←معناشناسی
| خط ۹: | خط ۹: | ||
واژه شرک، مصدر از ریشه "ش - ر - ک" و شرک به معنای مشارکت و همراه شدن در چیزی و مقابل انفراد است<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۶۵؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۴۵۱.</ref>. بسیاری از لغویان در توضیح این ریشه، آن را به معنای شرکت دانستهاند<ref>جمهرة اللغه، ج۲، ص۷۳۲؛ اساس البلاغه، ج۱، ص۳۲۸، "شرک".</ref>. ابنفارس یکی از دو معنای اصلی شرک را مقارنت و شرکت دانسته است؛ به این معنا که چیزی به گونهای میان دو نفر باشد که هیچیک به تنهایی [[حق تصرف]] در آن را نداشته باشد<ref> معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۲۶۵، "شرک".</ref>. مصطفوی در تحقیق ریشه "ش ـ ر ـ ک" و در کوشش برای بازگرداندن همه کاربردهای آن به معنایی واحد، بر این نظر تأکید کرده که معنای اصلی این ریشه، تقارن دو یا چند نفر در عملی یا امری است؛ به گونهای که برای هر یک از آنان بهره یا تأثیری در آن عمل یا امر باشد<ref> التحقیق، ج۶، ص۴۸، "شرک".</ref>. | واژه شرک، مصدر از ریشه "ش - ر - ک" و شرک به معنای مشارکت و همراه شدن در چیزی و مقابل انفراد است<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۶۵؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۴۵۱.</ref>. بسیاری از لغویان در توضیح این ریشه، آن را به معنای شرکت دانستهاند<ref>جمهرة اللغه، ج۲، ص۷۳۲؛ اساس البلاغه، ج۱، ص۳۲۸، "شرک".</ref>. ابنفارس یکی از دو معنای اصلی شرک را مقارنت و شرکت دانسته است؛ به این معنا که چیزی به گونهای میان دو نفر باشد که هیچیک به تنهایی [[حق تصرف]] در آن را نداشته باشد<ref> معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۲۶۵، "شرک".</ref>. مصطفوی در تحقیق ریشه "ش ـ ر ـ ک" و در کوشش برای بازگرداندن همه کاربردهای آن به معنایی واحد، بر این نظر تأکید کرده که معنای اصلی این ریشه، تقارن دو یا چند نفر در عملی یا امری است؛ به گونهای که برای هر یک از آنان بهره یا تأثیری در آن عمل یا امر باشد<ref> التحقیق، ج۶، ص۴۸، "شرک".</ref>. | ||
کاربرد واژه شرک و مشتقات آن در اصطلاح [[قرآن]] و علوم اسلامی هماهنگ با معنای لغوی آن و به مفهوم [[شریک قائل شدن برای خدا]] در امور مختص به او، مانند وجوبِ وجود، الوهیت، [[معبود]] بودن و [[تدبیر]] [[شئون]] [[آفریدگان]] است <ref>بحار الانوار، ج۳، ص۳.</ref> و [[مشرک]] کسی است که به [[یگانگی خدا]] [[ایمان]] نداشته باشد، یا در یکی از [[مقامات]] ویژه خدایی، چیزی را [[شریک]] او بداند و برای موجودی جز [[خدا]] "[[استقلال]] در تأثیر" قائل باشد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>. | کاربرد واژه شرک و مشتقات آن در اصطلاح [[قرآن]] و علوم اسلامی هماهنگ با معنای لغوی آن و به مفهوم [[شریک قائل شدن برای خدا]] در امور مختص به او، مانند وجوبِ وجود، الوهیت، [[معبود]] بودن و [[تدبیر]] [[شئون]] [[آفریدگان]] است<ref>بحار الانوار، ج۳، ص۳.</ref> و [[مشرک]] کسی است که به [[یگانگی خدا]] [[ایمان]] نداشته باشد، یا در یکی از [[مقامات]] ویژه خدایی، چیزی را [[شریک]] او بداند و برای موجودی جز [[خدا]] "[[استقلال]] در تأثیر" قائل باشد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>. | ||
از واژگان مرتبط با شرک، [[الحاد]] و [[کفر]] است. الحاد به معنای منحرف شدن از [[حق]] است<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۷/۳۰۷؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۷۳۷.</ref> و مقصود از آن [[انحراف]] از [[توحید]] و میل به شرک است<ref>ابوالفتوح حسینی، مفتاح الباب، ۱۵۳؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۵.</ref> و گاهی به معنای کفر به کار میرود<ref>حلی، الباب الحادیعشر، ۱۵۳.</ref>. تفاوت کفر با شرک در این است که کفر [[انکار]] وحدانیت [[حقتعالی]] یا [[نبوت پیامبر اسلام]]{{صل}}<ref>امام خمینی، الطهاره، ۳/۴۳۷ و ۴۴۲؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۴.</ref> یا یکی از [[ضروریات دین]]<ref>کاشفالغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۴/۳۲۹.</ref> است و از این نظر کفر اعم از شرک است؛ از اینرو برخی معتقدند در اصطلاح [[قرآن کریم]] کفر به معنای شرک نیست؛ چون شامل [[اهل کتاب]] هم میشود و [[قرآن]] اهل کتاب را از نظر [[تاریخی]] [[مشرک]] نمیداند، ولی [[کافر]] میداند و حتی کافر اعم از مشرک و اهل کتاب است؛ یعنی افراد ملحد را نیز دربر میگیرد<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۹۸۶–۹۸۷.</ref>؛ بنابراین عناوینی چون کفر، الحاد و شرک برای اعتقاد غیر [[موحد]] به کار میرود و مشرک و کافر و ملحد در این جهت مشترکاند که از جرگه توحید خارج و از [[مغفرت الهی]] بینصیباند.<ref>جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | از واژگان مرتبط با شرک، [[الحاد]] و [[کفر]] است. الحاد به معنای منحرف شدن از [[حق]] است<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۷/۳۰۷؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۷۳۷.</ref> و مقصود از آن [[انحراف]] از [[توحید]] و میل به شرک است<ref>ابوالفتوح حسینی، مفتاح الباب، ۱۵۳؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۵.</ref> و گاهی به معنای کفر به کار میرود<ref>حلی، الباب الحادیعشر، ۱۵۳.</ref>. تفاوت کفر با شرک در این است که کفر [[انکار]] وحدانیت [[حقتعالی]] یا [[نبوت پیامبر اسلام]]{{صل}}<ref>امام خمینی، الطهاره، ۳/۴۳۷ و ۴۴۲؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۴.</ref> یا یکی از [[ضروریات دین]]<ref>کاشفالغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۴/۳۲۹.</ref> است و از این نظر کفر اعم از شرک است؛ از اینرو برخی معتقدند در اصطلاح [[قرآن کریم]] کفر به معنای شرک نیست؛ چون شامل [[اهل کتاب]] هم میشود و [[قرآن]] اهل کتاب را از نظر [[تاریخی]] [[مشرک]] نمیداند، ولی [[کافر]] میداند و حتی کافر اعم از مشرک و اهل کتاب است؛ یعنی افراد ملحد را نیز دربر میگیرد<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۹۸۶–۹۸۷.</ref>؛ بنابراین عناوینی چون کفر، الحاد و شرک برای اعتقاد غیر [[موحد]] به کار میرود و مشرک و کافر و ملحد در این جهت مشترکاند که از جرگه توحید خارج و از [[مغفرت الهی]] بینصیباند.<ref>جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | ||