←پیوند شرک عبادی با شرک ربوبی
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
بررسی [[آیات قرآن]] درباره یکایک پیامبران نشان میدهد که دعوت به [[عبادت خدا]] و وانهادن پرستش [[بتها]]، همواره محوریترین موضوع دعوت آنها بوده است. فقط با نگاهی گذرا به [[آیات]] بیانکننده سرگذشت پیامبران [[اولوا العزم]]، روشن میشود که مهمترین انحراف اقوام آنان، شرک در عبادت و پرستش تندیسها، و محوریترین موضوع [[تبلیغ]]، اجتناب از بتپرستی و [[دعوت به توحید]] [[عبادی]] بوده است؛ از جمله، بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>«همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما میهراسم» سوره اعراف، آیه ۵۹.</ref>، [[نوح]] {{ع}} که نخستین [[پیامبر]] اولوا العزم بود، به [[قوم]] [[بتپرست]] خود گفت خدا را بپرستید که جز او خدایی نیست. [[ابراهیم]] {{ع}} نیز با استفهام انکاری قوم خویش را به سبب عبادت غیر خدا نکوهش کرده: {{متن قرآن|أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«آیا به جای خداوند چیزی را میپرستید» سوره انبیاء، آیه ۶۶.</ref> و آنها را به عبادت خدا فراخوانده است: {{متن قرآن| اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ }}<ref>«خداوند را بپرستید و از او پروا کنید» سوره عنکبوت، آیه ۱۶.</ref> [[موسی]] {{ع}} نیز پس از آنکه [[بنیاسرائیل]] معبودی همانند آلهه [[بتپرستان]] از او خواستند، چنین درخواستی را از روی [[نادانی]] خواند: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ}}<ref>«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بتهایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.</ref> و هنگامی که از [[عیسی]] {{ع}} در [[قیامت]] پرسیده میشود که آیا تو پیروانت را به [[پرستش]] خود و مادرت فراخواندهای؟ آن حضرت با منزه دانستن [[خداوند]] از هرگونه [[شریک]]، اعلام میکند که چنین [[دعوت]] ناحقی را به زبان نیاورده است و تأکید میکند که تنها چیزی را گفته که از سوی [[خدا]] [[فرمان]] داشته و آن پرستش [[پروردگار]] یکتا و یگانه است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانستهای، تو آنچه در درون من است میدانی و من آنچه در ذات توست نمیدانم، بیگمان این تویی که بسیار داننده نهانهایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>، {{متن قرآن|مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» سوره مائده، آیه ۱۱۷.</ref> [[قرآن کریم]] [[خاتم پیامبران]]، [[حضرت محمد بن عبدالله]] {{صل}} را نیز مخاطب قرار داده و از [[حکم]] پروردگار خبر میدهد که از [[شرک عبادی]] اجتناب کرده و فقط خداوند را [[عبادت]] کنید: {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref> | بررسی [[آیات قرآن]] درباره یکایک پیامبران نشان میدهد که دعوت به [[عبادت خدا]] و وانهادن پرستش [[بتها]]، همواره محوریترین موضوع دعوت آنها بوده است. فقط با نگاهی گذرا به [[آیات]] بیانکننده سرگذشت پیامبران [[اولوا العزم]]، روشن میشود که مهمترین انحراف اقوام آنان، شرک در عبادت و پرستش تندیسها، و محوریترین موضوع [[تبلیغ]]، اجتناب از بتپرستی و [[دعوت به توحید]] [[عبادی]] بوده است؛ از جمله، بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>«همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما میهراسم» سوره اعراف، آیه ۵۹.</ref>، [[نوح]] {{ع}} که نخستین [[پیامبر]] اولوا العزم بود، به [[قوم]] [[بتپرست]] خود گفت خدا را بپرستید که جز او خدایی نیست. [[ابراهیم]] {{ع}} نیز با استفهام انکاری قوم خویش را به سبب عبادت غیر خدا نکوهش کرده: {{متن قرآن|أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«آیا به جای خداوند چیزی را میپرستید» سوره انبیاء، آیه ۶۶.</ref> و آنها را به عبادت خدا فراخوانده است: {{متن قرآن| اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ }}<ref>«خداوند را بپرستید و از او پروا کنید» سوره عنکبوت، آیه ۱۶.</ref> [[موسی]] {{ع}} نیز پس از آنکه [[بنیاسرائیل]] معبودی همانند آلهه [[بتپرستان]] از او خواستند، چنین درخواستی را از روی [[نادانی]] خواند: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ}}<ref>«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بتهایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.</ref> و هنگامی که از [[عیسی]] {{ع}} در [[قیامت]] پرسیده میشود که آیا تو پیروانت را به [[پرستش]] خود و مادرت فراخواندهای؟ آن حضرت با منزه دانستن [[خداوند]] از هرگونه [[شریک]]، اعلام میکند که چنین [[دعوت]] ناحقی را به زبان نیاورده است و تأکید میکند که تنها چیزی را گفته که از سوی [[خدا]] [[فرمان]] داشته و آن پرستش [[پروردگار]] یکتا و یگانه است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانستهای، تو آنچه در درون من است میدانی و من آنچه در ذات توست نمیدانم، بیگمان این تویی که بسیار داننده نهانهایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>، {{متن قرآن|مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» سوره مائده، آیه ۱۱۷.</ref> [[قرآن کریم]] [[خاتم پیامبران]]، [[حضرت محمد بن عبدالله]] {{صل}} را نیز مخاطب قرار داده و از [[حکم]] پروردگار خبر میدهد که از [[شرک عبادی]] اجتناب کرده و فقط خداوند را [[عبادت]] کنید: {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref> | ||
== پیوند شرک عبادی با [[شرک]] [[ربوبی]] == | ==== پیوند شرک عبادی با [[شرک]] [[ربوبی]] ==== | ||
از [[آیات قرآن کریم]] به روشنی استفاده میشود که اقوام پیامبران پیشین و بتپرستانی که [[قرآن]] [[زندگی]] آنها را گزارش کرده، از رهگذر شرک در [[ربوبیّت]] و [[باور]] به [[تدبیر]] برخی امور عالم از سوی غیر خدا به شرک عبادی میگراییدند و موجودی را که به [[گمان]] خود در [[شئون]] مختلف هستی مؤثر میپنداشتند به [[امید]] کسب سود یا دفع زیان عبادت میکردند. بنابراین [[شرک عبادی]] آنها در [[شرک]] [[ربوبی]] ریشه داشت، از این رو [[پیامبران]]، مستمر به آنها تأکید میکردند که غیر [[خدا]] هیچگونه نقش مستقلی در [[تدبیر]] عالم ندارد. | از [[آیات قرآن کریم]] به روشنی استفاده میشود که اقوام پیامبران پیشین و بتپرستانی که [[قرآن]] [[زندگی]] آنها را گزارش کرده، از رهگذر شرک در [[ربوبیّت]] و [[باور]] به [[تدبیر]] برخی امور عالم از سوی غیر خدا به شرک عبادی میگراییدند و موجودی را که به [[گمان]] خود در [[شئون]] مختلف هستی مؤثر میپنداشتند به [[امید]] کسب سود یا دفع زیان عبادت میکردند. بنابراین [[شرک عبادی]] آنها در [[شرک]] [[ربوبی]] ریشه داشت، از این رو [[پیامبران]]، مستمر به آنها تأکید میکردند که غیر [[خدا]] هیچگونه نقش مستقلی در [[تدبیر]] عالم ندارد. | ||