و باطل در آنان راه ندارد. [[عصمت امامان]]{{عم}} را جز شیعه، برخی از [[دانشمندان اسلامی]] نیز پذیرفته‌اند؛ [[ابن عربی]] درباره [[عصمت امام مهدی]]{{ع}} می‌گوید:
او [[رحمت]] است؛ چنان که پیامبر{{صل}} رحمت بود و آن حضرت [[اوامر]] [[رسول اکرم]]{{صل}} را [[متابعت]] می‌کند و از [[خطا]] پیراسته است و [[پیامبر]]{{صل}} بر خطاناپذیری او [[شهادت]] داده و بدان تصریح کرده است؛ چنان که [[دلایل عقلی]] بر [[عصمت]] [[پیغمبر]]{{صل}} شهادت می‌دهد<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۳۸.</ref>.
[[عطار نیشابوری]] می‌گوید:
خواجه [[حق]] پیشوای [[راستین]] کان [[علم]] و [[بحر]] [[حلم]] و [[قطب]] [[دین]]
[[ساقی کوثر]] [[امام]] رهنما ابن عم [[مصطفی]] [[شیر خدا]]
مرتضای [[مجتبی]] جفت [[بتول]] خواجه [[معصوم]] داماد [[رسول]]<ref>عطار نیشابوری، منطق الطیر، ص۲۹. ر.ک: پژوهشگران دانشگاه علوم اسلامی رضوی، اندیشه‌های کلامی شیخ طوسی، ج۳، عصمت از نگاه شیخ طوسی.</ref>.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۲]] ص ۵۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۱۷

ویرایش