عقل در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←کاربرد دلیل عقل
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
از آنجا که تمامی [[احکام الهی]] مبتنی بر [[مصالح]] و [[مفاسد]] واقعی و براساس واقع نظری و به [[مصلحت]] انسان است، [[نظام حقوقی اسلام]] مبتنی بر [[حق]] و [[عدل]] و نتیجتاً [[عقلانی]] است. به این معنا که هرگاه عقل از راهی به شناخت کامل این واقعیتها و حقائق و مصالح و مفاسد نائل شود، او هم همان را [[انتخاب]] خواهد کرد، که شرع [[فرمان]] داده است. بنابر این در مواردی که به مقتضای دلیل قطعی [[عقلی]] میتوان قاعدۀ [[حقوقی]] را [[کشف]] کرد، در چنین مواردی اگر نصی وجود داشته باشد، [[اوامر]] شرع نسبت به آنها حالت ارشادی پیدا میکند و از حالت مولوی (فرمان راندن) خارج میشود. و در [[اصول فقه]] به این موارد مستقلات عقلیه گفته میشود و عقل در این حالت [[حکم شرع]] را در [[حقیقت]] کشف میکند و [[فقیه]] از راه عقل به مضمون [[وحی]] میرسد، اما نه به آن معنا که عقل خود منبع کشف حقوقی است؛ زیرا منبع اصلی وحی است، بلکه به این معنا که عقل میتواند راهی به [[شناخت]] وحی پیدا کند. | از آنجا که تمامی [[احکام الهی]] مبتنی بر [[مصالح]] و [[مفاسد]] واقعی و براساس واقع نظری و به [[مصلحت]] انسان است، [[نظام حقوقی اسلام]] مبتنی بر [[حق]] و [[عدل]] و نتیجتاً [[عقلانی]] است. به این معنا که هرگاه عقل از راهی به شناخت کامل این واقعیتها و حقائق و مصالح و مفاسد نائل شود، او هم همان را [[انتخاب]] خواهد کرد، که شرع [[فرمان]] داده است. بنابر این در مواردی که به مقتضای دلیل قطعی [[عقلی]] میتوان قاعدۀ [[حقوقی]] را [[کشف]] کرد، در چنین مواردی اگر نصی وجود داشته باشد، [[اوامر]] شرع نسبت به آنها حالت ارشادی پیدا میکند و از حالت مولوی (فرمان راندن) خارج میشود. و در [[اصول فقه]] به این موارد مستقلات عقلیه گفته میشود و عقل در این حالت [[حکم شرع]] را در [[حقیقت]] کشف میکند و [[فقیه]] از راه عقل به مضمون [[وحی]] میرسد، اما نه به آن معنا که عقل خود منبع کشف حقوقی است؛ زیرا منبع اصلی وحی است، بلکه به این معنا که عقل میتواند راهی به [[شناخت]] وحی پیدا کند. | ||
در اینجا اصالت عقل و رأی و [[تبعیت]] شرع از عقل مطرح نیست، بلکه مضمون اعتبار عقل ( | در اینجا اصالت عقل و رأی و [[تبعیت]] شرع از عقل مطرح نیست، بلکه مضمون اعتبار عقل (حجیت) در مستقلات عقلیه به معنای تطابق عقل و شرع است. | ||
با این توضیح میتوان به فرق اصولی عقل و [[اجماع]] پی برد و این فرق را به چند صورت بیان کرد: | با این توضیح میتوان به فرق اصولی عقل و [[اجماع]] پی برد و این فرق را به چند صورت بیان کرد: | ||